…چقدر توصیفات عجیب و غریب بود. چه ها که نکشیدن مردم توی دوران بمباران… صدای آژیر و بعد بوم؛ یا خودت ترکیدی یا همسایه ی بغلیت. فضای سورئال کتاب، توصیفاتش و پیش گفتار رو بسی خوشم اومد
در ایران اگر دنبالش بگردید با نام «بزرگ بابای آنتن دار» منتشر شده است، ناشر مولف. فقط هم ۵۰۰ نسخه تیراژ دارد و من شانس داشتم یکی از آن پانصد نفر باشم.
داستان بینظیری است، داستانی که حکایت زوال است و نابودی، حکایت گندیدن انسانهای معاصر ایرانی در طول این سالهای پس از انقلاب و زامبیوار زیستنشان، از دست دادنشان، با تکیه بر خاطرات مشترک بسیاری از ایرانیها، خاطراتی که اگر درکشان هم نکرده باشیم آنقدر شنیدهایم که تصورشان به سادگی تصور خاطرات خودمان است.
سوررئالیسم داستان غافلگیر کننده است. شیوهی به تصویر کشیدن مردهها و همه چیز. نویسنده خوب کم نداریم، این ممیزیها، وای از این ممیزیها.