Written by one of the world's leading political geographers, this textbook examines the dramatic changes wrought by ideological and economic forces unleashed by the end of the Cold War. Saul B. Cohen considers these forces in the context of their human and physical settings and explores their geographical influence on foreign policy and international relations. Beginning with a survey of geopolitics and its practitioners, Saul Cohen explains geopolitical terms, structure, and theory. He traces the geopolitical restructuring of the world's different regions, its major powers, and the global networks that link them, thus creating a map of dynamic equilibrium. Cohen illustrates why those regions---the convergence of what he terms the Maritime, Heartlandic Russian, and East Asian realms ---have become 'Gateways,' while the Middle East remains a 'Shatterbelt' and much of South America and Sub-Saharan Africa have grown marginalized. The author argues that whether certain areas become Gateways or Shatterbelts is the key question influencing global stability. For example, the future of peripheral parts of the Eurasian Heartland---Eastern Europe, the Trans-Caucasus, and Central Asia---depends on whether the major powers adopt policies of accommodation or competition. Cohen analyzes especially the current forces favoring accommodation, including the economic benefits of globalization and the common battle against terrorism. Presenting a global spatial scope, the book considers the entire hierarchy of geopolitical units---subnational, national states, and quasi-states; geopolitical regions; and geostrategic realms. By emphasizing the interaction between geographical settings and changing ideological and economic forces, Cohen has succeeded in creating a new global geopolitical map.
سائول برناردکوهن از نظریهپردازان برجسته جغرافیای سیاسی بود. او جهان را به مناطق ژئواستراتژیک تقسیم کرد و نقش قدرتهای بزرگ مانند آمریکا، روسیه و چین را تحلیل نمود. نظریات او در دوران جنگ سرد و پس از آن تأثیرگذار بود. آثارش مانند جغرافیا و سیاست در جهان تقسیمشده از منابع مهم این حوزه است. کوهن جغرافیا را کلیدی برای فهم توازن قدرت جهانی میدانست. کوهن در این کتاب به معرفی ساختار پیچیده ژئوپلیتیک جهان و نقش بازیگران مختلف آن میپردازد. از نگاه او، چشمانداز ژئوپلیتیک جهان پویاست و از طریق تغییرات در نظام بینالمللی و محیط عملیاتی تکامل مییابد. او همچنین به پویایی بسترهای جغرافیایی اشاره میکند که میتواند تغییرات در مدلهای ژئوپلیتیک را توضیح دهد. این بسترها به پدیدههای جدید بینالمللی مانند کشف منابع طبیعی جدید، کاهش منابع قدیمی، مهاجرت، جریان سرمایه و تغییرات بلندمدت آبوهوایی واکنش نشان میدهند. کوهن در این کتاب به سلسلهمراتب واحدهای ژئوپلیتیک (شامل واحدهای زیرملی، دولتهای ملی و شبهدولتها، مناطق ژئوپلیتیک و حوزهها) با نگاهی جهانی میپردازد و شرایط ژئوپلیتیک آنها را همراه با اصطلاحات، ساختارها و نظریههای مرتبط بررسی میکند. این کتاب نهتنها بر بازسازی ژئوپلیتیک در مناطق مختلف جهان، قدرتهای بزرگ در این مناطق و شبکههای جهانی متصلکننده آنها تمرکز دارد، بلکه به دنبال توضیح این مسئله است که چرا برخی مناطق از اهمیت استراتژیک بیشتری برخوردارند، برخی دیگر اهمیت حاشیهای دارند و خاورمیانه همچنان یک «کمربند شکسته» است. به طور کلی، نویسنده امیدوار است درک بهتری از نیروهای ژئوپلیتیک شکلدهنده نظام بینالملل ارائه دهد تا مقدمهای برای تدوین استراتژیهای ملی مشترک باشد که تعادل و ثبات جهانی را تقویت کنند. کتاب همچنین به تغییرات قابل توجه ناشی از نیروهای ایدئولوژیک و اقتصادی پس از جنگ سرد میپردازد. کوهن این نیروها را در چارچوب انسانی و فیزیکی خود مطالعه کرده و تأثیر جغرافیایی آنها بر سیاست خارجی و روابط بینالملل کشورهای مختلف را بررسی میکند. در واقع، با تأکید بر تعامل بین بسترهای جغرافیایی از یک سو و نیروهای ایدئولوژیک و اقتصادی از سوی دیگر، او موفق شده نقشهای جدید از ژئوپلیتیک جهان ترسیم کند که مرزهای آن صرفاً فیزیکی یا سیاسی نیستند. علاوه بر تمرکز بر مسائل کلیدی تأثیرگذار بر ثبات جهانی (مانند احتمال تبدیل برخی مناطق به «کمربندهای شکسته»)، کتاب این مرزها را نیز تعریف میکند