عنوان: انسیه خانوم؛ نویسنده: جعفر شهری؛ تهران، خزر، 1349؛ در 240 ص؛ داستانها: انسیه خانوم؛ اسدالله - حاجی اسدالله؛ طلب مغفرت؛ حاجی مراد از مجموعه داستانهای کوتاه جعفر شهری است که به خوبی رد پای (طهران قدیم) در آن دیده میشود. قصه عشقها و هوسها و دلمشغولیهای مردم کوچه و بازار...؛
مجموعه ای از فحش های پراکنده مخلوط با افکار کمونیستی زن ستیز و تعفن برانگیز ! عشق اولین مفهومی هست که به کثافت میکشه ؛ برای جعفر شهری عشق چیزی جز هوس و جولان غزائز نیست ! زن موجود دست چند و پست فطرت و گرفتار هوسی هست که با یک بر و روی دلربا و قد و بالای رعنا تنش رو در اختیار هر بی سر و پای بی وجودی میذاره !حتی از زن فحش های متنوعی میسازه و عبارت های حاوی زن از دم کنایه های تحقیر برانگیز برای مردان هست ! مثلا زن بچه مرده رو به عنوان تحقیر برای مرد ضعیف استفاده میکنه ... مخلص کلام کثافت به تمام معنا !
حقیقتا نمیدونم چقدر ستاره بدم که حس واقعیم به این کتاب باشه. تعریف این نویسنده رو از روی کتابهای شکرتلخ و گزنه خیلی زیاد شنیده بودم و با اینکه هردوتاشون رو هم داشتم ولی چون این کتاب حجم کمتری داشت انتخابش کردم و ظاهرا کار اشتباهی کردم. تو کتاب خیلی به زبون عامیانه و کوچه بازاری حرف زده و دقیقا انگار تو اون مکان وجود داری و میتونی به راحتی حرص بخوری و ناراحت باشی همراه شخصیتها، خلاصه از هیچ نظری مشکلی نداشتم، جز متنش. نظر شخصیم اینه که کتاب جالبی نبود و بیشتر از یه بار نمیخونمش. بیشتر شبیه اون داستانهای جنسیایه که قبلا چاپ میکردن تو مجلات و اینترنت.
کتاب شامل چهار داستان کوتاه بود: انسیه خانوم، اسدالله- حاجی اسدالله، طلب مغفرت و ختم مراد.
داستانها بسیار خوشخوان، روان و تا حدودی لحن طنزی داشتند، به ویژه پاراگراف آخر هر داستان که فوق العاده بود. به طوری که همه صفحات هر داستان گویا مقدمه چینی بوده و پاراگراف آخر و به ویژه خط آخر ضربه نهایی زده میشود و کل داستان با یک جمله صریح و شفاف جمعبندی میگردد و به پایان میرسد.
قلم آقای شهری واقعا توانا و شیوا است، به طوری که این کتاب را میشود یک نفس خواند و لذت برد.
کتابهای دیگر ایشان را هم در نوبت خواندن قرار دادم.
کتاب «انسیه خانم» شامل چهار داستان مستقل است که همگی حول محور اصلی رواج خرافات در جامعهی قدیم و مفاهیم جامعهشناسی و انسانشناسی میچرخند. نویسنده با قلمی روان و خودمانی، به زیبایی طرز فکر و اعتقادات مردم آن دوران را به تصویر میکشد و جامعهی گذشته را به خواننده منتقل میکند.
جَعفَرِ شَهریباف (۱۲۹۳ در عودلاجان تهران - ۶ آذر ۱۳۷۸ در تهران) از نویسندگان ایرانی و پژوهندهٔ تاریخ تهران بود. شهری در دو مجموعهٔ طهران قدیم (۵ جلد) و تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم (۶ جلد)، حال و هوای تاریخی تهران را با جزئیاتش بیان میکند. دیگر اثر او، قند و نمک، مجموعهای از اصطلاحات اصیل تهرانی با توضیحات و پیشینه است.
سه رمان از رمانهای او، یعنی شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت را باید سهگانهای دانست که اولی مربوط به دوران کودکی نویسنده و رنجهای مادر وی، دومی شرح دوران نوجوانی، و سومی مربوط به دوران میانسالی اوست. کتابهای حاجی در فرنگ (در دو جلد) و حاجی دوباره نیز سفرنامهٔ مؤلف است به مکه و سپس اروپا
مجموعه داستان انسیه خانم که شامل چهار داستان کوتاه انسیه خانم، اسدالله- حاجی اسدالله، طلب مغفرت و ختم مراد می باشد. در کل مجموعه داستان قشنگی بود و طنز تلخی در تمام داستان ها وجود داشت. هر چند که نویسنده در داستان آخرش خیلی از کلمات نامناسب استفاده کرده بود!!!
کتاب «انسیه خانوم» از آثار کوتاه جعفر شهریه که در سال ۱۳۴۹ چاپ شد و شامل چند داستان کوتاه از جمله داستان اصلی با همین نام، «اسدالله (حاجی اسدالله)»، «طلب مغفرت» و «ختم مراد» است . برای من، «انسیه خانوم» تجربهای واقعاً دلنشین بود مشابه یه پنجرهی کوچک که به دنیا و زمانهای باز میشه که امروز کمتر دیدش. روایتهای شهری نه به قصد نوستالژی صرف، بلکه با دقت و ظرافت فرهنگی شکل گرفتهاند و آدم رو درگیر جزئیات زندگی مردمی میکنن که شاید امروز به فراموشی سپرده شدن.
شخصیتها ساده، اما پر از احساس، با روزمرگیهایی که ناخودآگاه مخاطب رو میکشونن به فضای کوچههای تنگ و پرهیاهوی تهران قدیم. لحن نوشتهها خیلی نزدیک و ملموسه، و به نظرم این صادقانه بودن و وفاداری به واقعیت، بزرگترین جذابیت کتابه.
اگر دنبال کتابی هستی که توی چند خطِ کوتاه، هم زندگی یک دورهی تاریخی رو به تصویر بکشه و هم آدم رو با خودش همراه کنه، «انسیه خانوم» انتخاب خوبیست کوتاه، ژرف و دلمشغولکننده.
اولین نکته ای که باید موقع خوندن این کتاب در نظر بگیرید تاریخ چاپش هست. کتاب 1349 منتشر شده و تو فضای بسته و محدود اون روزها ساختارشکنی جعفر شهری قابل تحسینه. زیر پا گذاشتن و نادیده گرفتن بسیاری از عقاید سنتی که هنوز هم رایجه و همچنین به سخره گرفتن بسیاری از اون ها کاریه که جعفر شهری سال 49 انجام داده و این قابل ستایشه. بیان کژی ها و زشتی ها اگر از منظر طرفداری نباشه، اتفاقا بد هم نیست و شهری بسیاری از کژی ها رو بازگو و مذمت می کنه، بدون این که شعاری به نظر برسه... کتاب رو دوست داشتم چون بسیار متفاوت بود و سعی نمی کرد مثل نویسنده های اون دوران از آثار خارجی تقلید کنه 👌🏻