گودرز گفت: «فرق چه میکنه؟ اول مردهخری، بعد مردهخوری. ئی دو تا گاومیش اگه زنده بودن، هر کدوم پنجاه هزار توممن پولشون بود.» و روی پنجاه تاکید کرد. نگاه سبزعلی گشت روی حاشیه گلی بهمنشیر؛ روی گاومیشهایی که به خون و گل غلتیده بودند، روی آدمهایی که جمع شده بودند دور زایر خلف و قصاب و پسر زایر خلف. پرسید: «همی دو تا بودند؟» ایاز بزی گفت: «سه تا. یکیش تو شط بود و آب بردش.» سبزعلی خلط به زمین انداخت:«تف به روزگار» شنتیا گفت:« روزگار خیلی قشنگه. حیف نیست تفیش میکنی؟»
فرهاد حسنزاده متولد بیستم فروردین ۱۳۴۱ در شهر آبادان است. نوشتن را از سالهای نوجوانی (۱۳۵۵) آغاز کرد.
از سال ۱۳۶۸ در کنار همکاری با مطبوعات کودک و نوجوان (سروش نوجوان، سروش کودک، آفتابگردان، کیهان بچهها و…) به شکلی جدی وارد عرصه ادبیات کودک و نوجوان شد و ۱۵ سال به طور مستمر عضو تحریریهٔ نشریه دوچرخه بود.
در سال ۱۳۷۰ اولین کتابش با نام «ماجرای روباه و زنبور» منتشر شد. تا کنون بیش از هشتاد عنوان کتاب (اکثراً کودک و نوجوان) در گونههای مختلفی همچون داستان کوتاه، بلند، رمان، افسانه، فانتزی، طنز، زندگینامه از او به چاپ رسیده است. چند کتاب هم در حوزه بزرگسالان دارد، از جمله رمانهای «حیاط خلوت»، «مهمان مهتاب» و «روزگار شیرین». او فیلمنامه هم مینویسد و در زمینه انیمیشن تجربههایی دارد.
فرهاد حسنزاده بیش چهل جایزه و تقدیر برای آثارش گرفته است. او در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ نامزد ایران برای جایزه جهانی آسترید لیندگرن شد. همچنین در سال ۲۰۱۸ جزو فهرست نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن (معروف به نوبل ادبیات کودکان) شد. برخی از کتابهای این نویسنده به زبانهای انگلیسی، چینی، مالایی، ترکیِاستانبولی و کردیترجمه شدهاند.
او عضو هیات موسس «انجمن نویسندگان کودک و نوجوان» بوده. و چند دوره هم به عنوان عضو هیأت مدیره به هم صنفیهایش خدمت کرده است.
قطار جک لندن ، کتاب شگفت انگیزی است از فرهاد حسن زاده ، نویسنده و طنز پرداز .او در این کتاب کوشیده تا جنگ را از نگاهی متفاوت و انسانی روایت کند . کتاب او که از بعد روابط انسانی همسایه ها و از نظر نگاه انسانی به جنگ ، زمین سوخته احمد محمود را به خاطر می آورد را تنها می توان شگفت انگیز دانست . نویسنده از جنگ ویرانگر ایران و عراق استفاده و داستان جذاب یک خانواده پر جمعیت آبادانی را روایت کرده ، خانواده ای شلوغ با افرادی از هر نظر متفاوت ، طرفدار مجاهدین تا ملی گرا و طرفدار نیروهای مذهبی . سرپرست و پدر خانواده، سام، بیتردید قهرمان این کتاب است. اوکه بهسبب دورهای که در زمان شاه در انگلستان، و بهویژه در لندن گذرانده، میان کارگران پالایشگاه آبادان به جک لندن شهرت یافته ، نوذر ، یکی از شخصیت های دیگر کتاب محمود ، مدار صفر درجه را به خاطر خواننده می آورد . آبادان شگفت انگیز آبادان کتاب قطار جک لندن را همانند اهواز همسایه ها باید یک موجود زنده و یکی از شخصیت های اصلی کتاب دانست ، شهری زنده و پویا کنار اروند رود ، شهری میان سنت و مدرنیته ، شهری که میزبان پالایشگاه آبادان ، یکی از بزرگترین پالایشگاه های جهان بوده و هست، شهری که هر روز صدای فیدوس در سرتاسر آن ، طنین انداز شده و هزاران کارگر را به سمت پالایشگاه فرا می خوانده . شهری که در جنگ ، پس از خرمشهر ، بیشترین آسیب ها را دید و اگرچه به محاصره دشمن درآمد اما به همت مردم حصر آن شکسته شد . حسن زاده این شهر را چنان زیبا توصیف کرده که خواننده خود را در آن می بیند ، این حس در زمان جنگ و موشک باران شهر بیشتر هم می شود ، هر خمپاره ، ترکش ، راکت و یا موشک که بخشی از سیمای زیبای شهر را می خراشد ، هم زمان چنگی هم بر صورت خواننده می اندازد . آقای سام شگفت انگیز سام هلچین ، پدر خشایار ، خسرو ، تورج ، امید ، سودابه ، رودابه ، هنگامه است و با وجود میانسالی ، کودکی هم در راه دارد . سام همسر ماهی ، مهلا خواهر ماهی و سلیمان هم همسر مهلا است . سام خواهری به نام ثریا دارد که با ماهی تقریبا دشمن خونی است . ثریا مادر سه پسر به نام های شهرام ، بهرام ومهرام است . شهرام که دزد و قالتاق است زندانی است و مهرام هم علاقه عجیبی به جمع کردن پوکه و فشنگ و دیگر مزخرفات جنگی دارد . بهرام هم صفت چندان برجسته و شاخصی ندارد . سام با وجود میانسالی سخت اهل دل است ، او دل در گرو زن جوانی دارد که مادر دو فرزند ملکه و حافظ است . سام می خواهد با این زن هم ازدواج کند و در تدارک چیدن مقدمه است که جنگ در می گیرد . نکبت جنگ : در این کتاب خبری از لشکر یا قشون ظفر نمون ایران نیست . آنچه در این کتاب ، مطابق تاریخ می بینیم غافلگیری های پیاپی نیروهای مسلح ایران و پیش روی پی در پی دشمن است ، خرمشهر در آستانه سقوط ، آبادان هدف ضربات متعدد ، و تیپ قوچان هم هرگز اعزام نمی شود ، ایران غافلگیر و بهت زده و دشمن است که به پیش می تازد . این جاست که حماسه ای شکل می گیرد ، در غیاب نیروهای مسلح ، مردان و جوانان بومی و شاید هم زنان ، اسلحه به دست می گیرند و از خاک ، خانه و وطن خود دفاع می کنند . این گونه که حسن زاده می نویسد ، برخی از این مردمان ، همین ساکنان آبادان هستند که به سبب نزدیکی صبح به خرمشهر می روند و از آن دفاع می کنند و سپس اگر بازگشتی در کار باشد به خانه خود بر می گردند . از جمله این مردمان ، سام و پسران او هستند که به خرمشهر می روند و البته هزینه دفاع از وطن را هم می دهند . نویسنده که خود اهل آبادان است با خونسردی فجایع جنگ و نابود شدن زندگانی مردم را شرح داده و همین کلام سرد او ، زشتی و نکبت جنگ را بیشتر کرده . در حالی که به نظر می رسد هم چنان اطلاع چندانی از زیر و رو شدن زندگی صدها هزار نفر ، به ویژه در خرمشهر و آبادان نداریم وچه خودآگاه یا ناخود آگاه آنان را فراموش کرده ایم ، قطار جنگ لندن ، تلنگری به خواننده می زند ، این که چقدر در حق این مردمان جفا شده و چقدر رنجشان بیصدا مانده، و چقدر تاریخ رسمی، از روایتهای شخصی و دردهای واقعی آنان غافل بوده است. قطار جک لندن شگفت انگیز ( خواندن این قسمت ممکن است داستان را فاش کند ) داستان کتاب از روزهای آغازین جنگ ویرانگر هشت ساله شروع میشود ، اما نمی توان کتاب را منحصرا یک داستان و کتاب جنگی دانست . در حالی که زندگی به روال معمولی و البته نه چندان خوب خود ادامه دارد و سام به فکر تجدید معاش است ، ناگهان جنگی شروع می شود که زندگی سام و هزاران ، دهها هزار ، صدها هزار ، میلونها ایرانی را برای همیشه دگرگون می کند . گرچه نکبت جنگ در تمامی ایران حس می شود اما ساکنان خوزستان ، جنگ را با گوشت و پوست خود ، با آوارگی و مهاجرت ، با از دست دادن فرزندان یا دیگر اعضای خانواده حس کرده اند . سام شگفت انگیز هم در جنگ گیر افتاده ، اما در دفاع از خانه و وطن خود به همراه فرزندان حضوری فعال دارد . سام که در جهنم جنگ هم به یاد عشق خود است و می کوشد تا به او برسد ، تا جایی که می تواند در آبادان می ماند ، اما زمانی که دیگر شهر خالی شده ، سام هم چاره ای جز ترک خانه ندارد . سام به همراه خانواده آواره می شود و درد و رنجی که تا پایان عمر از آوارگی می کشد اگر بیشتر از جنگ نباشد ، از آن هم کمتر نیست . آقای حسن زاده شگفت انگیز چنان با مهارت ، داستان و شخصیت های آن را پرورده و غنی کرده که پایان کتاب کمی خلاصه به نظر می رسد ، پایان تلخ کتاب که سالها پس از پایان جنگ را در هتلی در زیر پل سید خندان که محل اسکان آواره های جنگ بوده ، روایت شده ، حکایت یک خانواده نابود شده را نشان می دهد . در حقیقت پایان خلاصه وار کتاب ، باز هم تاکیدی است بر این که این وطن هیچ گاه با فرزندان خویش مهربان نبوده ، یکی در راه دفاع از آن جان باخته و یکی هنگام فرار از آن . یکی به جرم عقاید چپ اعدام شده و یکی دیگر چیزی را دیده که نباید می دیده . این گونه خانواده ای به سوگ فرزندان خود می نشیند ، به ماتم خانه ار دست رفته ، مشتی نمونه خروار . در پایان قطار جک لندن را نه فقط شرحی از جنگ ، بلکه باید بازخوانی داستان فراموش شده گان دانست . روایت تلخ مردمانی که در سکوت، سوختهاند و از خاطرهٔ جمعی، محو شدهاند.
خب گویا من اولین نفری هستم که به این کتاب امتیاز میدم و براش کامنت مینویسم. من این رمان رو خیلی خیلی دوست داشتم و دارم. کتابی بسیار روان و خوشخوان که پر از لحظاتی است که لبخند به لبتون و اشک به چشمتون میاره. من چرا این کتاب رو دوست دارم؟ ۱) چون من عاشق آبادانم و با اینکه تنها دو سفر کوتاه به این شهر داشتم (با فاصله زمانی زیاد) بخشی از وجودم در گرو این شهره و دوست دارم بارها در هواش نفس بکشم. ۲) من عاشق لهجه در روایت داستانی هستم. و مگه میشه داستانی با لهجه شیرین خوزستانی و آبودانی نوشته بشه و غرق لذت نشد!؟ ۳) به عنوان یک دهه شصتی که جنگ براش نهتنها یک خاطره که مبدأ بسیاری از مسائل زندگیه، هر بار که از جنگ میخونم و میبینم و میشنوم بخشی از سلولهای خاطراتم، تحریک میشه و گوشام تیز میشه که قراره اینبار چی ازش بشنوم و ببینم و بخونم.
قصهی قطار جک لندن، قصهی تنهایی آدمها در میان شلوغیهاست. قصهی اشکهای پنهانشده پشت لبخندهاست. قصهی .... حرف آخر: حتماً قطار جک لندن رو بخونید. کتاب ساده و روانی پر از لحظات درخشان.
خوانش اول به تاریخ یکشنبه هجدهم خرداد ماه هزاروچهارصدوچهار. خیلی وقت بود همچین کتاب درجه یکی نخونده بودم. با کتاب خندیدم، فکر کردم، غصه خوردم، متحیر شدم و... داستان کتاب ماههای قبل از شروع جنگ هشت ساله شروع میشه و زجری که مردم آبادان میکشن رو به تصویر میکشه. داستان حول سام و خانواده پرجمعیتش میگرده که هر کدوم از بچههاش نماینده یکی از اقشار جامعه بعد از انقلابه. روشنفکر، مذهبی، چپ و... سام شخصیت جالبی داره که نمیدونی باید از دستش عصبی بشی، بهش بخندی، یا برای غصه بخوری. نویسنده توی فصل آخر چنان من رو میخکوب کرد که آخر کتاب رو دوبار خوندم و هنوز دارم به پایان کتاب فکر میکنم. کتاب، قلم نویسنده، فضای داستان من رو به شدت یاد احمد محمود و قلمش میندازه. شما حقیقتا نویسنده بسیار خوبی هستید آقای حسنزاده لطفا بیشتر بنویسید...
نمیدونم اصلا کسی این رو بخونه الان یا نه. ولی مینویسم که برای خودم داشته باشم. جنگ قبلی حدودا صد صفحه از این کتاب رو خوندم و میدونستم خیلی زود دوباره میرم سراغش. این دفعه تمومش کردم. راستش فصل آخر کتاب کاملا شوکهم کرد. شخصیت اصلی یعنی سام یا همون جک لندن، خیلی جاها با بذله گویی و شوخ طبعیش سعی میکرد از تلخی فضا کم کنه. اما اصلا فکرش رو نمیکردم که تلخ ترین سرنوشت نصیب خودش بشه. کاش فصل آخر یه خورده طولانی تر و جزئی تر میبود و درمورد اینکه چه بلایی سر تک تک شخصیت ها اومده بیشتر توضیح داده میشد. اما در هر صورت کتاب رو دوست داشتم و خیلی غم انگیزه اما تو دوره ای خوندمش که با خیلی چیزاش میشد همزاد پنداری کرد. ترس از صدای موشک و بمب، ترس از مرگ، جنگیدن برای زنده موندن، فرار…
*آدم اگه از یه چیزی بدش بیاد،دیگه طرفش نمیره.وای به روزی که از خودش بدش بیاد!خیلی ترسناکه* داستان یه سبک خانوادگی جالب بود،غمگینم که در مورد پایان همه شخصیتها تک به تک بحث نشد و صرفا یه چیز محوی گفتن که فلانی مرد،فلانی رو گرفتن و... قلم نویسنده کشش داشت اما خب داستان سلیقه خاص من نبود(من سلیقه به خصوصی دارم کتابهای حوزه جنگ باعث میشن زود خسته شم و لذت نبرم از کتاب) و در انتها پایانش برام جذاب نبود،دوست داشتم بیشتر بدونم ولی خب یه سری چیزا مخدوش بود در داستان.
من رو چقدرررر یاد زمین سوخته و احمد محمود انداخت. همونقدر واقعی، همونقدر دردناک و همونقدر زیبا. قصه خانوادهای که در جنوب ایران جنگ رو تجربه و روایت میکنن. قرار نیست حالتون با این کتاب خوب بشه. ولی قول میدم اگر تصمیم به خوندنش گرفتید قراره لذت ببرید از قلم حسنزادهی عزیزِ عزیزم که هم نویسنده کودک بینظیریه و هم نشون داد برای بزرگسال هم به همون میزان تواناست که بنویسه. قلبها به شما آقای حسنزاده.
کتابی است روان با نثری زیبا. پر از حوادث جذاب و خواندنی. لازم برای ثبت آنچه جنگ با زندگیهای جاری در مناطق جنگی کرد. شاید طولانی شدن داستان باعث شده از جایی نویسنده دیگر به شرح جزیات نپردازد و یکراست سراغ آخر قصه برود. خواندن این کتاب برای همه فارسی خوانان توصیه میشود.