What do you think?
Rate this book


188 pages, Paperback
First published October 18, 1984
حالا که نمیتوانیم به داستان همانند تاریخ بنگریم، آیا میتوانیم به داستان همانند واقعیت نگاه کنیم؟ آیا شخصیت هایی که در داستانها خلق می شوند، ورای شخصیت نویسندگانشان میباشند؟ آیا داستانها از زندگی واقعی نویسندگانشان برگرفته شدهاند یا صرفاً اموری خیالی و فرضی هستند؟
به طور کلی در کتاب فراداستان راجع به سه مقولهی تاریخ(به مثابه ی داستانِ واقعی)، واقعیت(به مثابهی ادراکات شخصی) و فراداستان(به مثابهی واقعیتِ داستانی) توضیحداده می شود.
تمام رمان های فراداستانی با پرسش جایگاه ضرورت و «حقیقت» داستان های ادبی سروکار دارند، و از همین رو، با پرسش جایگاه «حقیقت» آنچه «واقعیت» انگاشته می شود، درگیرند. فراداستان از طریق مسئلهدار کردنِ مفهوم «واقعیت»، و نه ویران کردن آن، عمل می کند. فراداستان مبتنی بر ساختن و واژگونکردنِ منظمِ قراردادها و نظامها است. چنین رمانهایی اغلب جهانی «بازیگونه» را ترتیب میدهند که از نظر درونی منسجم است، جهانی که متضمن غرقشدن خواننده در متن است؛ سپس قراردادها این جهان را افشا می سازند تا رابطهی میان «داستان» و «واقعیت» و مفهوم «تظاهر» را مورد کنکاش قرار دهند. رمانِ فرا داستان، داستانی واقعی نیست بلکه واقعیتی داستانی است. بدین معنی که ادراک مؤلف و مخاطب در مرز مشترک واقعیت و داستان سیر میکند. رمانِ فراداستان چارچوب دارد، اما این «چوبها» نه منحصراً متعلق به داستاناند و نه منحصراً متعلق به واقعیتاند.
کتابِ فراداستان برای آشنایی با مفهوم «فراداستان» است اما نمیتواند سکوی پرتابی برای «نو نویسی» باشد.
پس از به پایان رساندن کتاب با این سوال روبرو شدم و اینچنین به سوالم پاسخ دادم:
خودم: آیا «داستان»ها واقعیت دارند؟
من: بله؛ به همان اندازه که زندگی واقعیت دارد.