از نخستین سدههای پس از میلاد، نویسندگان و دانشمندان در سرزمینهای مختلف و به زبانهای گوناگون کتابهایی را در شرح جهانگیری و کارهایی که اسکندر کرد نوشتند و اینگونه کتابها در زبان فارسی «اسکندرنامه» نامیده شد.
کتاب حاضر کهنترین اسکندرنامۀ منثور به زبان فارسی است که گمان میرود در قرن ششم یا هفتم یا هشتم هجری نوشته شده است. ادیبان و محققان ایرانی از جمله مرحوم ملکالشعرای بهار و شادروان دکتر ذبیحالله صفا به کهنگی زبان فارسی در این کتاب – که نسخۀ خطّی آن متعلّق به مرحوم استاد سعید نفیسی بوده است – تأکید کردهاند.
اسکندرنامۀ نسخۀ مرحوم نفیسی گذشته از روانی و شیوایی و فخامت زبان آن و اهمّیتی که در بررسی تاریخ زبان فارسی دارد، از لحاظ مطالب و افسانههایی هم که دربارۀ اسکندر بیان داشته است، بسیار حایز اهمّیت است و یکی از شاهکارهای دلپذیر ادب فارسی محسوب میشود.
این کتاب نخستینبار در ۱۳۴۳ ش. به تصحیح استاد ایرج افشار و به توسط بنگاهترجمه و نشر کتاب منتشر شد و سالها بود که نسخههای آن نایاب بود. اینک با حروفچینی دیگر و برخی ملاحظات تازۀ استاد افشار و پیوستهایی که بر کتاب افزودهاند جزو مجموعۀ متنهای پیشینۀ داستانی به توسط نشرچشمه تقدیم خوانندگان میشود.
حکایتایی که رئیس مصر می گفت بعضی جاها جالب بود ولی در کل چیز خاصی منو به خودش جذب نکرد چون اساس روایت خب افسانه پردازی ایرانیاست به دلیل باور کردن این که شکست بزرگی که خوردن از یک هم خون و ایرانی بوده اما خب حقیقتا این نیست و همین پیش زمینه باعث می شه با رغبت جلو نری و تناقضای بارز توی شخصیت اسکندر که اعصاب خرد کن می شه و تصویری که ازش ارائه می دن در آخر مضحک درمیاد: پیامبری که برای ترویج دین می جنگه یه پیامبر زن باره(دختر باره) پول دوست و خشن...