۴ الی ۴.۵ ستاره ی طلایی -شایدم آبی-
🌊
شخصیت اصلی کتاب اسمش «سارا»ـست. پدر سارا تعمیرکار ساز های موسیقی و مخصوصا پیانوـه، البته بهتره بگیم احیاگر ساز هاست. چون هر ساز رو مثل یک موجود زنده میبینه و مثل یک موجود زنده باهاش رفتار میکنه. خلاصه، پدر سارا متوجه میشه که سارا در زدن پیانو استعداد داره و فرم دست و انگشت هاش به شدت مناسبِ پیانو زدنه.
اینجوری میشه که تعلیمات سارا برای یادگیری نحوه ی نواختن پیانو آغاز میشه. و این پروسه با ورود پیانو ای به اسم کوکو به خونشون عجیب تر و هیجان انگیز تر میشه و باعث میشه سارا حتی با اینکه تا حالا پشت پیانو ننشسته یکهو در خوابش بهش قطعه ای الهام بشه و اون رو بزنه!
اما داستان اصلی از جایی شروع میشه که اونها (سارا، سام-برادر سارا- و مامانش) در حالی که از جنگ فرار میکنن با یونس و بی بی آشنا میشن و با اونها به «آشیانه» میرن و..
🌊
کتاب، خیلی روانه و قابل فهم. یه چیزی بین رمان نوجوان و بزرگساله و بزرگسالان هم از خوندنش لذت خواهند برد.
فقط کاش به یونس بیشتر پرداخته میشد. میدونم که یونس شخصیتی بود که جذابیتش به مرموز بودن و جادویی بودنش بود، ولی دوست داشتم بیشتر درمورد یونس بدونم...
🌊
کتاب تعداد صفحات کمی داره و ۳,۲ ساعته تموم میشه، ولی خیلی جذاب و قشنگه ؛)
🌊
موقع خوندن کتاب، کاملا غرق شده بودم داخلش :-)
و بهتون پیشنهاد میدم که سونات (Sonata) هایی که اسمشون تو کتاب هست رو گوش کنید =] تا قشنگ حس های کتاب رو تجربه کنید 3>