First published in 1986. The present volume is a complete translation of the Sawanih, written by the Persian Sufi master Ahmad Ghazzali with a commentary by the translator. The title of this book, to Sufis, means the inspirations that a mystic experiences on his journey through the world of the Spirit (c?lam-i r?h) or, as it is sometimes called, the world of Pure Spirits (c?lam-i arwah).
Majd al-Dīn Abū al-Fotuḥ Aḥmad Ghazālī was a Persian mystic, writer, and eloquent preacher. He is best known in the history of Sufism for his ideas on love, expressed primarily in the celebrated work entitled Sawāneḥ.
The younger brother of the celebrated theologian, jurist, and Sufi, Abū Ḥāmid Muḥammad al-Ghazālī, Aḥmad Ghazālī was born in a village near Tūs, in Khorasan. Here he was educated primarily in jurisprudence. He turned to Sufism while still young, becoming the pupil first of Abu Bakr Nassaj Tusi (died 1094) and then of Abu Ali Farmadi (died 1084). He was advanced in Sufism by 1095, and his brother Abū Ḥāmid asked him to teach in his place in the Nezamiya of Baghdad and assume responsibility during his planned absence.
Aḥmad Ghazālī’s thought, centered as it was on the idea of love, left a profound mark on the development of Persian mystical literature, especially poetry celebrating love. Many of the topoi (maẓāmīn) used by later poets such as ʿAṭṭār, Saʿdī, ʿIrāqī, and Ḥāfeẓ, to name but a few, can be traced to his works, particularly the Sawāneḥ.
با گزینش و پاورقیهای توضیحیِ گیتا ذاکری از نشر آده خوندم این بار سوانح العشاق رو.
"نهایتِ علم، ساحل عشق است."
اگه همین تک عبارت از این کتاب مونده بود کفایت میکرد که حکم اعجاز بشه بهش اطلاق کرد، ولی معجزهٔ سوانح در اینه که در لحظه به لحظه و دقیقه به دقیقه متن، چنین اعجازهای مکرری داره.
Very emotional utterances originally written in Persian by Ahmad al-Ghazzali based on deep metaphysical ideas. Some say less prolific than his illustrious brother Abu Hamid Al-Ghazzali, but this is the younger Ghazzali's longest and most important work. As in the title of this work, it deals with the metaphysical nature of love, the divine qualities of the Beloved, and the spiritual states and psychology of the lover. I relished it. :)
کتابی با نام سوانح العشاق. کتابی است تا عشق را با زبان بی زبانی و با کلمات محدود موجود تفسیر کند. و مهمتر درد عاشق را نه تنها کم نکرده، بلکه می افزاید از عشق در سطح پایین تا والایش. نویسنده در کتابش می گوید که این کتاب را دردکشیدگان راه عشق خواهند داست و باید سر ذوق بود تا فهمید.
کتاب سوانح به آخر رسید که خواننده را عشق گردد مزید
این کتاب اولین تجربه من در خواندن ادبیات عرفانی-عاشقانه بود. کلمات جالب و جدید در متن برای من فراوان بود، به همین خاطر بسیار به لغت نامه رجوع کردم. درکل فکر کنم خواندن این کتاب به دانش بیشتری از عرفان و اصطلاحات و مفاهیم عرفانی نیاز دارد. چون هیچ توضیحی در پاورقی داده نشده (فقط توضیحات مختصری در داخل متن آورده شده، که فکر کنم از مصحح است) و این توضیحات برای فهم متن (برای من) کافی نبود.
به هر حال با خواندن سوانح ترغیب شدم تا چند اثر دیگر از ادبیات عرفانی-عاشقانه و صوفیه بخوانم. اگر دوستان پیشنهادی در این زمینه دارند (از آثار کلاسیک و همچنین کتابی برای آشنایی اولیه با مفاهیم عرفانی)، ممنون میشم اگر در بخش نظرات اشاره ای بکنند.
پی نوشت: کتابی با عنوان شروح سوانح (شامل پنج شرح بر کتاب سوانح) به کوشش احمد مجاهد توسط انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است. https://www.goodreads.com/book/show/5...
گاه عشق آسمان بود و روح زمين، تا وقت چه اقتضا كند كه چه بارد. گاه عشق تخم بود و روح زمين، تا خود چه روید. گاه گوهر كانی بود و روح كان، تا خود چه گوهر است و چه كان بود. گاه چون آفتاب بود در آسمان روح تا خود چون تابد، گاه شهاب بود در هوای روح تا خود چه سوزد، گاه زین بود بر مركب روح تا كه بر نشیند، گاه لگام بود بر سركشی روح تا خود به كدام جانب گراید، گاه سلاسل قهر كرشمة معشوق بود در بند روح، گاه زهر ناب بود در قهر وقت روح، تا خود كه را گزد و كه را هلاك كند ... یکی دوسال پیش من این پاراگراف رو یه جایی خوندم و با احمد غزالی و کتاب سوانحالعشاق آشنا شدم. نمیدونم چرا اصلا اونموقع پیگیری نکردم و دنبال کتاب نگشتم، شایدم گشتم و پیداش نکردم😅. احمد غزالی عارف قرن پنجم و ششم قمریه. کتاب سوانحالعشاق یا سوانح اثری در مورد عشقه. از عشق، عاشق، معشوق، درد عشق و ... صحبت میکنه. برای من که کتاب بسیار خوشایندی بود. البته که کلمات ناآشنای زیادی داره که باید یه فرهنگ سخن بذارین دم دستتون. پن: خلاقیت اینجانب کلاً ته کشیده و عکسها کمکم شبیه هم میشن😁 ▪️ عشق را اقبالی و ادباری هست، زیادتی و نقصانی و کمالی. و عاشق را در او احوال است. در ابتدا بوَد که منکر بوَد، آنگاه تن در دهد. آنگاه ممکن بودن که متبرّم شود و راهِ انکار دیگر باره رفتن گیرد. این احوال به اشخاص و اوقات بگردد: گاه عشق در زیادت بوَد و عاشق بر او منکر، و گاه او در نقصان بوَد و خداوندش بر نقصان منکر_ که عشق را قلعهٔ عاشق در خویشتنداری میباید گشاد تا رام شود و تن در دهد. ▪️ معشوق با عاشق گفت: بیا، تو من گرد، که اگر من تو گردم آنگاه معشوق درباید و در عاشق بیافزاید و نیاز و دربایست زیادت شود. و چون تو من گردی در معشوق افزاید. همه معشوق بوَد، عاشق نی، همه ناز بوَد، نیاز نی. همه یافت بوَد، دربایست نی. همه توانگری بوَد و درویشی نی. همه چاره بوَد و بیچارگی نی. ▪️ عشقِ عاشق بر معشوق دیگر است و عشقِ معشوق بر عاشق دیگر. عشقِ عاشق حقیقت است و عشقِ معشوق عکسِ تابشِ عشقِ عاشق در آینهٔ او. ▪️ عشق بحقیقت بلاست و انس و راحت در او غریب و عاریت است. زیرا که فراق بتحقیق در عشق دوئی است و وصال بتحقیق یکی است. باقی همه پندارِ وصال است نه حقیقتِ وصال.
"ابتدای عشق چنان بود که عاشق معشوق را از بهر خود خواهد و این کس عاشق خود است به واسطهی معشوق... و کمال عشق چون بتابد کمترینش آن بود که خود را برای او خواهد و در راه رضای او جان باختن داند. عشق حقیقی آن باشد، باقی همه سودا و هوس بازی و علت است ."
Невероятная книга. Концентрация суфийской философии любви к Богу, преподанная как наставления влюбленному. Метафизические и религиозные идеи передаются языком страсти, и это невероятно вдохновляет.
این کتاب از شیخ احمد غزالی است نه امام ابوحامد غزالی. باید این تصحیح شود. نووسینی ئەحمەدی غەزالییە نەک ئیمام ئەبو حامد. کە ڕوخساری زەردمی دی سەوزنیگار گوتی چیدی بە وەسڵم مەبە ئومێدەوار چونکە تۆ ڕەنگی دژی مەت گرتووە تۆ ڕەنگی خەزانت هەیە ئێمەش ڕەنگی بەهار
کمالِ عشق چون بتابد، کمترینش آن بوَد که خود را برای او خواهد و در راهِ رضای او جان دادن بازی داند. عشق آن بوَد. باقی هذیان بوَد و علت. گفتم صنمی شدی که جان را وطنی گفتا که حدیث جان مکن گر شمنی گفتم که به تیغ حجتم چند زنی گفتا تو هنوز عاشق خویشتنی
سوانح از آن دست کتابهاییست که چندین و چند بار خواندنش هم سیرم نمیکند. پیوند درونیام با عرفان به واسطهی نثر احمد غزالی محکم و محکمتر شد و من با هر بار خواندن این کتاب تشنهتر میشوم...
من نسخهی صوتی این کتاب رو از طاقچه گوش دادم. که خوانش کتاب خیلی خوب بود و متناسب با این هوای بهاری زیبا بود. کتاب هم که هنر دست آقای غزالیه، جز تعریف چی کار میشه کرد؟