In the late 1970s and throughout the 1980s, an active political movement emerged on the streets of Iran's largest cities. Poor people began to construct their own communities on unused urban lands, creating an infrastructure––roads, electricity, running water, garbage collection, and shelters––all their own. As the Iranian government attempted to evict these illegal settlers, they resisted––fiercely and ultimately successfully. This is the story of their economic and political strategies.
Asef Bayat (Ph.D. University of Kent 1984) (Persian: آصف بیات) is Professor of Sociology and Middle Eastern studies at University of Illinois at Urbana-Champaign. He was Professor of Sociology and Middle Eastern studies and held the Chair of Society and Culture of the Modern Middle East at Leiden University, The Netherlands. He was the Academic Director of the International Institute for the Study of Islam in the Modern World (ISIM) and ISIM Chair of Islam and the Modern World at Leiden University from 2003 until 2009.
پژوهش خواندنی آصف بیات اگرچه دهه های پنجاه و شصت خورشیدی را پوشش می دهد، اما با نگاه به وضعیتی که از همان سالیان تا اکنون داریم و رفتاری که دولت ها و در بالای سر همه ی آنها، منشِ حکومت در به رسمیت نشناختنِ همیشگی تهی دستان(بر خلاف ادعای پیشتیبانِ مستعضفان بودن) داشته است، هم چنان خواندنی، آموختنی و هم پوشانِ روزگار ما است. بلکه چه بسا مساله ی امروزِ تهی دستی به گمانم چشم اندازهای پیچیده تر و گیر و گرفت های ژرف تری دارد و گویی سیاست های خیابانی(بنا به گزارش نویسنده) بسیار گسترده تر پی گرفته شده اند و خواهند شد. اگرچه شاید به نتیجه ی دلخواهی نرسند اما همواره دولت ها را با گره هایی بازنشدنی رو در رو خواهند کرد. با چنین پنداری و با تعریفی که آصف بیات از تهی دستان یا گروههای بدون امتیاز دارد؛ می شود گفت که هر روز به شمارِ ایشان در جامعه ی سرخورده و منزویِ ایران افزوده می شود. جامعه ای از هم گسیخته که هدر رفتن منابعش را گاه ناچار و گاه بی خیالِ از آینده ای که انگار هیچ وجود ندارد به تماشا نشسته است. جامعه ای که ناتوانی برنامه ریزان و ناکارآمدی مجریانِ طرح هایش و اقتصادِ بیمارِ بازار و بازاریانش(آن گونه که در ایران هست) و از قضا یکی از مهم ترین و اساسی ترینِ سبب ها هم هست در این رخداد ، تاوانِ فراتر از توانی را از آنان می خواهد. چنان که افتد و می افتد و دانید. بنابراین بی گمان کتابِ سیاست های خیابانی یکی از پژوهش های ژرف و ارزشمند در جامعه شناسی است، با زبانی کارا و درست، که بر خلاف شماری از همخوانان که آن را داستان گونه توصیف کرده اند یا زبان آن را ساده دانسته اند گمان دارم که، شکلِ پرداختنِ به موضوع و وارد شدنِ به بحث کاملن می طلبد که پژوهش از دلِ توده ها و نقلِ کردار و گرفتار آنها انجام شده باشد. همانگونه که کتاب هست و این یکی از دقیق ترین رودررویی ها در جامعه شناسی است که آصف بیات ما را از آن بهره مند کرده است. 1398/10/09 *** پیوستِ 1399/03/15: حالا این روزها پس از مرگِ نومیدانه ی آسیه پناهی، زنِ زاغه نشینِ کرمانشاهی، خواندن و یادآوری کتابِ آصفِ بیات چند برابر مهم است و اینکه چرا نسیان پیوسته و تاریخی ما حتا بیشتر هم شده است. کتابِ آصف بیات حالا ارزش و ارجمندی اش برای من بسیار بیشتر هم شده است. او وضعیتی را شرح داده است که ما چشم بر ادامه اش بسته ایم و در اوهامی باطل مان نخواسته ایم ببینیمش شاید. وضعیتی که هر روز تکرار می شود. نمی خواهم درباره ی چگونگی مرگ حرف بزنم(اگرچه، چه باید گفت در این انفعالِ خودخواسته ی همیشگی) و پی مقصر باشم که دستِ کم اینجا مناسبِ و برای چنین مکاشفه ای نیست! بحثم فقط در این باره است که آسیه پناهی یک نمونه ی دقیق از مردمانی است که آصفِ بیات او را که از طبقه ی نادیده گرفته شده گان است شرح می دهد، تهی دستانِ جامعه که هر روز هم بیشتر و بیشتر خواهند شد و خواهیم شد. کتابِ آصفِ بیات کتابی مهم است باید باز به آن برگشت، کتابِ یک به یک ماست ***
پیوستِ 1399/08/18: مرورِ وضعیتِ اقتصادی ایران و کنار کشیدن همه ی نهادهای مسبب و ناپاسخگو خواندن پژوهش بی همتای دکتر آصف بیات را باز و باز یادآوری می کند چشم پوشی از نگاه کردن دقیق به وضعیتی که هیچ راه بازگشتی را در درون خود و حتا بیرونش نوید نمی دهد چه بسا که تاوانی دشوارتر و سخت تر در پی بیاورد *** پیوستِ 1401/05/07: ناتوانیِ طبقه ی تهی دستان در پس آمدن از شرایط زیستی اساسی اش پس از آخرین امید احمقانه ای که بسته بود به تغییر حالا بازخوانی کتاب بی همتای آصف بیات را به طرزی بهت آور و هولناک، لازم کرده است. طبقه ای که فروریختن اش چه بسا این بار مانند فروریختن متروپل، ناگهان همه چیز را با خود فرو بریزد. اگرچه دیگر برای آموختن دیر که هیچ اصلن زمانی وجود ندارد
کتاب سیاستهای خیابانی از آقای آصف بیات احتمالا مقدمه ای کوتاه از پدیده ای بزرگ و با اثرات فراوان در جامعه و تاریخ و اقتصاد وامنیت ایران باشد ، پدیده ای که امروزه آنرا به نام حاشیه نشینی می شناسیم و جامعه بزرگ آن شامل بر دوازده میلیون نفر می باشد . کتاب ابتدا به پیدایش این قشر از جامعه ، یعنی مهاجرت روستاییان به تهران و سایر شهرهای بزرگ و سپس محل زندگی آنان در نواحی حاشیه شهر ، مانند جنوب تهران ، اسلام شهر ، قلعه حسن خان ، خاک سفید و منطقه ای اطراف پل مدیریت و سایر مناطق دیگر تهران می پردازد ، زمینی که آنان به چنگ آورده اند شامل هیچ خدمات شهری مانند آب و برق نیست و ساکنان این مناطق باید از راه دزدیدن برق از دکل یا انشعاب برق خدمات را بدست بیاورند . سپس شغل یا کار روز مزد آنان مورد بررسی نویسنده قرار می گیرد ، مشاغلی مانند دست فروشی ، نگهبانی ، کارگران جنسی ، فروشندگان بلیط های بخت آزمایی و..... . مهمترین ویژگی مشترک این شغلها روز مزد بودن آن و نداشتن امنیت شغلی ایست . با مطالعه کتاب متوجه می شویم که این اقشار نه از طرف جامعه به رسمیت شناخته می شوند نه از طرف دولت ، شاید هم برای جامعه و هم برای دولت خطری هم باشند ، در حقیقت در بخش های بسیاری شاهد درگیری گسترده آنان با شهرداری و هم با مغازه داران هستیم . اما در مقابل شاید هم بتوان گفت این اقشار خواهان به رسمیت شناختن چندان حقوق خود هم نیستند ، آنها بیشتر خدمات شهری نیاز داشته اند . در ادامه نویسنده به انقلاب و آشفتگی جامعه پس از آن و پیشروی این اقشار و تصرف مسکن کسانی که به هر دلیل خانه و وطن خود را ترک کرده بودند می پردازد ، در حقیقت این فصل از کتاب را به خوبی در فیلم دکتر ژیواگو و جامعه انقلاب زده روسیه آنزمان می توان مشاهده کرد . پدیده حاشیه نشینی مختص به ایران و تهران نیست و نویسنده به حاشیه نشینی در قاهره هم اشاره ای می کند ، هم چنین حاشیه نشینی عظیم را میتوان در اطراف بمبئ و در اروپا در حاشیه پاریس دید . مشکلات آنها هم معمولا یکسان است ، مثلا به عنوان دست فروش همیشه در معرض خطر برخورد پلیس و شهرداری و ضبط دارایی توسط آنان مواجه هستند . نویسنده هوشمندانه سعی کرده راه حلی برای این ابر چالش پیشنهاد نداده و فقط خلاصه به چگونگی پیدایش آنان ، پیشروی ، مشاغل و جنبشهایی مانند جنبش بیکاران ، متقاضیان مسکن و انبوه دست فروشان بپردازد .
شیوه معمول در بین محققان آن است که سیاستهای تهیدستان را بر اساس یک رشته تفکیککردنهای ساده مورد مطالعه قرار دهند؛ محافظهکار در مقابلِ رادیکال، دارای جهتگیری مقاومتِ شخصی در مقابلِ عملِ جمعی، خواهان همبستگیهای ابتدایی در مقابل پیوندهای مدنی داشتن. روایتهای این فصل کتاب، به تبیین ناکارایی چنین جداسازیهایی به دلیل در نظر نگرفتن ماهیت پیچیده سیاستهای تهیدستان میپردازد. در حقیقت گروههای فاقد امتیاز تمامی این مواضع به ظاهر متناقض را در یکدیگر ترکیب و تجزیه میکنند. تغییرات در فضای سیاسی، کارایی تاکتیکهای مورد استفاده آنها و تواناییهای خود آنان در بسیج و سازماندهی، عمدهترین عواملی محسوب میشوند که تنوع شیوههای عملشان را تعیین میکنند. نگرانی بابتِ ایجاد هماهنگی و وجود اضطرار، تهیدستان را مجبور میکند که عملگرایی پیشه کنند و در نتیجه برخلاف قشر روشنفکر، گروههای فاقد امتیاز نمیتوانند ایدئولوژیک باشد.
آصف بیات کامل نخوانده بودم تا الان. اول کتاب خیلی باهاش مشکل داشتم چون «خوب توضیح نمیداد» اما کتاب که پیش رفت، پیچوخم ماجرا را خوب شرح داد. با آناهیتا شروعش کردم ولی برای ج شهری تمامش کردم.
کتاب «سیاست های خیابانی» آصف بیات درباره جنبش تهیدستان شهری که با مفهوم محوری «پیشروی آرام» تبیین و تشریح شده است علاوه بر نگاه متفاوت و ظریفی که برای یافتن شاید راه رهایی یا به تعبیر خود نویسنده حفظ بقا، جلوی پای خواننده میگذارد حاوی اطلاعات و قصههای ناگفتهی فراوانی است از سالهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی و بویژه در سالهای به وقوع پیوستن آن. قصه ها و روایاتی منقلب کننده و پر از تنش، چالش و رویارویی درباره گروههای اجتماعی که در تمامی این سالها با مقاومتی محلی برای ضرورت حفظ بقا و حفظ موجودیت، موازی با بخشهای دیگر اجتماع وجود داشتهاند اما کمتر به آنها پرداخته شده یا اگر شده از نگاه ناظری بیرونی. تلاش متن در یافتن و گشودن محدودههایی برای مستقر شدن و زیستنِ «غیر رسمی ها» در برابر «رسمی ها» جالب و قابل تامل است که محلی برای گفتوگو و پرسشهای بسیار دیگری باز میکند. نثر کتاب بسیار روان، ساده و بهدور از پیچیدگیهای غیر لازم نظری و تئوری است البته در جاهایی که نویسنده لازم دیده از مباحث تئوریک هم در حد نیاز استفاده شده است. اما کتاب بجای اشاره مستقیم و استفاده خام از این مفاهیم انتزاعی ترجیح میدهد با توصیف داستانی و درگیر کردن احساسات خواننده شما را در وضعیتی شبیه به تجربهی از نزدیک وقایع قرار دهد، به نحوی که خواننده خود را در بطن اتفاقات تصور کند. اقدامی که میتواند به انطباقِ درک انتزاعی و نظری با عرصههای واقعی و عملی کمک کند.
یکی از جذابترین کتاب هایی که در دهه سوم عمرم خوندم. ما معمولا عادت کردیم که روایت نخبگان جامعه از تاریخ را بخونیم. در مورد انقلاب این قضیه شدت بیشتری پیدا کرده. با آنکه در انقلاب 57 میلیون ها آدم در صحنه انقلابی مشارکت داشتند، اما معمولا تاریخ انقلاب از دید نخبگان جامعه و احزاب و گروه های سیاسی روایت شده. در این کتاب به نحو درخشانی به تاریخ مردم فرودست پرداخته شده. اینکه انقلاب به اون ها چه فرصت هایی داد، اینکه این افراد چطور درگیر انقلاب شدن. از نکات جالب این کتاب جواب دادن به سوالایی که با زندگی در شهر تهران برای آدم ایجاد میشه. اینکه برخی از محلات معروف تهران چطور به وجود آمدن یا این که همین دکه های روزنامه فروشی و سیگار فروشی که در همه تهران هست چطور از طرف شهرداری قانونی شدن. از طرف دیگه به بررسی شورش های شهری فقرا در دهه هفتاد می پردازه که در این باره منبع خیلی کم داریم. کلا کتاب حذاب و کاملا خوندنیه. و در فارسی کتابی نظیر این خیلی کم داریم. نویسندشم که آصف بیات و آدم معروفیهو معمولا هم با نشریات داخلی همکاری داره.
بعد از اتفاقات هفته گذشته (اعتراضات بنزین ابان ۹۸) دنبال کتابی میگشتم که راجع به جنبشها و اعتراضات اقشار تهیدست جامعه مطالبی داشته باشد. اتفاقی به این کتاب برخوردم و قسمتهای زیادی از انرا خواندم. نثر کتاب روان و شیوه روایتش گیراست. کتاب امار و ارقام نسبتا زیادی را در بردارد و به فهم من از مفهوم «شهر» تهران و حاشیههایش کمک زیادی کرد. بعید میدانم درمورد این طبقه اجتماعی تابحال چیز زیادی خوانده باشم، برای همین مطالعه کتاب و روایتش از انقلاب و بهرهمندی های طبقه تهیدست بسیار اموزنده بود.
کتاب خیلی جالبیه و تصویر دقیقی از تلاش اقشار فاقد امتیاز شهری برای بهبود زندگیشون در فاصلهٔ ۵۶-۷۰ نشون داده. تمرکز کتاب روی حاشیهنشینها، بیکارها، و دستفروشهاست. ضمناً کتاب اشتباه بودن بعضی تصورات دربارهٔ اون سالها رو نشون داده. مثلاً این که فرودستان شهری پایگاه اصلی اسلامگراها بودن. ترجمهش روونه اما از لحاظ نگارشی بعضی جاها یکم میلنگه. تو تبدیل تاریخهای میلادی به هجری هم بهنظرم اشتباهاتی داره.
کتاب دوم حلقه ی یادگیری فقرمون --- خب متاسفانه کتاب رو خیلی دوست نداشتم و نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.توی جلسات مختلف ایراد های زیادی از کتاب درآوردیم از اشتباه در رفرنس ها تا اشتباه و تناقض در تاریخ ها و مباحث این شکلی.ترجمه و ویراست کتاب هم خوب نبود.بخش های مختلفی با اصطلاحات مشابه ترجمه شده بودن و کار خواننده رو سخت میکرد غلط های نگارشی هم در کتاب زیاد بود
به طور کلی خیلی هم متوجه هدف خواننده نشدم.با اینکه از منابع مختلف متناقض و روزنامه ها سعی کرده بود که مطالبی رو ارائه بده اما تقریبا بیشترش یا بدیهیات بود یا تفسیر هایی که من میتونستم نپذیرمشون
پایان بندی کتابم خوب نبود و جمع بندی ناامیدکننده بود و تمام...
البته البتع بگم که ما هر هفته یک فصل میخوندیم و جلسه داشتیم و بحث میکردیم و همین موضوع (و البته مقایسه ی این کتاب با کتاب قبلیمون که خیلی علمی بود) شاید باعث شد که خیلی ناامید بشیم
بخش های خوبی هم در کتاب در تبیین زندگی و شرایط زندگی فقرا وجود داشت. اینکه با مدارک تاریخی و شواهد علمی ثابت کرده بود اصولا فقرا نمیتونن ایدئولوژیک باشن و اونقدری هم که ما فکر میکنیم در خدمت دین نیستن و ضرورت ها بیشتر جهتشون رو تعیین میکنه تا دین
ضمن اینکه بخشی از فضای اشفته سیاسی پیش و پس از انقلاب و تلاش برای حذف جریان ها و گروه ها و اون تقابل هارو خیلی خوب نشون داده بود که البته خیلی رسالت کتاب نبود
کلا اگه با حلقه نمیخوندمش شاید بهش ۳ میدادم.برای تنها خوندن و سریع خوندن اونقدرا بد نیست
کتاب کاملا مستند گونه صحبت میکند و از این جخت به سختی میتوان به نویسنده انتقاد وارد کرد. نکته دیگر این که نویسنده در تلاش است تا از زاویه که تا الان به آن نگاهی نشده به موضوع انقلاب اشلامی و تحولان بعد از آن بپردازد. نثر ساده و روان آن هم خواندن کتاب را به مراتب ساده تر میکند.
سیاستهای خیابانی و پیشروی آرام بیات ارزشمنده از این جهت که راجع به امکانها و محدودیتهای قشر خاصی از تهیدستان شهری در یک بازهی تاریخی و جغرافیایی مشخص نوشته و واسه همین بهنظرم باید در تعمیم دادنش به گروههای دیگه بسیار محتاط بود. با در نظر گرفتن وضعیت فعلی ایران، فکر میکنم نویسنده در پیشبینی میزان عاملیت و توانمندی تهیدستان شهری و همینطور قدرت انقلابی اونها نادقیق عمل کرده ولی خب باید زمان نوشته شدن کتاب رو هم در نظر گرفت. کاربرد شتابزدهی برخی مفاهیم (مثل مدرنیسم، سکولاریسم، سنت، فرهنگ) هم یه ضعف دیگهی کتابه.
یه چیز مهمی که از این کتاب گرفتم (و احتمالا با هدف نویسنده از نوشتنش فاصلهی زیادی داره) اینه که در فکر کردن به تهیدستان و حرف زدن ازشون، سوژگیشون رو چه طور میشه حفظ کرد. این خیلی چیز مهمیه و به نظر میاد بیات هم برای رسیدن بهش تلاش کرده. چیزی هم نیست که مختص متن علمی باشه یا فقط از پژوهش عینی در بیاد. تو فیلم و داستان هم این نگاه مهمه (و نیست).
خلاصهی خوبی هم نصفهی اول کتاب دارم که چون دیگه دیر شده بود به جای ادامه دادن آب قاطیش کردم و دادم به جلاییپور پدر.
از انقلاب ۵۷ به عنوان یک واقعه بزرگ اجتماعی، سیاسی یاد شدهاست. اما در بحبوحهی آن انقلاب دهنپرکن و متعصبانه دیگر چه اتفاقاتی در حال رخ دادن بود که در کنار شکوه و عظمت کورکنندهی انقلاب چندان به چشمها نیامد؟ آصف بیات در کتاب سعی کردهاست به همین اقدامات گوشه و کناری، جریانات اصطلاحا غیررسمی و درحاشیه، اقدامات به ظاهر بیاهمیت و به جنبشهای مردم عادی یعنی تهیدستان بپردازد. کتاب یادآور تلاش مردان و زنان معمولی است که برای بقا و داشتن زندگی شرافتمندانه جنگیدهاند و به بازشناسی اقدامات معمولی که در دورهی خود چندان مورد توجه محققان واقع نشده بود میپردازد. اقداماتی چون مهاجرت خانوادههای تهیدستان از روستا به شهر به امید بهبود زندگی، زنده ماندن و زندگی کردن. ساکن شدن آنها در زمینهای بلااستفاده شهری و زمینهای ارزان قیمت حاشیهها، سکونت غیرقانونی و رشوهدادن برای حفظ سکونتگاهشان. اقداماتی که گروههای فاقد امتیازات شهری انجام میدهند پیشرویهای آرام، صبورانه و زماندار و سرایتکنندهی مردم عادی به سوی مالکان و قدرتمندان در جهت رهایی از دشواریها و بهبود زندگی است. این پیشرویها خود میتواند نماینده یک جنبش باشد. در صورتی که فعالیتی نومیدانه تلقی نشود و آگاهیبخشیهایی جهت مشخص کردن اهداف و شیوههای مبارزه انجام شود. نیروی پیش برنده این گروهها ضرورت است. ضرورت بقا و داشتن یک زندگی آبرومندانه. انقلاب با جمع کردن تمرکزها به سوی خود، فرصتی برای گروههای فاقد امتیازات شهری شد که مالک خانههای خالی و نیمهکاره بشوند. آنها پس از یافتن سرپناه به دنبال دیگر امکانات معیشتی افتادند. وقتی به خواست آنها برای داشتن زیرساختها و امکانات توجهی نشد، خودشان دست به کار شدند. جاده، مسجد و درمانگاه بنا کردند و حتی سیستم جمعآوری زباله را سازمان دادند. تهیدستان در عین حالی که تمایل داشتند از رویههای محدودکننده مدرنیته بگریزند از ابعاد رهاییبخش آن استقبال میکردند. آنها درحالیکه میخواستند خانههایشان با برق روشن شود و از آب لولهکشی و تلویزیون رنگی استفادهکنند، هیچ تمایلی به پرداخت صورتحسابها نداشتند و میخواستند جایی برای مدارا و چانهزنی وجود داشته باشد. بنابراین همین که کاری به کارشان نداشتند و سد راهشان نمیشدند کافی بود برای آنکه خود هر آنچه را که دولت برایشان انجام نمیداد به صورت مستقل انجام دهند. تهیدستان همزمان با یافتن سرپناه و امکانات معیشتی به دنبال شغل هم بودند و وقتی کاری برایشان در بساط وجود نداشت، خودشان مشاغلی چون دستفروشی و دورهگردی را ایجاد کردند. کارهایی که چندان به مذاق مقامات رسمی خوش نمیآمد چراکه حضور این قشر را بیش از پیش درکوچه و خیابانهای شهر پررنگ میکرد. پس به مقابله با آنها پرداختند. مقابلههایی که تا به امروز ادامه داشتهاست. کاش جای آنکه مقامات آنها را اشغالکننده، مزاحم و سد راه دیگران بدانند که باید کنترل بشوند، آنان را مالک و ساماندهنده بدانند و خود را کنترل کنند. کاش در صورت ایجاد مزاحمت برای این اقشار، کنترل و یا به حاشیهکشاندشان بهایی پرداخته شود. کاش اصلا کاری به کارشان نداشته باشند که خیلی وقتها همین کاری نداشتن و کاری نکردن، بهترین کار است.
پ.ن: مباحث مورد علاقهام در کتاب: بناکردن یک شبه خانهها در زمینهای تصرفشده شهری، برقزدی حاشیهنشینها به دلیل خدمات نرسانی شهرداری، تصرف خانههای رهاشده توسط افراد فرودست، فرادست و مامورین انتظامی که به جای اینکه آپارتمانهارو به بیخانهها واگذار کنند به نزدیکان و آشنایان خودشون بخشیدند و از طرفی به خانههای مردم فرودست حمله کردند برای اینکه اون هارو بیرون بکنند. اقدامات بولدوزری شهرداری و تخریب خونههای فرودستان. موضوع جالب دیگه واگذاری مسئله به طبیعت بود که شهرداری زمینهای خالی اطراف شهر رو جنگلکاری میکرد تا مانع پیشروی بیخانمانها و تصرف زمینها بشه. موضوع دیگه افزایش مهاجرت از روستا به شهر تا سال ۱۳۶۳ بود که امام جمعهها بسیج شدند تا در باب «گناه بودن» مهاجرت از روستا به شهر صحبت کنند! اینم جالب بود که صاحب یکی از حمامهای عمومی به دلیل اینکه زنان مدت بیشتری نسبت به مردان در حمام میماندند و آب بیشتری مصرف میکردند حمام را مختص مردان کرده بود. و در آخر اینکه افراد فرودست مشهد حدود ۲۰۰۰ خونه رو زیر دکلهای برق فشار قوی مشهد ساختند تا سهمشان از برق را از همان دکل های فشار قوی بگیرند.
نکات خیلی جالبی در این کتاب میبنید مخصوصا فصل های اول که نشون میده طبقه ضعیف اصلا در انقلاب شرکت نداشته طبق تحقیقات یک درصد کشته شدگان سال 54-57 از طبقه ضعیف بوده و اصلا هیچ قشری چه چپ چه مذهبیون قشر فقیر رو اصلا جز ادم حساب نمیکردن ، این دوگانه مستکبر و مستعضف هم بعد از انقلاب درست شد چون قشر مذهبی میخواستن بعد از پیروزی یک جور داستان انقلاب رو تبیین نظری کنن و در چپ ها رو خلا سلاح کنن و از قشر فقیر برای خودشون پایگاه اجتماعی بسازن ، بخش اول کتاب جواب خیلی ها رو در امروز هم میده که فکر میکنن انقلاب گرسنگان اتفاق میفته ، در حالی که گرسنگان اصلا انقلابی نیستن و فقط دنبال بقا هستن اگرم کاری کنن نه برای انقلاب بلکه شورش های کور برای برطرف کردن نیازهای اولیشونه ، قشر فقیر در بهترین حالت در اون زمان هم همین کاریهای انجام داده که الان میده ، یعنی دستکاری کنتور برای کمک کردن هزینه انرزی ، رفته به حاشیه شهرها برای زندگی ، زندگی در خونه های کوچکتر ، حذف گوشت و کار کردن در سه شیفت ، تنها تفاوت الان با گذشته اینه برخی بر روسپگری روی اوردن و برخی دیگه در سطل اشغال میگردن ، کولبری و مهاجرت برای فروش کار هم در در گذشته نبوده ؛، بقیه موارد نشون میده این قشر با گذشته هیچ تفاوتی نکرده کتاب در ادامه بررسی میکنه که قشر فقیر ساکن در محلات بخشی از اونها توسط سپاه پاسدارن جذب میشن ، و طبقه فقیر میشن نیروی سرکوب رزیم برای محکم کردن جایگاهش و اینکه بقیه در اوایل انقلاب توسط چپ ها و مذهبیون بازی اده می شدند ، بعدش نشون داده این قشر دوباره همون مسیر قبلی رو انجام داده یعنی ساخت خونه های غیرقانونی در حاشیه و رفته رفته با بزرگش شدن این محلات امتیاز میگرفتن و به شغل های مثل دستفروشی رو اوردن که شکل جدید این دستفروشی رو شما در مترو ها میبنید و یا رانندگی در اسنپ نتیجه جالب من با این کتاب این بی پولی فرد انقلابی عمل نمیاره بلکه فردی تو سری خور بار میاره که فقط بدنبال حفظ بقاس همین
یکی از بهترین کتابها و پژوهشهایی بود که در خصوص تهیدستان خوندم. در عین جامع و عمیق بودن، به زبان سادهای نوشته شده و نویسنده، خیلی ملموس سیر ماجرارو از زوایای مختلف مطرح میکنه. این پژوهش نگاه عامیانه اکثر ما- طبقه متوسطیها- رو نسبت به بخش تهیدست جامعه تغییر میده و درک بهتری نسبت به اتفاقات اخیر میده( از تغییر تعریف کلمه مستضعف تا کلیپهایی که هر از چندگاهی از برخورد ماموران سدمعبر با دستفروشا منتشر میشه و می بینیم)
از متن کتاب:
برخلاف کلیشههای متداول که تهیدستان را منفعل، توده مذهبی تقدیرگرا و حاشیهنشینان سرگردان تصویر کرده، گروههای فاقد امتیاز منتظر سرنوشت نمیمانند، بلکه فعالانه و با تمام توان در شکلدهی تقدیرشان دخالت میکنند. یکی از فرضهای فراگیر آن است که رویکرد به اسلام سیاسی در میان تهیدستان و به خصوص مهاجران تهیدستی که تازه وارد شهر شدهاند، زیاد است و مردم عادی و روحانیت به هم نزدیکند و به متحد یکدیگر تبدیل شدهاند، اما روابط میان تهیدستان و دولت اسلامی، پیچیدهتر از آن است...
فوقالعاده. اینکه چطور حتی کتابفروشهای دستفروش (نمیدانم عبارت درستیست یا نه) در تهران، در پارک تئاتر شهر تجمع میکردند تا برای ارائهی عناوین فردا تصمیمگیری کنند، موضوعی بس بدیع و بس شگفتآور و قابل تأمل است.
This book clearly shows how urban poor people fuel Iran revolution. I'd never thought about their role: a significant yet temporary effect on social movements.
Politikanin mikro seviyesiyle makro seviyesi arasi gecisi olaganustu canli anlatan bir kitap. Issizler, isportacilar, gecekonducular, isgalciler... Iran'da yasamlarini surdurmek icin nasil yollar izlediler? Ne zaman gorunur politikaya gectiler, nerede dogrudan eylemi kullandilar? Dogrudan Eylemi kullanirken neden sessiz davrandilar? Rakip makro politik odaklar karsisinda tutumlari neydi? Bu politikalarin rekabetlerinden nasil olup da incelikle yararlandilar? Evet evet, kitleler politikacilarin rekabetinden nasil yararlanir?
Ust duzey politika denen golge oyunuyla yetinilemeyecegini farkeden, toplumu yalnizca bir cikara sahip degil, o cikarlar icin hareket eden, mevzisini koruyan, geri cekilen, rakipleri birbirine dusuren gercek tarih yapicisi olarak goren gozler icin insanlar, umutlari, hareket tarzlari ve makro politika arasindaki iliskileri mukemmel anlatiyor bu kitap. Hala ust duzeyi degistirip, toplumu degistirebilecegini sananlar, sizi yuzeyselligin sabun kopugunde ikamete birakalim.
Ama hala Bayat'in asil tezlerini iceren "Workers and Revolution in Iran: A Third World Experience of Workers' Control" cevrilmedi. Asil onu gormek okumak istiyoruz. Buradan yayinci arkadaslara seslenmek istiyorum, adi "Sokak siyaseti" diye, cok satar diye, tutar diye piyasaya vermissiniz ama bu kitap insana ilk olarak Yuzuklerin Efendisi'nin ikinci cildini okumak gibi bi hosnutsuzluk veriyor. Nerde bunun ilk cildi? Ustelik okuyanlarin zaten ilk basta farkedecekleri gibi bu Sokak siyaseti o kadar da o Sokak Siyaseti degil. Ama kitabin adindan cok satmissinizdir valla. Btw cevirisi supper...
A seminal work in Bayat's oeuvre, Street Politics challenges the Latin American model for social movements that assumes movements that are consciously organized and self-aware as such and headed by a vanguard or leadership that to greater or lesser degrees of success coordinates and organizes their actions. Bayat's focus is on the poor of Tehran in the wake of the 1979 Iranian Revolution and their everyday actions — unassuming, ordinary, and surreptitious — that challenge their marginalization and in doing so secure real, if limited, social, political, and economic gains. This is an immensely powerful work of urban sociology that is well cited across the literature of urbanism and social movements and deservedly so. You can read my full book review here.
An absolutely stunning piece of urban sociology. Bayat writes with eloquence and directness, yet at the same time manages to go far beyond the analyses of other interpreters of the politics of the urban poor. Without concealing the cruelty of poverty that so many people are forced to live in, Bayat excavates the hidden mechanisms of politics and transformation that the urban poor utilize in their everyday lives to seek out dignity and greater life chances. Even as just an alternative history of the Iranian revolution, the book shines
A very good book for learning different aspects of urban politics of space. Asef Bayat, being from the same family origin, shows how rural migrant families "encroached" "silently" in the post-revolution cities of Iran, how they claimed for basic utilities, the protests and politcs of street vendors etc.
This was one of my first introductions to urban sociology. The main focus is on the urban poor by understanding the movements that have taken place throughout different regimes in Iran. It was a difficult read as there were lots of unfamiliar terms in other languages and I was not familiar with the history that it discussed so I was often flipping to the front to look at the chronological order.