عنوان: فرگشت و ژنتیک؛ نویسنده: بهنام محمدپناه؛ ناشر: اینترنتی؛ صفحه: ۱۱۳ آیا حقیقت دارد که یک سری سلولهای ریز به خودی خود در دریا پدید آمدند و بعد تبدیل به ماهی، خزنده و در نهایت انسان شدند؟ مگر میشود انسان با باکتری و گیاه و پرنده فامیل باشد؟ آیا درست است که انسان و میمون و شامپانزه از یک خانواده مشترک هستند؟ این حرفها و ادعاها براساس چه مدارکی و اساساً برای چه هدف و منظوری بیان میشوند؟ پاسخ به این سوالات و نیز پرسشهای پیاپی که ذهن شنوندگان و خوانندگان نظریه داروین را به خود مشغول میدارد، نیاز به پیش زمینههایی دارد. ما در این کتاب تلاش کرده ایم به طور بسیار خلاصه به این موارد بپردازیم و گرچه ادعای کامل بودن نداریم، اما تلاش خود را کرده ایم و امیدواریم کسانی که این پرسشها در ذهن آنها نیز وجود دارد، با خواندن این کتاب تا حدودی به جواب قانع کننده ای برسند
خب کتاب موضوع کتاب خیلی نزدیک به رشته تحصیلی من است برای همین غالب مطالب کتاب برایم تکراری و پیش پاافتاده بود منتها این چیزی از ارزشش کم نمی کند.متن کتاب روان است و نویسنده با هنرمندی مطالب اساسی زیست شناسی و تکامل را خلاصه وار و به زبان ساده توضیح داده است که برای هر فرد علاقمندی به این زمینه مفید است. جایی که برایم جالب بود توضیحی بود که در مورد گونه های مختلف انسان ارائه کرده بود . یکی از فرضیات محتمل که نویسنده با دیده ی اعجاب و شک در آن نگریسته بود این است که جد انسان امروزی به شکار و کشتن انسان های از گونه های دیگر پرداخته و باعث انقراض آنها شده است. حقیقتش این است که متوجه نشدم کجای این مساله برای نویسنده عجیب است آنهم در مواجهه با این واقعیت که هنوز انسان قرن بیست و یکم به بهانه های واهی آدم های نظیر خودش را می کشد! چه برسد به گونه های دیگر
هم چنین بشخصه ترجیح می دادم به رفرنس های معتبرتر و به روز تری در مورد تکامل بشر ارجاع داده شود ولی با تمام این تفاسیر کتاب خوبی است و دوست دارم بیشتر از این خوانده شود.بهرحال مساله تکامل صرف نظر از جنبه علمی از نظر مذهبی هم با مخالفت های زیادی روبه روست در حالی که بیشتر این مخالفت ها ناشی از عدم درک زیبایی شناختی عمیقی است که در ژنتیک و نحوه تغییر موجودات نهفته است. ..
خواندن چنین کتابی رو باید برای هر ایرانی و هر مسلمانی واجب کرد. برای من که از پیش با چنین مسائلی آشنا بودم کمی خسته کننده بود ولی در کل کتاب روان و آسانیه و با توضیحات گام به گامی که داده خیلی خوب میشه محتویات رو درک کرد حتا اگر سواد تحصیلی خاصی نداشت. مختصر هست ولی در عین حال کاملا جامع و برای اینکه درک فرگشت داروین رو بهتر کنه توضیحاتی هم درباره ژنتیک داده که برای خواننده کاملا روشن بشه که فرگشت حقیقتی علمی و سازگار با دستیافته ها و پژوهش های علمیست یه پوستر تا شده رنگی هم از درخت فرگشت داره که خیلی چیز جالبی بود. راستی قیمت کتاب هم بسبار بسیار ارزانه فقط 10 هزار تومن سپاس از دکتر محمدپناه گرامی بابت نوشتن این کتاب
بر اساس تحقیقات ۱۳/۷ میلیارد سال پیش بر اثر بیگبنگ یا همان انفجار بزرگ، جهان هستی شکل گرفت. میلیونها سال بعد نخستین ستارهها و میلیاردها پس از آن، کهکشانها متولد شدند. تااینکه در ۴/۵ میلیارد سال پیش خورشید و سیارات منظومۀ ما پدید آمدند... حدود ۳/۵ میلیارد سال پیش نیز نخستین سلولهای زنده بر سطح سیارۀ زمین ظاهر شدند. سیارهای که با اینهمه عظمت، در کیهانی که از میلیاردها ستاره تشکیل شده است، اصلاً عددی نیست، چیزی نزدیک به صفر مطلق.
خورشید هم، که جز ستارگان متوسط کیهان محسوب میشود، اندازهای بیش از یک میلیون برابر زمین دارد که طبق محاسبات دانشمندان جهان با اتمام سوخت آن، حدود ۴ میلیارد سال دیگر آمادۀ مرگ میشود و زمین و دیگرسیارات نزدیک را در خود میبلعد و تبدیل به خاکستر میکند (محمدپناه، ۱۳۸۹: ۱۷ الی۱۹).
کتاب «فرگشت و ژنتیک» نوشتۀ بهنام محمدپناه، اثری جذاب، خواندنی و مختصر است که بهشکل ساده و آسانی به مسئلۀ فرگشت و ژنتیک پرداخته است. محمدپناه معتقد است واژۀ «Evolution» چند دهۀ پیش در ایران به اشتباه به نظریۀ تکامل ترجمه شد و حال آنکه فرگشت (تغییر و تحول و دگرگون شدن) واژۀ صحیح و درستتر این عبارت است. در نظریۀ فرگشت یا انتخاب طبیعی چیزی به نام تکامل وجود ندارد و انسانها، که از منظر مغز و هوش از دیگرجانداران برتری یافتهاند، تکاملیافتهترین و پیشرفتهترین جانداران زمین نیستند؛ چراکه در مقایسه با مثلاً عقاب از دیدِ چشمیِ ضعیفتری برخوردارند و نمیتوانند بهمانند او پرواز کنند (همان: ۵-۱۱۰).
در فرگشت برخلاف تصور برخی - ازجمله فریدریش نیچه که در «فراسوی نیک و بد» داروینیسم را بزرگترین حماقت ممکن شمرد (نیچه، ۱۳۷۵: ۴۴) و در «ارادۀ قدرت» اذعان داشت همواره وارونۀ آنچه را که داروین میبیند، میبینم. میبینم که متوسطها و حتی فروتران بهخاطر تعداد و حیلهگریشان بر فراتران میچربند (نیچه، ۱۳۸۶: ۵۳۰ الی۵۳۲). - لزوماً نسل قویترین یا پیشرفتهترین موجودات باقی نمیمانند. بلکه تنها سازگارترینهای با شرایطِ محیط باقی میمانند و بقیه بهجبر انتخاب طبیعت از بین میروند و نسل آنها منقرض میشود. چنانکه روزی دایناسورها، که جهان را در قبضۀ خود داشتند، به دلایل طبیعی منقرض شدند و تنها جانوران سازگار با آن شرایط مانند پستانداران کوچک، ماهیها و حشرات باقی ماندند (محمدپناه، ۱۳۸۹: ۱۳-۱۴).
بااینکه نمیتوان فرگشت را یک اصل علمی، که قابل لمس و آزمایش است، درنظر گرفت اما برخلاف پندار برخی که آن را فرضیه تلقی کرده و مدعی شدهاند که بسیاری از دانشمندان جهان فرگشت را نپذیرفتهاند، باید دانست که فرضیه صرفاً یک تصور ذهنی است و حال آنکه نظریه یک موضوع علمی است که برای آن دلایل و شواهد معتبری آورده میشود. لذا فرگشت نظریهای است که توسط جامعۀ علمی اکثر دانشگاههای معتبر جهان پذیرفته شده است (همان: ۱۰۷-۱۰۸).
دانشمند شناختهشدۀ انگلیسی، چارلز داروین، با اعلام نظریۀ انتخاب طبیعی یا همان نظریۀ فرگشت - که شاخهای از علم زیستشناسی است - و انتشار کتاب مهم خود به نام «اصل انواع»، جهان را تکان داد (همان: ۷-۱۲). او با چاپ کتاب بعدیاش «نژاد انسان و انتخاب جنسیتی»، که موج اعتراضات و عصبانیت شدید کلیساها را درپی داشت، خلقت ناگهانی بشر و تصور مرکزیت او در جهان را نیز زیر سؤال برد و انسان را گونهای فرگشت یافته از شامپانزهها و میمونها دانست (همان: ۱۴-۱۶-۶۰).
مقایسۀ ژنهای انسان و شامپانزه نشان از شباهت ۹۸/۷ درصد دارد (همان: ۸۲). چنانکه روند فرگشت او از حدود ۶ میلیون سال پیش آغاز شد (همان: ۶۰) و آخرین نمونۀ فرگشتیافته از گونۀ انسانها، که تمامی انسانهای امروزی از نسل آنها محسوب میشوند، انسانهای خردمند نام دارند که از ۲۰۰ هزار سال پیش در آفریقا زندگی میکردند (همان: ۶۹).
و اما با پیشرفت علم ژنتیک میتوان محصولات کشاورزی و دامی باکیفیتتری بهوجود آورد. مثلاً با سلولهای بنیادی بیماریِ دیابت را درمان کرد، یا با شبیهسازی نسلِ جانوران کمیاب را از خطر انقراض نجات داد و یا حتی برخی گونههای منقرض شده را دوباره به طبیعت بازگرداند (همان: ۷۱-۹۵-۹۷).
منابع:
_ محمدپناه، بهنام، ۱۳۸۹، فرگشت و ژنتیک، تهران، آمه.