Johan August Strindberg, a Swede, wrote psychological realism of noted novels and plays, including Miss Julie (1888) and The Dance of Death (1901).
Johan August Strindberg painted. He alongside Henrik Ibsen, Søren Kierkegaard, Selma Lagerlöf, Hans Christian Andersen, and Snorri Sturluson arguably most influenced of all famous Scandinavian authors. People know this father of modern theatre. His work falls into major literary movements of naturalism and expressionism. People widely read him internationally to this day.
دو تای دیگ رو با عناوین اصلی شون امتیاز دادم. این فقط برای مونولوگ پینتره و البته داشتم به این فکر می کردم که این مونولوگ از زبون یه مرده و خب چرا باید توی این مجموعه بیاد وقتی دو تای اول مونولوگایی زنانه ان.
پینتر یه جورایی همیشه ما رو با روان شناسی شخصیتش درگیر می کنه و درونیاتی که کم کم بروز می ده.
من کمی با ترجمه مشکل داشتم چون در مورد سه نفر صحبت می شه که حالا ما از قراین می تونیم بفهمیم که کی دقیقا کیه اما خب بهتر بود که توی ترجمه چون "او" زیاد به کار برده می شه مترجم یه پاورقی می زد که از ابتدا ما بدونیم کدوم او she هه و کدوم he .
توی این مونولوگ نسبت به دو مونولوگ قبل کمتر حضور زمان و مکان حاضر و کنش شخصیت با چیزهایی در زمانِ حال نمایشی رو حس می کنین و به ما یاد دادن که مونولوگی که از پتانسیل حال و ابزار صحنه اش استفاده می کنه زنده تر و جذاب تره تا مونولوگی که غیر از این باشه. همین باعث می شد که سخت باهاش ارتباط بگیرم. مثلا توی قوی تر خانم ایکس با خانم ایگرگ در ارتباطه و حتی حضور اشیایی که خریده به تک گویی اش سمت و سوق می ده. توی پیش از صبحانه شخصیت زن با شوهرش درگیره و مدام باهاش کنش داره و این که خونه رو تمیز می کنه و صحبونه آماده می کنه و تک گویی رو با اینا پیش می بره. اما توی مونولوگ من دقیق نمی تونم بفهمم شخصیت کجاست یا داره چی کار می کنه چون مدام یادی از گذشته داره و داره گذشته رو برای ما توضیح می ده و بیشتر توضیحه تا کنش در لحظه.
رابطه. رابطهها ما را تعریف میکنند، به ما جهت میدهند، ما را عوض میکنند، علایقمان را، دیدمان را، تجربیاتمان را. رابطهها نخهای نامرئیِ همیشه حاضری هستند که مرزها را از نو میسازند. کتابِ سه تک گویی، در مورد همین رابطههاست. از صد و بیست سالِ پیش تا همین نزدیکی. و حتما تا خیلی دور در آینده.
نزدیک به صد و بیست سال پیش، اگوست استریندبرگ نمایش نامه نویس شهیر سوئیسی مونولگی تک پرده نوشت که در ان از زبان یک زن به شرح ماجرای یک مثلث عشق پرداخت! ظرافت های روایی این نمایش نامه و سفید خوانی مخاطب از روایت در نوع خود بی نظیر است
با توجه به حجم کمش خوندنش ضرری نداره. مترجم کاره جالبی کرد این سه تا تک گویی رو کنار هم چید. همه چیز ساده و کلاسیک. ساختار و روایت که اطلاعات شخصیت هارو قطره قطره رو میکرد. جذبم نکرد ولی ضرری هم نداشت. پیش هم بمونیم.