تا پنجاه صفحه ی اخر انگار نویسنده اول نشسته بود زندگیه ی خرو نوشته بود و بعد برای اون کارها دلایل خردمندانه اورده بود ، من ک لذت بردم هر چند کتاب اقتباسی بود و هر چند تذکری بود بر احوال مردم اون زمان اما دوستش داشتم
کتاب ترجمه ای آزاد از کتابی به اسم خاطرات یک خره که ظاهراً یک طنز انتقادی داشته اینجا جناب اعتماد السلطنه از بار داستانی کتاب کم کردن و از دید خودشون به نقد روزگار زمان خودشون پرداختن .
خدمت سرور مهرگستر خودم آقاميرزا جعفر. ای مخدوم عزيز من! از آن التفات و توجه كه هميشه نسبت به اين خادم باركش و ارادتكيش بردبار خود داشتيد، ممنونم! ليكن به نوع ما كه جماعت خران هستيم به طور حقارت نظر فرموده، حيوان بیشعور و از شعار تربيت دور تصور میكرديد. برای اينكه جنابعالی را به درستی از عالم و روزگار خران آگاهی باشد، لازم ديدم اين رساله را ترتيب نموده به حضور عالی تقديم كنم. موضوع اين لايحه سرگذشت و وقايع زندگی اين مخلص باركش است. بعد از مطالعه به جنابعالی معلوم خواهد شد كه ما نرهخران و مادهكران و كرهخران چگونه طرف صدمه و زحمت غيرمنصفانه نوع بشر و همجنسان جنابعالی هستيم. همچنين خواهيد دانست كه ما طايفه درازگوشان را از مقامات صورت و معنی چه بهرهها، و در ذوق و ادراك چه رتبههاست. ضمنا بر خاطر دقيق جنابعالی معلوم خواهد شد كه در روزگار جوانی، چنانكه افتد و دانی، چگونه اين حقير مستمند هواپرست و زبردست بوده، از شرارت نفس و متابعت هوس چه بدبختی و نكبت ديدم. لاجرم به سرانگشت تقدير گوشمالها گرفتم و به صراط مستقيم هدايت شدم ...! ... شما متولد شدید در کذب، نمو کردید در کذب، زندگی می کنید در کذب، چگونه ترک عادت می توانید؟ «کذب» طبیعت ثانوی برای شما شده است ... اگر در میان شما کسی به راستی حرکت کند و مخالف طبیعت ثانوی رفتار نماید، به خطا رفته است ... غافل از این معنی که شما به خلاف ما (خران)، محتاج ابنای خودید و تا پا به عالم تمدن و تعاون نگذاشته اید، ذلیل تر و بدبخت ترین جانورانید...!
کتابی ساده و زبان فهم!!!!! شاید در نگاه اول کتابی آنچنانی به نظر نرسد اما باید توجه داشت که در عصری که کتاب نگاشته شده، دید نویسنده بسیار فراخ و در خور تامل است