این کتاب شرحی است بر شروح نیچه. برخلاف عنوانِ غلطانداز کتاب، این سه متفکر نه استخوانبندی کتاب را شکل دادهاند و نه چندان حجمی از کتاب را به خود اختصاص دادهاند. هر جا هم ضیمران نظریات خودش (و نه توضیح بقیه) را وارد کرده، یک جای کارش لنگیده است. البته این یک ریویوی غرغرانهی گودیدزی نیست؛ ایراداتی را که بر متن دارم، در حاشیهی کتابم نوشتهام و بچههای «کارخونه» هم به همین شکل، و اگر کسی خواست، میآییم و مشکلاتش را مطرح میکنیم. اما چنین کتابی، فایدهاش برای من یکی لااقل، این است که هرچقدر هم که دست و پا شکسته و با کمی بیدقتی، هالهی دور نیچه را مطرح کند، اما، فضای کلی کتابهای دربارهی نیچه و موضعگیری کلی دیگران دربارهی او را نشان میدهد. فلذا، باید پیش از این کتابِ دههی هشتادی، نیچه را خواند تا در دام بعضی تفاسیر ناقص یا مبهم یا غلط نیافتاد. ضمن اینکه کتاب میتواند به عنوان مقدمهای برای مخاطب، در برنامهی خوانش کتب اصلی مفسرانِ مطروحه، مورد استفاده قرار گیرد.
در بهترین حالت میشه گفت این کتاب یه گردآوری و گزارش متوسطی از آرای نیچه است. گرچه یک بخشی در خصوص دلوز و دریدا و هیدگر داشت، ولی بررسی نظرات این سه نفر با نظریات نیچه در کل کتاب پراکنده بود و بخشی هم که اختصاصا برای این فیلسوفان بود، خیلی متوسط - و نه خوب- به بیان آرای اونها پرداخته بود. به نظر بنده حتی بخش دلوز خیلی به حالت از سر باز کنی و سطحی نگارش شده بود. کتاب میتونست خیلی قوی تر و دقیق تر باشه، ولی در کل میشه گفت فقط قابل قبول بود. بنابراین جزو کتاب هایی نخواهد بود که پیشنهادش میدم. پایان نامه های دانشجویی خیلی دقیق تر به چنین موضوعاتی میپردازن. (انتخاب واژگان هم چنگی به دل نمیزد. (مثلا ترجمه ای که برای ماشین های میل ورز دلوز آورده بود
نمیگم یاد نگرفتم، ولی نه به اندازه ی یک کتاب 320 صفحه ای. من از کتاب لایب نیتس و امر سیاسی عادل مشایخی که حدود 160ص بود چندین برابر این کتاب یاد گرفتم. البته من چاپ سال 80 اینای این کتابو خوندم. خبر از ویرایش های بعدیش ندارم
با خانم شاملو موافقم که کتاب یک گزارش است، از کتاب هایی که نویسنده خوانده، و نیز یک دایره المعارف از نظرات افراد مخخختلف در باب نیچه. بطوریکه به نظرم جز فصل اول که در مورد یونان اطلاعات خوبی دارد، در ادامه اطلاعات ناقص و ناخنک طور می شوند. فصل دلوزش هم واقعا خوب نبود. در واقع انتظار از کتاب این است که بیاد بگه دلوز چی گفته، نه که از همون اول بگه خوانش دلوز با این مشکل مواجهه
فصل دریدا رو نخوندم، چون دریدا در اهدافم نیست، هرچند 20ص برای او هم کم است، مثل دلوز کتاب به رورتی هم زیاد پرداخته بود، از جایی که این نحله انگلوامریکن دیگر کمتر مورد علاقه ام هستند، با اعمال سلیقه می گویم بدردم نخورد. در فصل یکی مونده به اخر هم پریدم از خیلی جاهاشو
کاش کتاب فصول کمتری داشت، اما عمیق تر به مفسران نیچه می پرداخت یا حتی فقط خوانش خود نویسنده بود از نیچه واژه گزینی بد بود بد بود کتاب برای اون زمان بنظرم کار تمیزی بوده و باید احترام گذاشت به فعالیت اقای ضیمران سال 80 و نیچه و تالیف
بهرحال بدک هم نبود، میان امتحانات چیزهای بیشتری از نیچه اموختیم، و مسیرمان به سمت خواندن نیچه و فلسفه را هموار تر کردیم. بگمانم کتاب بعدی از نیچه تبارشناسی اخلاق باشد برایم، و به پایان بردن چنین گفت زرتشت.