رابطه ما با مثنوي رابطهاي است خشك و بيمحتوا، رابطهاي در سطح الفاظ و ادبيات، حال آنكه مثنوي پيامي بس عميق در خود نهفته دارد، پيامي كه شرح رنج و اسارت آدمي و غربت او از موطن اصلي خويش است. پيام مثنوي هشداري است به انساني كه خود را در تار يك هستي مجازي از الفاظ و صورتها پيچانده و عمر خود را در ترس و رنج و تضاد ميگذراند.
مثنوي ما را با شرح رنجهاي خويش در يأس و نوميدي رها نميكند، با صدها اشاره و تمثيل نويد ميدهد كه ميتوان ترك غربت كرد و به نيستان اصيل خويش بازگشت.
كجاست اين بحر جان و اين باغ سبز عشق؟ ميگويد در خودت، اما هرچه بيشتر به جستجويش بروي از آن دورتر ميافتي. تو گوهري هستي در بطن درياي وحدت، و صدف پندار است كه تو را از اين دريا جدا ساخته است.
هم آموزنده و هم لذت بخش با این که پیش از این بسیار درباره مثنوی خوانده بودم اما این کتاب دریچه جدیدی به دنیای مثنوی به رویم گشود ساعت های متمادی در خلسه خواندن آن غرق شدم و با آن به هوشیاری مضاعفی رسیدم
من قبل از این با مصفا و ادبیاتش آشنا نبودم. این کتاب یا در واقع این کتاب صوتی منو با ایشون و تفکرش آشنا کرد. کتاب با پیر بلخ یکی از کتاب های خوب متفاوتی بود که فکر می کنم بعد از چندین سال بهش برخورد کردم. این کتاب در ارتباط با یکی از مسایل بنیادی آدمیزاد حرف می زنه که همون خود یا من یا هر چی که اسمشو میذاری باشه. و اینکه حرف حساب مولوی در این زمینه چی بوده و چطور این همه سال سعی کرده که به من و تو ی آدم هشدار بده که حواست به این خود خود پرست باشه که اگه نباشه بیچاره ت می کنه. از امثال و کنایات و حکایات مثنوی و معنوی خیلی استفاده شده به علاوه ی توضیحاتی که خود آقای مصفا در تفسیرش داده در ارتباط با این که چطور آدم باید به خودش غلبه کنه با شناختن خصوصیات خود. این کتاب برای من یه کتاب دوست داشتنی و کاربردی بود و اطمینان دارم که باز هم می خونمش یا می گوشمش. در آخر بگم که چقدر این کتای من و یاد فیلم یا کتاب اینتو د وایلد و سری جدید برنامه نشنال جوگرافی "آزاد زندگی کن یا بمیر" انداخت. لینک این دو تا کتاب و برنامه رو زیر گذاشتم:
نثر کتاب همچون اشعار مولانا روان است؛ آکنده از خرد و نیرویی آرام. هر جمله خواننده را به فضایی از تأمل و درنگ دعوت میکند، فضایی که در آن، هر واژه دریچهای به سوی درک عمیقتر میگشاید. هر کس که در پی شناخت قلب این عارف بزرگ است یا میخواهد از زیبایی آموزههای او تأثیر بپذیرد، این اثر را تجربهای عمیق و دلنشین خواهد یافت. البته نویسنده بیشتر به جنبههای معنوی و الهی زندگی مولانا تمرکز کرده و از پرداختن به لحظات چالشبرانگیز و تناقضهای انسانی او،پرهیز کرده.
این کتاب میتواند برای کسانی که به دنبال آرامش و الهامات معنوی در زندگی روزمرهشان هستند، الهامبخش باشد.
_ عذاب وجدان یا ملامت یا هرچیز، باید مفید و کارساز باشد. اگر نباشد، فایده ی بود و نبودش چیست؟ آیا بعد از عذاب وجدان بعدا دیگر دروغ نمی گویی؟ _ ممکن است نگویم _ در این صورت اولا هر انسانی در تمام عمرش فقط یکبار دروغ می گوید، یکبار دزدی می کند، یکبار غیبت می کند، یکبار بخل می ورزد و اصولا هر خطایی را یکبار مرتکب می شود. ثانیا اگر وجدان تو می تواند ترا از دروغ گفتن به من باز دارد قاعدتا باید از دروغ گفتن به خودت هم باز دارد. آیا وجدان تو این کار را می کند؟ آیا ما بیشترین دروغها را به خودمان نمی گوییم؟ آیا بیشترین خطاها را در رابطه با خودمان مرتکب نمی شویم؟
کتاب بسیار مفیدی بود. شرح و توصیف داستانهای مثنوی معنوی. البته با یک دید ترکیبی از جامعه شناسی و روانشناسی. من فایل صوتی کتاب رو گوش میدادم. و در مدتی که کتاب رو گوش میدادم واقعا از بخشهای زیادی از کتاب لذت میبردم. البته ناگفته نماند که فکر میکنم ایشون بخش عمده ای از نظراتشون رو با کتاب مثنوی تطبیق دادن و قرار نیست لزوما نظر و ایده ی خود جناب مولوی هم از بیان اون حکایات توصیفی باشه که دکتر مصفا مطرح میکنن. اما کتاب بسیار ارزشمندی بود
لب کلام این کتاب همان رهایی از تفکر زاید. ،اصلی ترین کتاب مصفا میباشد که او بدنبال تفسیر مثنوی با این نگاه است که خوب از این کار موفق بیرون آمده، این دو کتاب بیانگر دیدگاه کلی مورتی،اکهارت،سهراب،و تامقدار زیادی اشو می باشد، البته مولوی بخصوص در دیوان شمس مطلب بالاتری ارایه نموده و همان ارادت مولانا به شمس وپیامبر تفاوت ماهوی با دیدگاه نامبردگان دارد. البته از نکات بسیار اساسی در کتاب انسجام و پیوستگی و تم واحد بنام رهایی از خود و یا احتما و ارایه طرح نوعی از مدیتیشن می باشد
کتابی بسیار خوبی بود مرحوم مصفا که تئوری اصلی خودش رو قبلا در کتابهای تفکر زائد و آگاهی و ... ارائه کرده بود در این کتاب سعی کرد با استفاده از آموزه های مثنوی معنوی به بیان اون تئوری و اثبات و شرح و بسطش بپردازه و به نظر من هم بسیار موفق بوده در این کارش این کتاب در واقع ترکیبی هست از آموزه های روانشناسی ذهن و ادبیات و سعی داره از زبان شین مولوی انسان رو با مصیبت نفس یا خود اشنا و اون رو به رهایی از این موجود مزاحم ترغیب کنه فصل های اول کتاب بیشتر حول شرح و بسط داستان های مثنوی و تطابق اون با مسئله ذهن ونفس می گذه و در نیمه دوم کتاب دیگه تقریبا نویسنده مطالب خودش رو بیان می کنه و ابیاتی رو هم به عنوان شاهد مدعا از مثنوی میاره به هر حال واقعا کتاب جالب و جذابی بود توصیه می کنم اون رو مطالعه کنید
بعضی حرفها هستند که اندیشمندان مختلف در کتابهای مختلف با کلمات مختلف از آن گفتهاند. جوهرهی همهشان یکی است. اتفاقا گاهی که ذهن بازی داری و حصارهای «خود» احاطهات نکردهاند، چه بسا همان چیزها به ذهن تو هم رسیده باشند. ولی یا آنقدر شفاف نبودهاند یا توانایی و ابزار ثبت و ابرازشان را نداشتهای. پس چون برایت آشنا هستند وقتی در زبان دیگری همانها را میبینی، نه فقط بیدفاع میپذیری حتی از پیدا کردن دوبارهشان پر از هیجان میشوی. «با پیر بلخ» کتاب پرنکتهای است که مدام تو را با خودت روبرو میکند، شاید که بتوانی خودت را کنار بزنی تا به «آن» برسی. محمدجعفر مصفا در این کتاب مباحثش را بر پایهی مثنوی معنوی مولوی پیش برده. در نوزده جلسه با «ادبیات» به «خودشناسی» پرداخته. دو مبحثی که وقتی کنار هم بیایند غوغا میکنند. من یک نسخهی دسته چندم و خسته از این کتاب دارم. فکر میکنم کمیاب باشد. از من میشنوید هر جا گیر آوردید معطلش نکنید و بخوانید.
کتاب ۲۲ مهر تموم شد ی نصف دفتر فقط یادداشت داشت.. کلا ازین کتاباس که زیر و رو میکند شخصیت و همچی رو درجهت مثبت میریزد بهم "مولانا آب گوارا و صاف را در ظرف شعر و تمثیل ریخته و به ما هدیه داده است ما بدون توجه و استفاده از آب فقط به به گویان از ظرف لذت میبریم" فرق صبر و انتظار و اینکه انتظار در خدمت خود است ولی صبر رهایی از اسارت خود معنی میدهد این جهان زندان و ما زندانیان حفره کن زندان و خود را وارهان مطالب زیاد و جا نیست فقط قطعا جزو ۵ کتاب برتر زندگیم شد زیرکی چون باد کبر انگیز توست ابلهی شو تا بماند دین درست
سلام ؛ با وجود اینکه مطالب تکراری در کتاب دیده می شود کتاب خوب و آموزنده ای می باشد . ارزش خواندن و تامل کردن را دارد حتی اگر در زندگی روزمره بطور کامل قابل اعمال نباشد.
یادم میاد گاهی درگیری بین ذهن و افکارم با چیزی که میخوندم و تحلیل می کردم انقدر زیاد میشد که کتاب رو پرت میکردم :D البته اوایلش اینجوری بود و بعدش برام جا افتاد. گاهی فکر میکردم ایکاش با این کتاب آشنا نشده بودم و البته گاهی هم از اینکه خوانده بودمش خوشحالم بودم :) در کل خاطره قشنگی از خواندنش برام مونده.
خیلی زودتر از این که باید محمد جعفر مصفا رو دیدم. کاش اون موقع الان بود. توی خونه ی ساده اش که آرامش کتاب موج می زد. کاش اون روز حرف هاش رو بهتر می فهمیدم. یه مجموعه کامل هم از کتاباش دارم که طبق گفته های خودش نامه ای به ندیده ام باید برام جذاب ترین باشه
این کتاب در اصل حل المسائل عملی مثنوی معنوی به صورت سر فصل چکیده وکلی است .این کتاب جهانبینی مثنوی معنوی است از دید نویسنده.این کتاب نوعی انتقاد از نوع نگرش ما به مثنویست.در ضمن باید گفت که واقعا من را به تجزیه وتحلیل خودم یعنی من واداشت کتاب آموزندهای بود از استاد مصفا متشکرم