زن ایرانی به روایت سفرنامهنویسان فرنگی اثر میترا مهرآبادی این کتاب، یکی از تاثیرگذارترین کتابهایی بود که خوندم. نویسنده با بررسی سفرنامههای مختلفی که سفرنامهنویسان فرنگی از سفرشون به ایران نوشتن، و گردآوری قسمتهایی که منحصرا مرتبط با زنان بوده، این کتاب رو تالیف کرده. در نتیجه این کتاب، به شما اجازه میده با نگاه غربیها و از بیرون، به زنانی نگاه کنین که در زندان فرهنگی حبس شدهان که مجابشون کرده این زندان فقط به خاطر حمایت خودشونه. این کتاب شما رو به جایجای ایران میبره و با آداب و سنن و مشکلات و تفریحات زنان ایرانی، بعد از اسلام، آشنا میکنه. زنانی که حتی اجازهی نشون دادن صورتشون رو به غیر محارمشون نداشتن و حتی وقتی از دوران قاجار، آزادیهایی رو کمکم لمس میکنن، این آزادیها بیشتر به شکل تقلید ناموزونی از غرب به اونها تحمیل میشه. زمانی که زن ایرانی پشت پیانوی ناکوک میشینه و یا به شکل یک بالرین نامتناسب ظاهر میشه، حتی در آزادترین نمودهای فرهنگی (بر اساس کتاب، کُرد و بختیاری و گیلک)، اسباب تعجب زن غربیای میشه که اجازه داره تنها سفر کنه و از زنانی بنویسه که حتی حق دیدن "وفاداری" از شریک زندگیشون رو نداشتن. گرچه زبان کتاب و نحوهی بیان مطالب گردآوریشده و ترتیبشون میتونست بهتر و جامعتر از این باشه، ولی باز هم به نظر من کتابی بود که خیلی زیاد ارزش خوندن داشت. اگر شما هم در ذهنتون خدا رو به شکل مردی تکیه زده به تخت پادشاهی تصور می کنین که فرشتههای زن روز و شب در حال اطاعت و برآوردن خواستههاشن، فقط برای یک لحظه به واژهی "مادر" فکر کنین، نزدیکترین واژه به خدا، از این رو که اگر خدا میآفریند و خلق میکند، مادر میزاید و میآفریند.. چقدر تلخ که تاریخ ما، پر شده از این فرزندان فراموشکار..