Jump to ratings and reviews
Rate this book

مشکلات حکومت دینی

Rate this book

236 pages, Paperback

1 person is currently reading
38 people want to read

About the author

علی صفایی حائری

53 books101 followers
علی صفایی حائری معروف به (عین- صاد) فرزند مرحوم شیخ عباس صفایی حائری و نوه‌ی مرحوم شیخ محمدعلی صفایی حائری در سال1330 در شهر قم دیده به جهان گشود. پس از سپری نمودن دوران کودکی و با گذراندن دوره‌ی دبستان و اتمام کلاس ششم (نظام قدیم) در سن سیزده سالگی شروع به تحصیل علوم دینی در حوزه علمیه قم نمود.



دروس سطح حوزه را در کمتر از چهار سال به اتمام رساند و در این دوران از محضر اساتیدی چون رضا سلطانی (قرآن و صرف و نحو)، مهدی بیگدلی و شیخ حسن منتظریان و حجت‌الاسلام باکوئی، جلیلی و فشارکی (ادبیات فارسی و زبان عربی) استفاده کرد. کتاب "منظومه" (علم منطق) را نزد استاد نبی‌فضل و کتاب "معالم" (اصول فقه) را در کلاس سید حسن حسابه‌ای آموخت. او پس از طی این مقدمات از حجت‌الاسلام اعتمادی کتاب "قوانین" و از حجت‌الاسلام فاضل هرندی، آیت‌الله موسوی تبریزی و شهید محراب آیت‌الله سید اسدالله مدنی، کتاب فقهی "شرح لمعه" را تلمذ کرد.



علی صفایی "رسائل" را نزد سیدمهدی روحانی و شیخ جعفر سبحانی تحصیل نمود و برای فرا گرفتن "مکاسب" که از کتب فقهی پایان دوره سطح است از آقایان بناروانی و فاضل قفقازی بهره جست و در نهایت با خواندن کتاب "کفایةالاصول" نزد آقایان فاضل، ستوده و میرزا حسین نوری دوره سطح را به اتمام رساند. در خارج فقه و اصول از آقایان شیخ مرتضی حائری و سید محقق داماد استفاده نمود و در طی این دوره‌ی علمی به تصریح خود بیشتر از محضر علمی پدرش که جزء اساتید زبده‌ی حوزوی در سطوح عالی بود؛ استفاده کرد و بدین ترتیب خارج طهارت، طاعت، صوم، زکات، خمس، حج، ضمان، اجاره و مقداری از نکاح و بیع را به انجام مقبولی رساند تا در جوانی به اجتهاد نایل شود.



علی صفایی در جایی می‌نویسد: «هرچه دارم از پدرم است. تمامی سوز تشیع و ولایت و محبت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) را از ایشان دارم. در عظمت نگاه او حقارت دنیا را می‌دیدم. هم اوست که برایم درسی بوده تا در تنهایی به تولد و تولیدی برسم؛ و "نداریم" و "تکلیفی نیست" را به ندارم و باید بسازم و کاری کنیم راه بدهم. همین اعتقاد مرا بر آن داشته تا به تربیت و سازندگی فکر کنم و مسئولیت هر آنچه هست را به خود بگیرم و به انتقاد نپردازم؛ و همین است که کار اساسی خود را یکی دگرگون کردن تلقی توده‌ها از خود، و دیگر به دست آوردن مهره‌های کارساز می‌دانم.»



اما این روند علی صفایی را بدین پایه صاحب نظر و اثر نکرد؛ او همزمان با شروع دروس حوزوی به مطالعه‌ی سریع، دقیق و وسیع ادبیات معاصر و داستان نویسی ایرانی روی آورد: «شاید سیزده ساله بودم که داستان‌های صادق هدایت را تمام کردم. داستان‌هایی که درد و رنج انس

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
3 (50%)
3 stars
3 (50%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
558 reviews41 followers
December 20, 2022
https://delsharm.blog.ir/1401/09/29/m...

این کتاب به نوعی ادامهٔ کتاب «از معرفت دینی تا حکومت دینی» است. کتاب قبلی در پاسخ به شبهاتی بود که بیشتر مربوط است به حلقهٔ کیان علی‌الخصوص عبدالکریم سروش و مجتهد شبستری. این کتاب مجموع چند سخنرانی به هم مرتبط است که در سه بخش در مورد مشکلات حکومت دینی با نگاه به حکومت امیرالمؤمنین بحث می‌کند. در بخش اول با نگاه به حکومت امیرالمؤمنین، حرف اصلی نویسنده آن است که در بهترین حالت که معصوم حاکم باشد مشکلات عجیب و غریبی برای حکومت داری به وجود خواهد آمد. حرف کلی نویسنده آن است که وظیفهٔ اصلی حکومت دینی ایجاد بستر و آزادی برای کمال است (لیقوم الناس بالقسط؛ که در واقع مردم باید خودشان عدالت را برپا کنند و حاکم دینی باید این اقامهٔ به قسط را تبیین کند). در این شرایط بسیاری به دلایل مختلف همراه نخواهند بود، کارشکنی بسیار خواهد بود، ریا و نفاق هم سرجایش است و همهٔ این‌ها باعث ایجاد مشکلات فراوان برای حاکم دینی می‌شود.


در بخش دوم کتاب در مورد مشکلات حکومت دینی در صورت انحراف حاکم می‌گوید که روی به دورهٔ حکومت سه خلیفه دارد. و بخش سوم کتاب که بسیار کوتاه است در مورد مشکلات حکومت در صورت داشتن اصول درست اما اجرای ضعیف بحث می‌کند. این بخش به معنای درست کلمه طعنه به مشکلات جمهوری اسلامی است. جایی نویسنده می‌گوید چرا اینقدر دایرهٔ خودی‌ها باید در جامعه‌ای تنگ بشود که فرصت بروز و ظهور استعدادها به آحاد نرسد. در کتاب قبلی هم نویسنده جایی اشاره کرده بود که زیاد در بند شکل حکومت نیست (یاد حرف شیائو پنگ رئیس‌جمهور فقید چین می‌افتم که می‌گفت گربه باید موش بگیرد؛ سیاه و سفیدش فرقی نمی‌کند). اینجا هم در همان خط سیر است و بیشتر همِّ نویسنده در آن است که بگوید علاوه بر مبانی درست، باید کارکرد درست و کارآمدی باشد که بدون آن سرنوشتی جز شکست به وجود نخواهد آمد.

در چند جای سخنرانی‌های کتاب اشاره به بحث گفتگوی تمدن‌ها می‌کند که سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور وقت آن را در سازمان ملل گفته بود. نویسنده حرف قابل تأملی می‌زند: فرض کنید تمدن‌ها با هم گفتگو کردند و به این نتیجه برسند که تعارض در مبانی و منافع دارند. آن‌وقت تکلیف چیست؟ او مضموناً تفکر اصلاحات در مورد گفتگوی تمدن‌ها را تخطئه می‌کند و می‌گوید این فکر که با گفتگو بشود این همه ابرقدرت را با کشورهای دیگر به آشتی رساند ساده‌لوحی است.

Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.