سردوزامی و راویاش در این کتاب با نگاهی بازنگرانه، به اتفاقات منتهی به انقلاب ۵۷، خاطراتش در زندانهای انقلاب و سپس شرایطش به عنوان یک تبعیدی در عراق میپردازد.
مانند کتاب "برادرم جادوگر بود"، راوی این کتاب که او هم اکنون در اروپا ساکن است، پر از خشم و نفرت و خستگیست.
راوی توانسته است که نگاهی دست اول و از درون به آن دوران و اتفاقاتش بیندازد؛ نکته جالب در مورد این روایت، این است که تصویری از فعالیتهای گروهها و فعالین چپ در شهرهای کوچکتر (همدان، خرمآباد و ...) ارائه میدهد. همچنین من تاکنون اطلاعی از فعالیتهای فعالین چپ (البته بجز مجاهدین) در عراق نداشتم.