گرید یا فرم شطرنجی یا شبکهای در هنر قرن ۲۰ حضوری همه جایی دارد. از جمله کارهای هنرمندانی مثل موندریان، جسپر جونز، اندی وارهال، اگنس مارتین، لوییز نولسون، چاک کلوز و.. نویسنده ساختار گرایانه گرید را نقد کرده و مدعی است گرید ساختاری ارائه میدهد که تناقض بین ارزش های علمی و روحانی در ناخودآگاه مدرنیسم به صورت چیزی سرکوب شده باقی بماند. و آن را با کارکرد اسطوره در تلاش فرهنگ ها برای مواجهه با تناقضها مقایسه کرده. گرید را در شکل پنجره در نقاشی سمبولیست ها میتوان ردگیری کرد. از همین جا نقش دوگانه گرید/ پنجره را می توان دریافت: هم شفاف است و نور را عبور میدهد و هم کدر است و مثل آینه تصویر را به دام می انوازد و قفل میکند.
Krauss’s analysis positions the grid as a pivotal form in modern art that encapsulates the paradoxes of modernism. It reflects both the rationalist materiality of science and the metaphysical aspirations of spirituality. As a mythic structure, the grid conceals contradictions, enabling modern art to navigate the tensions between autonomy and cultural significance, materialism and transcendence, and stasis and change. Krauss takes the most rigid, repetitive form in modern art and reveals it as a site of deep instability, and that reversal is what makes the essay so enduring.