این کتاب منتخبی بسیار زیبا از متون قدیمی ایران و به زبان پارسی است. گزیده ها بر اساس تاریخی آورده شده اند و گردآورنده به واقع نهایت دقت خود را در انتخاب متون به خرج داده. خواندن این متون برای کسانی که به تاریخ نثر فارسی علاقه مند هستند بسیار خواندنی و شیرین است.
کریم کشاورز (زاده ۱۲۷۹ ش رشت - درگذشته ۱۸ آبان ۱۳۶۵ تهران) مترجم و داستان نویس ایرانی بود. او اهل گیلان و از اعضای حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) و سپس حزب توده ایران بود. کریم کشاورز فرزند حاج محمد وکیل التجار یزدی (تاجر ابریشم و نماینده رشت در دوره اول مجلس شورای ملی) و برادر بزرگتر دکتر فریدون کشاورز (پزشک متخصص اطفال و از سران حزب توده ایران و نماینده بندر انزلی در دوره ۱۴ مجلس شورای ملی) و نیز جمشید کشاورز (نوازنده و موسیقیدان) بود. وی در سال ۱۳۳۲ به جزیره خارگ تبعید شد که در این مدت ۱۴ ماه موفق به نگارش خاطرات روزانه خود در کتابی ارزشمند شد که «چهارده ماه در خارگ» نام دارد. او پدر بهمن کشاورزو اسفندیار کشاورز است [...]
شبی بر حسب تصادف هوس خواندن متن کردم. معمولاً این جور مواقع کتابی را برمیداشتم و برای مادرم میخواندم. ولی به فکرم رسید که اتاقی را در کلاب هاوس باز کنم و بدون دعوت از کسی شروع کنم به خواندن. ساعتی که اتاق را زدم حدود ساعت ۱ صبح به وقت ایران بود. کمکم حدوداً صد نفر به گروه پیوستند و حتی برای خوانش متن به من ملحق شدند. همین شروعی بود برای خوانش شبانهی متون کهن پارسی از کتاب هزار سال نثر پارسی. لذت خواندن متن یک طرف، نکتهی جالب برای من این بود که با این خوانش گویی تاریخ ادبیات ایران و حتی تاریخ خود ایران را داری مرور میکنی، بدون نیاز به حفظ کردن اسامی و تاریخهای تولد. تمام شبهای طولانی زمستان را با همین متن خوانی در کنار هم، بدون این که هم دیگر را بشناسیم سر کردیم. و در انتهای خوانش متن ، دوستانی پیدا کرده بودم. شب آخر واقعاً شبی فراموش نشدنی بود. متنها زیبا و دقیق انتخاب شده اند. هم توضیحات پیش از متن، دربارهی نویسنده، و هم معانی که در پایان هر متن آمده بسیار در خوانش کمک میکنند. سفارش میکنم حتی برای یک بار هم که شده همهی آن را بخوانید. با متونی آشنا میشوید که یا اصلاً به گوشتان نخورده یا تنها اسمی از آن را شنیده اید. بخوانید و ببینید که این متون تنها متن ادبی صرف نیستند، بلکه حکمتها در آنها نهفته است. به کمک همین متن، دو متن نوروزنامهی منسوب به خیام و سفرنامهی ناصرخسرو را برای جمع خوانی انتخاب کردیم و با دو تن دیگر از همین دوستان باشگاه ادبیات کهن را راه اندازی کردیم.