جلیل صفربیگی (متولد سوم بهمن سال ۱۳۵۳ در ایلام) شاعر معاصر اهل ایران است.
او دانشآموخته و دارای مدرک کارشناسی ریاضی است. وی هماکنون معلم و به تدریس ریاضی اشتغال دارد. اشعار او غالباً در قالبهای رباعی و شعر سپید است. از صفربیگی تا کنون بیش از ۳۰ عنوان کتاب شعر، ترجمه، گردآوری و تحقیق منتشر شدهاست.
از آن اشعاری است که آدم به شدت دلش می خواهد آن ها را حفظ کند!
کتاب، گزیده ی رباعیاتی از هشت کتاب است که وجه تسمیه ی کتاب هم همین است، هشت چارانه. انتخاب شعر به خوبی صورت گرفته، به طوری که شخصاً تصمیم گرفتم بقیه ی کتاب های شعر این شاعر را هم تهیه نمایم. البته این امکان هم وجود دارد که تمام شعرهای آقای صفربیگی آنقدر جذاب باشد که آدم دلش بخواهد بقیه ی اشعار را هم بخواند. استفاده از اصطلاحات محاوره و اینکه زمان شاعر زمان حال است و طنز موجود در برخی از اشعار مربوط به اتفاقات زمانی است که در آن زندگی می کنیم به نظرم باعث شده که آدم احساس خودمانی بودن بکند و احتمالاً همین هم دلیل جذابیت آن.
تا دید مرا گفت که خوشحالم مُرد دردی نکشید و گوهرم را هم بُرد شرمنده ی روی ماهتم سعدی جان اعضای مرا همین بنی آدم خورد!
****
باید که گدازه ای بپوشم که مرا... تن - دوزخ تازه ای بپوشم که مرا ... من دیگر از این عذاب ها خسته شدم باید که جنازه ای بپوشم که مرا ...