« Je suis venu vous dire que vous allez mourir. Signé : le Maestro ». Cette inscription tracée en lettres de sang sur le mur de son salon bouleverse Harold Irving, un écrivain dont la vie part en lambeaux. S'engage alors un terrifiant jeu de massacre orchestré par le Maestro. Pris au piège de ce tueur machiavélique et sans limites, Harold va s'unir à Dexter Borden, un flic du FBI, et Franny Chopman, un médecin légiste, pour tenter d'enrayer la mécanique d'une implacable vengeance. Mais comment échapper à un monstre qui a tout prévu, tout planifié, anticipé la moindre de vos réactions ? Entre Dexter et Californication, Maelström vous entraîne de San Francisco à Philadelphie dans ses courants irrésistibles.
یه کتاب جذاب و پرکشش و دارک با ریتم سریع که بهخاطر خشونت زیاد سلاخ، این سوال پیش میآد که علت اینهمه خشونت چیه و چی باعث شده این آدم تبدیل به چنین سلاخ خشنی بشه. توصیفات نوع مرگ هرکدوم از قربانیها خشونت زیادی داره و کشف علتش رو که در گذشته دفن شده جالبتر میکنه. موضوعی که در گذشته رخ داده یه انسان معمولی رو تبدیل به هیولایی کرده که بهراحتی عدهای رو سلاخی میکنه. البته من منطق پشت اتفاقی که در گذشته رخ داده رو درست درک نکردم اما چنین اتفاقی میتونه منجر به چنین بیرحمیای در یه انسان بشه. کتاب قشنگی بود.
ترجمه شده با عنوان سلاخ توسط آریا نوری از نشر شبنا و دلیل اینکه این کتابو خوندم هم همین بود کتاب خوبی بود یکمی حوصله سر بر و کلیشه ای بنظر میاد تا اینکه میرسید به آخرش و اون پایان گیوم موسویی باعث میشه به عقب ورق بزنید و بعضی از قسمت ها رو دوباره بخونید و دنبال جوابای سوالایی که براتون پیش اومده بگردید چون که در طی خوندن همه اش برام طولانی و کلیشه ای بنظر میومد با خودم می گفتم نهایت سه ستاره بدم بهش ولی به خاطر اون پایان 4.5 خیلی هم عالی ✌
این کتاب تموم شد اما چه تموم شدنی؟ یعنی بعد ۲۰ و اندی سال ، کامل این کتاب فریبم داد به قدری منو داخل خودش کشوند که واقعا حالم باهاش بد شد
بریم سراغ مرور شروعش خوب بود اینکه قاتل کاملا حرفه ای و مسلط بود و تمام جرایم نامه ها نوشته ها محاسبه شده بود جذابیت را بالا برد اینکه حتی « سلاخ » قاتل زنجیره ای داستان از بازرسان و کارآگاهان پرونده خودش اطلاع داشت بازی شون میداد به سخره گرفته بودشان باعث میشه بیشتر سردرگم بشیم مخصوصا شخصیت هارولد نویسنده ای جنایی نویس که گذشته خودش را به یاد نمی آورد اما سلاخ به خوبی با او آشناست ولی همین سلاخ از هارولد و همچنین دکستر ، افسر پلیس اطلاعات مهمی دارد در هر کتابی نیت قاتل و متجاوز سریع و صریح معمولا بیان میشه اما در این کتاب نه حداقل تا فصول پایانی این سلاخ واقعا درجه خشونت بالایی داره جوری که مثلش رو ندیده بودم و نخونده بودم یه جاهایی داستان رو استوپ میکردم تا حالم بهم نریزد هرچند که در فصل های که قربانی هارو شکنجه و به بدترین نحو ذبح میکرد چندین روز کنار میذاشتم کتاب را واقعا این کتاب برای زیر ۱۶ سال مناسب نیست خیلی دلم میخواد پایان این کتاب رو اسپویل کنم و دیگران مجبور نباشند بخوانند چون واقعا جوری درگیر کننده است که حتی نمیتونی بزنی آخرش چون ذره ذره اطلاعات تثبیت میشه واقعا نویسنده اش آدم مریضی بود من نمیدونم این آقای مارشان خودش قاتل نباشد باید شک کرد ؟!
Je ne suis pas forcément thrillers mais celui-ci est bien construit. Après une phase d'acclimatation avec les différents personnages, l'intrigue nous choppe pour ne plus nous laisser de répit. De très nombreux rebondissements, certains prévisibles, certains un peu tirés par les cheveux, donnent à ce premier roman une facilité de lecture bien agréable.
J'ai eu beaucoup de mal a suivre, je me suis souvent perdu dans les personnages et les différents passés. L'intrigue a été suffisamment forte pour que je termine le livre autrement je l'aurais abandonné. Ça se lit, la plume n'est pas mauvaise mais ce n'est définitivement pas mon style.
un très bon premier roman du type thriller, très bien agencé, le lecteur n'en finit pas d'avoir des surprises Néanmoins, au sein de l'histoire, l'auteur insiste sur des éléments qui, finalement, n'ont que peu d'intérêt pour l'histoire en elle-même certains points sont également tirés par les cheveux mais l'ensemble reste original, agréable à lire, bien écrit je le recommande donc fortement et attends les prochains livres du même genre du même auteur