كتاب حاضر انقلاب كبیر فرانسه را در دو بخش شرح میدهد .در بخش اول به شرایط حاكم بر فرانسه قبل از انقلاب پرداخته میشود .در بخش دوم كه خود شامل پنج فصل است، درباره ریشههای انقلاب فرانسه، مجلس سهگانه، مجلس موسسان، مجلس مقننه، كنوانسیون توضیحاتی داده میشود
Albert Malet (3 May 1864, Clermont-Ferrand - 25 September 1915, Battle of Thélus, Pas de Calais) was a French historian and author of scholarly textbooks, killed during the First World War [..]
تاریخ قرن هجدهم اروپا دریچه ای به تاریخ معاصر است. بسیار از کشورهایی که امروز به عنوان ملت-کشورهای مستقل شمرده می شوند، در این قرن تکامل یافتند و افول مقتدرترین کشور آن روزگار اروپا یعنی فرانسه و سر برآوردن انگلستان به عنوان ابرقدرت و تولد کشور پروس (آلمان فعلی) از جمله این اتفاقات مهم محسوب می شود. بهترین حسن این کتاب ایجاز و اختصار آن است که حوادث یک قرن را در چندصد صفحه فشرده کرده است. نگاه آلبرماله تا حد امکان بی طرفانه است و بر روایات چندگانه تاریخ مسلط است. از مهم ترین ویژگی های این کتاب، پرداختن به شخصیت پادشاهان آن روزگار است. از فردریک گیوم تا کاترین و پطر کبیر و از تالیران تا لویی شانزدهم، خواننده به خوبی با احوال و رفتار مردان و زنانی آشنا می شود که در دوران خود شگرف ترین تاثیرات را بر ملت خود و دیگران داشته اند. انقلاب کبیر فرانسه، به راستی انقلابی بنیادین در تمامی شئون زندگی مردمان فرانسه و سپس کل اروپا بود. رعایایی که تا دیروز توسط اشراف یا کلیسا خرید و فروش می شدند، به ناگاه دارای حقوق فراوان شدند و برای احقاق حق خود دست به مبارزه زده و برای همیشه تاریخ را تغییر دادند. اصلی ترین شخصیت این اثر اما، ناپلئون بناپارت است. باید اعتراف کرد که تا قبل از خواندن این اثر، آن چنان که باید از این شخصیت آگاه نبوده ام. اما بخش مهمی از این کتاب به امپراتوری چندساله ناپلئون پرداخته است. ناپلئون سیاستمداری زیرک، فرماندهی نابغه و رهبری کاریزماتیک بود که حتی بر قلوب سربازان غیرفرانسوی سپاهش نیز حکومت می کرد. صعود و سقوط این مرد بزرگ، از عبرت آموز ترین وقایع قرن هجدهم و نوزدهم است. مردی که سازنده اروپایی است که کا امروز می شناسیم. با این حال کتاب بعضی کاستی هایی دارد که آن هم ناشی از تلاش برای اختصار و ایجاز است. برای مثال ،توقع داشتم که به نقش لژهای فراماسونری در اعدام لویی شانزدهم بیشتر پرداخته شود که مورد اشاره نبوده است. همچنین بعضی توافقات و جهت گیری های پشت پرده که می توانست ماهیت جریان های ان روزگار را روشن تر نماید. به هر حال، تاریخ عرصه عبرت است ، برای آنانی که آماده پند گرفتن باشند.
تاریخ قرن هجدهم اروپا دریچه ای به تاریخ معاصر است. بسیار از کشورهایی که امروز به عنوان ملت-کشورهای مستقل شمرده می شوند، در این قرن تکامل یافتند و افول مقتدرترین کشور آن روزگار اروپا یعنی فرانسه و سر برآوردن انگلستان به عنوان ابرقدرت و تولد کشور پروس (آلمان فعلی) از جمله این اتفاقات مهم محسوب می شود. بهترین حسن این کتاب ایجاز و اختصار آن است که حوادث یک قرن را در چندصد صفحه فشرده کرده است. نگاه آلبرماله تا حد امکان بی طرفانه است و بر روایات چندگانه تاریخ مسلط است. از مهم ترین ویژگی های این کتاب، پرداختن به شخصیت پادشاهان آن روزگار است. از فردریک گیوم تا کاترین و پطر کبیر و از تالیران تا لویی شانزدهم، خواننده به خوبی با احوال و رفتار مردان و زنانی آشنا می شود که در دوران خود شگرف ترین تاثیرات را بر ملت خود و دیگران داشته اند. انقلاب کبیر فرانسه، به راستی انقلابی بنیادین در تمامی شئون زندگی مردمان فرانسه و سپس کل اروپا بود. رعایایی که تا دیروز توسط اشراف یا کلیسا خرید و فروش می شدند، به ناگاه دارای حقوق فراوان شدند و برای احقاق حق خود دست به مبارزه زده و برای همیشه تاریخ را تغییر دادند. اصلی ترین شخصیت این اثر اما، ناپلئون بناپارت است. باید اعتراف کرد که تا قبل از خواندن این اثر، آن چنان که باید از این شخصیت آگاه نبوده ام. اما بخش مهمی از این کتاب به امپراتوری چندساله ناپلئون پرداخته است. ناپلئون سیاستمداری زیرک، فرماندهی نابغه و رهبری کاریزماتیک بود که حتی بر قلوب سربازان غیرفرانسوی سپاهش نیز حکومت می کرد. صعود و سقوط این مرد بزرگ، از عبرت آموز ترین وقایع قرن هجدهم و نوزدهم است. مردی که سازنده اروپایی است که کا امروز می شناسیم. با این حال کتاب بعضی کاستی هایی دارد که آن هم ناشی از تلاش برای اختصار و ایجاز است. برای مثال ،توقع داشتم که به نقش لژهای فراماسونری در اعدام لویی شانزدهم بیشتر پرداخته شود که مورد اشاره نبوده است. همچنین بعضی توافقات و جهت گیری های پشت پرده که می توانست ماهیت جریان های ان روزگار را روشن تر نماید. به هر حال، تاریخ عرصه عبرت است ، برای آنانی که آماده پند گرفتن باشند
kheili jaleb bud,che ghadr shbih bud!! ama che ghadr nataiej motefavet bud harchand avale enghelabe farance oza aslan untor ke baiad pish bere pish nemire ta un had ke hata katrine kabir ham na omid mishe ama khob un etefagh ha hamegi baraie sakhtane ie jame'e lazem bud!! etefagh haii ke tu iran naioftad