خاطرات محسن نجات حسینی عضو سازمان مجاهدین خلق ایران (۱۳۴۵-۱۳۵۵ ه . ش) محسن نجات حسینی متولد سال ۱۳۲۳ در مشهد است. او دارای فوقلیسانس مهندسی شیمی از دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۹ است و تحصیل خود را در سوئد و در تخصص فیزیک پرتوهای یونساز در سال ۱۳۶۰ پی گرفته است. محسن نجات حسینی از اعضای اولیهٔ سازمان مجاهدین خلق ایران است که در سال ۱۳۴۹ همزمان با فارغالتحصیلی از دانشکدهٔ فنی با مأموریت از سوی سازمان مجاهدین برای گذراندن دوران عملیات چریکی از ایران خارج شد. وی تا سال ۱۳۵۵ با سازمان مزبور همکاری میکرد. گزارشی از رویدادها و تجربیات وی در این دوران، در کتاب «بر فراز خلیج فارس»، منتشر شده است. مقالات پژوهشی ـ اجتماعی نوشتهٔ محسن نجات حسینی در مقاطع مختلف در برخی از روزنامههای ایران به چاپ رسیده است. او در سال ۱۳۷۲ جایزهٔ وزارت بهداشت و درمان سوئد را برای ارائه بهترین ایدهها دریافت کرد.
دوستانِ گرانقدر، این کتاب در موردِ خاطراتِ « محسن نجات حسینی» عضو سابقِ سازمانِ بیشعوران و بیخردهایِ « مجاهدین خلق» است در کتاب از نقاشی هایی مربوط به ایران و مشهد استفاده کرده که به نظرم جالبِ توجه بود... یکی از این تصاویر از پرچم ایران و شمع و گل و پروانه بود که در پایینِ این نقاشی نوشته شده بود: به یاد آنها که پروانه وار، در هالۀ عشقِ معشوقِ خویش سوختند، به یادِ آن یارانِ پاک سرشتی که که جان باختند... آسمانِ میهنم آبی است و زمینش گلزاری است به رنگ هایِ سبز و سرخ و سفید عزیزان، این نویسنده، کمبودها و کج روی هایِ این سازمان را به دیدگاه دوگانه و التقاطیِ بنیان گزاران آن نسبت داده است
دوستانِ بزرگوار و ایرانیانِ خردگرا، سازمانهایِ ضدِ انسانی و تروریست هایِ کثیف، همچون: «سازمانِ مجاهدین» ، « فدائیان اسلام»، « حزب توده» و « فدائیانِ خلق»... حرام زاده هایِ جنایتکاری بودند که به پیکرِ سرزمینِ پاک و مظلومِ ما آسیب هایِ فراوان رساندند،... « مجاهدین» و « فدائیان اسلام» عرب پرست هایِ احمقی بودند که به نام دین خونِ مردمِ بیگناه را می ریختند... و « توده ای ها» و « فدائیان خلق» هم عرب پرستانِ اجنبی پرست و کثافتی بودند که دست نشانده هایِ انگلیس و شوروی بودند و به اسمِ روشنفکر همچون انگل به جانِ جوانانِ این سرزمین افتادند و هنوز که هنوز است، هم همچون زالو خونِ مردمِ این مرز و بوم را می مکنند پیروز باشید و ایرانی
کتاب خیلی جذابی بود به ویژه اینکه علاوه بر خاطرات, اطلاعات خوبی هم از تاریخچه سازمان مجاهدین خلق از پایه گذاری تا سال 54 به خواننده می داد. البته بعضی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق برخی رویدادها مثل فرار تقی شهرام از زندان و یا مرگ رفعت افراز را مشکوک دانسته اند که البته باید دید چه دلایلی برای آن دارند...(مثلا ماجرای فرار شهرام و عزتی از زندان به این شکلی که در کتاب آمده ممکن است از نظر بعضی خوانندگان جای سوال و بررسی بیشتر داشته باشد)
هرچند هیچ چیز از هنر نویسندگی در این کتاب دیده نمی شود اما علاوه بر خاطرات شخصی نویسنده اطلاعات خوبی درباره سازمان مجاهدین خلق و اوضاع ایران و همسایگانش بویژه سوریه و لبنان ارائه می دهد که در جذاب شدن کتاب بی اثر نیست. امیدوارم افراد دیگری هم مثل ایشان خاطرات خودشون رو ثبت کنند تا تاریخ اون دوره بهتر به نسل های بعد منتقل بشه.
اگر خاطرات بهمن بازرگانی را تلاشی در ارائه تصویری انتقادی از مناسبات درونی سازمان مجاهدین بدانیم نجات حسینی بیشتر به دنبال شرح وقایع بوده به این خاطرکتاب بار تحلیلی کمتری نسبت به زمان بازیافته دارد اما تا دلتان بخواهد پر است از داستان های نفسگیر و فوق العاده تلخ ازمرگ و زندگی اعضای مهمترین گروه چریکیِ مسلمان قبل از انقلاب.