اشک در چشمهای امام مینشیند:
خدایا به تو پناه میبریم از کرب و بلا، و هر چه اندوه و گرفتاری، و هر چه
ماتم و غم،...قسم به آنکه جانم در دست قدرت و اختیار اوست،چنان که جدم رسول امین فرمود،این خاک همان است که خونمان بر آن ریزند و قبرهامان در آن جای گیرد.
ما هم به همراهی امام مینشینیم که در افق خیرهی سپاه حر است. من هم نگاه میکنم، با حیرتی که از ابتدای رسیدن سپاه با من است؛ جماعتی که به دین رسولاند و به همان آیین نماز میگذارند... اکنون مقابل پسر پیامبرشان...
امام بیآنکه چشم از افق گیرد،سوال نپرسیدهام را پاسخ میگوید:
- زهیر! مردم بندگان دنیایند و دین بازیچهی زبان و قافیهی کلامشان است. در دین با آنند، تا آن زمان که معیشت و معاششان را ضمان باشد، دیندارند تا آن وقت که این زمین، روزی و روزگارشان ثمر دهد؛ و چون هنگام امتحان آید و هنگامهی بلا رسد،اندکند مؤمنان...
#فصل_شیدایی_لیلاها
#سید_علی_شجاعی
📝کتاب از زبان برخی یاران امام حسین علیه السلام در مورد واقعهی کربلا نوشته شده،یارانی مثل زهیر بن قین بجلی،حر بن یزید ریاحی و... قلم آقای شجاعی که بی نظیر بود و کسانی که کتابهای ایشون رو خونده باشند قطعا از این کتاب هم لذت بردند.من زمانی که کتاب رو میخوندم صحنه هایی از فیلم مختار هم جلوی چشمام بود مثل شهادت زهیر و ...توبهی حر و ترک جنگ ضحاک و پشیمانیش از اینکه جنگ رو به پایان نرسوند،همه بی نهایت زیبا بیان شده بود.