وقتی کتاب رو تموم کردم انگار یه تیکه از وجودم واقعا کنده شده بود. شخصیت پردازی خوبی داشتبا اینکه دوست داشتم اخرش ایرادخت دیگه منتظر نباشه.
جمله اخر کتاب بسیار شوکه کننده بود معلوم شد شخصیت اصلی یعنی روزیه کیه و باورم نمیشد دارم داستان یکی از افراد تاریخی رو میخوندم تا الان.
بیشتر داستان در محور دین و عشق میچرخه. کسی که عاشقه و یه جون که به دنبال خداست.
اولین کتابی بود که درباره دوره ساسانی پادشاهی خسرو پرویز، زمانی که مردم ایران زرتشت بودند میخوندم.