هوسرل و هایدگر بنیانگذاران دو جریان اصلی پدیدارشناسی محسوب میشوند، در این کتاب بهعنوان دو شخصیت محوری قلمداد میشوند و این پژوهش به شرح زندگی و اندیشههای آنها اختصاص دارد. سیاوش جمادی نویسنده این کتاب حجیم، بر این اعتقاد است که برحسب طرح مورد نظرش، این پژوهش باید خشت اول و گام آغازین در راه پژوهشی جامعتر و گستردهتر تلقی شود و زندگی و اندیشه پدیدارشناسان دیگر چون امانوئل لویناس، ژان پل سارتر، موریس مرلوپونتی، پل ریکور و رهیافتهای پدیدارشناختی متفکرانی نظیر گادامر، هانا آرنت، ژاک دریدا، موریس بلانشو و خوسه ارتگا را نیز دربرگیرد.
تقریبا 150 صفحه از این کتاب را خواندم...تا اینکه محض اطلاع، برای تطبیق مطالب کتاب به واژه نامه ی هایدگر اثر اینوود رجوع کردم. در همان مدخل اول این کتاب، که به مفاهیم الثیا و حقیقت اختصاص دارد، می خوانیم: Truth explicitly presupposes concealment or hiddenness. In BT (222, 256f.) this means that falling Dasein misinterprets things.
نویسنده ی محترم کتاب زمینه و زمانه علاوه بر اینکه در فصل ناپوشیدگی در کتاب خود، هیچ ارجاعی به اینوود نداده و تقریبا همه ی مطالب مدخل مذکور را از روی این کتاب ترجمه کرده، ترجمه ی عبارت فوق را به این شکل شاهکار آورله:
حقیقت صریحا پیشفرض مستوری و اختفاست. معنی این امر در هستی و زمان این است که دازاین فروافتاده ای است که اشیاء را سوء تفسیر می کند. ص 382
---------------------- حقیقت پیشفرض مستوری نیست، به عکس مستوری پیشفرض حقیقت است. تازه بحث فرض مطرح نیست، بحث استلزام است، حقیقت مستلزم مستوری است.
Falling Dasein خوب معلوم است که این دازاین سقوط کننده است نه آنچه مولف نوشته.
نمی دانم بگویم مولف انگلیسی اش در لحظه ی ترجمه ی این عبارات انگلیسی خود را فراموش کرده یا بگویم اصلا توجهی به متن اصلی نمی کرده، بلکه تعبیر خود را از متن می آورده آن هم به غلط.
اگه میخواید فقط در حد کلیات هایدگر بفهمید نخونید این کتابو ولی اگه یه مقدار بیشتر میخواید تو در دریای هایدگر غرق بشید این کتاب از نون شب براتون واجب تره. اون یه ستاره کم هم به خاطر اون یه بخشیه که ظاهراً جمادی کپی کرده ولی منبع نزده.