This book intends to serve as a conversational, colorful, engaging, and provocative introduction to the sociology of religion for undergraduates. Written in lively prose, this volume aims to introduce students to the major themes, problems and goals of the sociological study of religion while also summoning the sense of wonder and curiosity for the enterprise itself.
Philip "Phil" Zuckerman (born June 26, 1969 in Los Angeles, California) is a professor of sociology at Pitzer College in Claremont, California. He specializes in the sociology of secularity. He is the author of several books, including Society Without God for which he won ForeWord Magazine's silver book of the year award, and Faith No More.
مدخلِ مختصر و مفیدی هست برای جامعهشناسی دین. [طبیعتاً] از منظر یک جامعهشناس به مساله نگاه میکنه نویسنده. اینجا بود که بعضی جاهای کتاب وقتی نویسنده ادعاهای دهن پرکُن «معرفتی» رو سعی داشت غالب کنه شاخک منم تکان میخورد. البته چون (از دوباره) کتاب رو دو ماه پیش خوندم و . کتاب هم پیشِ خودم نیست امکان نوشتن مرورِ جامع و مفیدی مقدور نیست. پ
کتاب خوش خوان و روانی است که نویسنده اش که اتفاقا یک آگنوستیک منصف است قصد تئوری پردازی های بزرگ و پیچیده ندارد از ساده ترین مشاهدات اطراف خود می خواهد گزاره هایی ساده اما مهم که به ذهن خودمان هم رسیده است نتیجه بگیرد واتفاقا جذاب ترین قسمت کتاب همین گزاره های ساده و دم دستی یا آمار های به نظر معتبر و دقیق است .... -مقدمه کتاب جذاب ترین قسمت کتاب بود خصوصا به دلیل تاکید بر بعد اجتماعی ادیان نه به این معنی که از جامعه تاثیر می گیرد یا تاثیر میگذارد بلکه بعد اجتماعی که دین را جذاب می کند هیچ وقت به این بعد دین اینقدر دقت نکرده بودم - نویسنده امریکایی است و مثال هایش در اکثر موارد از قاره ی امریکا خارج نمیشود ولی خب جزئیات مذکور مربوط به امریکا هم خودش جذابیت هایی دارد. - حق کتاب دو نیم ستاره است
****WARNING: چیزی که نوشتم ریویو این کتاب نیست صرفا سر کلاس حسابداری حوصلم سر رفته بود***** دین منو میترسونه. به دلایل معمول و غیر معمول. دین چیزیه که باهاش بزرگ شدم. دین در تار و پود وجودم و در تک تک تجربه های زندگیم حضور داشته و داره. با این وجود برام یکی از غریب ترین مفهوماست. وقتی دین رو از خودم، از اسلام، از بابام، از زندگیم، جدا میکنم، چیزی که میمونه رو نمیتونم باور کنم. دین با مخلفاتش برای من مثل روباهپرنده غولپیکر پسگردن طلاییه. میترسونتم. نمیتونم باور کنم واقعیه و دوست ندارم دربارش فکر کنم. دین خالی مثل این سگ های کوچولوی توی پارکه. ازش میترسم ولی میدونم ترس نداره. دوست دارم بدونم از کجا اومده ، چیکار میکنه ، از جایی که هست راضیه؟ میتونم بقیه عمرمو ازش بترسم یا باید باهاش صلح کنم؟ چیزی که درباره این کتاب خیلی دوست داشتم این بود که نویسنده چقدر از من متفاوته برای من زاکرمن مثل صاحب یه سگ کوچولوی بامزه *و* یه روباهپرنده غولپیکر پسگردن طلاییه. آقای دانشمند و پژوهشگر از هیچ کدومشون نمیترسه چون بی دین بزرگ شده. یه روز رفته باغ وحش و اینارو دیده ، خوشش اومده و زندگیشو صرف شناختنشون کرده. بعدش نشسته این کتابو اینقدر ساده نوشته که انگار نه انگار موضوعش از اولین چیزایی بوده که بشر بهشون فکر کرده. از قدیمی ترین چیزایی که ازشون ترسیده ، بخاطرش آدم کشته و جلوی یه آدم دیگه خم و راست شده.
من که به نتیجه ای نرسیدم؛ هنوزم وقتی سگای کوچولو میبینم از سر راهشون میرم کنار و همچنان به مامانم اطمینان میدم که بله. من هنوز به دین اعتقاد دارم. هر شب دعایی که دادی روی پوست آهو نوشتن رو میزارم زیر سرم و بله. بخاطر اونه که کابوس نمیبینم.
این کتاب را جایی بهاره آروین به عنوان یک متن نه چندان تخصصی ولی علمی در مورد جامعهشناسی دین معرفی کرد (فکر میکنم در واکنش به کتابهای آبکی نویسندگان ایرانی مثل کتاب جامعه شناسی خودمانی). فیل زاکرمن نویسنده کتاب درآمدی بر جامعهشناسی دین، یک یهودی اگنوستیک (لا ادری) است، اما در جایی از کتاب میگوید پدرش در مراسم مذهبی یهودیان مرتب شرکت میکند، نه به خاطر عبادت بلکه تا به قول خودش «با دوست صمیمیاش حشر و نشر کند.» به نوعی این مشاهده توضیح دهنده رویکرد نویسنده است: جامعه شناسی دین به تعبیر نویسنده به تاثیرات دین بر جامعه و بر جامعه بر دین اشاره میکند. چند نکته از این کتاب خاطرم مانده است: این که چطور تغییرات در جامعه خوانش متون دینی را تغییر دادند مثلا وقتی بحث تساوی مردان و زنان در دوره معاصر به اوج رسید، نویسنده مثالی از تغییر خوانش متن مقدس از جنبه قدیمی مردانه میدهد. در بخشی از کتاب نویسنده بحث میکند که آیا یک جامعهشناس دین میتواند مذهبی باشد و در عین حال لطمهای بر پژوهش او نخورد؟ نویسنده مثالهایی از چندین جامعهشناس مطرح دین میآورد که مذهبی، غیر مذعبی و ضد مذهبی هستند و در عین حال به پژوهش در این زمینه میپردازند. در جایی دیگر نویسنده اشاره میکند هر چند در بسیاری از موارد دین کارکرد منفی مثل جنگهای مذهبی داشته است نباید نمونههای مثبت آن را فراموش کرد: مارتین لوتر کینگ سردمدار جنبش ضد نژاد پرستی آمریکا وقتی به اوج ناامیدی میرسید، این ایمان مذهبی او بود که او را به درستی راهش اطمینان میداد: اگر او مذهبی نبود شاید نهضت سیاهان به آن پیروزی نمیرسید. یک نکته دیگر خاطراتی است که نویسنده از زندگی شخصی خودش در رابطه با دین نقل میکند: عذاب وجدان مسیحی یک دختر همکلاسی دانشگاه او از اولین تجربه جنسی خود یا دختر بچه همسایه که از داستانهای زندگی مسیح که برای دختر نویسنده تعریف کرده بود و نویسنده میگوید بر خلاف والدین آن دختر من برای دخترم قصه پریان تعریف میکنم: وقتی دختر من بزرگ شد خواهد دانست قصه پریان تخیلی بوده است؛ اما داستانهای مسیح که پدر و مادر دختر همسایه برایش تعریف میکنند، حتی در بزرگسالی در روان او ثبت میشود و منجر به عذاب وجدانهایی میشود که هیچ انسانی لایق آن نیست. این نکته آخر وقتی در کتاب خوانده میشود برای بسیاری از ما که خانوادههای مذهبی داشتیم غریبه نیست.
This is an invitation, as declared in the title, and as such is not heavy into sociological research, but exists to entice the reader into studying more. Admittedly, I was already interested so I was an easy sell, but there were still parts of the book that struck, since my primary field of study has been psychology rather than sociology.
The primary point is, and what immediately became a difference for Zuckerman from others, is that he treats religious claims seriously, as declarations of how the world works. They aren't crazy, stupid, or worthy of dismissal. Instead, religion becomes for him a manifestation of human social creativity, and as noted several times, if said beliefs, particularly the many and varied fantastical ones, are not in fact true as the evidence for them is exceedingly sparse, then the question really should arise as to why then do so many millions hold to them anyway? Individualistic psychology doesn't really get us anywhere (as a psychologist, I would agree), so the answer, or at least part of the answer, must lie in the innately social nature of the human species.
For that, Zuckerman certainly inspires an appetite for more, with many citations to study further, though for those looking to find that their religion makes more sense than another, you won't find such here.
دین ، نژاد ، قومیت و ... تعاریفی که انسان در طول تاریخ ایجاد کرد. اگر به شکل تاریخی نگاه کنیم احتمالا به افرادی میرسیم که برای در دست گرفتن کنترل دیگران و یا ایجاد منافع کلان ، از ایجاد تفکرات تبعیض آمیز که اسامی آن در بالا گفته شد ، استفاده کرده اند. در این زمینه نیاز به مطالعه بیشتر دارم اما تا حدودی هم نتیجه واضح است. پیروی کورکورانه و بدون مطالعه و منطق، درست مثل مهار و افساری است که بر روح و جسم آدم بزنند و اورا برای طی کردن مسیری از پیش مشخص شده کنترل کنند و قطعا صاحبان این ایدئولوژی ها از روشنگری و استفاده از منطق و تفکر استقبال نخواهند کرد. در کتاب درآمدی بر جامعه شناسی دین، تاثیرات دین بر جامعه و بالعکس تاثیرات جامعه بر دین، بنا به مشاهدات و قراین اجتماعی و تاریخی بررسی شده که پیروی کورکورانه از هر ایدئولوژی را کاملا احمقانه نشان می دهد . امیدوارم روزی برسد که برخی افراد حداقل در مقابل خواندن و روشن شدن ، از خود مقاومت نشان ندهند. کما اینکه مدتی است سعی دارم تا برخی اطرافیان را ترغیب کنم که که در این خصوص مطالعه کنند تا شاید تغییری در تفکرشان ایجاد شود اما دلیل مقاومتشان در مقابل خواندن و حتی نقد کردن را نمی فهمم.