📃 پرویز از فشار نگاههای پدر سرش را پائین انداخت و گفت: بی هدف نمیشود زندگی کرد. بابا گفت: بی هدف نمیشود زندگی کرد اما برای داشتن هدف غلط هم نباید زندگی را تباه کرد.
سایهی شوم، خاطرات زندگی بانویی بهائی هست که بر اثر جریاناتی مسلمان میشود. این کتاب با بیان جزئیات زندگی این بانو، تصویری واضح از بهائیت را ارائه میدهد. نویسنده از احکام و قوانین این فرقه سخن میگوید و واکنش تشکیلات بهائیت را نسبت به مسلمان شدنش و مشکلاتی که برایش به وجود میآورند را بازگو میکند. تمام ماجراهای نوشته شده کاملا حقیقی هستند و فقط اسم اشخاص، اسامی مستعار است. سایهی شوم کتابی به شدت جذاب با موضوعی جدید و جالب هست که خواندن آن را به همهی شما دوستان فرهیخته پیشنهاد میکنم.
📖 #سایهی_شوم (خاطرات یک نجات یافته از بهائیت) ✍🏻 #مهناز_رئوفی |
اصلا خوشم نيومد! نثر ابتدايي و خامي داشت...وقايع با هم نميخوندن، مثلا يه جا از رحلت امام ميگه، چند سال بعدش ميگه يکي از دوستاش شهيد شد، اونم وقتي جنگ خيلي وقت پيش تموم شده بوده...کلا درباره بهاييت هم اونطور که بايد چيزي نگفته بود، فقط روي فاسد بودن و ظالم بودنشون هي تاکيد ميکرد...در کل کتاب سطح پاييني بود...همين!
خلاصه: رمانی بر پایه زندگی واقعی نویسنده. داستان زندگی دختری از خانواده پرجمعیت پیرو آیین بهایی که مسلمان شد. نظر من: در قالب رمان اطلاعات خوبی درباره آیین بهایی میگیرید ولی داستان پردازی فوقالعاده ضعیف عه. نویسنده با خودشیفتگی شخصیت اصلی داستان رو نوشته ولی در عین حال شخصیت بسیار ضعیفی داره. داستان پردازی اصلا منسجم نیست و شخصیت ها بیشتر مثل کاراکتر های بازی های سیمز و ماینکرافت رفتار میکردند. لینک در طاقچه: https://taaghche.com/book/79191
خوندنش پیشنهاد میشه. سرگذشت یه بهاییزادهای ک تصمیم گرفته دنبال حقیقت بره. اطلاعات نسبتا خوبی درمورد خانوادههای بهایی و تشیکلاتشون میده. تنها ایرادی ک میتونم از این کتاب بگیرم اینه ک زیاد به ماجراش با پرویز و بهروز پرداختهبود، اما من دوست داشتم از قضیهی مسلمون شدنش بیشتر بدونم. چطوری یهو تصمیم ب مسلمون شدن گرفت؟ یهو دوباره برگشت ب بهاییت، باز رفت ب سمت اسلام. چی تو ذهنش میگذشت؟ دوست داشتم این قسمتهارو بیشتر باز میکرد و توضیح میداد. ولی درکل خوب بود.