What do you think?


The Investigation by Philippe Claudel
Very RARE edition!! UNIQUE offer!! Don’t wait to be OWNER of this special piece of HISTORY!!!
Paperback
First published September 15, 2010
About the author
Philippe Claudel
98 books607 followersPhilippe Claudel is a French writer and film director.
His most famous work to date is the novel " Les Âmes Grises " - " Grey Souls ", which won the prix Renaudot award in France, was shortlisted for the American Gumshoe Award, and won Sweden's Martin Beck Award. In addition to his writing, Philippe Claudel is a Professor of Literature at the University of Nancy.
His most famous work to date is the novel " Les Âmes Grises " - " Grey Souls ", which won the prix Renaudot award in France, was shortlisted for the American Gumshoe Award, and won Sweden's Martin Beck Award. In addition to his writing, Philippe Claudel is a Professor of Literature at the University of Nancy.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 233 reviews
January 14, 2013
NEL PAESE DEGLI ORRORI

L’Inquirente è persona scrupolosa e metodica – viene incaricato di scoprire la causa di una serie di suicidi tra il personale di una fantomatica Azienda.
All’inizio sembra un’indagine come altre.
Però, man mano, si ritrova immerso in una situazione surreale, ai limiti dell’assurdo, prima grottesca poi sinistra, inquietante. Nulla va come dovrebbe, la matassa non si dipana, i confini tra bene e male si fanno labili, la soluzione dell’inchiesta diviene un miraggio, siamo ormai in un universo dai contorni angoscianti. Le persone perdono identità, sono connotate solo dalla loro funzione, è scomparsa ogni forma di umanità.

Metafisica e ontologia, onirismo e realtà, lucidità e follia, il tema sociale delle morti sul lavoro che ha generato un mondo sempre più duro fonte di depressioni e suicidi.
Un po’ di Orwell, un po’ di Huxley, un po’ di Kafka, anche un po’ di H.G. Wells e Carroll, e, perché no, un pizzico di Coetzee: di Claudel direi che non c’è proprio nulla, se non gli sbadigli, la noia, i cliché, la fatica di leggere, la voglia di abbandonarlo dopo poche pagine (se non che mi sono intignato, ho voluto vedere a ogni costo come andava a finire: male per me, la fine è perfino più deludente del resto), la banalità, gli stereotipi, l’inconsistenza.
Duecento pagine messe insieme per dimostrare un’idea, non preoccupandosi di costruire personaggi e trama.
Avrei dovuto seguire l’implicito consiglio indicato dallo stesso Claudel nel titolo di un altro suo romanzo: J’abandonne.
Ma anche ‘Io me ne vado’ sarebbe andato meglio. 😈


L’Inquirente è persona scrupolosa e metodica – viene incaricato di scoprire la causa di una serie di suicidi tra il personale di una fantomatica Azienda.
All’inizio sembra un’indagine come altre.
Però, man mano, si ritrova immerso in una situazione surreale, ai limiti dell’assurdo, prima grottesca poi sinistra, inquietante. Nulla va come dovrebbe, la matassa non si dipana, i confini tra bene e male si fanno labili, la soluzione dell’inchiesta diviene un miraggio, siamo ormai in un universo dai contorni angoscianti. Le persone perdono identità, sono connotate solo dalla loro funzione, è scomparsa ogni forma di umanità.

Metafisica e ontologia, onirismo e realtà, lucidità e follia, il tema sociale delle morti sul lavoro che ha generato un mondo sempre più duro fonte di depressioni e suicidi.
Un po’ di Orwell, un po’ di Huxley, un po’ di Kafka, anche un po’ di H.G. Wells e Carroll, e, perché no, un pizzico di Coetzee: di Claudel direi che non c’è proprio nulla, se non gli sbadigli, la noia, i cliché, la fatica di leggere, la voglia di abbandonarlo dopo poche pagine (se non che mi sono intignato, ho voluto vedere a ogni costo come andava a finire: male per me, la fine è perfino più deludente del resto), la banalità, gli stereotipi, l’inconsistenza.
Duecento pagine messe insieme per dimostrare un’idea, non preoccupandosi di costruire personaggi e trama.
Avrei dovuto seguire l’implicito consiglio indicato dallo stesso Claudel nel titolo di un altro suo romanzo: J’abandonne.
Ma anche ‘Io me ne vado’ sarebbe andato meglio. 😈

February 20, 2019
هرکسی مسئولیت اخلاقی دارد که قوانین ناعادلانه را رعایت نکند. - مارتین لوتر کینگ
بازپرسی کتابی بود که از جنبههای گوناگونی مرا را غافلگیر کرد. نخست آنکه بنابر شنیده و خواندهها توقع مواجهه با داستانی سورئال را داشتم، اما داستان شروعی رئال داشت که این جریان، تا یک سوم آغازین کتاب ادامه پیدا میکند. دوم آنکه از اواسط داستان و با پررنگ شدن جنبه سورئال، حسی از ترس و ناامیدی بر من غالب شد. اما در یک سوم پایانی و زمانی که پیرنگ داستان تا حد زیادی بر من آشکار شده بود - از این رو که میان جامعه خود و جامعه زمینه داستان، شباهتهایی غیرقابل انکار میدیدم - ترس و ناامیدی جای خود را به خشم داد
ماجرای کتاب از این قرار است که در پی خودکشی تعدادی از کارمندان یک شرکت بسیار بزرگ، بازپرسی مامور رسیدگی به این وقایع و ارتباط این خودکشی/قتلهای احتمالی با شرکت میشود. داستان از لحظه ورود بازپرس به شهر، در فضایی خاکستری، بارانی و مهزده آغاز میشود. در همان بدو ورود بازپرس، طی یکی دو صفحه آغازین، چیزی غیرعادی در فضای شهر، توجه مخاطب را به خود جلب میکند. اندک زمانی بعد، تحقیقات او آغاز میشود؛ اما در این شهر، همه چیز و همهکس با بازپرسِ تازهوارد سر جنگ و ضدیت دارد. شانس کاملا علیه اوست و حتی بنظر میرسد زمان از سیر خطی و همیشگی طبعیت نمیکند. یک جای کار میلنگد. انگار چیزی سر جای خود نیست. اما چه چیزی؟ قابل تشخیص نیست، این احساس بهقدری قویست که مخاطب در دل خود بارها از بازپرس خواهش میکند که قید پرونده و حتی شغل خود را بزند و شهر را ترک کند. در جایی از داستان، بازپرس در این موضوع - یعنی فرار - با خواننده همنظر میشود، اما زمانی که دیگر برای هر تصمیمی دیر است. در واقع بازپرس هیچگاه فرصتی برای آغاز تحقیقات خود پیدا نمیکند؛ زیرا هربار با موانع گوناگونی روبرو میشود، از گیر افتادن در اتاقهای هتل، صف سیلمانند جمعیت تا گرسنگی کشنده، موانع امنیتی سازمان و حوادث غیرمترقبه! سرانجام نیز بهجهت سماجت بیش از حدِ فهم کارکرد سیستم و ماجرای خودکشیها، سریع و بیسر و صدا توسط نظم سازمان بلعیده شده و راهی نیستی و عدم میگردد
اینک آخرالزمان، اینبار سازمانهای آدمخوار
ما همیشه تصور میکنیم اگر روزی انسان اسباب نابودی خود را در آخرالزمانِ قطعیِ پیشرو فراهم کند، این امر بواسطه سلطه تکنولوژی (هوش مصنوعی)، تغییرات ژنتیکی و یا تغییرات آب و هوایی رخ خواهد داد. اما اگر سازمانها، پیش از موارد مذکور برعلیه انسانها برخیزند چطور؟ در همین امروز، این انسانها هستند که سازمانها را به خدمت گرفتهاند یا سازمانها انسان را؟ اگرچه سازمانها، نشات گرفته و مخلوق انسانها هستند، ولی بر چه اساسی تصور میکنیم همیشه قدرت مخلوقی پویا و در حال رشد، از خالق ایستای خود کمتر است؟ انسان نمیتواند مغروق و مدفون باتلاقی شود که خودش خالق آن است؟
افرادی که در سازمان مشغول به کار هستند، بواسطه زنجیرهای نامرییای که فقر و فشار اقتصادی به آنها وارد میکند، در سایه باورها و آرمانهای سازمان، ممکن است هیچگاه توانایی کنارهگیری از سازمان را پیدا نکنند و برخلاف میل خود، تا پایان دوران کاری خود، مجبور به ماندن و بردگی در آن شوند. از سوی دیگر بواسطه ابزار قدرت تشویقی، بازدارنده و شرطی؛ امکان هرگونه عصیان و تمرد از افراد گرفته شده و نهایتا همه چیز به صندوق قراضهی انتقادات و پیشنهادات ختم میشود! علاوه بر این، سازمان میتواند - بسته به دامنه قدرت و نفوذش - در خصوصیترین جبنههای زندگی فردی و اجتماعی کارکنان خود دخالت کند. آیا تصور روزی که آدمها بطور کامل برده سازمانها گردند سخت است؟
بردهداری نوین
جان کنت گالبرایت در کتاب آناتومی قدرت، سه منبع قدرت را نام میبرد: فرد، مالیکت و سازمان. از میان این سه، سازمان( که مظهر آن حکومت است) نهاد نسبت مدرنیست که امروزه قدرتش از دیگر منابع فزونی گرفته و حتی آنها (فرد، مالکیت) را نیز در اختیار خود گرفته است. دامنه آشکار و پنهان قدرت سازمانها تا آنجا پیش رفته که حتی نهادهای قدرتی همچون دولت را نیز بطور مستقیم یا غیر مستقیم زیر یوغ خود میآورند. سازمان میتواند بواسطه ابزارهای اعمال قدرتی که در اختیار دارد ( کیفردهنده، پاداشدهنده و شرطی)، افراد بسیاری را زیر یوغ خود کشد (حتی اعضای هیئت مدیرهی خود را). علاوه بر این، القای منافع و ارزشهای مشترک توسط سازمان، میتواند بندهای نامریی اسارت اعضا و کارکنان آن را محکمتر کرده و با ایجاد یک امپراطوری فرهنگی در قلمروی اقتصادی خود، فرد را تا انتهای عمر - مستقیم و غیر مستقیم - اسیر آرمانها، ارزشها و فرهنگ سازمانی خود نماید
من یک شورشی هستم، تاکتیک: کشتی را سوراخ کن!
در سازمان کذاییِ داستان بازپرسی، همه، حتی مدیرعامل و موسس سازمان، خود بردهی آن گشتهاند. تمام افرادی که در دامنه قدرت سازمان هستند - درونی و بیرونی - به نوعی در سلسله مراتب اسثمار جای دارند. سازمان نظم خود را حتی به مردم شهر نیز اعمال کردهاست، همه مطابق میل سازمان - که به صورت قانون درآمده - رفتار میکنند. در این ارتباط چند الگو در داستان دیده میشود: 1- بیتفاوتی. در این جایگاه، فرد مشغول زندگی خودش است، منتها بر اساس عرف و باید و نبایدهایی که سازمان مستقیم و غیرمستقیم ارائه میکند. افرادی که در این جایگاه هستند، دیگر از هیچ واقعهای تعجب نمیکنند. آنها با منطق بیمنطق هر کابوسی سازگار شدهاند (مصداق: رهگذران ماشینیشدهی خیابان). 2-جیرهخواری. در این حالت، فرد فارغ از اندیشه و اعتقاد شخصی، به سبب کفِ دستی نان مجری اوامر سازمان میشود، به مثابه سگی که تکهای گوشت پسماند جلویش میاندازند و او عوعو کنان دم تکان میدهد و پاچه میگیرد (مصداق: نگهبان امنیتی شرکت) 3-ذوبشدگی. در این جایگاه، فرد به آرمانهای سازمان باور دارد و در کنار حقوق و منافع مادی، از آن هویت نیز میگیرد (مصداق: افسر پلیس شهر). 4-شورشیگری. در این جایگاه فرد به خباثت سازمان آگاه است و در عین حال تلاش میکند تا ضمن آگاهی از ساز و کار آن، نظم اعمالشده را بهم زند (مصداق: نگهبان حراست و بازپرس)
آغاز مسخشدگی: تن دادن به نظم موجود. راه حل: هرچه تو گفتی نکنید، آن کنیم
بازپرس زمانی در سیر قهقرایی قرار میگیرد که از خطوطی که پیش پای او گذاشته شده تبعیت میکند. این الگو را چند بار میتوان در داستان دید: در آغاز ورود بازپرس به شهر، او مسیر گمراهکنندهای را دنبال میکند تا چشمم به تابلوی نئونی هتل میرسد. او بطور منفعل به هرآنچه که پیش رویش قرار دارد تن میدهد. بنظر میرسد اراده بازپرس خیلی زود در مقابل فشاری که از سوی شرکت به او اعمال میشود فرو میریزد. در پایان داستان نیز تبعیت از خطوط شرکت است که او را به عدم میکشاند (تصادم با دیوار بتونی). مسخشدگی بازپرس از همان نقطه آغاز میشود که به نظم موجود تن میدهد. راه حل؟ روشن است: مخالفت با هرآنچه که سازمان میخواهد
پینوشت: در این متن هرکجا از نظم صحبت کردهام، مقصود نظم مصنوع و قراردادی است که در صورت لزوم میتوان آن را خرد کرد ( در مقابل مفهوم نظم طبیعی)
پایههای این مجموعه بسیار سست است. مشکل اینجاست که افراد کمی مثل ما، منظورم افرادی از طبقه ضعیف است، آنهایی که ازشان بهرهکشی میشود، گرسنهها، بیاختیارها، رعیتهای امروزی، متوجه این مسئله هستند. - برش از کتاب
بازپرسی کتابی بود که از جنبههای گوناگونی مرا را غافلگیر کرد. نخست آنکه بنابر شنیده و خواندهها توقع مواجهه با داستانی سورئال را داشتم، اما داستان شروعی رئال داشت که این جریان، تا یک سوم آغازین کتاب ادامه پیدا میکند. دوم آنکه از اواسط داستان و با پررنگ شدن جنبه سورئال، حسی از ترس و ناامیدی بر من غالب شد. اما در یک سوم پایانی و زمانی که پیرنگ داستان تا حد زیادی بر من آشکار شده بود - از این رو که میان جامعه خود و جامعه زمینه داستان، شباهتهایی غیرقابل انکار میدیدم - ترس و ناامیدی جای خود را به خشم داد
ماجرای کتاب از این قرار است که در پی خودکشی تعدادی از کارمندان یک شرکت بسیار بزرگ، بازپرسی مامور رسیدگی به این وقایع و ارتباط این خودکشی/قتلهای احتمالی با شرکت میشود. داستان از لحظه ورود بازپرس به شهر، در فضایی خاکستری، بارانی و مهزده آغاز میشود. در همان بدو ورود بازپرس، طی یکی دو صفحه آغازین، چیزی غیرعادی در فضای شهر، توجه مخاطب را به خود جلب میکند. اندک زمانی بعد، تحقیقات او آغاز میشود؛ اما در این شهر، همه چیز و همهکس با بازپرسِ تازهوارد سر جنگ و ضدیت دارد. شانس کاملا علیه اوست و حتی بنظر میرسد زمان از سیر خطی و همیشگی طبعیت نمیکند. یک جای کار میلنگد. انگار چیزی سر جای خود نیست. اما چه چیزی؟ قابل تشخیص نیست، این احساس بهقدری قویست که مخاطب در دل خود بارها از بازپرس خواهش میکند که قید پرونده و حتی شغل خود را بزند و شهر را ترک کند. در جایی از داستان، بازپرس در این موضوع - یعنی فرار - با خواننده همنظر میشود، اما زمانی که دیگر برای هر تصمیمی دیر است. در واقع بازپرس هیچگاه فرصتی برای آغاز تحقیقات خود پیدا نمیکند؛ زیرا هربار با موانع گوناگونی روبرو میشود، از گیر افتادن در اتاقهای هتل، صف سیلمانند جمعیت تا گرسنگی کشنده، موانع امنیتی سازمان و حوادث غیرمترقبه! سرانجام نیز بهجهت سماجت بیش از حدِ فهم کارکرد سیستم و ماجرای خودکشیها، سریع و بیسر و صدا توسط نظم سازمان بلعیده شده و راهی نیستی و عدم میگردد
اینک آخرالزمان، اینبار سازمانهای آدمخوار
ما همیشه تصور میکنیم اگر روزی انسان اسباب نابودی خود را در آخرالزمانِ قطعیِ پیشرو فراهم کند، این امر بواسطه سلطه تکنولوژی (هوش مصنوعی)، تغییرات ژنتیکی و یا تغییرات آب و هوایی رخ خواهد داد. اما اگر سازمانها، پیش از موارد مذکور برعلیه انسانها برخیزند چطور؟ در همین امروز، این انسانها هستند که سازمانها را به خدمت گرفتهاند یا سازمانها انسان را؟ اگرچه سازمانها، نشات گرفته و مخلوق انسانها هستند، ولی بر چه اساسی تصور میکنیم همیشه قدرت مخلوقی پویا و در حال رشد، از خالق ایستای خود کمتر است؟ انسان نمیتواند مغروق و مدفون باتلاقی شود که خودش خالق آن است؟
افرادی که در سازمان مشغول به کار هستند، بواسطه زنجیرهای نامرییای که فقر و فشار اقتصادی به آنها وارد میکند، در سایه باورها و آرمانهای سازمان، ممکن است هیچگاه توانایی کنارهگیری از سازمان را پیدا نکنند و برخلاف میل خود، تا پایان دوران کاری خود، مجبور به ماندن و بردگی در آن شوند. از سوی دیگر بواسطه ابزار قدرت تشویقی، بازدارنده و شرطی؛ امکان هرگونه عصیان و تمرد از افراد گرفته شده و نهایتا همه چیز به صندوق قراضهی انتقادات و پیشنهادات ختم میشود! علاوه بر این، سازمان میتواند - بسته به دامنه قدرت و نفوذش - در خصوصیترین جبنههای زندگی فردی و اجتماعی کارکنان خود دخالت کند. آیا تصور روزی که آدمها بطور کامل برده سازمانها گردند سخت است؟
بردهداری نوین
جان کنت گالبرایت در کتاب آناتومی قدرت، سه منبع قدرت را نام میبرد: فرد، مالیکت و سازمان. از میان این سه، سازمان( که مظهر آن حکومت است) نهاد نسبت مدرنیست که امروزه قدرتش از دیگر منابع فزونی گرفته و حتی آنها (فرد، مالکیت) را نیز در اختیار خود گرفته است. دامنه آشکار و پنهان قدرت سازمانها تا آنجا پیش رفته که حتی نهادهای قدرتی همچون دولت را نیز بطور مستقیم یا غیر مستقیم زیر یوغ خود میآورند. سازمان میتواند بواسطه ابزارهای اعمال قدرتی که در اختیار دارد ( کیفردهنده، پاداشدهنده و شرطی)، افراد بسیاری را زیر یوغ خود کشد (حتی اعضای هیئت مدیرهی خود را). علاوه بر این، القای منافع و ارزشهای مشترک توسط سازمان، میتواند بندهای نامریی اسارت اعضا و کارکنان آن را محکمتر کرده و با ایجاد یک امپراطوری فرهنگی در قلمروی اقتصادی خود، فرد را تا انتهای عمر - مستقیم و غیر مستقیم - اسیر آرمانها، ارزشها و فرهنگ سازمانی خود نماید
من یک شورشی هستم، تاکتیک: کشتی را سوراخ کن!
در سازمان کذاییِ داستان بازپرسی، همه، حتی مدیرعامل و موسس سازمان، خود بردهی آن گشتهاند. تمام افرادی که در دامنه قدرت سازمان هستند - درونی و بیرونی - به نوعی در سلسله مراتب اسثمار جای دارند. سازمان نظم خود را حتی به مردم شهر نیز اعمال کردهاست، همه مطابق میل سازمان - که به صورت قانون درآمده - رفتار میکنند. در این ارتباط چند الگو در داستان دیده میشود: 1- بیتفاوتی. در این جایگاه، فرد مشغول زندگی خودش است، منتها بر اساس عرف و باید و نبایدهایی که سازمان مستقیم و غیرمستقیم ارائه میکند. افرادی که در این جایگاه هستند، دیگر از هیچ واقعهای تعجب نمیکنند. آنها با منطق بیمنطق هر کابوسی سازگار شدهاند (مصداق: رهگذران ماشینیشدهی خیابان). 2-جیرهخواری. در این حالت، فرد فارغ از اندیشه و اعتقاد شخصی، به سبب کفِ دستی نان مجری اوامر سازمان میشود، به مثابه سگی که تکهای گوشت پسماند جلویش میاندازند و او عوعو کنان دم تکان میدهد و پاچه میگیرد (مصداق: نگهبان امنیتی شرکت) 3-ذوبشدگی. در این جایگاه، فرد به آرمانهای سازمان باور دارد و در کنار حقوق و منافع مادی، از آن هویت نیز میگیرد (مصداق: افسر پلیس شهر). 4-شورشیگری. در این جایگاه فرد به خباثت سازمان آگاه است و در عین حال تلاش میکند تا ضمن آگاهی از ساز و کار آن، نظم اعمالشده را بهم زند (مصداق: نگهبان حراست و بازپرس)
شما جزء کدام بخش هستید؟ یک بردهی امروزی! یک نفر اضافهتر! حداقل امیدوارم همه وقتتان را به اینجا اختصاص ندهید. من و شما مثل هزاران نفر دیگر از نظر آنها به حساب نمیآییم. ما هیچچیز نیستیم. شاید فقط تعداد نفرات فهرست کارمندان آنها را بیشتر میکنیم. من را ببینید: در آییننامه قید شده که سیگار کشیدن و خوردن و آشامیدن در حین خدمت ممنوع است، ولی با این حال من همه این کارها را انجام میدهم. من برای آییننامه پشیزی ارزش قائل نیستم. بیایید ما هم آییننامه را زیر پا بگذاریم. اگر نظر من را بخواهید، با این موقعیتی که دارید میتواند به طرز دیوانهکنندهای هرج و مرج ایجاد کنید - برش از کتاب
آغاز مسخشدگی: تن دادن به نظم موجود. راه حل: هرچه تو گفتی نکنید، آن کنیم
بازپرس زمانی در سیر قهقرایی قرار میگیرد که از خطوطی که پیش پای او گذاشته شده تبعیت میکند. این الگو را چند بار میتوان در داستان دید: در آغاز ورود بازپرس به شهر، او مسیر گمراهکنندهای را دنبال میکند تا چشمم به تابلوی نئونی هتل میرسد. او بطور منفعل به هرآنچه که پیش رویش قرار دارد تن میدهد. بنظر میرسد اراده بازپرس خیلی زود در مقابل فشاری که از سوی شرکت به او اعمال میشود فرو میریزد. در پایان داستان نیز تبعیت از خطوط شرکت است که او را به عدم میکشاند (تصادم با دیوار بتونی). مسخشدگی بازپرس از همان نقطه آغاز میشود که به نظم موجود تن میدهد. راه حل؟ روشن است: مخالفت با هرآنچه که سازمان میخواهد
پینوشت: در این متن هرکجا از نظم صحبت کردهام، مقصود نظم مصنوع و قراردادی است که در صورت لزوم میتوان آن را خرد کرد ( در مقابل مفهوم نظم طبیعی)
July 4, 2017
Surreal Abstraction
The situation may be familiar to those who have traveled to provincial French towns: the station a mile or two from the center, the wait in persistent rain for a taxi that never comes, the indifferent bar across the square with little substantial to offer, the long walk into town dragging a heavy suitcase; the search in grey deserted streets for a serviceable hotel. These are only a few of the misfortunes that the protagonist of this novel, known only as the Investigator, must endure. But if they are rooted in reality at the beginning, they soon become surreal, as difficulty is piled on difficulty. The interminable forms required to register, a bedroom on the ninth floor with no elevator, adjacent toilets that are marked "Women" and "Women." Even when things take a turn for the better, there is no relief. The Investigator takes breakfast at the hotel on two consecutive days. On the first, the dining-room is crowded with people enjoying a luxury meal, but he is confined to bitter coffee and a stale biscotte. On the second, the situation is reversed: he is presented with dish after dish, surrounded by starving refugees who get nothing.
The Investigator has been sent by his Chief of Service to look into a series of suicides at a business known only as the Enterprise, a vast fortress-like compound that dominates the entire town. Unlike the two earlier Claudel books I have read, Grey Souls and Brodeck, set around the first and second world wars respectively, this novel takes one into the modern age of ID badges, security cameras, and cell phones (though surreal ones, with only one button). The Enterprise is a faceless industrial conglomerate run apparently by a CEO who does not even know he is running it. The Investigator meets only people designated by function, such as Guide, Guard, and Watchman, navigating through the complex by means of colored lines painted on the ground. And everywhere he goes, there are photographs of an elderly gentleman whom he assumes to be the Founder. By the time he meets him, the book will have dropped the air of surrealist satire that keeps one amused through the first thirty or so short chapters (their brevity perfectly calculated to maintain momentum), and become instead a metaphysical meditation on existence. And a rather bleak one; Kafka has morphed into Camus or Sartre.
Reading this in French, I came (as so often with Claudel) upon many words and expressions that I did not know. But this did nothing to dim the brilliance of his verbal pyrotechnics. I was kept reading first by Claudel's cleverness, then by my desire to know the outcome, and then by my fascination at seeing the situations reversed, reversed again, and finally deepen without any possibility of reversal. The book worked for me as a philosophical concept, but I wonder if this is enough; others may declare that this emperor has no clothes. I see many of Claudel's themes repeated from earlier books—the central structure of an investigation, the vulnerable nature of the principal investigator, and the tendency to treat the other characters as types—but here they are rendered abstract, deprived of their humanity and social context. Since it was precisely Claudel's evocation of small village communities that so attracted me to his earlier books, I found myself repelled by the faceless anonymity of this one, even as I continued to admire the author's skill and imagination.
May 25, 2020
Estou tão desiludida! Claudel abusou das metáforas e das comparações, nas quais é exímio, e entrou num beco sem saída, defraudando as expectativas, com uma não-história. Ainda bem que eu tinha lido Perfumes antes, que é um livro maravilhoso. Nem parecem escritos pelo mesmo autor!
July 13, 2022
Claudel envergou um estilo Kafkiano para contar esta história onde impera o absurdo. Contudo, é um absurdo que aceitamos porque nele reconhecemos a dinâmica das sociedades modernas, tanto a nível pessoal como laboral. Como noutras obras do autor há um envolvimento imediato com as personagens e o enredo, acompanhado de uma tensão que se vai intensificando até culminar num final, quase sempre, emocionante e devastador. Ora, aqui ocorreu o inverso, o final derrapou para algo fantasioso que não entendi e onde não encontrei a mensagem que o autor queria transmitir. Para mim, esta viagem valeu pelo trajecto e não pelo destino.
June 4, 2018
Esta es una de esas novelas que descolocan al lector, lo hace salir de su zona de confort. La narración va tomando un rumbo angustiante con esa atmósfera tan kafkiana que genera una sensación de ahogo psicológico, pero una vez te adaptas a ello, adviertes una magnífica fábula sobre la sociedad. Una sociedad que aquí advertimos extraña y frustrante; un nosotros desdibujado y alienado que se limita a cumplir su cometido como simple títer.
September 12, 2018
La investigación es una novela angustiante. Todas las cosas por las que el Investigador tiene que pasar son, a la vez que cómicas, por momentos, también trágicas. En esa dualidad se mueve el argumento de este peculiar libro del siempre cumplidor Claudel: en esas escenas que pueden resultar absurdas, divertidas, inimaginables e inesperadas, pero que si se las piensa un poco más nuestra sonrisa se transforma en mueca incómoda, nerviosa.
La novela va aumentando en intensidad a medida que avanzan las páginas, hasta llegar a un final más ligado a lo fantástico que el resto del texto.
Una gran historia, muy bien contada y que engancha desde el primer momento. El lector quiere saber qué va a pasar desde que la lectura comienza. Es todo tan enigmático (todos se llaman por sus profesiones: el Investigador, el Guía, el Vigilante nocturno, el Policía; también nombran así a la Ciudad, a la Multitud, a los Desplazados), tan disparatado y al mismo tiempo impredecible que uno en ningún momento entiende bien qué está pasando o a qué apunta el autor, y eso, por supuesto, genera muchísimo interés.
No termino de entender por qué tiene tan bajo puntaje en Goodreads. Me pareció una gran novela.
La novela va aumentando en intensidad a medida que avanzan las páginas, hasta llegar a un final más ligado a lo fantástico que el resto del texto.
Una gran historia, muy bien contada y que engancha desde el primer momento. El lector quiere saber qué va a pasar desde que la lectura comienza. Es todo tan enigmático (todos se llaman por sus profesiones: el Investigador, el Guía, el Vigilante nocturno, el Policía; también nombran así a la Ciudad, a la Multitud, a los Desplazados), tan disparatado y al mismo tiempo impredecible que uno en ningún momento entiende bien qué está pasando o a qué apunta el autor, y eso, por supuesto, genera muchísimo interés.
No termino de entender por qué tiene tan bajo puntaje en Goodreads. Me pareció una gran novela.
January 27, 2016
This is a might weird book. First of all, none of the characters have names. The main character, known only as the Investigator, is sent to investigate a rash of suicides in the Enterprise, a vast complex in an unnamed city.
After he arrives, the whole rest of the book is about his futile efforts to succeed in his appointed task. A series of bizarre misadventures constantly render him unable to do so.
While at times the book is quite macabre, it is also hilariously funny in parts. Many other reviewers have compared this book to Kafka's work, and that is definitely valid. You have to read it to believe it.
After he arrives, the whole rest of the book is about his futile efforts to succeed in his appointed task. A series of bizarre misadventures constantly render him unable to do so.
While at times the book is quite macabre, it is also hilariously funny in parts. Many other reviewers have compared this book to Kafka's work, and that is definitely valid. You have to read it to believe it.
February 5, 2024
Ein kafkaesker Roman, sehr spannend, grandios geschrieben (Sprache, Stil, Dichte). Kein Satz zu viel, mein Geheimtipp.
Ich finde die Untersuchung exzellent und unterhaltsam auf großartigste Weise. Ich selbst kann aber - begeistert von der Untersuchung und daher schnell nach Mehr von Claudel gierend mit den Grauen Seelen und Brodecks Bericht nicht so wahnsinnig viel anfangen.
Kafka wurde schon genannt. Der Roman liest sich wie die Umsetzung des Plans jetzt schreibe ich mal ein Buch im Stile Kafkas. Und ich finde die Umsetzung vollends geglückt. Freilich hat es nicht das Gewicht (gesellschaftspolitisch, sozialkritisch) eines Schlosses oder Prozesses und auch nicht ganz dessen humoristische Größe, aber das wäre vielleicht etwas sehr viel verlangt. Fehlendes Gewicht verleiht mehr Leichtigkeit, die sich in diesem Fall positiv auf die Lesbarkeit und den Unterhaltungswert auswirken. Ich glaube auch nicht, dass es Claudel wirklich ernsthaft darum ging, ein großes sozialkritisches Werk zu verfassen. Ich denke er hatte einfach Spaß an der Erschaffung dieser mysteriösen Scheinrealität. Und mir hat er damit einen Lesespaß bereitet, den ich in den letzten Jahren (abseits von Murakami) nur selten hatte.
Ich kann mir vorstellen, dass viele Leser, die surreale Geschichten mögen oder solche mit leichten Realitätsverschiebungen (wie die meisten Romane von Haruki Murakami) oder fein ausgearbeitete Dystopien wie 1984 oder Christian Kracht's Ich werde hier sein ... , sehr viel Freude an der Untersuchung haben werden.
Viel Spaß dabei!
Ich finde die Untersuchung exzellent und unterhaltsam auf großartigste Weise. Ich selbst kann aber - begeistert von der Untersuchung und daher schnell nach Mehr von Claudel gierend mit den Grauen Seelen und Brodecks Bericht nicht so wahnsinnig viel anfangen.
Kafka wurde schon genannt. Der Roman liest sich wie die Umsetzung des Plans jetzt schreibe ich mal ein Buch im Stile Kafkas. Und ich finde die Umsetzung vollends geglückt. Freilich hat es nicht das Gewicht (gesellschaftspolitisch, sozialkritisch) eines Schlosses oder Prozesses und auch nicht ganz dessen humoristische Größe, aber das wäre vielleicht etwas sehr viel verlangt. Fehlendes Gewicht verleiht mehr Leichtigkeit, die sich in diesem Fall positiv auf die Lesbarkeit und den Unterhaltungswert auswirken. Ich glaube auch nicht, dass es Claudel wirklich ernsthaft darum ging, ein großes sozialkritisches Werk zu verfassen. Ich denke er hatte einfach Spaß an der Erschaffung dieser mysteriösen Scheinrealität. Und mir hat er damit einen Lesespaß bereitet, den ich in den letzten Jahren (abseits von Murakami) nur selten hatte.
Ich kann mir vorstellen, dass viele Leser, die surreale Geschichten mögen oder solche mit leichten Realitätsverschiebungen (wie die meisten Romane von Haruki Murakami) oder fein ausgearbeitete Dystopien wie 1984 oder Christian Kracht's Ich werde hier sein ... , sehr viel Freude an der Untersuchung haben werden.
Viel Spaß dabei!
August 1, 2018
Philippe Claudel heeft met de roman ´Het Onderzoek´ een Kafkaiaans boek geschreven. Een groot bedrijf wordt getroffen door een aantal zelfmoordgevallen en de Onderzoeker heeft de opdracht gekregen daar een onderzoek naar te doen. Maar langzamerhand blijkt alles niet te zijn wat het was en hoort te zijn. De Onderzoeker komt in een nachtmerrie terecht, waarin hij zichzelf afvraagt of het een droom is of de werkelijkheid. Het bijzondere is dat er parallellen zijn met de mensenwereld waarin ook vaak niets is zoals het eigenlijk moet of hoort te zijn. De Onderzoeker komt steeds meer in een absurde wereld terecht. Mensen bedenken vaak dingen waarvan ze het nut niet direct inzien en die later ook niet blijken te hebben. Het hele leven is een aaneenschakeling van onmogelijke, zinloze gebeurtenissen die niet makkelijk te duiden zijn en misschien ook wel niets te betekenen hebben.
August 1, 2017
"Si rese conto che stava giocando su due scacchiere diverse, sogno e realtà, scegliendo ora l’una ora l’altra per spiegare gli eventi a seconda di ciò che faceva al caso suo."
Chiamato ad indagare s'una serie di misteriosi suicidi all'interno dell'Azienda, l'Inquisitore si trova in balìa di bizzarri eventi: accolto da repentini capovolgimenti meteorologici si deve confrontare con grotteschi incontri che lo mettono a dura prova.
Il Poliziotto, la Folla, i Turisti, lo Psicologo, i Profughi e così via...in un crescendo di presenze dove non ci sono più persone ma categorie che esistono ed hanno senso solo in base alla loro funzione sociale e che contribuiscono alla costruzione di un folle paesaggio:
"Ma dopotutto, pensò, il mondo in cui viveva era logico? La logica non era soltanto un puro concetto matematico, una sorta di assioma che nessuna dimostrazione aveva mai avvalorato?"
"L'inchiesta" non è una narrazione che nasconde una metafora ma è allegoria stessa che racconta l'assurda essenza dell'esistenza umana. La vita, infatti, non ha senso quando è condotta senza il rispetto di se stessi, ovvero come pecore che a testa bassa seguono e si confondono nel gregge:
"La vita, che fino a quel momento lui aveva percepito come una serie monotona e piacevolmente tediosa di ripetizioni prive di sorprese, nascondeva forse, sotto una certa luce o in date condizioni, dei casi insospettati, angoscianti, perfino tragici."
E.alla fine. la vera essenza tragica sta nella "delusione di scoprire che era stato un lavoratore dell'inutile"
Libro molto "particolare"...
Chiamato ad indagare s'una serie di misteriosi suicidi all'interno dell'Azienda, l'Inquisitore si trova in balìa di bizzarri eventi: accolto da repentini capovolgimenti meteorologici si deve confrontare con grotteschi incontri che lo mettono a dura prova.
Il Poliziotto, la Folla, i Turisti, lo Psicologo, i Profughi e così via...in un crescendo di presenze dove non ci sono più persone ma categorie che esistono ed hanno senso solo in base alla loro funzione sociale e che contribuiscono alla costruzione di un folle paesaggio:
"Ma dopotutto, pensò, il mondo in cui viveva era logico? La logica non era soltanto un puro concetto matematico, una sorta di assioma che nessuna dimostrazione aveva mai avvalorato?"
"L'inchiesta" non è una narrazione che nasconde una metafora ma è allegoria stessa che racconta l'assurda essenza dell'esistenza umana. La vita, infatti, non ha senso quando è condotta senza il rispetto di se stessi, ovvero come pecore che a testa bassa seguono e si confondono nel gregge:
"La vita, che fino a quel momento lui aveva percepito come una serie monotona e piacevolmente tediosa di ripetizioni prive di sorprese, nascondeva forse, sotto una certa luce o in date condizioni, dei casi insospettati, angoscianti, perfino tragici."
E.alla fine. la vera essenza tragica sta nella "delusione di scoprire che era stato un lavoratore dell'inutile"
Libro molto "particolare"...
October 21, 2018
Claudel nunca defrauda. Otro muy buen libro de él!
April 6, 2021
Een naamloze Onderzoeker moet een golf van zelfmoorden in een groot, eveneens naamloos Bedrijf onderzoeken. Wat volgt is een onderdompeling in een labyrint, een ontmenselijkte, surrealistische wereld waarin personages vlotje van geslacht of persoonlijkheid veranderen. Ultieme zelftwijfel volgt, en geconfronteerd met de zinloosheid van de onderneming lost de Onderzoeker op in het niets.
Knap is de manier waarop alle personages én de Onderzoeker zelf het spiegelbeeld zijn van een Schaduw/Oprichter die in een apocalyptisch landschap containers met stervende Onderzoekers bewaakt. Die Schaduw vraagt zichzelf vertwijfeld af wát hij dan heeft opgericht - een vraag die geen antwoord krijgt.
Kafkaiaans in opzet is deze roman zeker. Het is naast een vlijmscherpe kritiek op de organisatie van het bedrijfsleven ook een existentiële tocht, het eindelijk toelaten van twijfel, angst en schaduw. Doet bij momenten hard denken aan ‘De kamer’ van Jonas Carlsson.
Knap is de manier waarop alle personages én de Onderzoeker zelf het spiegelbeeld zijn van een Schaduw/Oprichter die in een apocalyptisch landschap containers met stervende Onderzoekers bewaakt. Die Schaduw vraagt zichzelf vertwijfeld af wát hij dan heeft opgericht - een vraag die geen antwoord krijgt.
Kafkaiaans in opzet is deze roman zeker. Het is naast een vlijmscherpe kritiek op de organisatie van het bedrijfsleven ook een existentiële tocht, het eindelijk toelaten van twijfel, angst en schaduw. Doet bij momenten hard denken aan ‘De kamer’ van Jonas Carlsson.
April 23, 2023
The term Kafkaesque is overused and abused (as is the term Surrealist) however it's deserved in this case.
A character known just as the Investigator arrives in a town dominated by The Firm to look into a spate of suicides amongst its employees. However this isn't your usual police procedural. The Investigator suffers various indignities and farcical interactions with other people just identified by their functions (Guard, Guide, Policeman etc)
The book itself is an investigation into the nature of existence itself. What it means to be alive or just a character in someone else's narrative
A character known just as the Investigator arrives in a town dominated by The Firm to look into a spate of suicides amongst its employees. However this isn't your usual police procedural. The Investigator suffers various indignities and farcical interactions with other people just identified by their functions (Guard, Guide, Policeman etc)
The book itself is an investigation into the nature of existence itself. What it means to be alive or just a character in someone else's narrative
July 22, 2018
Claudel nos sumerge esta vez en una Ciudad asfixiante, en un hambiente opresivo, cofuso, para demostrar el aguante del ser humano en unas situaciones fuera de la zona de confort que conoce,controla.
Ha habido momentos en los que las situaciones absurdas que vive nuestro Investigador me han sacado más de una carcajada.
Magnífico como siempre el autor.
Ha habido momentos en los que las situaciones absurdas que vive nuestro Investigador me han sacado más de una carcajada.
Magnífico como siempre el autor.
October 16, 2020
Romance destinado para os leitores que gostam de Kafka
January 21, 2025
Un libro muy raro, no me queda claro si me gustó o no. Sin duda no me resultó disfrutable, pero tiene reflexiones interesantes.
December 31, 2023
His escapades involve clashes with technology and the problems of living in an increasingly impersonal and gadgetized world. He "struggles valiantly... against the perpetual roadblocks of cars, policemen, bureaucrats and just people". Wikipedia on the Monsieur Hulot film, Trafic
It seems a requirement for reviewers of The Investigation to mention the writings of Franz Kafka (which I have now done), but I think a more accurate comparison is with the Monsieur Hulot films of Jacques Tati. Films that I have always found deeply tedious.
Like Monsieur Hulot, the Investigator is an ordinary well-meaning individual whose attempts to investigate the Firm are thwarted at every step by cars, the Policeman, bureaucrats, and just people. As with Monsieur Hulot, the obstacles are mostly portrayed in slapstick form – drinks are spilt, bathrooms are too small, suitcases are lost, vending machines fail to work, and so on. For page after page after page.
The novel departs from the Monsieur Hulot template only in its increasingly nightmarish surreality. But don’t get too excited, because as surreality goes this is all pretty humdrum. And if the nightmare is existentialist or metafictional or both, that no longer sends the pulse racing either.
Not a lot left to like. Even the cover is dull.
May 7, 2016
Η αφορμή του βιβλίου, η έρευνα περί των πολλαπλών αυτοκτονιών υπαλλήλων της εταιρίας (στην συγκεκριμμένη περίπτωση του γαλλικού οτε, μια υπόθεση που είχε συγκλονίσει πριν μερικά χρόνια και η οποία έθεσε σοβαρά το θέμα της κατάθλιψης λόγω πίεσης στον χώρο εργασίας) είναι παραπλανητική. Καθότι στην ουσία η πολυπόθητη έρευνα δεν ξεκινά καν και εντέλει δεν διερευνώνται οι αιτίες του ακραίου εργασιακού άγχους όπως πίστευα ή όπως ίσως ήθελε ο συγγραφέας να πράξει και όπως δολίως το οπισθόφυλλο μας προετοιμάζει. Το θέμα του βιβλίου είναι πολύ πιο ευρύ και φιλοσοφικό, δεν μπορώ να πω όμως ότι το απέδωσε ο Κλωντέλ με τόση μαεστρία όση στα άλλα δύο του αριστουργήματα κατ’εμέ (Γκρίζες ψυχές και Η αναφορά του Μπροντέκ). Προσπαθώντας να το κάνει όσο πιο καφκικό γίνεται ξεπερνάει, πιστεύω, τα όρια κι αντί για τρόμο μπρος στην αυθαιρεσία αρχίζεις να νοιώθεις σαν να βλέπεις φαρσοκωμωδία και μάλιστα χωρίς λόγο και αιτία. Το τελικό κεφάλαιο συμπυκνώνει την ουσία του φιλοσοφικού στοχασμού και υπάρχουν σε αυτό αλλά και στα προηγούμενα διάσπαρτες κάποιες πολύ έξυπνες και προχωρημένες ιδέες, όμως το σύνολο δυστυχώς δεν δένει. Θα μπορούσε να είναι το πρώτο σχεδίασμα ενός πολύ καλού βιβλίου αν ο συγγραφέας είχε μπει στον κόπο να το δουλέψει παραπάνω.
January 8, 2016
J'ai apprécié les romans, sans doute plus classiques dans la forme, Les Âmes grises puis Le Rapport de Brodeck mais L'Enquête m'a rapidement ennuyé.
J'ai aimé comment l'absurde s'instille peu à peu dans le roman qui commence on ne peut plus normalement : un homme arrive dans une ville pour y enquêter sur des suicides dans une entreprise. Mais les décalages par rapport à la normalité s'accumulent, le monde dans lequel il est entré résiste à l'entendement de l'Enquêteur-narrateur (et à celui du lecteur).
Les critiques élogieuses insistent sur son esprit kafkaïen et son sens de l'absurde alors que je l'ai perçu comme une caricature, un exercice de style raté (les noms propres remplacés par les noms de fonction avec une majuscule [l'Enquêteur, le Policier, le Psychologue...] ne sont par exemple pas d'une grande subtilité).
Un livre à ne surtout pas lire quand on se pose des questions sur l'utilité de son travail pour la société !
J'ai aimé comment l'absurde s'instille peu à peu dans le roman qui commence on ne peut plus normalement : un homme arrive dans une ville pour y enquêter sur des suicides dans une entreprise. Mais les décalages par rapport à la normalité s'accumulent, le monde dans lequel il est entré résiste à l'entendement de l'Enquêteur-narrateur (et à celui du lecteur).
Les critiques élogieuses insistent sur son esprit kafkaïen et son sens de l'absurde alors que je l'ai perçu comme une caricature, un exercice de style raté (les noms propres remplacés par les noms de fonction avec une majuscule [l'Enquêteur, le Policier, le Psychologue...] ne sont par exemple pas d'une grande subtilité).
Un livre à ne surtout pas lire quand on se pose des questions sur l'utilité de son travail pour la société !
December 7, 2021
Für mich als Fan von Kafka war dieses Buch höchst spannend - und man wird nicht enttäuscht.
Der Ermittler, der eine Reihe von Selbstmorden in einer ominösen Firma aufklären soll, kommt in dem Ort, in dem diese Firma ansässig ist, an - und tritt sozusagen auf der Stelle. Nach mühsamer Suche findet er ein Hotel, in der Firma kommt er höchstens bis zum Pförtner bzw. zu irgendwelchen obskuren Angestellten, die den Ermittler in immer neue Sackgassen führen, es gibt eigentlich ausschließlich albtraumhafte Orte, Räume, Situationen.
Im Großen und Ganzen liest sich das Buch recht flüssig, aber stellenweise ist das Ganze doch etwas zu sehr "ich-möchte-wie-Kant-schreiben-es-soll-aber-nicht-auffallen"; und vor allem: es gibt nie auch nur den kleinesten Hoffnungsschimmer. Und das ist dann doch etwas zu viel des Guten...
Der Ermittler, der eine Reihe von Selbstmorden in einer ominösen Firma aufklären soll, kommt in dem Ort, in dem diese Firma ansässig ist, an - und tritt sozusagen auf der Stelle. Nach mühsamer Suche findet er ein Hotel, in der Firma kommt er höchstens bis zum Pförtner bzw. zu irgendwelchen obskuren Angestellten, die den Ermittler in immer neue Sackgassen führen, es gibt eigentlich ausschließlich albtraumhafte Orte, Räume, Situationen.
Im Großen und Ganzen liest sich das Buch recht flüssig, aber stellenweise ist das Ganze doch etwas zu sehr "ich-möchte-wie-Kant-schreiben-es-soll-aber-nicht-auffallen"; und vor allem: es gibt nie auch nur den kleinesten Hoffnungsschimmer. Und das ist dann doch etwas zu viel des Guten...
December 21, 2018
Not only did I read this book but I read what the author had in mind AND heard the author speak about the book recently. This is not Kafka, as he points out, but is more inspired in films like "Barton Fink" and "Brazil", and silent-screen comedians like Charlie Chaplin - but I think it missed on all counts. Instead of being amusing, it was tedious, and instead of ending as a comment on the dehumanizing effect of today's "megapolitan" society, it ends with a cliché that was obvious from pages back and is more of a wink to a lot of (better) works which have gone before than any profound comment on the world we live in. Merci mais non.
February 10, 2017
Absurdní hříčka, "kafkárna", beckettovsky solená a pepřená po orwellovsku. Sen, o němž víte, že není snem, ale přejete si, aby byl. Abyste se probudil co nejdřív, protože míra absurdit už vybublala až k okraji a za chvíli přeteče. A ona fakt přeteče, to vysněné probuzení nepřichází a vy jste tlačen někam, kam vůbec nechcete, režírován všemocným a vševědoucím Zakladatelem, Vypravěčem, Autorem. Až ke konci. Cvak. A pak už nic.
January 31, 2020
Bueno, este libro me ha parecido un despropósito, una ida de pelota del autor. Lo cogí con ganas porque "la nieta del señor Linh" me encantó. Aquí tenemos una historia surrealista con un personaje que no hace más que sufrir y pasar escenas inexplicables una detrás de otra. Ni siquiera los personajes tienen nombre. Y el final, pues más de lo mismo, esperaba una explicación o algo que me aclarara la historia pero nada.
June 3, 2018
Se me ha hecho eterno, me ha costado mucho terminarlo. Lástima porque Claudel me gusta mucho.
October 29, 2019
Tengo debilidad por este autor. Esta novela se aleja bastante de las anteriores, pero sigue mostrando el gran arte narrativo de Claudel. Puede ser interesante para los amantes de la novela distópica.
September 8, 2026
A me il libro non è dispiaciuto. Ho cominciato a leggerlo credendo che fosse un thriller ma rapidamente mi sono reso conto che era tutt'altro.
Si tratta infatti di un romanzo grottesco in cui viene delineato un mondo onirico e surreale, una distopia concentrazionaria in cui il protagonista, l'Inquirente, viene strotolato in un crescendo di situazioni assurde che contraddicono qualsiasi principio di realtà.
Il protagonista, un ometto senza qualità dovrebbe indagare sull' 'Azienda' che sovrasta la città e a cui tutte le vie conducono, dove si è verificata una serie impessionante di suicidi Egli è connotato solo dalla sua funzione, così come tutti i personaggi del romanzo (il Poliziotto, la Guardia, il Responsabile, il Fondatore), a sottolineare la deindividualizzazione che vige in un contesto entropico e allucinato che lo scrittore delinea nei suoi particolari incongrui con puntuale precisione. Una suggestiva metafora dell'alienazione capitalista.
Sballottato dentro questo contenitore contraddittorio, l'Inquirente si sente precipitato in una 'parodia di realtà':
"Il problema era che l'Inquirente non scorgeva alcuna via d'uscita. Non sapeva proprio come sottrarsi a quell'universo necessariamente falso, totalmente onirico e lontanissimo dalla vita. Popolato da personaggi inquietanti."
L'impressione è quella di una narrazione stratificata che si presta a diversi livelli di lettura. Come sregolata fantasia visionaria dominata dal puro e semplice piacere dell'assurdo o più sottilmente come attualizzazione della critica kafkiana al formalismo unidimensionale borghese che qui, con un sapiente innesto di immagini e temi tratti dai maestri della fantascienza viene trasferita al nostro tempo senza 'aura'.
Quello tecnologico della duplicazione seriale e disumana, illogica e senza scopo in cui si attua il puro e semplice riprodursi di esistenze astratte e intercambiabili, come quella del protagonista, di cui quest'ultimo divene definitivamente consapevole solo un attimo prima di sciogliersi nel buio dell'insignificanza.
"Lei nega ogni umanità in lei e intorno a lei. Guarda gli uomini e il mondo come un sistema impersonale a sessuato di funzioni di ingranaggi, un grande meccanismo privo di intelligenza in cui quelle funzioni e quegli ingranaggi intervengono e interagiscono allo scopo di farlo funzionare."
(Dice lo Psicologo all'Inquirente, ma, di fatto, questo è il processo che pone in atto l'Azienda)
Si tratta infatti di un romanzo grottesco in cui viene delineato un mondo onirico e surreale, una distopia concentrazionaria in cui il protagonista, l'Inquirente, viene strotolato in un crescendo di situazioni assurde che contraddicono qualsiasi principio di realtà.
Il protagonista, un ometto senza qualità dovrebbe indagare sull' 'Azienda' che sovrasta la città e a cui tutte le vie conducono, dove si è verificata una serie impessionante di suicidi Egli è connotato solo dalla sua funzione, così come tutti i personaggi del romanzo (il Poliziotto, la Guardia, il Responsabile, il Fondatore), a sottolineare la deindividualizzazione che vige in un contesto entropico e allucinato che lo scrittore delinea nei suoi particolari incongrui con puntuale precisione. Una suggestiva metafora dell'alienazione capitalista.
Sballottato dentro questo contenitore contraddittorio, l'Inquirente si sente precipitato in una 'parodia di realtà':
"Il problema era che l'Inquirente non scorgeva alcuna via d'uscita. Non sapeva proprio come sottrarsi a quell'universo necessariamente falso, totalmente onirico e lontanissimo dalla vita. Popolato da personaggi inquietanti."
L'impressione è quella di una narrazione stratificata che si presta a diversi livelli di lettura. Come sregolata fantasia visionaria dominata dal puro e semplice piacere dell'assurdo o più sottilmente come attualizzazione della critica kafkiana al formalismo unidimensionale borghese che qui, con un sapiente innesto di immagini e temi tratti dai maestri della fantascienza viene trasferita al nostro tempo senza 'aura'.
Quello tecnologico della duplicazione seriale e disumana, illogica e senza scopo in cui si attua il puro e semplice riprodursi di esistenze astratte e intercambiabili, come quella del protagonista, di cui quest'ultimo divene definitivamente consapevole solo un attimo prima di sciogliersi nel buio dell'insignificanza.
"Lei nega ogni umanità in lei e intorno a lei. Guarda gli uomini e il mondo come un sistema impersonale a sessuato di funzioni di ingranaggi, un grande meccanismo privo di intelligenza in cui quelle funzioni e quegli ingranaggi intervengono e interagiscono allo scopo di farlo funzionare."
(Dice lo Psicologo all'Inquirente, ma, di fatto, questo è il processo che pone in atto l'Azienda)
December 19, 2020
En esta novela no hay nombres propios, no hay historia previa, no hay un contexto claro. Todo es efímero.
Un Investigador llega a una ciudad extraña, donde el clima, el tiempo, los edificios y las personas son aún más extrañas. Su propósito es investigar una serie de suicidios que han ocurrido en la Empresa, pero nadie parece entenderlo. No sabe cómo moverse en esa ciudad tan atípica e incongruente. Aquellos con quienes tiene contacto están a un paso del delirio y mientras trata de entender qué es lo que ocurre, el tiempo pasa; el día sucede a la noche de manera rápida y casi imperceptible.
Nada parece moverse según la lógica, es como si aquella ciudad, aquella Empresa estuvieran inmersas en una burbuja compuesta por el absurdo de “El Proceso” de Kafka, el febril sueño de “El Maestro y Margarita” de Mijail Bulgakov o el mundo onírico ilimitado de “El hombre que fue jueves” de GK Chesterton, traído a nuestro tiempo con un poco de “La dimensión desconocida”.
Lo que en principio parecía una acción rutinaria para el Investigador, va escalando hasta convertirse en una pesadilla en la que no es posible distinguir el tiempo, o la realidad.
Philip Claudel se sirve de estas alegorías, de estas metáforas exageradas para hacer una crítica descarnada de un mundo contemporáneo que en su extrañeza se ha vuelto paisaje, que parece innecesario tratar de explicar. Nos encontramos tan inmersos en la locura de nuestro tiempo, en el vértigo imparable, que al parecer solo un alienado trataría de entender; la paradoja radica en el hecho de que tratar de entenderlo podría llevar a cualquiera a la locura.
**********
Si bien no se trata de la mejor novela de Claudel, conserva su característica escritura sintética, acompasada con su gran capacidad para crear figuras sencillas cargadas de una poética a ratos aforística, a ratos rabiosa; más crítica que sus otros libros en los que se ha dedicado a explorar los límites de la naturaleza humana en contextos de guerra.
“La Investigación” es más oscura, tal vez claustrofóbica y un tanto angustiante. Quizás el desconcierto inicial se disipe con una nueva lectura.
Por ahora, me dedicaré a decantarla.
Un Investigador llega a una ciudad extraña, donde el clima, el tiempo, los edificios y las personas son aún más extrañas. Su propósito es investigar una serie de suicidios que han ocurrido en la Empresa, pero nadie parece entenderlo. No sabe cómo moverse en esa ciudad tan atípica e incongruente. Aquellos con quienes tiene contacto están a un paso del delirio y mientras trata de entender qué es lo que ocurre, el tiempo pasa; el día sucede a la noche de manera rápida y casi imperceptible.
Nada parece moverse según la lógica, es como si aquella ciudad, aquella Empresa estuvieran inmersas en una burbuja compuesta por el absurdo de “El Proceso” de Kafka, el febril sueño de “El Maestro y Margarita” de Mijail Bulgakov o el mundo onírico ilimitado de “El hombre que fue jueves” de GK Chesterton, traído a nuestro tiempo con un poco de “La dimensión desconocida”.
Lo que en principio parecía una acción rutinaria para el Investigador, va escalando hasta convertirse en una pesadilla en la que no es posible distinguir el tiempo, o la realidad.
Philip Claudel se sirve de estas alegorías, de estas metáforas exageradas para hacer una crítica descarnada de un mundo contemporáneo que en su extrañeza se ha vuelto paisaje, que parece innecesario tratar de explicar. Nos encontramos tan inmersos en la locura de nuestro tiempo, en el vértigo imparable, que al parecer solo un alienado trataría de entender; la paradoja radica en el hecho de que tratar de entenderlo podría llevar a cualquiera a la locura.
**********
Si bien no se trata de la mejor novela de Claudel, conserva su característica escritura sintética, acompasada con su gran capacidad para crear figuras sencillas cargadas de una poética a ratos aforística, a ratos rabiosa; más crítica que sus otros libros en los que se ha dedicado a explorar los límites de la naturaleza humana en contextos de guerra.
“La Investigación” es más oscura, tal vez claustrofóbica y un tanto angustiante. Quizás el desconcierto inicial se disipe con una nueva lectura.
Por ahora, me dedicaré a decantarla.
February 24, 2013

Depois de ”Almas Cinzentas” (2003), ”A Neta do Senhor Linh” (2005) e ”O Relatório de Brodeck” (2007) – todos 5 Estrelas – do escritor francês Philippe Claudel (n. 1962) a leitura de ”A Investigação” (2010) era uma prioridade.
A excelente sinopse revela: “Não é olhando que descobrirás.” Como pôde o Investigador adivinhar? Como pôde saber que esta investigação de rotina seria a última da sua vida?
Encarregado de descobrir as causas de uma onda de suicídios numa grande empresa, o Investigador sucumbe gradualmente à ansiedade. O hotel onde se instala é abrigo não só de turistas, como de gente deslocada e estranha. Na empresa onde investiga, ninguém o apoia e o clima é hostil. Terá caído numa armadilha, será vítima de um pesadelo demasiado real? Não consegue comer, beber ou dormir, e as suas perguntas só dão origem a mais perguntas. À medida que faz algumas descobertas, interroga-se se não se tornará ele na nova presa a ser esmagada por aquela máquina infernal. E começa a compreender a nossa impotência face a um mundo que nós próprios construímos e que conduz à nossa destruição.”
O Investigador acaba “envolvido” num pesadelo. ”Um longo pesadelo de um realismo diabolicamente complicado, requintado e tortuoso, mas ainda assim um pesadelo!” (Pág. 95)
”A Investigação” é um romance inquietante, que acentua a qualidade da escrita de Philippe Claudel, com uma temática complexa, as relações laborais precárias e desumanizadas, com um único intuito, a maximização das receitas monetárias, sem nenhuma dignidade ou humanidade nos processos produtivos.
Philippe Claudel constrói uma narrativa metafórica, demasiado ambígua e com múltiplas leituras, sobre a identidade e sobre os sentimentos, mas, que infelizmente, evoluí para o absurdo e para o fantástico, num romance excessivamente “negro”, exageradamente imaginativo e alegórico; difícil de decifrar, apesar da actualidade temática, nomeadamente, das questões humanas nas relações laborais.
Displaying 1 - 30 of 233 reviews




























