Jump to ratings and reviews
Rate this book

روز خرگوش

Rate this book
روز خرگوش» رمان صد و بیست‌ صفحه‌ای بلقیس سلیمانی حال‌و‌هوایی متفاوت از آن‌چه پیش‌تر خوانندگان او با آن روبه‌رو شده‌اند را پیش رو می‌گذارد. در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «از خيابان فروردين وارد ميدان انقلاب می‌شوم، ميدان مثل هميشه شلوغ است. اين همان جايي است که فکر می‌کنم تهران را به دو قسمت تقسيم مي‌کند، نه به شمال و جنوب جغرافيايی که به مردماني شمالی و جنوبی، نه حتا به شمال‌شهری و جنوب‌شهری که معنايی کم‌وبيش ايدئولوژيک و سياسی دارد، که به شمال و جنوب فرهنگی. چهره‌هايی که در قسمت جنوبی ميدان مي‌بينی از جهت ظاهر و خطوط چهره و حرکت اعضاي بدن و نوع پوشش و حتا هاله‌ی اطراف‌شان با مردمان قسمت شمالي ميدان متفاوت هستند. اين‌جا در اين بخش از ميدان چيزي از حاشيه، از روستا، از شهرستان حضور دارد. انگار اين بخش از شهر گلوگاه آمدوشد مردمان حاشيه‌ای و غيرتهرانی است.»

120 pages, Paperback

Published January 1, 2015

2 people are currently reading
51 people want to read

About the author

بلقیس سلیمانی

18 books81 followers
بلقیس سلیمانی در سال ۱۳۴۲ در کرمان به دنیا آمد. شاید همین محل تولد و گذراندن دوران کودکی در این منطقه باعث شده که رمان‌ها و نوشته‌های او رنگ و بوی اقلیمی داشته باشند و او را نویسنده‌ای بدانیم که در تالیف رمان‌هایش دغدغه بومی‌گرایی دارد.
بلقیس سلیمانی نویسندگی را حرفه و شغل خودش می‌داند که تمام‌وقت مشغول آن است. با بررسی رمان‌ها و نوشته‌های او به‌راحتی می‌توان دریافت که او روایتگر زندگی زنان و دغدغه‌های ریز و درشت آن‌ها است. از این رو در بیشتر رمان‌هایش، زن‌ها شخصیت محوری دارند و داستان درباره دغدغه‌ها و چالش‌های درونی و بیرونی زندگی آن‌هاست. در واقع بلقیس سلیمانی به‌گفته خودش، بیشتر درباره چیزهایی می‌نویسند که از آن‌ها شناخت و اطلاعات کاملی دارد. به همین دلیل موضوع رمان‌های او دغدغه‌ها و چالش‌های زنان است و روایتی زنانه دارند. از طرفی دیگر، در برخی رمان‌های او ردپای وقایع سیاسی و تاریخی دهه ۶۰ نیز دیده می‌شود، زیرا به گفته خودش ماجراها و اتفاقات این دهه نیز دغدغه او بوده و درباره آن‌ها شناخت دارد.

جایزه ادبی مهرگان در سال ۱۳۸۵
جایزهٔ ادبی اصفهان در سال ۱۳۸۵
اعطای نشان درجه یک هنری در سال ۱۳۹۵

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (<1%)
4 stars
11 (8%)
3 stars
33 (26%)
2 stars
43 (34%)
1 star
37 (29%)
Displaying 1 - 14 of 14 reviews
Profile Image for Leila K.
4 reviews5 followers
December 18, 2020
داستان نسبتا بلندیاست بر اساس چرکنویس های نسخه های آغازین یک تازه نویسنده. از نویسنده کتاب خانم بلقیس سلیمانی انتظار بیشتری داشتم. داستان از دید راوی گفته می‌شود و شخصیت های داستان وتم داستان بسیار ضعیف کار شده است. رابطه میان شخصیت اصلی داستان و شخصیت های دیگر مانند رابطه مادر و فرزندی، رابطه مادر و دختری. رابطه با خواهر و برادر رابطه با همسر سابق و..بسیار عجولانه بیان شده و بسیار سطحی پرداخته شده است. اتفاقات داستان شامل مسائل روزمره راوی و محل زندگی و شرایط زندگی اش به همراه گذری بسیار سریع به گذشته راوی. پیشنهاد خواندن این کتاب را نمی دهم.
Profile Image for _Blue bird_.
26 reviews6 followers
October 6, 2021
دو و نیم.
بلقیس سلیمانی نویسنده‌ی موردعلاقه‌ی دوره‌ی نوجوانی منه. تمام کتاب‌هاش رو لاقل یک بار خوندم و هرچند با نگاهش به مسائل خیلی جاها موافق نیستم و بعضی جاها درک نکردم هدف یا مسیرش رو، اما قلمش، گوران عزیزش که عاشق فضاش بودم و خیلی چیزهای دیگه راجع به نوشته‌هاش همیشه مورد علاقمه‌.
اما اختصاصا راجع به روز خرگوش، امروز دو ساعت عصرمو لذت بردم از خوندنش برای بار دوم، اما با این حال توی لیست موردعلاقه‌هام از این نویسنده این کتاب اون آخراست.
شبیه گزارش از یک روز یا چند صفحه از یک دفتر خاطراته. جالب‌ترین قسمتش برام اون جاییه که از زبون شخصیت داستان خودش رو در اون مهمونی نقد میکنه که باز نقد خیلی دقیق هم نیست حتی. و انباردار توی سرش که خیلی ایده‌ی آشنایی بود برام. ولی در کل حس میکنم خودش هم جدی به این کتاب نپرداخته که ما هم بخوایم جدی نگاهش کنیم.
خلاصه اگر خواستید سراغ بلقیس سلیمانی برید کتاب‌های خیلی بهتری داره، از اون ها شروع کنید.
Profile Image for Azimeh.
144 reviews14 followers
April 18, 2022
دوشنبه بیست و نهم فروردین هزار و چهارصد ویک.
----------------------------------------
قبل از شروع خوندن کتاب، یه سر اومدم گودریدز ببینم چه خبر و چی گفتن راجع به روز خرگوش.
.
(چون زمانی که کتاب رو خریدم دسترسی به نت نداشتم که چک کنم گودریدز، با این حساب خریدمش.)
.
داشتم میگفتم ؛)
ریویوها رو که خواندم، گفتم خدا بخیر کنه. شروع کردم خوندن کتاب. همینجور که پیش می رفتم دیدم نه، اصلا شبیه ریویها نیست.
شگفت انگیز نیست ولی بد هم نیست.
دارم فکر میکنم از روزنوشت معمولی از زندگیِ یک زنِ معمولی چه انتظاری داشتیم!؟
این کتاب یک گزارش بود. یک خاطره یک قصه از یک روز معمولی که توی زندگی همه ی ما وجود داره.
خدایی بخوام بپرسم ازتون، مگه تمام روزهای زندگی شما فراز و نشیب داره؟
هیچ روزتون خطی و در یک امتداد صاف نبوده!؟
این کتاب هم همینجور بود.
من شخصاً دوستش داشتم.
.
فضای قصه رو دوست داشتم.
هلو بپر تو گلو.
هیچ فیس و افاده ای توی قصه نبود.
چیزی که میخواست بگه رو گفته بود.
----------------------------------------
داستان خانمی که نویسنده و مترجمه که یه دوقلوی همسان هم داشته.
آذین و آزیتا.
کتاب در ابتدا با بخشی که راوی آذین هستش شروع میشه.
بخش دوم کتاب، راوی آزیتا هستش.
تِمِ هر دو داستان یکی بود.
یکبار از دیدِ آذین و یکبار از دیدِ آزیتا بود.
اگر آذین بود، چطور اون یک روز رو زندگی میکرد و اگر آزیتا بود چطور!؟
----------------------------------------
من بر خلاف سایر ریویها پیشنهاد میکنم این روزنوشتِ خیلی معمولی رو بخونید.
¯\_(ツ)_/¯
Profile Image for fateme.
46 reviews5 followers
December 9, 2023
خوش خوان و روون بود بدون هیچ بذله گویی. انگار که داشتم که یه ولاگ از زندگی توی تهران میدیدم که ولاگرش تجربه هاشم باهام در میون میذاره. لذت بخش ترین قسمتش برام صحبت هاش با مسافر هاش و مقایسه بین دو همسرش بود.
فقط پایان باز اش اذیتم کرد که باعث شد ۳ ستاره بدم.
Profile Image for R.
388 reviews25 followers
May 13, 2012
محسن فرجی در جلسه نقد رمان «روز خرگوش» گفت: «روز خرگوش» رمان نیست؛ چون موضوع و دغدغه هستی‌شناسانه‌ای در آن نیست. این کتاب یک گزارش ژورنالیستی است و هیچ شاخصه‌ای که آن را تبدیل به رمان کند، ندارد.

به گزارش خبرنگار مهر، جلسه نقد و بررسی رمان «روز خرگوش» نوشته بلقیس سلیمانی، عصر دیروز پنجشنبه 7 اردیبهشت با حضور فرحناز علیزاده، محسن فرجی و نویسنده اثر در فرهنگسرای اخلاق برگزار شد.

علیزاده در ابتدای این نشست گفت: بلقیس سلیمانی اجتماعی‌نگار است و داستان‌های اجتماعی می‌نویسد. او سعی دارد شخصیت‌ها را کنکاش و ذهن و جهان آن‌ها را واکاوی کند. از منظر ایدئولوژی او منتقد وضع موجود و گذشته است و با محور قرار دادن شخصیت زن و استفاده از راوی اول شخص به رویدادهای اجتماعی و سیاسی جامعه‌اش می‌پردازد، اما «روز خرگوش» برخلاف 3 رمان قبلی این نویسنده، المان‌هایی از شهر و شهرنشینی را در خود دارد.

وی افزود: ابتدای این رمان به خصوص فصل اول آن حاوی اسامی مختلف شهری و خیابان‌هاست. به نظرم نویسنده با بازسازی این اسامی می‌خواهد در داستانش ذهن شهری بسازد. او در «روز خرگوش» زن روستایی را کنار می‌گذارد و به سراغ زن شهری رفته است.

در ادامه فرجی گفت: سخنانم را با پیشینه‌ای از خانم سلیمانی شروع می‌کنم. برای من بلیقس سلیمانی یادآور رمان «بازی آخر بانو» است. رمانی خوشخوان، با بازی‌های پست مدرن ویک اندیشه عمیق که تاریخ معاصر کشورمان را هم با آن خوانده می‌شد. من با آن ذهنیت خوب به سراغ «روز خرگوش»‌ رفتم، اما می‌خواهم بگویم که این رمان، نقطه مقابل آن اثر بود و نظر مثبتی نسبت به آن ندارم.

این منتقد گفت: به نظرم باید بیاموزیم که در جلسات، نقد صریح و بی‌تعارف داشته باشیم که امروز می‌خواهم همین کار را بکنم. «روز خرگوش» رمان نیست؛ چون موضوع و دغدغه هستی‌شناسانه‌ای در آن نیست. این کتاب یک گزارش ژورنالیستی است و هیچ شاخصه‌ای که آن را تبدیل به رمان کند، ندارد. نویسنده می‌کوشد در سطرهای پایانی به کار چنین ماهیتی ببخشد، ولی به نظرم به قدری نچسب و تصنعی این کار را کرده است که نتوانسته به این داستان، حالتی بیش از یک گزارش ژورنالیستی بدهد.

وی افزود: نکته دیگری که خیلی در این کتاب پررنگ است، اسامی شهری است. این اسامی نمی‌توانند به تنهایی یک داستان شهری را بسازند. این رمان، شهری نیست. چون برای اسامی شهرها هویتی ساخته نشده است. از این اسامی استفاده ژورنالیستی و دم دستی شده است و نویسنده به قدری در این راه ناموفق بوده که راوی داستان، مجبور می‌شود کارکرد داستانی این اسامی را صریح و غیرداستانی بیان کند. توضیح واضحاتی که راوی انجام می‌دهد در خود داستان غایب است و هیچ کارکردی که به تشخص و هویتی از این مکان‌ها برسیم، وجود ندارد.

فرجی ادامه داد: پس علی‌رغم ظاهر کار، «روز خرگوش» شهری نیست. استفاده از تکنولوژی هم به شکلی تصنعی و بدون کاربرد داستانی به کار رفته است. مثلاً نویسنده می‌گوید رفتم توی فیس بوکم. این فیس بوک در این‌جا تنها یک اسم است و هیچ توجهی به کارکرد و کاربردش نشده است. در حالی که می‌شد از چت یاهو که سابقه بیشتری دارد، استفاده می‌شد. موضوع سوم به نظرم شخصیت‌پردازی است که در واقع «روز خرگوش» شخصیت‌‍پردازی ندارد. این داستان بلند یک سری آدم دارد که تیپ هم نیستند و من آن‌ها را آدم‌های مقوایی می‌نامم.

این نویسنده گفت: این آدم‌های مقوایی بی‌لایه و مانند عکسی هستند که هیچ پس و پشتی از آن‌ها وجود ندارد. نویسنده استثنائا سعی کرده درباره دو شخصیت اصلی کار شخصیت‌پردازی داشته باشد و فکر می‌کنم این کار باید پرداخت بیشتری می‌داشت. چون ناموفق است. مثلاً شخصیتی که مترجم کتاب است و کتاب‌های عامه‌پسند ترجمه می‌کند، چطور می‌تواند به سراغ کتاب‌های عمیق فکری و ایدئولوژیک برود و از طرفی مسافرکشی هم بکند. این شخصیت‌پردازی همین طور برای شخصیت آزیتا از کار درنیامده است، اما در ادامه به یک فول بزرگ می‌رسیم که حضور نویسنده در خود داستان است و به نظرم در حد یک فاجعه است. این حرکت غیر از تبلیغ کتاب «به هادس خوش آمدید» کارکرد دیگری ندارد.

فرجی در ادامه گفت: یک ایراد بزرگ «روز خرگوش» این است که محور اصلی داستانی ندارد. به علاوه اطناب‌های عجیب و غریب در این داستان بلند، خواننده را اذیت می‌کند. این نکته برای من بسیار عجیب بود چون داستان‌های کوتاه خانم سلیمانی را خوانده‌ام و می‌دانم که ایجاز را به خوبی می‌شناسد. اگر قصد روایت قصه، نشان دادن ملال بود، خود داستان تبدیل به ملال شده است. از همه این موارد بدتر این که ما می‌توانیم داستانی با ریتم کند بنویسم، اما با یک زاویه دید متفاوت تا نوشته‌مان از یک گزارش ژورنالیستی آماتور و یک خبرنگار تازه‌کار بدتر نشود. چون ژورنالیست حرفه‌ای از این داستان، بهتر می‌نویسد. بخش‌هایی از داستان هم مانند بخشی که در تره‌بار می‌گذرد در مسیر داستان تاثیری ندارند. می‌خواهم این سئوال را مطرح کنم نویسنده چه زاویه دیدی را انتخاب کرده که خبرنگارها و روزنامه‌نگارها نمی‌توانند انتخاب کنند؟ ما به چنین گزارش‌هایی، گزارش پشت میزی می‌‌گوییم. یعنی گزارشی که خبرنگار به سراغ سوژه نرفته و پشت میزش آن را می‌نویسد. به نظرم تمام اتفاقات شهری این کتاب در حد یک گزارش پشت میزی است.

در ادامه علیزاده گفت: من در برخی موارد با آقای فرجی موافقم و در برخی موارد مخالفم. به نظرم سلیمانی با انتخاب دو کنش متفاوت می‌خواهد تضاد دو شخصیت را نشان بدهد. دوگانگی‌ها و تضادهای این دو با نشان دادن تفاوت‌هایشان مشخص می‌شود. خانم سلیمانی دونگره رخدادها را برای آدم‌های مختلف رقم می‌زند تا تفاوت‌های شخصیتی‌شان را نشان بدهد. می‌شود این ایراد را گرفت که برای نشان دادن این تضادها چرا باید هر دوی این آدم‌ها را در یک موقعیت خاص، در یک مکان وهمان زمان قرار بدهیم؟‌ چون قرار دادن این شخصیت‌ها در این شرایط، وقتی به تکرار کشیده می‌شود، خواننده را اذیت می‌کند. تنها ایرادی که می‌توانم بگیرم این است که چرا این عامل، تکرار می‌شود؟

وی گفت: یک نکته دیگر این که دو شخصیت اصلی با وجود تفاوت‌ها، شباهت‌هایی هم دارند ولی در انتها به یک نقطه می‌رسند. استفاده از فرم باید در خدمت محتوا باشد ولی در پایان از داستان دو شخصیت یک مفهوم و یک پیام دریافت می‌شود. به نظرم از دیدگاه جامعه‌شناسی خیلی بهتر می‌توان «روز خرگوش» را مورد بررسی قرار داد. پس با این که حرف آقای فرجی که این دو شخصیت زیاد نمی‌توانند شخصیت باشند، موافق نیستم. کار جای ایراد‌های دیگری هم دارد ولی با این نکته هم که بخش‌هایی مانند قسمت تره‌بار نمی‌تواند تاثیر چندانی در کار داشته باشد، موافق نیستم.

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail...
Profile Image for Bahareh Yakhchiyan.
13 reviews1 follower
February 6, 2022
نمیدونم من خیلی خسته و بی‌حوصله بودم یا واقعا داستان هم یک آشفتگی‌‌هایی داشت.
آذین بعد از سال‌ها جدایی از همسر اولش تصمیم به ازدواج مجدد دارد، داستان به ترس‌ها چالش‌ها و قضاوت‌هایی که خانواده ، جامعه و خودش درگیرش هستند به‌صورت خیلی کلی و سطحی پرداخته و در نهایتم برای من داستان یک‌طور بدون نتیجه‌ای قطع شد.
Profile Image for Fateme Moradi fard.
35 reviews7 followers
February 16, 2015
نمیتوان به چنین نگارشی رمان گفت؛ روایت یک روز از زندگی زنی میانسال است که عین خرگوش هی از این ماجرا به ماجرای دیگری می پرد .نویسنده به زور می خواست زن تویداستان را قوی نشان دهد که از پس زندگی اش خوب بر میاید. بنظرم خیلی غیر واقعی است که زنی تنها پسری را بزرگکند ؛ راننده تاکسی باشد؛ بچه های برادر معتادش را رفت و روب کند؛ شاگرد خصوصی داشته باشد؛ مترجم باشد؛ عاشق هم شود .داستان به دو بخش تقسیم می شود که دلیلش برایم مبهم است: روزآذین و روز آزیتا. در حالیکه هر دو همان اتفاقات هستند از زاویه دیگر. شاید بخاطر اینکه زن توی داستان یک دو قلو داشت که همه فکر میکردند آنها یکی هستند و این خطای دیدشان است. به هر حال این کتابی نیست که دلم بخواهد به کسی پیشنهاد خواندنش را بدهم.
Profile Image for Naji.
64 reviews
January 19, 2021
امتياز كتاب دو و نيم ستاره بود كه ب خاطر علاقه ام به خانم سليماني به طرف بالا رُند شد...
اگر نويسنده ي تازه كاري اين كتاب را نوشته بود توقعاتم برآورده مي شد اما از خانم سليماني انتظار ديگري داشتم

ايده ي كتاب براي داستان كوتاه يا يك داستان در يك مجموعه مناسب بود و نوشتنش به عنوان كتابي مستقل به اطناب بيهوده منجر شده بود...

المان هاي تهران را چندان دوست نداشتم... اضافه بودند و باطل...
انگار خانم سليماني ميخواست به خودش و خوانندگانش نشان دهد كه شهري نويسي هم بلد است...

با اين وجود كتاب بد خواني نبود و در يك نشست تمام شد...
Profile Image for Leylee.
31 reviews
July 13, 2013
.تنها نکته جالبش این بود که تو یه بخشایی نویسنده از زبون شخصیت اصلیِ داستان، خودش رو نقد کرده بود
بازی آخر بانو و خاله بازی خیلی بهتر از این دو سه کتاب آخرش بودن
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
September 12, 2015
خوشبختانه، این موقع روز داخل میدان تره بار جای پارک پیدا می شود ..... به نظرم این جا هیچ شباهتی به تهران امروزی و مدرن ندارد . مشتری هایش اکثرا میان سال، پیر و چاق هستند. نوعی بی خیالی، صلح و افسردگی در صورت و حرکات شان دیده می شود. انگار همه شان با هم داد میزنند : ما جنگ هایمان را کرده ایم، شکست نخورده ایم، اما پیروز هم نشده ایم، اصلا پیروزی ای در کار نیست، جبهه تان را عوض کنید، بخرید، بخورید و منتظر بنشینید، عزرائیل همین گوشه و کنارها ست .
Profile Image for Shiva nikseresht.
117 reviews1 follower
August 27, 2022
داستان یک روز از زندگی زنی میانسال است که در میان رفتن و ماندن است، همه چیز در این کتاب در میانه ایستاده است و نمی‌داند به کدام طرف برود حتی خود شخص اصلی داستان هم نمی‌داند که کیست.
کتاب خوش‌خوانی است و انقدر تصاویر آشنا و قابل لمس دارد که شما خود را درون زندگی آذین/آزیتا می‌بینید و یک روز را با او می‌گذرانید.
Profile Image for Yaser Hoveidi.
12 reviews2 followers
January 17, 2021
و قلمی که نوشت و نوشت و شکل گرفت و کامل شد. وقتی این رو با "آن مادران این دختران " مقایسه می کنم میبینم چقدر رشد کردند خانوم سلیمانی در نوشتن. کار ضعیفی بود اگر بخواهم صرفا در خصوص این کتاب صحبت کنم باید بگم بسیار ضعیف بود
Profile Image for Khparisa.
91 reviews43 followers
Read
July 28, 2013
مثل ديگر إثارش ان منو جذب نكرد،،، اگرچه هنوز رو پيش خوان كتاب فروشى ها به دنبال اثر جديد اين نويسنده هستم
Displaying 1 - 14 of 14 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.