داستانهای کوتاه از نویسندگان معاصر امریکا؛ ترجمه و گردآوری از لیلا نصیریها
زنان آسیبپذیر، جان آپدایک قلچماقترین سرخپوست دنیا، شرمن آلکسی بازیگر آماده میشود، دانلد آنتریم سلطه، رابرت استون ناکامیهای یک آرایشگر، جورج ساندرز روزی روزگاری، دیروز، حنیف قریشی سومین و آخرین قاره، جومپا لاهیری خرسی که از پشت کوه آمد، آلیس مونرو
پیش از آنکه خواندن کتاب را شروع کنم، نیمنگاهی به نظرات دیگران توی گودریدز انداختم و دیدم گلایهها از ترجمه زیاد است. بههرحال، بعد از خواندن کتاب، ضمن تأیید اینکه ترجمه میتوانست چندین درجه بهتر از این باشد، باید بگویم ضربۀ بزرگتری که کتاب در این راستا خورده از ویرایش کتاب است، نه ترجمه. نقصی که معمولاً در وهله و نگاه اوّل به ترجمه منتسب میشود، درحالیکه ذاتاً به ویرایش برمیگردد. هرچند به نظر من مترجم باید آنقدری توانایی ویراستاری داشته باشد که حتّی اگر کتاب ویراستار مجزّا ندارد، کلامش مضبوط و غیرمشتبه دریافت شود، با اینحال با نگاهی که به کتاب داشتم احتمالاً مترجم به ریزهکاریها زبان واقف بوده است. امّا خوب، همانطور که گفتم خروجی کار مهم است و به نظر من هم متن خروجی از لحاظ خواندن نه روان بود و نه در بسیاری از جاها واضح.
درمورد تکتک داستانها یادداشتی نوشتهام که چون هنوز کامل نشده، فعلاً اضافه نمیکنم. امیدوارم مثل بقیّۀ ناتمامهایم بتوانم بهزودی سراغش برگردم و کاملش کنم و همینجا به اشتراک بگذارم. امّا درمورد کلّیّت داستانها باید بگویم درمورد بعضی از نویسندهها سلیقۀ من خصوصاً در انتخاب این داستانهای خاص با مترجم اصلاً همراستا نیست. (مگر اینکه تنها همین داستان از نویسندههای مزبور در نیویورکر چاپ شده باشد که یک جورهایی قضیّه را لامحاله میکند.) امّا از نقطهنظرهای بسیاری (انطباق و پذیرش فرهنگی با مخاطب ایرانی، دردسرهای ممیّزی و ...) انتخاب یکی دو تا از داستانها واقعاً عجیب بود. هرچند، با خواندن بعضی از عبارات در آنها نزدیک بود شاخ دربیاورم که چهطوری اینها از زیر دست ارشاد در رفته!
داستانهای برتر: زنان آسیبپذیر - جان آپدایک بازیگر آماده میشود - دونالد آنتریم سوّمین و آخرین قارّه - جومپا لاهیری خرسی که از پشت کوه آمد - آلیس مونرو
متاسفانه ترجمه خیلی بدی داشت جمله ها نامفهوم بود سخت خوانده می شد یا شاید سانسور زیادی تو متن انجام شده به غیر دو داستان پایینی مابقی داستان ها برام نافهوم و بی کیفیت به نظر رسید
چه داستانهای خوب و درجه یکی. خوبی این مجموعه در این بود که با نویسندههای فوقالعادهای آشنا شدم که نمیشناختمشون (دانلد آنتریم و جورج ساندرز) و از نویسندههایی خوندم که تا حالا نخونده بودم و خیلی دوست داشتم ازشون داستان بخونم (جان آپدایک و آلیس مونرو). به هر حال کمی در مورد این 4 داستان مورد علاقهم توضیح میدم: (به جز داستان سلطه میشه گفت از همهی داستانها خوشم اومد) - برای من بهترین داستان مجموعه بیشک داستانِ «بازیگر آماده میشود» نوشتهی دانلد آنتریم بود. یه داستان پرجزئیات و جالب درمورد گروه تئاتری که قصد داره یه اجرای متفاوت از «رویای نیمهشب تابستان» شکسپیر رو به روی صحنه ببره. شروع داستان عالیه و توصیف جزئیات رفتاری بازیگرها و تفسیر راوی -که کارگردانِ نمایشه- از این نمایشنامهی شکسپیر بسیار جالب از آب درومده. - داستان آلیس مونرو یه فلش فوروارد بینظیرِ 50 ساله داره: از لحظهی خواستگاری به جایی که زن دچار آلزایمر شده و شوهرش اون رو به خانهی سالمندان میبره. - داستان آپدایک در مورد بحران زناشوئی بین دو زوجه. ریتم خوب و قدرتِ قلم نویسنده کاملاً به چشم میآد - داستان جورج ساندرز در مورد یه پیر پسره که با مادرش زندگی میکنه و وسواس فکری و رویاپردازی اش درمورد زنها باعث شده تا هیچوقت نتونه یه رابطهی درست و حسابی تشکیل بده. یه شبهای روشنِ مدرنِ آمریکائی
It was generous of me to disregard the awful translation , give each Asian writer a star and overlook the fact that if erotic genre and sexology has been banned, modern literature had nothing to offer.
مجموعه خوبی بود که ارزش خوندن رو صددرصد داره بخصوص نویسنده هایی مثل مونرو، شرمن الکسی، جرج ساندرز، جومپا لاهیری و حنیف قریشی که اسم کتاب از این نویسنده گرفته شده. یک ستاره کم بخاطر داستان سلطه و بازیگر آماده میشودکه تو سلیقه من نبودند برای اولین خوانش.ایشالا که سوادم بره بالا و اونا رو هم دوست داشته باشم