اصولا امتیازدهی به این رمان کوشیار پارسی کار دشواریه-چرا که هر چقدر خوندنش تجربهی سریع و سرراست و سرگرمکنندهایه، رمان بهشکل باورناپذیری وقیحانه و بیرحم پیش میره- و در عین حال طنز افسارگسیختهای داره. رمان رو میشه در بخش اولش [یهجورایی] شبیه نوعی«پرتقال کوکی» پادآرمانشهری ایرانی با مایههای سایبرپانک دید، هرچند که در ادامه به هزار جای دیگه هم سرک میکشه و یادآور متنهای دیگری هم هست.
رمان شهچهر توی یه ایرانِ جنونزده، بعد از سقوط حکومت فعلی میگذره. راوی و شخصیت اصلی-شهچهر- مردیه که کاراکتر اصلی یک رمانه و همراه با دوستش، آقای گنجی-که همزمان قاتل و متجاوز و توزیعکنندهی نوعی قرص سایکدلیک به اسم «اکبری»ه سفرهای بیهدفی رو پیش میگیرن و بعد از کشتن یه منتقد ادبی که علیه رمان شهچهر نوشته، به سبک زندگیشون ادامه میدن. قتل، تجاوز، دزدی ماشین و مصرف و فروش اکبری(هرچند که شهچهر صرفا دست به قتل و دزدی میزنه و در جستجوی عشق، تجاوز رو شبیه به کاری پست میبینه)
+ زیرعنوان رمان-«داستان اخلاقی» مشخصا طعنهآمیزه. ++ خوندن رمان ابدا به اشخاص حساس و ترجیحا به خوانندگان زیر ۱۸ سال توصیه نمیشه. +++ اگر «بوسه در تاریکی» رو دوست داشتید، زمان خوندن شهچهر هم خوش میگذره. زمان خوندنش سخت نگیرید و شبیه نسخهی مکتوب و بدون تصویر یه کمیک بوک ببینیدش. تجربهی جالبیه