Jump to ratings and reviews
Rate this book

شاه بی شین

Rate this book

420 pages, Unknown Binding

8 people are currently reading
173 people want to read

About the author

محمدکاظم مزینانی

13 books8 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
37 (22%)
4 stars
54 (32%)
3 stars
46 (27%)
2 stars
16 (9%)
1 star
13 (7%)
Displaying 1 - 30 of 37 reviews
Profile Image for Amirmahna.
173 reviews48 followers
October 14, 2016
بی‌نظیر و عاااالی.. واقعاً یه شاهکار ادبی تمام‌عیار
نویسندۀ لعنتی، بی‌اونکه طرف انقلابی‌ها یا طرف شاه رو بگیره، فقط و فقط، زندگی محمدرضا رو روایت کرده؛ واقعاً بی اینکه حتی توی یک صحنه بخاد از مخالف‌هاش جانبداری کنه
و از این جهت، یک مستند‌نگاری تمام‌عیاره
نثر کتاب عالیه و تشبیهاش بی‌نظیره.. مزینالی نشون داد که شعرا هم می‌تونن نویسنده‌های خوبی باشند؛ اونقدر خوب که شعر و شاعری رو ول کنن و بچسبن به نویسندگی
راوی دوم شخص کتاب هم عالی بود.. اصلاً تو مخیله نمی‌گنجید که بشه یه داستان بلند رو با این راوی نوشت؛ اما واقعاً شاه بی شین نشون داد که میشه
Profile Image for Fereshteh.
250 reviews663 followers
July 4, 2015
داستان زندگی آخرین شاه ایران با روایت دوم شخص مفرد که خود شاه مخاطب واقع شده، موضوع این کتابه.هرچند با دوم شخص مفرد بودن روایت خیلی ارتباط نگرفتم و باهاش راحت نبودم

کتاب روونیه، پیچیدگی و سختی خاصی نداره، شاهکار هم نیست ولی راحت و زود خونده میشه. خیلی اطلاعات جامع و کاملی از تاریخ معاصر در اختیارتون قرار نمیده و اتفاقات مهم خیلی لیست وار و گذری بیان میشن. تمرکز کتاب بیشتر روی اون احساسات و تفکراتیه که احتمالن در درون شاه پس از رخداد های مهمی گذشت مثل مشکلات شخصی خانوادگی ،برخوردش با دکتر مصدق، فرار به ایتالیا به همراه ثریا،تغییر رفتارش بعد از کودتا، واکنشش نسبت به انقلاب و ناباوری از ان چیزی که در جریانه و عاقبت و فلاکتی که گریبانگیرش شده و از این بابت شاید یه حس دلسوزی هم نسبت بهش براتون ایجاد کنه
حدود پنجاه درصد داستان روی زندگی و آوارگی های شاه و فرح بعد از خروج از ایران متمرکزه
Profile Image for حسین دهلوی.
64 reviews18 followers
July 22, 2019
روایتی دوم‌شخص از افول یک حکومت، با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایش.
متنی شاعرانه، سینمایی و تصویرگرا با توصیفات و کلماتی بی‌پروا!
داستان آخرین پادشاه پهلوی که از زبان پسری روایت می‌شود که خانواده‌ای انقلابی دارد؛ روایتی دور از تعصب و منصف.
خواندن این کتاب، بیش از آن چیزی که خیال می‌کردم برایم جذاب بود. وقتی این کتاب را از یک کتاب‌فروش مودب و بزرگوار هدیه گرفتم، با خودم گفتم شاید هیچوقت به سراغش نروم. اما نوع متن آنقدر جذاب بود که به سختی می‌توانستم کتاب را رها کنم...
به‌هرحال لذت‌بخش بود و غم‌انگیز. ممکن است هرکدام ما شاهی باشیم با شوکت که یک‌روز چیزی بیشتر «آه» از ما باقی‌ نماند.
Profile Image for مجید اسطیری.
Author 8 books549 followers
January 22, 2019
یه نوع رمان تاریخی که شاید بیش از اندازه به تاریخ وفادار مونده. اما چون خیلی به شخصیت شاه نزدیک شده یه کم جنبه روانکاوانه هم پیدا کرده. مثلا ترس رو در شخصیت شاه نسبتا خوب نشون داده. و البته حدیث نفس و درددل هایی که شاه با پدرش میکنه کمتر از اون چیزی که باید روی مخاطب تاثیر میذاره . در مجموع میشه رد پای پاییز پدرسالار را توی این کار دید که یکی از ردپاها همین نجوای درونی شاه با پدرش هستش. اونجا شخصیت دیکتاتور با مادرش درددل میکنه

این ها را هم چند سال پیش نوشتم درباره این رمان:

«شاه بی‌شین»، رماني كه حول محور زندگي و سرنوشت محمدرضا پهلوي آخرين شاه ايران می‌گذرد، در نوع خود يك نمونۀ كم‌نظير از روايت مستندگونۀ سرگذشت يك پادشاه است.
اولين ويژگي اين رمان را می‌توان نزديك شدن بسيار زياد آن به زندگي محمدرضا پهلوي دانست. دوربين تيزبين نويسنده پنهان‌ترين كنج‌هاي زندگي شاه را می‌كاود و گاه در كادري بسيار بسته پشت لب عرق كردۀ يك دختر قاجاري را در نوجواني شاه به ما نشان می‌دهد و گاه در كادري بسيار وسيع تانك‌ها و نفربرهاي آواره در خيابان‌هاي تهران را از فراز هلي كوپتر، در آخرين روزهاي قدرت شاه.
روايت مستند شاه بی‌شین باعث شده تا مخاطبي كه براي اولين بار فرصت پيدا كرده است، در يك رمان اين اندازه به زندگي محمدرضا پهلوي نزديك شود، همزمان علاوه بر لذت خواندن رمان، لذت مرور برگ‌هاي مهمي از تاريخ ايران را نيز درك كند.
اين نزديكي به زندگي شاه به نتايجي مثبت در اثر منتج می‌شود كه می‌توان حداقل به سه نكتۀ زير اشاره كرد:
_ نشان دادن تضاد در شخصيت شاه:
يكي از مهم ترين نكاتي كه مخاطب رمان به كشف آن نائل می‌آيد، تضاد و دوگانگي در شخصيت شاه است كه رمان در نشان دادن آن موفق عمل كرده است. مخاطب در می‌يابد كه شاه اگرچه «شاه» است و مظهر قدرت، و زندگي او مملو از صحنه‌هاي نمايش قدرت در برابر مردم، اما وي در باطن خود از يك ضعف شخصيتي رنج می‌برد كه از او آدمي ترسو، دودل، بي تدبير و تسليم در برابر تقدير ساخته است. اين تضاد را می‌توان تضاد «قدرت _ ترس» ناميد كه حتي در سطرهايي از اثر مستقيما به آن اشاره شده است:
«جدا شدن از اين پيرمرد پريشان به مراتب برايت راحت تر است تا آن پادشاه لجوج و يك دندۀ قبلي. به آساني می‌تواني از زير سايه اش بيرون بيايي. با اين حال از آيندۀ بدون او می‌ترسي. از روزهايي كه در انتظار توست وحشت داري...»
يا
«هيچ وقت آن گونه نبودي كه می‌نمودي. در برابر مردمت خدايگان بودي و در خلوت خودت يك آدم معمولي با بهره هوشي متوسط...»
رمان با تصوير كردن اولين فرار شاه از كشور به همراه همسر دومش ثريا، ترس و ناتواني شاه را در اداره كشور و در كشاكش قدرت با مصدق نشان می‌دهد.
همچنين ترجيع بند «آه اي پدر تاجدار!» كه هر از چندي در ميانۀ روايت وارد می‌شود و هر بار يكي از درد دل‌هاي شاه با پدرش را مطرح می‌كند نيز نقش به سزايي در نزديك شدن مخاطب به شخصيت اصلي رمان داشته و تضاد در شخصيت شاه را هرچه بيشتر نمايان می‌كند.
_ نشان دادن اوج فساد دربار پهلوي و شخص شاه:
وقتي قرار است دوربين نويسنده بسيار نزديك به شخص شاه حركت كند و همواره روي همۀ حركات او تمرکز کند، ما خود به خود به خلوت شاه راه می‌يابيم و آن چه در اين خلوت می‌يابيم چيزي جز روابط شنيع با فواحش رنگارنگ نيست. در اين خلوت ما پادشاهي فاسد را می‌يابيم كه با دلالي وزير دربار خود اسدا. . . علم كه چون غلامي خانه زاد در خدمت مطامع شاه است هر روز را با معشوقه اي می‌گذراند.
_ نگاه كردن به انقلاب اسلامي از ديدگاه شاه:
امروز اگرچه نام محمدرضا شاه پهلوي ما را به ياد دوران قبل از «انقلاب اسلامي» می‌اندازد اما نبايد فراموش كرد كه مخاطب ايراني هيچ گاه فرصت اين را نداشته است كه از دريچه ديد شاه مخلوع به انقلاب نگاه كند.
شاه بی‌شین اين فرصت را به مخاطب خود می‌دهد و آن چه مخاطب كشف می‌كند يك ديدگاه خاص است كه شايد در سال‌هاي پس از انقلاب و از زبان رسانه‌ها كمتر با آن برخورد داشته. مخاطب پادشاهي خلع شده و غافل از شرايط را می‌يابد كه هيچ گاه موفق نمی‌شود درك درستي از انقلاب داشته باشد و «نه پاي مردم، كه دست روباه پير و بنگاه سخن پراكني او بي بي سي را پشت شلوغي‌ها می‌بيند و باور دارد كه اين دولت فخيمۀ بريتانياي كبير است كه در حال انتقام گرفتن» از اوست.
او نه مردم كشورش را می‌شناسد و نه به آن‌ها فكر می‌كند. او درك صحيحي از چرايي حركت انقلابي مردم ايران ندارد و همچنين انگيزه‌هاي رهبر انقلاب را نمی‌شناسد.
رمان موفق می‌شود به مخاطب نشان دهد كه شاه حتي پس از فرار از كشور و در فرصتي كه بيماري براي وي فراهم كرده بود تا به گذشتۀ خود فكر كند موفق نمی‌شود پي به اشتباهاتش ببرد و حقايق انقلاب را كشف كند.
به هر روي شاه بی‌شین از آن جا كه رماني بر اساس زندگي يك شخصيت حقيقي تاريخي و البته بسيار ديده شده است، روي طناب نازكي بر فراز يك پرتگاه راه می‌رود. نويسنده ناچار است تعادل اثر خود را به گونه اي حفظ كند كه از هيچ طرف پرتاب نشود. او از يك سو در خطر سقوط به ورطۀ «زندگي نامه نويسي» است. و از سوي ديگر در خطر سقوط به ورطۀ «خيال پردازي كاذب» دربارۀ شخصيتي كه تاريخ او را به خوبي می‌شناسد.
به نظر می‌رسد نويسنده موفق شده است به سلامت از روي اين طناب بگذرد و رمانش را به سر انجام به رساند و حتي در اين راه به گونۀ جديدي از انواع ادبي نزديك شود كه می‌توان آن را «رمان – زندگينامه» ناميد.
تنها نكتۀ باقي مانده اين است كه نوع پيشرفت روايت و پيش آمد حوادث جديد در اثر با تعليق بسيار كمي همراه است. مخاطب در حين مطالعه اثر با سوال‌هاي بي‌پاسخ درمورد چگونگي وقايع كه او را به دنبال كردن رمان ترغيب كند برخورد نمی‌كند. اين مسئله باعث شده است تا اثر به سمت زندگينامه برود. علت كمرنگ بودن تعليق در سير روايت را می‌توان در كم بودن حجم اثر در برابر حوادث و رخدادهاي زندگي شخصيت اول دانست. چرا كه اگر نويسنده به همه حوادث داستان با ديدگاه ايجاد تعليق می‌پرداخت، مطمئنا حجم اثر بيش از اين‌ها مي‌شد. اين گونه است كه مخاطب در حين مطالعه اثر كمتر اين سوال را از خود می‌پرسد كه «بعد چه می‌شود؟».
و در پايان بايد به نثر وزين و دلنشين رمان اشاره كنيم كه يكي از نقاط قوت اثر محسوب می‌شود. نثري كه از واژه‌هاي اصيل و بومي بهره گرفته و گاه حتي از لحاظ موسيقايي به نثر مسجع تنه می‌زند:
تصوير پادشاهي لاغر و بيمار، گروگان‌هاي نگران و بي‌آزار و گروگان‌گيرهايي جوان و تب‌دار!
Profile Image for محمد شفیعی.
Author 3 books114 followers
February 23, 2021
حدس میزنم، نویسنده قصد داشته شاه رو ضعیف، مذبذب، متزلزل، دارای شخصیتی شکل نگرفته، درون نگر و ترسو معرفی کند، در همه ی اینها و حتی بالاتر از اینها هم موفق بوده، ولی با چنان افراطی این کارو کرده که شاه رو یه شخصیت ترحم پذیر نشون داده که تقصیر کار هیچ اشتباه و بدی ای نیست! خوب این نقض غرض هستش دیگه
در کل از نظر رمان نویسی خوب بود و اون ستاره ها رو فقط به همون دلیل دادم، ولی موضوع و داستان...
Profile Image for Majid golestaneh.
57 reviews39 followers
February 6, 2015
چه کتاب رمان تاریخی صمیمی و خوبی بود
تا این اندازه به شاه پهلوی نزدیک نشد�� بودم
و چرخیدن فلک رو دیدم که حتی خود او هم دید
روایت کتاب خیلی جذاب بود و منو تحت تاثیر قرار داد .
Profile Image for Negar abaszade.
13 reviews1 follower
December 31, 2020
چندین نقد در مورد این کتاب خونده بودم با این مضمون کلی که نویسنده از جنایات محمدرضا پهلوی در کتابش چیزی ننوشته ولی من اصلا چنین چیزی از کتاب برداشت نکردم. اتفاقا برعکس به نظرم خیلی منصفانه به همه زوایای زندگی آخرین پادشاه ایران پرداخته.
برای من طلایی‌ترین قسمت کتاب چند جمله از صفحات پایانی بود. به نظرم لزومی نداره نویسنده حتما فهرست‌وار از جنایات شاه بنویسه، به جاش می‌تونه از طلوع و غروب‌های دیده نشده،بوسه‌های تلف شده و عشق‌های اتفاق نیفتاده بنویسه.


"واقعا به پایان رسیده‌ای اما چشم‌هایت هم‌چنان باز است؛ برخلاف دوران پادشاهی‌ات. و این یعنی پایان همه چیز؛ از جمله، پایان یک عمر پادشاهی؛ سال‌ها خود را بر فراز ابر‌ها دیدن، سی و هفت سال پادشاهی کردن به بهای زندگی دیگران؛ بدون آن‌که کوچکترین شباهتی به مرگ داشته باشی. اما حالا آن‌قدر مرده‌ای که گویی هزاران سال از مرگت می‌گذرد. در حالی‌که جاودانه به نظر می‌رسیدی. چه عمرها که به خاطر دراز شدن طول عمر تو کوتاه شده ! هیچ می‌دانی که چند هزار سال عمر به دیگران بدهکاری؟ چند طلوع و غروب به خاطر تو نادیده مانده؟ چه مقدار بوسه تلف شده، چقدر خنده بر لب نیامده، چند عشق اتفاق نیفتاده؟ "
Profile Image for Mrm. Gh.
126 reviews23 followers
May 24, 2013
+ روایتی از زندگی محمدرضا شاه پهلوی. داستان از آخر شروع می شود. همان جایی که سرطان امان محمدرضاشاه را بریده و زیر دست جراحانی که با هم سر جنگ دارند دراز کشیده است. زاویه ی دید انتخابی، داستان را جذاب تر کرده است. زاویه ی دید «تو» است یعنی شاه و خواننده خیلی خوب خودش را جای شاه قرار می دهد. به همین دلیل برخلاف دیگر کتابهای تاریخی که روایت شاهان را می نویسند و مدام به لعن و نفرینت وا می دارند بیشتر دلت برای شاه مفلوک مخلوع بی همه چیز می سوزد!
قسمت هایی از کتاب آنجا که فرح وارد داستان می شود این «تو» تبدیل به فرح می شود و جاهایی هم خودت را جای پسری روستایی می گذاری که پدری کارگر دارد که روزی روی داربست به کارگری دیگر گفته است: «شاه نوکر آمریکایی هاست، وگرنه الآن من روی این چوب بست نبودم و تو هم مجبور نبودی برای من آجر بالا بیندازی.» و همین جمله چه ماجراها که در پی ندارد.
نقطه ی مثبت دیگر کتاب اسم بامسمای آن است؛ «شاه بی شین» عنوانی که در حین خواندن کتاب خیلی از اطرافیانم را جذب کرد.
در این کتاب فرح غیر از تجملاتی و ولخرج بودن هیچ عیب دیگری ندارد و به عنوان شخصیتی وفادار، دلسوز برای ملت و مردم و حتی نسبت به خانواده سلطنتی بسیار متفکر نشان داده شده است!
رفتار انقلابی های کتاب که کاخ سعدآباد را گرفته اند و در معرض دید مردم قرار داده اند با پدر کارگر و همان پسر جای تأمل دارد.
Profile Image for آیت معروفی.
56 reviews7 followers
February 1, 2016
گذاشته بودم بعد از تور مطالعاتی-شنیداری تاریخ معاصرم برایش چیزی بنویسم.
از اول تصمیم این بود که شاه بی‌شین را که خواندم، تو در قاهره خواهی مرد را دست بگیرم و هم‌زمان با این‌کارها داستان انقلاب بی‌بی‌سی را گوش بدهم که مربوط به همین مقطع می‌شود.
در کل تور خوبی بود. یعنی ته‌نشین چیزی که مانده خوب است. شاه بی‌شین خب از تو در قاهره خواهی ماند بهتر بود. در این شکی ندارم. منتها اشکالات زیادی هم داشت. یادم می‌آید حین خواندن شاه بی‌شین هرچه خدا خدا می‌کردم چیز جدیدی، تصویر خاصی دستم بدهد ناامیدتر جلو می‌رفتم. اما تو در قاهره خواهی مرد تا دل‌تان بخواهد اینفورمیشن جدید داشت که خب راستش حالم ازشان بهم خورد. از بس معلوم نبود باید برای چی بدانمش. شخصیت‌ها در شاه بی‌شین با حداقل پرداخت جلوی روی مخاطب گذاشته شده اند. مصدق و هویدا و از همه مضحک‌تر و بدون شخصیت‌تر غلام خانه‌زاد. کسی که برای توصیف مصدق از عبارت مستعمل و کهنه‌ی پیرمرد پیژامه پوش استفاده کند و فقط هم از همین عبارت استفاده کند دارد با مخاطبش شوخی می‌کند گمانم!
زبان شاه بی‌شین به اقتضای شاعریِ نویسنده اش زبان پت و پهن و وسیع‌تری به لحاظ صرف و نحو بود. هم دایره‌ی واژگانش هم ترکیب بندی و پر توان بودنش در بیان پشت سر هم حوادث که انگار در این زاویه دید (دوم شخص مفرد) که هر دو کتاب انتخابش کرده بودند لاجرم نیاز هم می‌شد. تو در قاهره خواهی مرد این ضرورت را با عجیب‌ترین پاسخ رفع کرده بود. تکرار! شاعری برای مزینانی دردسر‌هایی هم درست کرده بود. مکرر در کتاب پاراگراف‌هایی بود که صنعت قافیه‌سازی در شعر ردپایی تویش باقی گذاشته بودند. یکی از بی‌مزه‌ترین‌هایش توصیف میز غذای جشن‌های 2500 ساله بود که نوشته بود نوشابه‌های گازدار و رازدار!
چیز عجیب دیگری توی شاه بی‌شین نظرم را جلب کرد و آن هم بی ربطی راوی‌ها به قصه بود آن‌هم وقتی کتاب حتما مدعیان مذهبی‌ای خواهد داشت که از کم پرداختن به امام و انقلاب گله‌مند باشند. اگر درست خاطرم مانده باشد. بخشی از روایت ایرانیک شده و مربوط به توصیف روزهای آخر زندگی شاه می‌شد. بخشی از روایت با آغاز همیشگیِ آه! ای پدر تاجدار شروع می‌شد که از زبان شاه بود خطاب به پدرش. کوتاه بود نچسب؛ در اغلب موارد. بخش اعظم روایت هم مخاطِبه‌ی نویسنده‌ی کتاب بود با شاه. دو چیز عجیبی که این وسط عاطل و باطل برای خودشان وجود داشتند مخاطبه‌ی نوسنده بودند با شهبانو و ذکر خاطرات خود نویسنده. این ملقمه خب حتما خواننده‌ها را بور می‌کند که بگویند توی این شلم شوربا انقلابی‌ها هیچ سهمی از روایت ندارند؟
نقطه قوت کتاب همان بخش خاطرات خود نویسنده بود. البته کتاب هرچه به انتهای خودش نزدیک می‌شد بهتر پیش می‌رفت. انگار چون مخاطب از شاه بعد از فرار کمتر می‌دانست از روایت مزینانی راضی‌تر بود. کمی هم همدلی بیشتری پیش می‌آورد. شاید اقتضای تنهایی و رفتار توهین‌آمیز امریکا و بقیه‌ی دوستان شاه در اواخر عمرش بود.
Profile Image for hadi.
14 reviews3 followers
April 13, 2018
آه پدر تاجدار! شاهان مومیایی شده مصر از چندین هزار سال پیش در این اهرام باشکوه به خواب ابدی فرو رفته اند اما من و شما در مملکت خودمان جایی نداریم حتی به اندازه یک قبر!
Profile Image for saeed Tehrani pooya.
160 reviews14 followers
March 13, 2018
بسم الله الرحمن الرحیم

نوار مخصوص پارچه تمام شده!
باورکردنی نبود. ساعتی نگذشته بود که یک هواپیمای نیروی هوایی به فرانسه رفت و با نوار پارچه ای به کشور بازگشت. چشمهایت از تعجب به شکل گلوله ای نوار پارچه درامده بود. به مادرت که خودش خیاطی ماهر بود، نگاه کردی و خل وار پرسیدی:«اما این نوارکه در بازار تهران هم...!»
مادرت، همان انگشتی که بارها با سوزن خیاطی سوراخ شده بود، زیر بینی گذاشت و گفت:«هیس!» .

کتاب شاه بی شین به روایتی خلاصه و بی طرفانه به زندگانی کوتاه مدت شاه خائن و خوشگذرانی ها، فساد ها و اقدامات وی می پردازد. که به نظرم بی طرفی را هم رعایت نکرده و شاه را بسیار مظلوم تر از خودش نشان داده است. و به بسیاری از جنایات و دستوراتی که برای قتل عام ملت و جوانان و شکنجه ها صادر کرده بود کوچکترین اشاره ای نکرده بود...
هرچند که با بسیاری از مطالبی که نمیدانستم آشنایم کرد ولی مطالعه اش را به کسی پیشنهاد نمی کنم و به نظرم از بسیاری از خطوط و مرزهای حیا عبور کرده است. و از آن دسته از اقداماتیست که هدفش وسیله اش را توجیه کرده، هرچند که به آن هدف هم خیلی نائل نیامده است. در کل امتیاز خیلی کمی می گیرد!

Profile Image for Mohammad.
138 reviews15 followers
September 18, 2021
ایده ی اصلی کتاب بیان زندگی، رخدادها و اتفاقات زندگی محمدرضاشاه از دریچه ی نگاه و زاویه ی دید شخص خود شاه است و کلا داستان تو اون کانال جلو میره و لذا کمی روانکاوانه با تم درونی گویی های و احوالات و حدیث نفس خود شاه است. و چون نویسنده تا حد خوبی خواسته بی طرفی کنه و شعار نده و تحلیل نکنه و از طرفی چون واگویه های شخصی شاه رو به تصویر کشیده بالتبع نقاط منفیش رو کمتر به زبون میاره... از طرفی چون کلا روایت یک افوله شدید از تخت شاهی به دربه دری و از این کشور به اون کشور رفتنه یه جورایی در خواننده حس ترحم پذیری و دلسوزی نسبت به شخصیت شاه شکل میگیره که خطاها و خیانت ها ی این شخصیت رو میپوشنه.

زبان نوشتار روان و ساده نیست و وزین و ادبیه. ترکیب ها اغلب قشنگ است و گاهی ثقیل و یُغور.... بعضی جاها هم خیلی توصیفات رو پر و بال داده و طولانی و خسته کرده کار رو که کمیش هم بخاطر فونت کوچک کتاب هست. ترکیبات ادبی و بدیع زیاد داره ولی تعلیق و شگفتی توش زیاد نیست. نقطه ی قوت کتاب روایت به سبک دوم شخص است و بنظرم این نقطه قوت کتابه و کار رو درآورده. پیشنهاد میکنم اگر کسی خواست بخونه اول من محمدرضا ۲۲ سال دارم رو بخونه بعد اینو. و حتما قبل از خوندن کمی با تاریخ آشنایی داشته باشه مثلا تو کتاب کلی از علم و هویدا میگه ولی اصلا اسمشون رو نمیاره و کسی که تاریخ خونده میفهمه که الان منظورش علمه...
کلا امتیاز من چون تاریخ دوست دارم ۴ است و اگر تاریخ دوست نمیداشتم ۳ بود.
Profile Image for Ayda .
100 reviews14 followers
January 13, 2025
این کتاب سال‌ها پیش خوندم و احتمالا دوباره برم برای بازخوانی‌اش..‌. کتابیه که نسبتا بی‌طرفه ( جز یکی دو نکته که همون موقع هم احساس میکردم برای رد شدن از ارشاد، اضافه کرده) و راوی دوم شخص که خیلی روایت رو خاص کرده؛ در نهایت هنوز بعد چندسال، برام کتای ارزشمندیه.
Profile Image for Reza Mohammadpour.
26 reviews4 followers
April 20, 2015
شروع کتاب از نقطه جالبی بود. شخصیتها و زمان و مکان به زیبایی توصیف شده بودند. کتاب نرم و روا�� پیش می رفت و مرا با اشتیاق با خود همراه نموده بود. البته احساس کردم کمی مطالب اضافی بیان شده بودند.
نکته ای که خیلی در کتاب مرا اذیت نمود، تحقیر و گاهی ادبیات نا مناسبی بود که در کتاب موج می زد. این شیوه را اصلا نمی پسندم. هر فردی ممکن است بیمار شود و یا شکست بخورد اما نباید به شخصیت او توهین شود.
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
558 reviews41 followers
January 13, 2016
آنقدر خوب نوشته شده بود که آخرهای کتاب حس کودکانه‌ام برای شاه دلسوزی می‌کرد و دوست داشت نمیرد این موجود حقیر. خیلی خوب نوشته شده است. تفاوت یک رمان با یک کتاب تاریخی رعایت شده ولی از جزئیات تاریخی چشم‌پوشی نشده.

Profile Image for Sara Pahlevani.
157 reviews33 followers
August 4, 2020
یک روایت داستانی ِحوصله سر نبر(!) از محمدرضا شاه. به نظرم خیلی بی طرفانه نوشته شده و همین کتاب را زیبا کرده.
Profile Image for سیده زهرا.
141 reviews26 followers
March 14, 2023
اثر واقعا بی طرفانه‌ای بود. یعنی انگار که سرگذشت یک آدم رندوم از یک جای رندوم دنیا نوشته شده.
دلسوزی آدم رو برمی‌انگیخت بیشتر برای شاه.
همچین نحوه نوشتاری که مخاطب قرار دادن شخصیت اصلی بود برای نوشتن داستان، جالب بود برام تجربه‌ش.
Profile Image for Araye Golamalian.
4 reviews2 followers
April 16, 2025
کتابی که در عین تاریخی بودن اصلا تاریخی نیست!
ترکیبی از خیالات نویسنده و تاریخ!
محمد کاظم مزینانی موقع نوشتن این کتاب به سوالاتی فکر میکرده :
_ محمد رضا شاه در سنین نوجوانی ،مثل هر تازه بالغ دیگری، چگونه با دیدن خوبرویان دل میداد و دلش میرفت و دل به دل میشد!؟
_ و یا آن شاه در خلوت و تنهایی اش که بود؟چه شخصیتی داشت؟
نویسنده با قلمی روان خیالات و تصورات خود را در خلوت شاه می‌بَرَد .
شاهی که همیشه از پشت ویترین دیده میشد، و از فاصله‌ای دور مردم شاهد آن مرد بودند ، اینبار درمیان ما آمده است . خلوت دلش را پیش خواننده باز میکند و خودش را به تو عرضه میدارد. درباره ی نگرانی هایش میگوید، درباره آن دختر سوئیسی، آن حس ترس و...
این کتاب قابلیت استناد تاریخی ندارد . فقط میشود سیر کلی زندگی محمدرضا شاه را در آن دید .
نویسنده نیز - از حق نگذریم! - تا حدودی بی‌طرف دست به قلم شده و سعی‌ای در سیاه‌ و سفید نمایی نداشته.
جذاب ترین بخش داستان برای من اشنایی شاه با فرح بود . و اواخر کتاب ، ناگیراییِ بخش‌هایی به تند خوانی وادارم کرد !
در مجموع رمانیست لذت بخش و متفاوت. این گیرایی مدیون نگاه نو و کم‌نظیر نویسنده‌ست.
امیداروم از خوندن کتاب لذت ببرید!
Profile Image for آزاده جهان احمدی.
33 reviews10 followers
January 18, 2022
این یادداشت در مجله الکترونیکی واو منتشر شده
رمان «شاه بی‌شین» اثری است که محمدکاظم مزینانی آن را بر اساس زندگی محمدرضا شاه پهلوی به رشته تحریر در آورده است. داستان این کتاب از بیماری شاه آغاز می‌شود و سپس با نگاهی به گذشته از کودکی تا لحظه مرگ محمدرضا پهلوی را روایت می‌کند آن هم روایت دوم شخص، همچنین نوع نگاه شاه به زن، جامعه، دنیا، اطرافیان و حتی روابطش با اشیا و حیوانات در این رمان به خوبی به تصویر کشیده شده‌اند. «شاه بی‌شین» در واقع روایتگر لحظات آخر زندگی مردی است که در نظر همگان از همه مواهب زندگی مادی برخوردار بوده، اما وقتی با مرگ تنها می‌شود در می‌یابیم که این همه مقام و موقعیت‌های ظاهری دردی از او دوا نمی‌کند و یکه و تنها در غربت جان می‌سپارد و دور از وطن آبا و اجدادی‌اش در گوشه‌ای از جهان به دور از هیاهو و در سکوتی همیشگی به ابدیت می پیوندد.

زاویه دید دوم شخص که مزینانی برای روایتش برگزیده هر چندکه خیلی مورد استقبال نویسندگان نیست اما برای داستان‌نویس امکاناتی را فراهم می‌سازد تا به سوژه‌اش بسیار نزدیک شود و از زاویه‌ای فوق نزدیک به او نگاه و از او روایت کند. نگاهی فارغ از قضاوت‌ها و داده‌های رسمی تاریخ. روایت دوم شخص بر خلاف انواع راوی اول و سوم شخص کمتر شناخته شده و کمتر به کار رفته است. این شیوه پیچیدگی‌ها و در همان حال کارکردها و قابلیت‌هایی دارد که اگر به درستی شناخته و به کار گرفته شود امکان تازه‌ای را برای خلق فضاهای بدیع و مفاهیم متفاوت در اختیار نویسنده قرار می‌دهد.کارکردهای ویژه این زاویه دید به سه عامل مهم وابسته است: بهره‌گیری از عنصر خطاب، بهره بردن از ضمیر دوم شخص و به کارگیری عنصر گفت‌وگو.

کاربرد عنصر خطاب و ضمیر دوم شخص بخش مهمی از امکان‌های معنایی متفاوت این نوع روایت را رقم زده است. لغزندگی ارجاعی ضمیر دوم شخص سبب شده تا این شیوه، با معیارهای پسامدرنی هم‌سو و هم‌راستا شود. یکی از دلایل قدرتمندی روایت دوم شخص بهره بردن از شیوه گفت‌وگو است که سبب می‌شود این روایت با ژرفای احساسی افراد پیوند یابد. زیرا به کمک این شیوه تنها راوی بیانگر صرف روایت نیست بلکه مخاطب‌ـ‌سوژه می‌تواند در حوزه بیان دخالت کند.

این شیوه روایت امکان‌های زیادی برای نفوذ به درونی‌ترین بخش‌های ذهن و روان شخصیت‌ها فراهم می‌آورد زیرا در این شیوه راوی ممکن است بخشی از ذهن یا آگاهی شخصیت باشد که با او سخن می‌گوید؛ و یا حتی حافظه یا وجدان او باشد که همه چیز را به یاد دارد و آنها را به سوژه اصلی یادآوری می‌کند. گویی شخصیت سوژه شکاف خورده و از وجود او صدای دیگری متولد شده است که در راوی نمود می‌یابد. این صدای دیگر «صدای کوچک درونی» نامیده می‌شود. این بزرگترین امکانی است که روایت دوم شخص در اختیار دارد و به کمک آن می‌تواند به درونی‌ترین زوایای ذهن و روح انسان‌ها قدم بگذارد. آن چنان که در «شاه بی‌شین» می‌بینیم که سوژه اصلی یعنی شاه و فرح با یک صدای دیگر، خودشان را استنطاق می‌کنند با خودشان حرف می‌زنند، خاطراتشان را جستجو می‌کنند و به دنبال بخش‌های گم‌شده زندگی خود می‌گردند.

در نقدی که آقای احمد شاکری به این رمان داشت این موضوع را از نقاط ضعف کتاب دانسته و زبان به مذمت آن گشوده است که چرا از مردم انقلابی در این کتاب اثری نیست. این رمانِ شاه است تا رمانِ انقلاب.

من با این نقد و نظر کاملا مخالفم. اولا بیش از چهل سال است که دوستان فرصت و امکانات داشتند تا انسان و مردم انقلابی را روایت کنند و داستان‌هایشان را بنویسند.

اما به مخاطب هم این حق را بدهید که بخواهد حرف‌های آن سمت واقعه را هم بداند و بشنود. «شاه بی‌شین» یک فرصت نصفه و نیمه در این‌باره است که به مخاطب این امکان را می‌دهد تا یک راوی را که خیلی هم اهل قضاوت نیست نزدیک محمدرضا و فرح ببیند و مونولوگ‌وار و خطاب به آنها از خاطرات، از اقدامات و تصمیمات غلط و درست‌شان بخواند. و همه اینها هم با خوشبینی تمام نسبت به مخاطب بیان شده که آیا اصلا او به ما و روایت‌مان اعتماد دارد؟ پس این ایراد به زاویه دید دوم شخص این رمان وارد نیست.

روایت رمان«شاه بی‌شین» به شکل خطی نیست و بارها در طول روایت شکست خطی حوادث داستان اتفاق می‌افتد. یعنی بعضی مواقع تسلسل زمانی رعایت نمی‌شود، بلکه گذشته، حال و آینده در هم می‌آمیزد و قهرمان از روی تخت فلزی بیمارستان به مرور خاطرات گذشته می‌پردازد و راوی از شیوه جادویی دوم شخص به بازگویی سه زمان می پردازد. زمان‌هایی که در این رمان استفاده شده‌اند، زمان اسطوره‌ای، زمان روانی و جریان سیال ذهن است.

زمان روانی یا زمان حسی بر اساس این حقیقت پایه‌گذاری شده است که گذشت زمان در درون موضوع مورد نظر به اعتبار شرایطی که بیرون از آن وجود دارد، یعنی در ارتباط با خوشی و یا ناخوشی لحظات موجود در آن ریتمی متفاوت خواهد داشت. در این داستان، شادی‌ها و خوشی‌های دوران گذشته خیلی سریع اتفاق افتاده و زود سپری شده است. در زمان حال حوادث داستان یعنی بیماری‌هایی که شاه به آن مبتلا گشته و نابسامانی اوضاع کشور سیر کُند و آرامی را طی می‌کند و اندوه و نگرانی ساعاتی طولانی را بر ما تحمیل می‌کند. این گونه زمان به شیوه‌های مختلفی چون نوستالژی، بازگشت به کودکی و غم غربت در این رمان نمود پیدا کرده است. نوستالژی در زبان فارسی به غم غربت، حسرت، دل تنگی نسبت به گذشته، احساس حسرت و دلتنگی برای وطن، خانواده، دوران خوش کودکی، اوضاع خوش سیاسی و اقتصادی در گذشته ترجمه شده است. در جای‌جای این رمان، نوستالژی دیده می‌شود و مدام محمدرضا به یاد گذشته می‌افتد و حسرت چیزهای از دست رفته را می‌خورد که چیزی جز آه و حسرت برایش باقی نمانده است. شاه، روی تخت فلزی بیمارستان العمادی دور از وطن و در غربت به یاد دوران خوش گذشته، شادی‌ها، تفریحات، اقتدار و قدرتی که داشته است و اکنون دور از وطن و در چنگال مرگ دست و پنجه نرم می‌کند، می‌افتد. با این کار یعنی بازگشت به گذشته، سعی می‌کند که خطی بر زمان حال و مشکلاتی که دامن گیرش شده بکشد؛ و این محیط و اوضاع را فضایی بسته و محدود برای خود می‌داند و انگار که در قفسی اسیر شده است و نمی‌تواند کاری انجام بدهد: «اکنون فارغ از زمان حال، در گذشته سیر می‌کنی؟ واکنش غریزی از آدمیزاد در زمان مفارقت روح از بدن. همانند رفتار فیل ها در دم مرگ که در کنج تنهایی آنقدر خاطرات خویش را احضار می‌کنند تا به احتضار بیفتند». (ص: ۱۹۸)

مزینانی در جایی دیگر از رمان، از زمان اسطوره‌ای یا دایره‌وار استفاده کرده است. زمانی چرخه‌ای که مثل دایره به دور خود می‌چرخد. تکرار در این داستان، ما را به سفری د��یره‌ای وارد می کند، به طوری که در آن آغاز و پایان به هم متصل می‌گردد؛ و این تکرار و حرکت دوری باعث شکل‌گیری زمان اسطوره‌ای می‌گردد. گر چه این زمان در حال پیش رفتن است اما به صورت دایره‌ای به دور خود می‌چرخد. در رمان «شاه بی‌شین»، نیز زمانی که محمدرضا به زمان حال، گذشته و آینده برمی‌گردد با عبارتی تکراری باز به نقطه صفر زمان بر می‌گردد و گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است، در تمام داستان، بعد از هر قسمتی، شاه از ترجیع بند «آها ای پدر تاجدار» استفاده می‌کند و با این حرف به نقطه صفر زمان می‌رسد.
در زمان اسطوره‌ای گذشته، حال و آینده از یکدیگر متمایز نمی‌ماند؛ زیرا آگاهی اسطوره‌ای به این متمایل است که فرق میان مراحل زمان را از میان ببرد و آنها را یک کاسه کند. زمانی که جشن‌های دو هزار و پانصد ساله در شیراز برگزار می‌شود. نویسنده با آمیختن دوره‌های مختلف زمانی حکومت‌های ایرانی، تمایز میان زمان‌ها را به هم می‌ریزد و آنها را یکی می‌کند.
و اما جریان سیال ذهن، تکنیکی است در روایت رمان و داستان کوتاه که در جریان آن نویسنده، تمام احساس‌ها، تفکرات و تداعی‌هایی را که در ذهن شخصیت داستانی شکل می‌گیرد، بدون تصویر با توضیح و تحلیل روی کاغذ می‌آورد. برای این نوع از روایت، معمولا از تکنیک درونی استفاده می‌شود که معمولا طولانی است. در جریان سیال ذهن، سوژه داستان بدون دخالت راوی (در مواردی با حضور راوی) درباره زندگی درونی، تجربه‌ها، احساسات و عواطف خود فکر می‌کند. این شیوه در داستان‌نویسی می تواند در یک یا چند صحنه از رمان انجام بگیرد، هرچند این گونه گفتار عمدتا از زاویه دید اول شخص (راوی) بیان می‌شود ولی در مواردی می توان از زاویه دید سوم شخص (او- راوی) فرصت بروز بیابد.
مزینانی در این داستان از شیوه تک‌گویی درونی استفاده کرده است و در جای جای رمان، ما شاهد آن هستیم، افکار محمدرضا، بر محور خاطره‌هایی می‌گذرد که باعث می‌شود تک‌گویی او بعضی از حوادث گذشته را که با زمان حال تداعی می‌شود را مرور کند. در این جا به یک مورد اشاره می‌کنیم زمانی که جشن‌های دو هزار و پانصدساله برگزار می شود ناگهان، پادشاه حبشه خودش را خیس می کند و زمانی که محمدرضا مریض می‌شود به یاد آن روز می‌افتد و با خود به واگویه می پردازد.
Profile Image for pardis aghaei.
139 reviews22 followers
August 12, 2018
نميتونم به اين كتاب پنج ستاره ندم!نميتونم هم به خاطر نكات منفى اى كه خواهم گفت بهش پنج بدم:|
قلم مزينانى خيييلى جذاب بود!جمله سازى ها و ارتباط دادن وقايع به هم به سادگى و در عين حال با لطافت طبع يك شاعر كتاب رو بسيار گيرا كرده بود؛چرا ميگم شاعر؟چون خيلى جاها از نوعى نثر مسجع استفاده كرده بود،مثلا جايى كه داره درباره قصد حكومت در به دار آويختن شاه در استاديوم آزادى(تصورش هم وحشتناكه!!)صحبت ميكنه،ميگه:
"ريزش ادرار از پاچه شلوار بر فراز دار...تف بر اين دنياى بى اعتبار"
كمى شبيه ديالوگ هاى سريالهاى حسن فتحيه😅
اين كتاب قابليت تبديل شدن به فيلمنامه رو داره و روايتش كه دوم شخص مفرد بود،خوب از كار دراومده.بنظر ميرسه نويسنده از اطلاعات تاريخى خودش در كنار خاطرات شاه و شهبانو و اسدالله علم استفاده كرده و طورى وقايع رو به قلم دراورده كه فكر ميكنى خودش هم اونجا بوده

نكات منفى:
توى اين روزهاى تلخ و سياهى كه گريبان هريك از مارو به نحوى گرفته،خوندن اين كتاب غم دوچندانى بهم داد،اينكه چى بوديم و چى شديم،شاه مملكتمون رو كه داشت مارو به كجا ميرسوند و يك تنه جلوى امريكا و انگليس ايستاد و از حق نفت و مايحتاج مردمش دفاع كرد،چطورى فرارى داديم،و در نهايت صدها سال از نظر اقتصادى و اجتماعى و همه جهت افت كرديم و به هيچچچى نرسيديم....
از اين به بعد رفتن به كاخ نياوران بيش از پيش آزارم ميده:(

نكته ديگه اينكه جناب مزينانى!هرچى كه شاه و خانواده اش بردن نوش جونشون!اينهمه اينجا زحمت كشيدن و آخر كار به خاطر اجبارى نبودن حجاب و اين مسخره بازى ها مردم بيرونش كردن واسه يك دجال به تمام معنا!بايد هم هرچى كه حقش بود برميداشت و ميرفت تا ماهارو متوجه حماقتمون بكنه

و كاش غير از روابط شخصى و منحصر به اتاق خواب شاه،به مسايل ملى و مربوط به حكومت و اداره دولت ميپرداختيد!هيچ نكته منفى ديگه اى پيدا نكرديد كه گير داديد به همين چند روايتى كه وثوقشون مشخص نيست؟!البته شما هم دست پرورده همين دولتيد و كارتون فقط افترا و توهينه!يك خط در ميون درباره مسايل جنسى صحبت كرده بوديد و اين انحطاط ذهن شمارو نشون ميده
Profile Image for Masood.
157 reviews9 followers
September 18, 2021
به نظر من که رفته تو پاچه نشر سوره.
قشنگ یه مظلوم نمایی کامل بود با وجود به تصویر کشیدن تمام فسق و فجور ها.
تازه اونها رو هم با توصیفاتی زیبا تبدیل به عشق و احساسات کرده بود.

خلاصه به نظر من این رو هر انتشاراتی غیر از نشر سوره میفرستاد ارشاد به نظرم در جا ممنوع الچاپ می شد.

حالا که فکر می کنم که کتاب بیخودی بود. به خصوص به یک دلیل شخصی که تاریخ خوشم نمی آید. آن هم بخش تکراری تاریخ که بارها به گوشمان خورده.
Profile Image for Bahar.t.
92 reviews17 followers
March 18, 2020
خیلی کتاب جالبی بود..بدون جبهه گیری زندگینامه محمدرضا شاه را روایت کرده بود.روایتی که هم پر از نکات ضعف و اشتباهات شاه و پدرش بود و هم نکات قوی و کارهای مفیدی که کردند...به نظرم یک کتاب بی طرفانه درباره زندگی محمدرضا پهلوی است
Profile Image for Mahmoud.
79 reviews4 followers
March 14, 2013
تا حالا از دید شاه به دنیا و اطراف نگاه نکرده بودم.از اینکه خوندن این رمان تموم شد ناراحتم.حس و حال غریبی دست داد.
Profile Image for EmJiHash.
79 reviews7 followers
April 18, 2019
عالی نبود.
خوب بود.
جاهایی رسمن هیجان داشتم، اما بارها حوصله‌م سر رفت.
Profile Image for Jahangir Sharghi.
15 reviews2 followers
October 19, 2018
رمانی ست بسیار روان و به دور از پیچیدگی‌های زائد و آزاردهنده. از آن قِسم رمان‌ها که می‌توان آن را یک‌نفس تا انتها خواند و لذت برد.
کتاب در واقع شرحی ست دارای بیانی ساده، از زبانِ محمدرضا پهلوی، از شرح ماوقعِ حکومت خود و پدرش.
در مجموع می‌توان گفت رُمانی ست که ارزش افزوده‌ی زیادی به خواننده منتقل می‌کند.
می‌توان کتاب را، "پهلوی از دیدگاهِ سریعِ محمدرضا" هم نامید!
بزرگ‌ترین ایراد به رمان؛ لحنِ روایت بسیار سریع و بسیار موجز نوشته شدنش است. به عنوان مثال؛ ماجرای ملی شدن صنعت نفت، خیلی کم توضیح داده شده، به طوری که اصلاً نمی‌شود دیدگاه و احساس محمدرضای پهلوی نسبت به آن را فهمید.
اما در کل؛ از آن رمان‌ها ست که قطعاً و حتماً ارزش خواندن دارد.
Profile Image for Parastoo.
57 reviews4 followers
July 11, 2019
در تمام طول کتاب با توجه به موضوع حساس آن با گاردی محکم نسبت به نویسنده و وقایع کتاب، متن فوق العاده هنرمندانه ی آقای مزینانی رو میخوندم؛ هرچند که برخلاف انتظارم چندان موضوع جبهه گیرانه ای پیدا نکردم چه بسا مواقعی هم خلاف آنچه انتظار داشتم میخواندم که چقدر هم برایم مفید و جالب بود!
ولی ورای درنظرگرفتن درست بودن یا نبودن نوشتن از شخصی ترین بخش انسان یعنی احساسات و افکار که حتی نزدیک ترین کسان آدمی از آنها خبر ندارند آنهم از شخص مهم و سیاسی ای مانند محمدرضا شاه، نثر کتاب خصوصا با ضمیر دوم شخص مفردش حقیقتا سوری به همه ی کتاب های نوشته شده به زبان فارسی زده بود و زیبایی زبان فارسی را با هنرمندی هرچه تمام تر به رخ کشیده بود و فوق العاااده جذاب و غنی نوشته شده بود.
Profile Image for Mohammad Efazati.
182 reviews28 followers
December 3, 2017
نگاه کتاب جدید بود. در کل نه گفته بود شاه بده نه گفته بود خیلی خوبه
بیشتر گفته بود اینم یه آدمه - خسته میشه - مغرور میشه و ...
بعضی جاها خیلی کش دار بود و بعضی جا ها خیلی بی مزه
ولی بدم نیومد
Displaying 1 - 30 of 37 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.