What do you think?


لاموزیکا و لاموزیکای دوم
104 pages
About the author
Marguerite Duras
369 books3,520 followersMarguerite Germaine Marie Donnadieu, (4 April 1914 -3 March 1996) known as Marguerite Duras, was a French novelist, playwright, screenwriter, essayist, and experimental filmmaker.
Her script for the film Hiroshima mon amour (1959) earned her a nomination for Best Original Screenplay at the Academy Awards.
Her script for the film Hiroshima mon amour (1959) earned her a nomination for Best Original Screenplay at the Academy Awards.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 22 of 22 reviews
March 16, 2019
دیشب که مشغول گشت و گذار تو کتابفروشی بودم در قسمت نمایشنامه ها چشمم بهش افتاد
پشت جلد رو خوندم حس کردم شاید بد نباشه، مخصوصا که اسم دوراس، کتاب رو در برگفته بود
یک گفتگوی دو نفره بین زن و مردی جوان پیرامون برش هایی از زندگی مشترک گذشته و حال و هوای روزهایی که در حال سپری کردنش هستند
ساده و صریح بود و توصیفاتش هم اندازه بود و به نظرم ب خوبی تونسته بود یک دیالوگ محترمانه و مودبانه رو توصیف کنه
البته هیجانش واقعا در اون حدی که انتظار نداشتم نبود
من نسخه نشر نی رو با ترجمه تینوش نظم جو خوندم
متن و برگردان خوبی داشت علی رغم اینکه بعضی از دیالوگ ها یک مقدار برام غیر مفهوم و گنگ به نظر میومد
این مجموعه از نمایشنامه هایی که نشر نی منتشر کرده (فکر کنم حدود ۲۰ جلد) به نظرم با توجه به حجم کمی که دارن گزینه های خوبی هستن برای اوقاتی که دقیقا نمی دونید دلتون هوای چه کتابی کرده و کلا چی میخواد
در مجموع معمولی
و دیگر... تمام
پشت جلد رو خوندم حس کردم شاید بد نباشه، مخصوصا که اسم دوراس، کتاب رو در برگفته بود
یک گفتگوی دو نفره بین زن و مردی جوان پیرامون برش هایی از زندگی مشترک گذشته و حال و هوای روزهایی که در حال سپری کردنش هستند
ساده و صریح بود و توصیفاتش هم اندازه بود و به نظرم ب خوبی تونسته بود یک دیالوگ محترمانه و مودبانه رو توصیف کنه
البته هیجانش واقعا در اون حدی که انتظار نداشتم نبود
من نسخه نشر نی رو با ترجمه تینوش نظم جو خوندم
متن و برگردان خوبی داشت علی رغم اینکه بعضی از دیالوگ ها یک مقدار برام غیر مفهوم و گنگ به نظر میومد
این مجموعه از نمایشنامه هایی که نشر نی منتشر کرده (فکر کنم حدود ۲۰ جلد) به نظرم با توجه به حجم کمی که دارن گزینه های خوبی هستن برای اوقاتی که دقیقا نمی دونید دلتون هوای چه کتابی کرده و کلا چی میخواد
در مجموع معمولی
و دیگر... تمام
February 13, 2022
زن : تو چرا من رو توی ایستگاهِ راه آهن نکشتی ؟
مرد : نمی دونم
فراموش کردم.
شاید فراموش کردم .
دیدم تون و فراموش کردم .
من هیچ وقت هیچ کس رو نکشته بودم،کشتن رو بلد نبودم،این خودش خیلی شرطه !
وقتی می خوای دست به کار بشی،می بینی خیلی سخته ...
با این اسلحه،خودم رو برای کشتن تون آماده کرده بودم. ولی وقتی دیدم تون خیال کردم دیگه دوست تون ندارم.
پس دیگه نیازی به کشتن تون نداشتم ...
کافی بود دیگه دوست تون نداشته باشم ...
بی نظیر بود:)
مرد : نمی دونم
فراموش کردم.
شاید فراموش کردم .
دیدم تون و فراموش کردم .
من هیچ وقت هیچ کس رو نکشته بودم،کشتن رو بلد نبودم،این خودش خیلی شرطه !
وقتی می خوای دست به کار بشی،می بینی خیلی سخته ...
با این اسلحه،خودم رو برای کشتن تون آماده کرده بودم. ولی وقتی دیدم تون خیال کردم دیگه دوست تون ندارم.
پس دیگه نیازی به کشتن تون نداشتم ...
کافی بود دیگه دوست تون نداشته باشم ...
بی نظیر بود:)
Read
April 29, 2015ترجمهٔ افتضاحی که خوندم کلّاً کتاب رو شهید کرده بود، هیچ حسّ خاصّی نسبت به کتاب ندارم الآن. ترجمهٔ نشر نیلوفر رو نخونین.
اه. :|
اه. :|
June 27, 2015
برملا شدن خواست ها و کارهای گذشته و حال در طول نمایشنامه برام جذابیتی داشت. اما نمی تونم بگم تعلق خاطری داشتم به اثر. کم نبودند جاهایی که گنگ بودند بعضی جمله ها یا بندها
July 2, 2021
انشاالله که ترجمه بد بوده.
November 4, 2025
گاهی وقتها هوس رقص میکردم... شما که نمیرقصیدید... جای رقص توی زندگیم خالی بود، به نظرم، خیلی خالی بود.
October 22, 2015
صدای یک زن:
چی شد؟ ...
مرد:
هیجی.
(مکث.)
چی میخواستی بشه؟
(لبخندی کمرنگ.)
زندگیه دیگه... میگن همیشه اینجوریه...
صدای یک زن:
(مکث.)
چه جوری؟...
مرد:
چه میدونم... سخت... دلخراش...
چی شد؟ ...
مرد:
هیجی.
(مکث.)
چی میخواستی بشه؟
(لبخندی کمرنگ.)
زندگیه دیگه... میگن همیشه اینجوریه...
صدای یک زن:
(مکث.)
چه جوری؟...
مرد:
چه میدونم... سخت... دلخراش...
May 19, 2021
عشقی آنقدر بزرگ که هرچه پیش آمد بدانی پایانش را نمیخواهی. مرزی باریک میان فراموش کردن خود و حل شدن در دیگری با خودبزرگبینیای که مانع عاشق شدن/ماندن است. بیشتر دومی، عاشق ماندن.
این نمایشنامهی دوراس از بهترین روایتهایی بود که در مورد عشق میخواندم.
این نمایشنامهی دوراس از بهترین روایتهایی بود که در مورد عشق میخواندم.
November 29, 2016
زن- میشود کاری کرد که خاطرات این قدر دردناک نباشند؟
مرد-به نظر من هیچ کاری نمیشود کرد. خیال من فقط با کشتن شما راحت میشود...
مرد-به نظر من هیچ کاری نمیشود کرد. خیال من فقط با کشتن شما راحت میشود...
April 18, 2021
دو اثری که به فاصله ی بیست سال نگاشته شده:
لاموزیکا و لاموزیکای دوم
در تمام این سال ها بی شک دوراس بارها به این پایان باز اندیشیده و در نهایت بعد از بیست سال این دریچه را بست...
دریچه ی زیستن در گذشته از لابه لای خاطرات و رویاهای بی پایان آدمی...
برای من خوانش این اثر مثل سایر آثار دوراس دلچسب بود...
وقتی اثری از دوراس رو به دست می گیرم دیگر خودم نیستم...
با قلم او زن می شوم،مرد می شوم،تباه می شوم،شاد می شوم،رنج می کشم،می خندم...
لاموزیکا و لاموزیکای دوم
در تمام این سال ها بی شک دوراس بارها به این پایان باز اندیشیده و در نهایت بعد از بیست سال این دریچه را بست...
دریچه ی زیستن در گذشته از لابه لای خاطرات و رویاهای بی پایان آدمی...
برای من خوانش این اثر مثل سایر آثار دوراس دلچسب بود...
وقتی اثری از دوراس رو به دست می گیرم دیگر خودم نیستم...
با قلم او زن می شوم،مرد می شوم،تباه می شوم،شاد می شوم،رنج می کشم،می خندم...
Read
November 29, 2025کاش با نشر نیلوفر نمیخوندم.
March 23, 2024
مارگریت دوراس،برایم نویسنده ارزشمند و جدا از آن،زن جذابی است.این کتاب را به خاطر دوراس بودنش خواندم. حس کردم ترجمه در بعضی جاها لنگ میزند اما جدا از آن، ایده این نوشته بی نهایت برایم شگفتی آور بود(خاطر نشان کنم که زیاد نمایشنامه نخوانده ام!)
زن و مردی که پس از جدایی نه چندان طولانی،به هتلی که در اوایل ازدواجشان،در آن زندگی میکرده اند باز میگردند تا نهایتا جدایی قطعی را به سرانجام برسانند.
یکی از دیالوگهای تکان دهنده برای من آنجا بود که به یکدیگر گفتند:بازگشته ام تا ببینم چگونه بدون من روزگار گذرانده ای؟!چیزی به این مضمون
عاشق نوشته هایی هستم که در آن اتفاق خاصی نمی افتد.تنها آدمها مینشینند و درباره زندگی حرف میزنند
زن و مردی که پس از جدایی نه چندان طولانی،به هتلی که در اوایل ازدواجشان،در آن زندگی میکرده اند باز میگردند تا نهایتا جدایی قطعی را به سرانجام برسانند.
یکی از دیالوگهای تکان دهنده برای من آنجا بود که به یکدیگر گفتند:بازگشته ام تا ببینم چگونه بدون من روزگار گذرانده ای؟!چیزی به این مضمون
عاشق نوشته هایی هستم که در آن اتفاق خاصی نمی افتد.تنها آدمها مینشینند و درباره زندگی حرف میزنند
February 6, 2017
کتاب جذابه کم حجمی بود که من تو مسافرت و در عرض دو سه ساعت خوندم و تمومش کردم. کتاب به صورت نمایشنامه و گفت و گوی دو نفر هست و واقعا هرکسی که بخونه راحت با هردو طرف ارتباط برقرار میکنه.
May 13, 2022
.
مرد:به نظرم...آدم دیگر هیچ یادی از عشق به سر ندارد.
سکوت.
زن:شاید از ملال هم دیگر یادی به خاطر نمانده است؛چون دیگر رنج آور نیست ملال...
سکوت.
مرد:میل هنوز هست...یا شاید هم کاملا فراموش شده است...
شاید هم یادی است فقط،در کل(مکث)...نه سایه ای،نه نشانی...
سکوت.زن آرام و کند جواب می دهد:
زن : در مورد میل،با تو همعقیده ام.
مرد :منظور...
این که میل،یاد و خاطره است فقط،عور و لُخت. مثل فراموشی. هیچ فرقی هم با هم ندارند.
.
نمایشنامه ای که دو پرده داشت پردهی دوم با اختلاف بیست سال نوشته شد. بیست سال قبل لاموزیکا را دوراس برای تلوزیون انگلستان نوشت هر دو پرده در شهر اِورُ در همون هتل اتفاق می افته.نمایشنامه دو شخصیت داره زن و مرد که دیالوگ های بینشون رو تا ته داستان میخونیم.زن و مردی که با هم زندگی می کردن و از هم جدا شدن دوباره هم دیگه رو میبینن در مورد گذشتهشون حرف میزنن...
باب دلم بود :)
نشر نی هم لاموزیکا رو منتشر کرده.
.
جزئیاتِ #کتاب :
#لاموزیکا_و_لاموزیکای_دوم
#ادبیات_فرانسه
نویسنده : #مارگریت_دوراس
ترجمه : #قاسم_روبین
#انتشارات_نیلوفر
۷۲صفحه
۲۴فروردین
October 28, 2020
خب من هر دو ترجمه کتاب که یکی برای انتشارات نیلوفر و یکی برای انتشارات نی هست رو خوندم و ترجمه انتشارات نی بهتره.ولی در کل متن یه جوریه که خیلی نمیشه باهاش ارتباط برقرار کرد و روون نیست.
در مورد خود نمایشنامه به نظرم جز نمایشنامه های خوبه.فضای ساده نمایش و نشون دادن احساسات دو آدمی که یه زمانی عاشق هم بودن ولی اون زمان و خیلی چیزای دیگه تو زندگیشون رو از دست دادن و الان چند سال از طلاقشون میگذره و با هم رو در رو میشن.هر دو نفر میدونن که با از دست دادن هم و جداییشون در واقع یه قسمت از روحشون رو تو اون روزای گذشته جا گذاشتن و انگار یه حفره خالی تو قلبشون به وجود اومده.
زن نمایش این موضوع رو پذیرفته ولی مرد نمایش از این موضوع آگاه هست ولی همچنان نمیتونه کامل بپذیرتش و یه جاهایی سرریز میشه ازش این درد و تمایل به برگشتن اون روزا.
در کل از نظر این توانایی برای نشون دادن درون شخصیت ها و فضا سازیش نمیشه گفت خیلی خوبه ولی به تجربه یک بار خوندنش می ارزه.
در مورد خود نمایشنامه به نظرم جز نمایشنامه های خوبه.فضای ساده نمایش و نشون دادن احساسات دو آدمی که یه زمانی عاشق هم بودن ولی اون زمان و خیلی چیزای دیگه تو زندگیشون رو از دست دادن و الان چند سال از طلاقشون میگذره و با هم رو در رو میشن.هر دو نفر میدونن که با از دست دادن هم و جداییشون در واقع یه قسمت از روحشون رو تو اون روزای گذشته جا گذاشتن و انگار یه حفره خالی تو قلبشون به وجود اومده.
زن نمایش این موضوع رو پذیرفته ولی مرد نمایش از این موضوع آگاه هست ولی همچنان نمیتونه کامل بپذیرتش و یه جاهایی سرریز میشه ازش این درد و تمایل به برگشتن اون روزا.
در کل از نظر این توانایی برای نشون دادن درون شخصیت ها و فضا سازیش نمیشه گفت خیلی خوبه ولی به تجربه یک بار خوندنش می ارزه.
September 1, 2021
کوتاه و خوبه. زن و مردی که قبلا با هم زندگی میکردن همدیگه رو دوباره میبینن.حرف میزنن درباره رابطه شون و کارایی که کردن و نکردن رو میگن. ترجمه قاسم روبین از نشر نیلوفر رو خوندم. فکر میکنم دلیل ادبی بودن بعضی دیالوگا حفظ حرمت و فاصله ای بود که سعی میکردن زن و مرد رعایت کنن.چون بعضی جا بعدش صمیمی تر میشدن از حالت ادبی فاصله میگرفتن. به هر حال یکبار دیگه هم باید خوندش. توی یه شرایط دیگه یا توی موقعیت دیگه. نسخه نشر نی رو هم باید امتحان کرد میگن ترجمه بهتریه.
March 25, 2022
توی کتابفروشی اتفاقی از لای کتابا برداشتم و چند سطر خوندم و ب نظرم جالب اومد
حالا فرصتش پیش اومد ک کامل بخونمش
قشنگ بود اما مسائل گنگ خیلی زیاد داشت
شاید هم ماهیتش همین بلاتکلیفی هاست
حس خاصی داشت
غم و اندوه و درماندگی
انتظارم ازش کمی بیشتر بود
در ضمن فقط ترجمه نشر نی رو بخونید من هر دو رو خوندم و واقعا از نشر نیلوفر هیچی نفهمیدم و داستان رو خراب کرد
حالا فرصتش پیش اومد ک کامل بخونمش
قشنگ بود اما مسائل گنگ خیلی زیاد داشت
شاید هم ماهیتش همین بلاتکلیفی هاست
حس خاصی داشت
غم و اندوه و درماندگی
انتظارم ازش کمی بیشتر بود
در ضمن فقط ترجمه نشر نی رو بخونید من هر دو رو خوندم و واقعا از نشر نیلوفر هیچی نفهمیدم و داستان رو خراب کرد
January 26, 2020
سرشار از زندگی .دیالوگ هایی که آسیب های و زن و. مرد رو برملا میکنه، دوست داشتنی که به مقصد رسیده، جنون.
March 16, 2021
من از نشر نی و مجموعه دورتا دور دنیا نمایشنامه خوندمش. به نظر من خیلی قشنگ بود و تمام ذهن و روح آدم رو درگیر میکرد.
October 11, 2023
جا داشت قشنگ تر تموم شه
ولی خب با همینشم خوبه✨
ولی خب با همینشم خوبه✨
July 22, 2007
لاموزیکا زیباتر بود
March 17, 2014
وقتی عشق از خاکستر نفرت سر بر می آورد
Displaying 1 - 22 of 22 reviews



















