This book, part of the Dealing with Feelings series, looks at anger. Topics covered within the book include what anger feels like, safe ways to let anger out, and how to calm down if you are feeling angry.
وقتی دیشب توی کتابخونهی طاقچه خیلی اتفاقی به «من نگرانم» از همین نویسنده برخوردم، هیچ فکر نمیکردم در پایان اونقدری سبک آموزشش رو دوست خواهم داشت که برم سراغ بقیه کتاباش. منی که از همون پنج سالگی هم از کتابای آموزشی بیزار بودم و توهین به خودم میدونستم که یکی حتا از همون سن به جای من فکر کنه و تصمیم بگیره چکاری باید انجام بدم. اما این سری کتاب یه تفاوت بزرگ داره. چیزی برات تجویز نمیکنه. میگه اگه نگران، عصبانی، خجالتی یا هر صفتی که عموما برچسب منفی دارن، هستی، نه این بده و نه تو مقصری و نه هیچکس دیگه. فقط میاد تعریف میکنه هر حس رو. که یعنی اگه دچار فلان حس شدی، این الان اسمش اینه.(تعریف و تشخیص) طبیعیه و واسه همه پیش میاد.(پذیرش) حالا اینا کارایی هست که میتونی انجام بدی تا اون حس کمرنگ بشه.(راه حل)
یه روزی این کتابا رو برای دخترخوندهی آفریقاییم میخونم و با هم کلی دربارهشون حرف میزنیم و راهحلهاشو تمرین میکنیم.
پ.ن. کی گفته این کتابا فقط مختص فسقلیاست؟ من هنوزم از راه حل نقاشی کشیدن استفاده میکنم زمانی که اونقدر اوضاع بده که دیگه کلمات کاری از دستشون برنمیاد.
از بچگی به اغلب ما/ من اینو یاد دادن که احساسات مون رو سرکوب کنیم، ازشون خجالت بکشیم و پنهان شون کنیم. انگار که عصبانی بودن چیز زشتیه یا گناهه و نباید وجود داشته باشه و برای ما بچه های اون سالها فهمیدن اینکه الان چه حسی داریم و باید داشته باشیم و با این گناه چکار باید بکنیم، بزرگترین مشکل بود. چون هر احساسی که داشتیم، عصبانیت، حسادت، غم... نباید گریه میکردیم، نباید فریاد میزدیم، نباید قهر میکردیم و کسی بهمون نمیگفت عوضش باید چکار کنیم. ولی شاید هنوز برای یادگرفتن دیر نشده باشه :)
روزی که با این کتاب مواجه شدم، خیلی عصبانی بودم. و واقعاً نمیدونستم چی کار کنم. داشتم گوشی رو بالا پایین میکردم که فقط خودم رو کنترل کنم و به سمت منبع عصبانیتم حمله نکنم. اصولاً من آدم خیلی آرومی هستم برای همین وقتی عصبانی بشم دیگه واقعاً از کنترل خارج میشم. لابهلای این حواس پرت کردنها برخوردم به این کتاب. و تجربه جالبی بود. حس کردم این برای سن منه :)) هنوزم از اون قضیه عصبانی ام. اما متذکر شدم که چهقدر به ما یاد ندادن چه طور باید با هیجاناتمون تعامل کنیم.
کتاب خوبیه، اگر خود کتاب رو پیدا کردین، بخونین. برای بچهها هم بخونین. واقعاً کمککنندهست. ممنونم از دوست خوبی که خوند و اینجا نوشت که خونده. ترجمهی خوب و بامزهای هم داره.
فوق العاده بود ... توضیح درباره اینکه عصبانیت چیه ، چه برخوردایی باید داشت و چه برخوردایی نباید داشت، و مهم تر از اون نداشتن احساس شرم از عصبانیت یا عذاب وجدان اونه که به خوبی خوب نشون داد