عبده وازن ، منتقد ادبی لبنانی و دبیر سرویس فرهنگی روزنامه الحیات با محمود درویش گفتوگویی طولانی و مفصل انجام داده است . این گفتگو در غیبت کتاب خاطرات درویش میتواند غنیمتی باشد . در پایان گفتگو مترجم برای شناخت بیشتر مخاطب از تحول فکری و شعری درویش ، اشعاری از مجموعه کامل و جدید او را برگزیده و ترجمه کرده است
محمود درویش از بزرگترین شاعران نوگرای فلسطینی و جهان عرب است. تاکنون چند مجموعه از اشعار او به فارسی ترجمه و منتشر شده است. عبده وازن منتقد ادبی لبنانی و دبیر سرویس فرهنگی روزنامه الحیات با او گفت و گویی طولانی و مفصل انجام داده که ابتدا در پنج شماره آن روزنامه سپس در فصل نامه فرهنگی ـ ادبی الکرمل به سردبیری خود محمود درویش به چاپ رسید. این گفت و گو در غیبت کتاب خاطرات محمود درویش می تواند غنیمت باشد. درویش در این گفت و گو از تحول این جوان انقلابی و آزادیخواه به مشاور فرهنگی یاسر عرفات سخن می گوید. پس از آن مهم ترین و چالش برانگیزترین دوره زندگی او فرا می رسد؛ خداحافظی با سیاست و پرداختن صِرف به ادبیات. محمود درویش در پاسخ به یک سوال وازن از درونیات خود پرده برمی دارد. وقتی عبدو از او می پرسد کدام یک را بیش تر دوست داری، خانه یا راه خانه؟ می گوید: «من وقتی خارج از وطن بودم، فکر می کردم راه به خانه می رسد و خانه از راه خانه زیباتر است؛ اما وقتی به آنچه خانه نامیده میشود و خانه حقیقی نیست، بازگشتم، این گفته را تغییر دادم و گفتم: راه خانه همچنان از خانه زیباتر است.» در پایان گفت و گو مترجم برای شناخت بیش تر مخاطب از تحول فکری و شعری درویش، اشعاری از مجموعه کامل و جدید او را برگزیده و ترجمه کرده است. اگر کسی جز خویشتن بودم... راه را بر می گزیدم... چرا که نه تو سر بازگشت داری... و نه من... دستی به گیتار بزن... تا دست به تن ناشناخته ها بکشیم... بر آن افقی که دل از دل مسافران می رباید... اگر کسی جز خویشتن بودم... بر این راه با گیتار می گفتم: مرا نواختن بر زهی دیگر بیاموز... خانه دور است... و راه... راهی که به خانه می رساندمان زیباتر است... این را آخرین آوازهام می گویند
محمود درويش Mahmoud Darwish was a respected Palestinian poet and author who won numerous awards for his literary output and was regarded as the Palestinian national poet. In his work, Palestine became a metaphor for the loss of Eden, birth and resurrection, and the anguish of dispossession and exile.
The Lotus Prize (1969; from the Union of Afro-Asian Writers) Lenin Peace Prize (1983; from the USSR) The Knight of the Order of Arts and Letters (1993; from France) The Lannan Foundation Prize for Cultural Freedom (2001) Prince Claus Awards (2004) "Bosnian stećak" (2007) Golden Wreath of Struga Poetry Evenings (2007) The International Forum for Arabic Poetry prize (2007)
محمود درويش هو شاعرٌ فلسطيني وعضو المجلس الوطني الفلسطيني التابع لمنظمة التحرير الفلسطينية، وله دواوين شعرية مليئة بالمضامين الحداثية. ولد عام 1941 في قرية البروة وهي قرية فلسطينية تقع في الجليل قرب ساحل عكا, حيث كانت أسرته تملك أرضًا هناك. خرجت الأسرة برفقة اللاجئين الفلسطينيين في العام 1948 إلى لبنان، ثم عادت متسللة عام 1949 بعد توقيع اتفاقيات الهدنة، لتجد القرية مهدمة وقد أقيم على أراضيها موشاف (قرية زراعية إسرائيلية)"أحيهود". وكيبوتس يسعور فعاش مع عائلته في قرية الجديدة.
بعد إنهائه تعليمه الثانوي في مدرسة يني الثانوية في كفرياسيف انتسب إلى الحزب الشيوعي الإسرائيلي وعمل في صحافة الحزب مثل الإتحاد والجديد التي أصبح في ما بعد مشرفًا على تحريرها، كما اشترك في تحرير جريدة الفجر التي كان يصدرها مبام.
أحد أهم الشعراء الفلسطينيين والعرب الذين ارتبط اسمهم بشعر الثورة والوطن. يعتبر درويش أحد أبرز من ساهم بتطوير الشعر العربي الحديث وإدخال الرمزية فيه. في شعر درويش يمتزج الحب بالوطن بالحبيبة الأنثى. قام بكتابة وثيقة إعلان الاستقلال الفلسطيني التي تم إعلانها في الجزائر.
Tras una juventud dentro de la Palestina ocupada, años salpicados por numerosos arestos, se trasladó a Egipto y después al Líbano para realizar su sueño de renovación poética. Será en su exilio en Paris, tras tener que abandonar forzosamente el Líbano, donde logre su madurez poético y logre un reconocimiento ante los ojos occidentales.
En 1996, tras los acuerdos de Oslo para la autonomía de los territorios de Gaza y Cisjordania, dimite como ministro de Cultura de la Organización para la Liberación de Palestina y regresa a Ramallah. Allí dirige la revista literaria Al Karmel, cuytos archivos fueron destruidos por el ejército israelí durante el asedio a la ciudad en el año 2002.
احساس می کنم در زندان بزرگی هستم که در سرزمین و وطنم ساخته شده است... حد و مرزها بین دو مفهوم وطن و تبعیدگاه واقعن در هم آمیخته است. آزادی نیز، شکننده است و هم بسیار زیباست. باید در اسارت آن باقی بمانیم. در این اسارت، در اسارت آزادی، می توانیم آزاد شویم... مهم این است که وطن را از دست و خیالمان بر زمین نگذاریم... اعتراف می کنم وقت زیادی را در کارهای بیهوده، در سفر، روابط و اینگونه کارها هدر داده ام. اکنون هم حریصانه تلاش می کنم وقتم را صرف یک کار مهم بکنم، بخوانم و بنویسم... از میانِ گفت و گوهای درویش
گفتوگوی نه چندان بلندی با محمود درویش که به نقاط مهمی از زندگی و آثار و کارهایش میپردازد اما هر کدام بسیار مختصر است. از هر نقطه آن میشود سرنخی گرفت به جاهای دیگر.
رائع جدا ينقسم الكتاب إلى قسمين، بدايته نقدية جمالية تتعلق بالتحولات في شعر محمود درويش ثم حوارٌ مطول يعرض فيه أفكار شاعرنا العظيم ورؤاه وفلسفاته أراهن أن من يُحب محمود درويش سيجده كتابا لافتا ومهما ومفيدا يُشرّح هذا الأدب الكبير بشكل بسيط سأُعيد قراءته قريبا .. وقريباً جدا ربما تكون لي بعد ذلك إضافة أخرى
وقد علمنا أن سرّ التمازج والتباين في المخلوقات , إنما هو الاتصال والانفصال , والشكل دائما ً يستدعي شكله , والميل إلى مثله ساكن , وللمجانسة عمل محسوس وتأثير مشاهد , والتنافر في الأضداد والموافقة في الأنداد والنزاع فيما تشابه موجود فيما بيننا .. "
اعتقد بأنه كتاب رائع ، كتابات محمود درويش تلامس مشاعري وتشعرني بدفئ كبير ، وتزيد من رغبتي في أن أصبح كاتبة مستقبلية ، يعجبني براعة قلم درويش ، لا أريد أن أتوقع ما يحدث في هذا الكتاب ، يعجبني ان اتفاجأ في كل مره بما يتحدث به قلم درويش