What do you think?


برگهای بیعشوهی ختمی
عنوان: برگهای بیعشوهی ختمی؛ شاعر: سعدی گلبیانی؛ تهران، نشر چشمه، 1390؛ در 173 ص، شابک: 9786002290359؛ موضوع: شعر شاعران معاصر ایرانی قرن 21 م
- GenresPoetry
173 pages, Paperback
First published January 1, 2012
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
March 14, 2020
زن
با چشمهای فیروزه، پوست گندم
و موهای به رنگ غروب نیشکر کوبا
زن با چیزی حدود 62 کیلو وزن
هرگز فکر نکرده بود
در را پشت سرش ببندد
من از در نیمهباز به ذهنش رفتم
او را کشتم
و به تصویر یک کابوی تنها در اعماق
کاکتوسها
تبدیل شدم
زن
با چشمهای فیروزه
پوست گندم
و موهایی به رنگ غروی نیشکر کوبا
با چشمهای فیروزه، پوست گندم
و موهای به رنگ غروب نیشکر کوبا
زن با چیزی حدود 62 کیلو وزن
هرگز فکر نکرده بود
در را پشت سرش ببندد
من از در نیمهباز به ذهنش رفتم
او را کشتم
و به تصویر یک کابوی تنها در اعماق
کاکتوسها
تبدیل شدم
زن
با چشمهای فیروزه
پوست گندم
و موهایی به رنگ غروی نیشکر کوبا
September 1, 2012
سعدی گل بیانی شاعر و منتقد ادبی از اعضاء کارگاه شعر کارنامه و منوچهر آتشی به شعر او را توجه داشته و آینده ی درخشانی را برایش می دیده که به نظر من این آینده ی درخشان در حال تجلی است و شعر سعدی جزو معدود شعرهای خوب این روزگار در جنس تخیل و زبان است و مسیرش را در صورت مداومت و کوشش شاعر خواهد یافت
جامعه
صدای خستگی یک رابطه
صدای دو نفر انگار با میخ به هم چسبانده باشند
صدای از جا دررفتن دکمهای
که کوک کرده باشی به لباست
صدای درد کشیدن انسانی که
پیشانینوشت خود را دریافته است
و پیشانینوشت خود را فراموش کرده باشد
و رفته بود ساقهی گلی را کنده بود
پیشانینوشت خود را در آن دفن
و بر مزار پیشانینوشت خود
همچون زنبور ملکه نشسته بود
و بر پیشانی نوشت کارگران پرشمار خود
میگریست
صدا صدای گلی که میشکفد در یک سحرگاه
تنها
و زنبوران پرشماری که در شهدش
بوی خون برادری را میچشند
------------------
تکرار به عنوان برجستگی فرمی در سطح زبان و همچنین تصویرسازی بسیار قوی و تو در تو در کنار ارتباط ظریف با شعر و بلاغت کلاسیک فارسی از ویژگی های شعر سعدی گل بیانی است
جامعه
صدای خستگی یک رابطه
صدای دو نفر انگار با میخ به هم چسبانده باشند
صدای از جا دررفتن دکمهای
که کوک کرده باشی به لباست
صدای درد کشیدن انسانی که
پیشانینوشت خود را دریافته است
و پیشانینوشت خود را فراموش کرده باشد
و رفته بود ساقهی گلی را کنده بود
پیشانینوشت خود را در آن دفن
و بر مزار پیشانینوشت خود
همچون زنبور ملکه نشسته بود
و بر پیشانی نوشت کارگران پرشمار خود
میگریست
صدا صدای گلی که میشکفد در یک سحرگاه
تنها
و زنبوران پرشماری که در شهدش
بوی خون برادری را میچشند
------------------
تکرار به عنوان برجستگی فرمی در سطح زبان و همچنین تصویرسازی بسیار قوی و تو در تو در کنار ارتباط ظریف با شعر و بلاغت کلاسیک فارسی از ویژگی های شعر سعدی گل بیانی است
Displaying 1 - 2 of 2 reviews


