Dr. Mohammad Mossadegh was born on May 19, 1882. His father, Hedayat Ashtiani, was the Finance Minister under King Naser al-Din Qajar, and his mother was a granddaughter of the Crown Prince Abbas Mirza.
After the Constitutional Revolution of 1906, Mossadegh was elected from Isfehan to the first Parliament, but since he was under the age of 30, he refused his position as a Parliament member.
When Mohammad Ali Shah bombarded the first Parliament, and Liberals were either executed or imprisoned, Mossadegh spent a while in concealment. Iin 1909 he set out for France through Russia, and he studied at the Political Science Institute of Paris for two years. Due to his illness, Mossadegh was forced to return to Iran, but after 5 months he traveled to Switzerland where he continued his education at the Neuchatel law school. He obtained his Ph.D in law and his attorney permit in 1913.
In 1914 he returned to Iran and began his career at the Political Science Institute of Tehran, as a professor. During this time, Mossadegh authored two books, "Civil Legal Procedure," and the "Capitulation" .
In 1917, Mossadegh became the deputy Finance Minister and tried his best to put a definite end to corruption inside the Ministry. read more: http://www.farhangsara.com/mosadegh.htm
در آستانهی هفتادسالگی کودتا به پایان رسید. پاسخهای مصدق به شاه را پیشتر خواندهبودم ولی بازخوانیاش سودمند بود.
فهرست: یادداشت دکتر غلامحسین مصدق توضیح دربارهی کتاب و چگونگی چاپ آن: ایرج افشار کتاب 1: شرح مختصری از زندگی و خاطراتم مقدمه 1. تشکیلات مملکت در رژیم قدیم 2. در تشکیلات وزارت مالیه 3. در تنظیم کتابچههای دستورالعمل 4. اختلاس در رژیم قدیم 5. ورود من به خدمت دولت و تحصیلاتم در ایران 6. انتخاب من از اصفهان برای وکالت مجلس 7. عضویت من در مجمع انسانیت 8. مسافرت من به قصد تحصیل 9. تحصیلاتم در پاریس 10. مراجعتم از اروپا 11. سفر دوم من به اروپا 12. تحصیلات من در سوئیس 13. تالیف تز دکترا و کارآموزی در دادگستری نوشاتل 14. اشتغال من در ایران پس از خاتمهی تحصیل 15. عضویت من در حزب اعتدال 16. عضویت من در کمیسیون تطبیق حوالجات 17. چهارده ماه در معاونت وزارت مالیه 18. عضویت من در جمعیت دموکرات ضدتشکیلی 19. سفر سوم من به اروپا و مراجعتم از طریق بوشهر به ایران 20. انتصابم به ایالت فارس 21. تصدی من در وزارت مالیه 22. انتصاب من به ایالت آذربایجان 23. مراجعتم از تبریز و انتخابم به ریاست انجمن فرعی انتخاب محلهی دولت 24. انتصاب من به وزارت امور خارجه
کتاب 2: مختصری از تاریخ ملیشدن صنعت نفت در ایران مقدمه بخش 1: تصدی مقام نخستوزیری فصل 1: وقایعی که سبب شد من کار قبول کنم فصل 2: علل سقوط دولت من (1. رل هندرسون، 2. فرمایشات شاهنشاه) فصل 3: تالمات و تاسفات ضمیمه: پیام رادیویی 17 فروردین 1332
بخش 2: لایحهی دیوان عالی کشور فصل 1: کارهای دولت من 1. از نظر سیاسی 2. از نظر مالی 3. از نظر اقتصادی 4. از نظر اجتماعی 5. استفاده از اختیارات من فصل 2: مبارزهی دولت انگلیس در مراجع بینالمللی فصل 3: مبارزهی سیاست خارجی از طریق مجلس 1. مبارزهی سیاست خارجی در مجلس شانزدهم 2. مبارزهی سیاست خارجی در مجلس هفدهم فصل 4: مبارزهی سیاست خارجی از طریق دربار -راجع به انتخابات - راجع به استاد بعضی از اصول متمم قانون اساسی 1. غائلهی روز 9 اسفند 2. کودتای 25 و 28 مرداد فصل 5: انتقاد از کارهای دولت من 1. از ناحیهی دربار شاهنشاهی 2. از طریق مجلس و جرائد نتیجه ضمائم لایحهی الحاقی بخش 3: عرض جواب به فرمایشات اعلیحضرت همایون شاهنشاه ضمیمهی نامهی استوکس به اتلی نخستوزیر انگلیس
آری تنها گناه من وگناه بزرگ و بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کرده ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیمترین امپراطوریهای جهان را از این مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوفترین سازمانهای استعماری و جاسوسی بین المللی درافکنده ام و به قیمت از بین رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا با همت و اراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را درنوردم. من طی این همه فشار و ناملایمات، این همه تهدید و تضییقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خود غافل نیستم و به خوبی میدانم که سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی شود که ممکن است در آتیه در سراسر خاورمیانه در صدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعمار برآیند.بخشی از دفاعیات زنده یاد دکتر مصدق در جلسه سی و چهارم دادگاه نظامی
این کتاب از نوشته های پراکنده ای تشکیل شده که مصدق بعضی را در روزهای زندان و بعضی را در روزهای تبعید نوشته و به همین خاطر بیشتر شبیه مجموعه ای از یادداشت ها به نظر میرسد تا یک کتاب منسجم.
تصویری که با خواندن کتاب از مصدق به نظرم رسید (که حتما تصویر کاملی نیست) شخصیتی است طرفدار سنت و دلبسته به نظام دیوانی سنتی ایران و بدبین به هرچیز منسوب به خارجی ها. در بخش های ابتدایی در توصیف چگونگی جمع آوری مالیات و نرخ مالیات و جایگاه مستوفی ها (شغلی که با نظر ناصرالدین شاه در سیزده یا چهارده سالگی از پدر مصدق به او میرسد) و اختلاس و ... در زمان قاجار و مقایسه با وضع فعلی بارها تاکید میکند که تغییرات پیش آمده و قوانین فعلی به طور کلی پسرفت و به ضرر مملکت هستند. در مورد اتفاقات و نتایج مشروطه چند بار مینویسد افرادی به خارجه رفتند و چیزهایی دیدند و درست نفهمیدند و خواستند اینجا هم اجرا کنند. در مورد دوران تحصیلش در سوییس مینویسد در تمام مدت اقامتم حتی یک بار هم به مکان های دیدنی شهر نرفتم.
در دفاع از عملکرد دولتش مینویسد که با وجود قطع درآمد نفت دولت هزینه ها را از چهار طریق تامین کرد (ارقام حدودی): ۱- بانک ملی ۵۰ میلیون تومان ۲- وام از صندوق بین المللی پول ۶۰ میلیون تومان ۳- اوراق قرضه ملی ۱۰۰ میلیون تومان ۴- چاپ اسکناس ۳۰۰ میلیون تومان جایی دیگر در توجیه تعطیلی مجلس مینویسد وضعیت چاپ اسکناس و تورم و تنزل ارزش پول به حدی رسیده بود که هر نماینده جدیدی که وارد کمیسیون اسکناس مجلس میشد میتوانست فرآیند استیضاح و برکناری دولت را شروع کند و نهضت مردم ایران بی نتیجه میماند.
در زمان عزل احمدشاه و احتمال سلطنت رضاخان سردار سپه مصدق میگوید شاه و وزیرالوزرا و سردار سپه و وزیر جنگ همه یک نفر باشند در زنگبار هم پیدا نمیشود. بعدها در توجیه اختیارات فراقانونی که از مجلس گرفته بود و تمدید آنها مینویسد من در مورد سایرین همیشه با چنین اختیاراتی مخالف بودم اما این بار این اختیارات برای صلاح مملکت لازم بود.
جملاتی از رزم آرا و تقی زاده مشهور شده اند با این مضمون که ((ما لولهنگ هم نمیتوانیم بسازیم)) و ((از ناخن پا تا فرق سر باید شبیه خارجی ها بشویم)). شاید یک جنبه از تاریخ معاصر ما از تضاد بین نگاه مصدق با نگاه رزم آرا و تقی زاده شکل گرفته. و همچنین مشخص است که میراث داران کدام نگاه چند دهه بعد دست بالا را گرفتند (برای من خنده دار بود جایی از یادداشت ها مصدق اشاره میکند که در دولت او صادرات غیرنفتی از واردات پیشی گرفت - شاید آخوندها هم به مطالعه کتاب های خاطرات علاقه دارند).
خاطرات دكتر مصدق با همان راستگويي او به رشته تقرير درآمده است. در پايان كتاب دكتر مصدق دروغ هايي كه شاه به او نسبت داده بود را مي گكويد و پاسخ هاي منطقي مي دهد. جوانان حتما اين كتاب را بخوانند. در سرفصل كتاب پسر دكتر مصدق از او خاطره اي نقل مي كند كه شنيدني است شبي كه ان ها در هلند ماندند تاصبح به دادگاه لاهه بروند و از حق ايران دفاع كنند دكتر به پسرش گفته بود اگر در دادگاه پيروز نشويم خودم را از بين مي برم تمام اميد يك ملت به من است
از جمله مطالب جالب کتاب توجیحات مرحوم دکتر مصدق در باره رفراندوم انحلال مجلس است.همه پرسی که رسواترین انتخابات تاریخ ایران بود و از جمله همایون کاتوزیان که نمی توان به دشمنی با مصدق متهمش کرد در باره اش می نویسد"همه پرسی در جو بدی برگزار شد. مناطق روستایی را کنار گذاشتند تا بتوانند نتیجهء آنرا سریع تر اعلام کنند. چون امر رای گیری و گردآوری و شمارش آراء مناطق روستایی، آنهم در دو نوبت (یکی همه پرسی و یکی انتخابات پارلمانی) به درازا می کشید. محل اخذ آراء برای موافقان و مخالفان پیشنهادی دولت از هم جدا بود. شاید دولت در این جداسازی حسن نیت داشت، اما یک دولت دمکرات چنان کاری را نمی کند و بازتاب آن نیز چندان خوشایند نیست. دولت حداکثر تلاش خود را به کار برد تا جریان رای گیری در محیطی سالم و آرام و بدون تقلب صورت گیرد و شمارش آراء هم بدون خدشه انجام شود. اما در مواردی خارج از حوزه های رای گیری، رای دهندگان مخالف را مرعوب می کردند ( که البته دولت بر این کار کنترلی نداشت). تاثیر این اقدام ها نیز منفی بود."]مصدق و نبرد قدرت، ص 342] مصدق خود نیز در این کتاب خاطراتش توجیهات چندی برای جدایی صندوق ها آورده از جمله این که "چنانچه اخذ آراء برای دو موضوع مختلف باشد مثل همین رفراندومی که در سال 1332 صورت گرفت و مقصود این بود که مردم نظر خود را نسبت بمجلس و دولت هر دو اظهار کنند ریختن یک ورقه سفید برای موافقت و یک ورقه آبی برای مخالفت نتیجه نداشت و معلوم نمی شد که دهنده ی رای بکدام یک از آن دو رای مثبت یا منفی داده است.رای دهنده میبایست از دادن ورقهء سفید یا آبی برای موافقت و مخالفت خودداری کند و فقط یک ورقه سفید بدهد که روی آن بنویسد با مجلس موافق است یا با دولت و در این رویه گذشته از این که عده ای بی سواد آلت دست عده ای مغرض می شدند معایب دیگر هم داشت که یکی طول مدت بود چونکه قرائت آراء احتیاج بوقت زیاد داشت و در نتیجه در یک روز بدست نمی آمد و دیگری تقلب در قرائت یعنی موافق را مخالف و مخالف را موافق بخوانند که در بسیاری از انجمنها ممکن بود این کار بشود. " [صص 204-203.] در حالی که اگر دولت واقعاً قصد برگزاری رفراندومی آزاد و دمکراتیک داشت، صرف نظر از آن که دو پرسش جداگانه موضوعیتی نداشت وموافقت با انحلال مجلس عملاً به معنی حمایت از دولت بود، می شد از چهار رنگ مختلف استفاده کرد یا روی هر یک از دو رنگ عبارت دولت و مجلس یا حتی کلیشه سردر مجلس و غیره را جداگانه چاپ کرد که مثلاً رای سفید دولت و مجلس از رای آبی دولت و مجلس جدا باشد، یا به سادگی دو صندوق جداگانه برای رای به انحلال مجلس و نظر در باره ی دولت را در کنار هم قرار داد تا آرای سفید یا آبی جداگانه در هرکدام انداخته شود. همچنین مصدق که در صفحه 225همین کتاب رای دهندگان را " متجاوز از دو میلیون نفر ساکنین شهرها و روشنفکران مملکت" می داند، در عین حال به سادگی می گوید "عده ای بی سواد آلت د��ت عده ای مغرض می شدند." در حالی که اگر رای دهندگان نه " ساکنین شهرها و روشنفکران مملکت"، بلکه افرادی بی سواد بودند ، به هر حال " عده ای مغرض "و طبعاً بیش از همه هواداران دولت می توانستند آن ها را " آلت دست" کنند. او همین جا در مورد احتمال تقلب در صورت نوشتنی بودن آرا می گوید که " در بسیاری از انجمنها ممکن بود این کار بشود" و برایش مهم نیست که چند خط قبل تر گفته بود" اخذ آراء در همه جا زیر نظر اشخاص مورد اعتماد مردم صورت گرفت". ایران هم کشوری بود که سابقه ی سالها انتخابات مجلس را داشت و معلوم نیست که شمارش آرای نوشته شده چه قدر به درازا می کشید که باید برای کوتاه کردن زمان آن در چنین همه پرسی مهمی به این شیوه ی رسوا متوسل می شدند.
Merged review:
افسانه مصدق جلد دوم از کتاب((خاطرات در خاطرات)) است که در آن نویسنده خاطرات خود را از سال 1326شمسی تا سقوط حکومت مصدق در 28مرداد 1332شمسی شرح میدهد .برخی موضوعات کتاب به این شرح است :((ترور محمد مسعود روزنامهنگار معروف و پیامدهای آن)) ;((اسناد شرمآور از مداخلات اجنبی در ایران)) ;((کابینه هژیر)) ;((کابینه ساعد)) ;((ملی شدن صنعت نفت و مبارزات ملیون و مذهبیون)) . کتاب با تصاویری چند از بریده جراید, اسناد و مکاتبات, عکسهای نویسنده و شخصیتهای دیگر همراه است .
Diaries / memoir by Dr. Mohammad Mosaddegh. The book is the history of dispossession of British oil companies in Iran in early 1950’s. Iranian Oil was fully under British companies control until 1950’s. In early 1952 Iranian parliament nationalized oil industry and Mossadegh, the prime minister of the time, had to follow the law. Brithish government tried to stop Mosadegh, brought the issue to UN security council, and as they lost the case, brought the issue ot International court in Den Hagg. But they lost the case to Mosaddegh here as well. When conservatives came to power in USA, British could convince Isenhawer and his deligacy to remove Mosaddegh. In August 1953 there was a coup against Mosaddegh, fully supported by American and British governments, and the process of democracy in Iran in it’s first steps, stopped once more. Mosaddegh has been taken to military court in Tehran, condemned to 3 years jail, and then on was under house arrest for som 12-13 years until he died in 1969. This is parts of his memoir … در میان کتاب هایی که به نام خاطرات و یادداشت های دکتر محمد مصدق، از او و درباره ی او چاپ و منتشر شده و در هر کدام آنها بخشی از وقایع روایت شده است، آنچه به قلم و زبان شخص دکتر مصدق در این کتاب روایت شده، کم و بیش شیرین تر و در عین حال تاسف برانگیز تر بنظر می رسد. اگرچه "خاطرات و تالمات" تمامی وقایع زندگی دکتر محمد مصدق و دوران هایی را که او نماینده ی مجلس شورای ملی بوده و مبارزاتش برای ملی شدن صنعت نفت، و سپس دوران کوتاه نخست وزیری او و تلاشش برای اجرا قانون ملی شدن صنعت نفت ایران و... را در بر نمی گیرد، اما آنچه در این یادداشت ها آمده برای شناخت روحیه ی مصدق به اندازه ی کافی روشنگر است. پاسخ های دکتر مصدق به آنچه محمدرضا شاه در کتاب "ماموریت برای وطنم" در باره ی او و دوران ملی شدن صنعت نفت و کودتا نوشته، از بخش های خواندنی "خاطرات و تالمات" دکتر مصدق است.