دوستانِ گرانقدر، نمیدانم این اشعار به درستی از «ناصرخسرو» بوده است و یا در آن ها تحریف شده و یا با نام وی نوشته شده است... چراکه حدود 400 صفحه، تنها خزعبلات و چرت و پرت و عرب پرستی و جملات و ابیاتِ نابخردانه در این کتاب می بینیم... به انتخاب به ابیاتی از آن در زیر اشاره میکنم... خودتان با خردِ خود در این ابیاتِ احمقانه، اندیشه کنید و قضاوت نمایید
------------------------------------------------------------------------------
آن روز بیابند همه خلق مکافات
هم ظالم و هم عادل بی هیچ محابا
آن روز در آن هول و فزع بر سر آن جمع
پیش شهدا دست من و دامن زهرا
توضیح در مورد ابیات: دقت کنید این ابله و بی خردی که این ابیات را سروده، در روز موهوم آخرت، مکافات را برای عادل و ظالم یکی میداند و راه فرار از آن، دست انداختن به دامن یک زنِ تازی است که در زمان خودش نیز از هیچ احترامی برخوردار نبوده است
و هیچ سودی برای جامعۀ انسانی نداشته است و طبق گفتۀ عایشه، تنها وظیفه اش پاک کردن خون و شستنِ لختۀ خون از شمشیر و لباس شوهرش علی بوده است
------------------------------------------------------------------------------
قرآن را یکی خازنی هست کایزد
حواله بدو کرد مر انس و جان را
پیمبر شبانی بدو داد از امت
به امر خداي این رمه بی کران را
توضیح در مورد ابیات: این بیشعور، نه تنها خودش و دیگر کسانی که آنها را می ستاید کمتر از شتر و گوسفند هستند، دیگران و تمام انسان ها را همچون شتر و گوسفند میداند که پیامبر تازیِ وی چوپان است و این مردم را هدایتگر است
------------------------------------------------------------------------------
دین دبستان است و امت کودکان نزد رسول
در دبستان است امت ز ابتدا تا انتها
گر سرودي بر مراد خود بگوید کودکی
جز که خواري چیز ناید ز اوستاد و جز قفا
توضیح در مورد ابیات: این معلمی که از او یاد شده به کودکان دبستانی چه چیزی جز تجاوز و غارت و دزدی و قتل آموخته است؟!؟... آیا به قفا و پس گردنی راضی میشده است؟ آنچه در تاریخ آمده، تمامی از بریدنِ سر مخالفان سخن رفته و تجاوز به زنان و دختران این مخالفان از سوی این پیامبر و معلمی که از آن نامبرده شده است
------------------------------------------------------------------------------
هر که نتابد ز علی روي خویش
بیشک ازو روي بتابد عذاب
جان و تن حجت تو مر تورا
باد تراب قدم، اي بوتراب
توضیح در مورد ابیات: این علی آیا همان علی است که هرجا رفته همراه خود کشتار و عذاب برده است. و جزو سه انسان منفور در بین اعراب بوده و جز کشتار و سر بریدن از وی درتاریخ نیامده است.. این علی همان علی است؟ گویا منظور این عرب پرست، همان بوده است
------------------------------------------------------------------------------
بر ره دینرو که سوي عاقلان
علت نادانی رادین شفاست
جان تو بی علم خري لاغر است
علم تو را آب و شریعت چراست
توضیح در مورد ابیات: نیاز به توضیح نیست.. هر خردمندی میتواند بفهمد که این دین همچون انگل به خرد جان انسان نفوذ کرده و انسان را رو به زوال میکشاند... و اسیر امامت و شریعت این ادیان غیر انسانی شدن هیچ جز نابودی انسانیت در پی نخواهد داشت
------------------------------------------------------------------------------
آنکه به دین اندر ناید خر است
گرچه مر او را به ستوري رضاست
راه سوي دینت نماید خرد
از پس دین رو که مبارک عصاست
توضیح در مورد ابیات: این بی همه چیزِ از خر کمتر و شتر پرست و عرب پرست، هر کلامی که شایستۀ خودش و اهل امتش بوده به انسانهای خردمند که دین را چیزی جز پوچی نمیدانند نسبت داده است و بارها و بارها در این کتاب انسانهای خردمند و بی دین را خر نامیده است
------------------------------------------------------------------------------
ز دانش یکی جامه کن جانت را
که بیدانشی مایه کافری است
سر علمها علم دین است کان
مثل میوۀ باغ پیغمبری است
توضیح در مورد ابیات: دین که در شاخۀ بی خردی و نادانی قرار گرفته است را در بین علم و دانش وارد کرده، گویا میخواهد دانش را همچون میوه باغ پیامبرش کرم خورده و انگل زده نماید
------------------------------------------------------------------------------
دوستان بزرگوار و ایرانیان خردگرا، ابیاتِ این کتاب شتر پرستانه و عرب پرستانه بیش از این ارزش کنکاش و در نتیجه نوشتن را ندارد، لذا تا همین اندازه برای آگاهی شما عزیزان کافی میباشد
«پیروز باشید و ایرانی»