Jump to ratings and reviews
Rate this book

روکو و برادرانش

Rate this book
بر اساس رمانی از جووانی تستوری

216 pages, Paperback

First published January 1, 2007

6 people want to read

About the author

Luchino Visconti

33 books4 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (13%)
4 stars
6 (40%)
3 stars
6 (40%)
2 stars
1 (6%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Rêbwar Kurd.
1,030 reviews89 followers
July 5, 2025
روکو و برادرانش اثر باشکوه لوکینو ویسکونتی، نه فقط یکی از درخشان‌ترین فیلم‌های نئورئالیسم ایتالیاست، بلکه تراژدی مدرنی‌ست درباره خانواده، مهاجرت، فقر، شکست عشق، و انحطاط تدریجی ارزش‌های سنتی در برابر هجوم مدرنیته‌ای بی‌چهره.

ویسکونتی، با سابقه‌ای اشرافی و گرایشی مارکسیستی، در این اثر همان‌قدر به جنبه‌های اجتماعی وفادار می‌ماند که به ساختارهای یونانی تراژدی. فیلم روایتگر خانواده پاروندی‌ست که از جنوب ایتالیا به میلان مهاجرت می‌کنند، با امید رهایی از فقر. اما آن‌چه در میلان می‌یابند، نه نجات، که انحلال است؛ انحلال پیوندها، معناها، اخلاق، و حتی عشق.

در مرکز داستان، روکو قرار دارد؛ شخصیتی شمایل‌وار، فرشته‌گونه، قربانیِ ناب‌ترین نوع اخلاقی‌بودن. روکو تجسم نوعی مسیحیتِ غیرمذهبی‌ست؛ بخشنده، صبور، پذیرا. او در برابر برادرش سیمونه که سقوط می‌کند، که به شهوت و خشونت و خیانت پناه می‌برد، سکوت می‌کند، می‌بخشد، و در این گذشتنِ مدام، خود را نابود می‌کند.

اما این بخشش، تقدس ندارد؛
ویسکونتی می‌فهماند که گاه گذشت، نه فضیلت، که هم‌دستی با تباهی‌ست. روکو، با تحملِ همه‌چیز، سیمونه را از مسئولیت معاف می‌کند، و این‌جاست که فیلم، اخلاق را زیر سؤال می‌برد: اگر مهرِ بی‌قید، به ظلم مجال رشد دهد، آیا هنوز می‌توان آن را اخلاقی دانست؟

برادران، هر یک نمایندهٔ تیپ خاصی‌اند: ویچنزو، که جذب نظام سرمایه‌داری می‌شود و تنها هدفش ادغام در جامعهٔ شهرنشین است؛ چیرو، که نیرومند و اخلاق‌مدار است، و در پایان به قاضی تبدیل می‌شود، به نماد تعادل و داوری؛ و سیمونه، که همه‌چیز را به تباهی می‌کشاند، عاشق می‌شود، خیانت می‌کند، و در نهایت دست به جنایت می‌زند.

و نادیا… زنی آسیب‌پذیر، روسپی‌ای که عشق را می‌طلبد، اما در بازی مردانه‌ی قدرت و رقابت، مچاله می‌شود. نادیا، قربانی واقعی‌ست، هم از سوی سیمونه، که تنش را می‌طلبد، و هم از سوی روکو، که روحش را نجات می‌دهد اما به او پشت می‌کند. نادیا نه تنها بین دو برادر، بلکه بین دو جهان معلق است: جسم و روح، عشق و مصرف، رهایی و بردگی.

فیلم، در فرم هم سترگ است: قاب‌های دقیق و زیبایی‌شناسانه، نماهایی که از فضای خفقان‌آور خانه‌های فقیرنشین میلان تا کوچه‌های مه‌زده، زندگی مهاجران را با خشونتی بی‌پیرایه به تصویر می‌کشند. موسیقی نینو روتا، حس غم و هبوط را در تمام فیلم می‌دمد. خشونت صحنه‌ها – به‌ویژه سکانس جنایت – همچون چاقویی بر روان تماشاگر فرود می‌آید؛ بی‌آنکه پُرطمطراق یا تئاتری باشد.

در لایه‌های پنهان‌تر، فیلم دربارهٔ مرگ جهان سنت است؛ مادر خانواده – نماد سنت، مادر، سرزمین مادری – در طول فیلم ضعیف و منزوی می‌شود. پسران، که قرار بود حاصل امید او باشند، هر یک یا جذب فساد شهر می‌شوند، یا قربانی اخلاقی‌گرایی مفرط. در پایان، تنها چیرو باقی می‌ماند، نماد نسل تازه‌ای که باید از دل خاکستر گذشته، ساختن را آغاز کند.

روکو و برادرانش، روایتی‌ست از انحلال، از جابه‌جایی فضیلت و سقوط عشق، از خشونت بی‌دادرس. فیلمی که گرچه در دل دههٔ ۶۰ ایتالیا ساخته شد، اما ریشه‌هایی عمیق در تراژدی‌های یونانی دارد؛ در نزاع خون و ارزش، در سقوط قهرمان، و در پایان تلخ اما اجتناب‌ناپذیر.

این فیلم، یک حماسه است – اما نه از جنس پیروزی، بلکه از جنس زیستن در دل شکستی که هر روز تکرار می‌شود.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
March 16, 2022
"فیلم با روایتِ داستانِ روکو و برادرش پیش می‌رود و هر بار به یکی از آن‌ها می‌پردازد. اینکه چرا اسم فیلم “روکو و برادرانش” است و مثلاً ” چیرو و برادرانش” یا “سیمون و برادرانش” نیست، دلیلی بسیار واضح دارد؛ فیلم دربارهٔ روکوست؛ یک انسان معصوم، خوب و فرشته صفت، و چه کسی بهتر از آلن دلون برای این نقش؟ دلون با آن چهرهٔ معصوم، زیبا و سر به زیر، در نقش روکو، یکی از بهترین بازی‌های عمرش را انجام می‌دهد، همچنان که سایر بازیگران هم. روکو مانند یک فرشته، می چرخد و گناه و عذاب و ترسِ اطرافیانش را به جان می خَرَد. او از عشقش، نادیا، می گذرد تا برادرش، سیمون، او را تصاحب کند و در نهایت هم نادیا به دست همین سیمون کشته می‌شود و البته روکو آنقدر خوب است که حتی در این حالت هم، باز قصد ندارد سیمون را به پلیس لو بدهد و جلوی چیرو را هم که می‌خواهد پلیس را خبر کند، می‌گیرد. روکو حتی حاضر می‌شود با آن اندام لاغر و کوچک خودش، برود توی رینگِ مشت زنی و مشت بخورد تا با پول حاصل از قراردادی که با باشگاه بسته، قرض سیمون برادرش را بدهد. روکو جُورِ همه را به دوش می کشد و شاید همین، دلیلی باشد بر بیراهه رفتن سیمون. چیرو در پایان داستان، به کوچکترین برادر خانواده یعنی لوکا، دربارهٔ روکو می گوید که : "روکو زیادی بخشنده بود."
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.