•که مرگ همانا رهایی از این عذاب و ماتم است
و مرگ همانا رهایی از این اشک دَمادَم است•
همسرایانِ نمایشنامهی "وزغها"ی آریستوفانس (بزرگترین کمدینویس یونان)، آیسخولوس رو اینطوری خطاب میکنن: "نخستین کس که کاخ آسمانسای تراژدی را بنا کرد". آیسخولوس (آشیل) پدر نمایشنامهنویسی یونانه که فقط یه بار و اون هم از سوفوکلس شکست خورده. میگن که توی یه بازهی زمانی هر شرکتکنندهی جشنوارههای دیونیسوسی میتونسته به جای نمایشنامهی خودش یه نمایشنامه از آیسخولوس روی صحنه ببره و اینطور میشه که این تراژدینویس بزرگ بعد از مرگش هم ۱۵ دفعه برندهی این رقابتها میشه. فقط ۷ تا تراژدی از چندده اثر آسخولوس باقی مونده، و تنها نویسندهایه که تریلوژیِ یک سالش بصورت کامل بدست ما رسیده (هر سال هر نویسنده باید یه سهگانهی تراژدی و یه ساتیر رو وارد جشنواره میکرده): "اورستیا" که بنظر من از بقیهی تراژدیها یا سر و گردن بالاتر بود؛ شاید هم کامل بودن اثر باعث شد که بیشتر به دل من بشینه. ترجمهی عالی عبدالله کوثری هم باعث شد که خیلی از خوندن این کتاب لذت ببرم.