Jump to ratings and reviews
Rate this book

اصول شکسته‌نویسی: راهنمای شکستن واژه‌ها در گفت‌وگوهای داستان

Rate this book
گفت‌وگوها را در داستان چگونه بنویسیم؟ شکسته یا ناشکسته؟ اگر می‌شکنیم، چقدر بشکنیم؟ آیا یگانه راه شکسته‌خوانی شکسته‌نویسی است؟ واژه‌ی شکسته یا نحو شکسته؟ کدام‌یک بهتر به شکسته‌خوانی راه می‌برد؟ نگارنده کوشیده است حد معینی از شکسته‌نویسی را با استفاده از قواعد ساخت هجا در زبان فارسی قانون‌مند کند.

72 pages, Paperback

First published January 1, 2012

6 people are currently reading
178 people want to read

About the author

علی صلح‌جو

9 books43 followers
علی صلح‌جو (زادهٔ ۳ تیر ۱۳۲۳ در قزوین) زبان‌شناس، ویراستار، نویسنده، مترجم و پژوهشگر ترجمه ایرانی است. صلح‌جو دارای مدرک کارشناسی در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی از مدرسهٔ عالی ادبیات و زبان‌های خارجی، و کارشناسی ارشد در زبان‌شناسی از دانشگاه تهران، ویراستاری را در سال ۱۳۴۲ از مؤسسهٔ انتشارات فرانکلین آغاز کرد و پس از انحلال این مؤسسه در ۱۳۵۴ همین حرفه را در دانشگاه آزاد ایرانِ سابق، مرکز نشر دانشگاهی، مجلهٔ پیام یونسکو، و دانشگاه پیام نور ادامه داد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
21 (14%)
4 stars
39 (27%)
3 stars
61 (42%)
2 stars
19 (13%)
1 star
3 (2%)
Displaying 1 - 30 of 32 reviews
Profile Image for محمد یوسفی‌شیرازی.
Author 5 books208 followers
August 10, 2016
حساسیت دل‌سوزانه‌ی صلح‌جو وی را واداشته که برای بخشی دیگر از شلختگی‌ها و بی‌نظمی‌های نوشتارهای فارسی تااندازه‌ای قاعده وضع کند. این تلاش بسیار بسیار ستودنی و ارج‌مند است. دو نکته‌ی اساسی و بسیار مهم این کتاب، یکی مسئله‌ی نحو گفتار و تفاوت آن با نحو نوشتار است و دیگری قاعده‌ی شکسته‌نویسی واژه‌ها براساس تعداد هجاها. این هر دو را پیش‌ازاین در جایی ندیده بودم و برایم کاملاً تازگی داشت.
صلح‌جو معتقد است که آدمی افزون‌بر حافظه‌ی صوتی که شکل ملفوظ واژه‌ها را در خود نگه می‌دارد، حافظه‌ی بصری (تصویری) نیز دارد. این بخش از حافظه، به‌محض دیده‌شدن واژه‌های آشنا، در شناسایی سریع آن‌ها یاری‌رسانی می‌کند. شکسته‌نویسی افراطی و بی‌حدومرز، فرایند خوانش متن را با اخلال مواجه می‌کند؛ به این معنی که وقتی انسان با صورت نوشتاری ناآشنایی از کلمات برای بار نخست روبه‌رو می‌شود، ذهن او در بازشناسی آن با کمی تأخیر عمل می‌کند و خواندن متن به‌کندی صورت می‌گیرد. ازهمین‌رو، ضروری است برای شکسته‌نویسی محدودیت‌هایی قائل شد. ازسوی‌دیگر، شکسته‌نویسی در متن داستانی امری اجتناب‌ناپذیر است و در شخصیت‌پردازی و لحن‌پردازی شخصیت‌ها بسیار حائزاهمیت. نویسنده‌ی این کتاب برای این مشکل، چاره‌ای پیش‌نهاد می‌کند و آن، «نحو گفتار» است. بنا بر گفته‌ی او، نحو گفتار با نحو نوشتار متفاوت است. نویسنده می‌تواند با بهره‌گیری از نحو گفتار، زبان اثر خود را به زبان محاوره‌ای نزدیک کند و ازاین‌ره‌گذر، بی‌این‌که به دام شکسته‌نویسی مخل افتد، زبانی خودمانی و تأثیرگذار برای اثر خود برگزیند. مثالی که صلح‌جو دراین‌باره می‌زند، بسیار گویا و روشن‌کننده‌ی مطلب است:
«"برای ثبت‌نام که در حکم ردشدن از هفت‌خوان رستم بود، باید به خیلی‌ها التماس می‌کردیم." این جمله در زبان نوشتاری یک توصیف معمولی است و هیچ اشکالی ندارد. اما اگر بخواهیم آن را شفاهی بیان کنیم، ناگزیر به تغییراتی در آنیم. منظور فقط تغییرات واژگانی، مثلاً تبدیل "ثبت‌نام" به "اسم‌نویسی" نیست؛ بل‌که تغییرات نحوی است. نحو گفتار، برخلاف نحو نوشتار، تحمل پذیرش عبارات یا جمله‌های معترضه‌ی توضیحی را ندارد. بنابراین، جمله‌ی بالا، به‌احتمال قوی، در گفتار به‌صورت زیر درمی‌آید: "برای ثبت نام باید التماسِ خیلی‌ها را می‌کردیم. باید از هفت‌خوان رستم رد می‌شدیم."» (صلح‌جو، ۱۳۹۱: ۲).
راه‌کار مهمی که در این کتاب برای پرهیز از شکسته‌نویسی توصیه شده، «شکسته‌خوانی» است. مطابق این اصل، نباید واژه‌ها را یک‌سره شکسته نوشت؛ بل‌که باید خواننده را با نوعی شکسته‌خوانی آشنا کرد و این شیوه را به او آموزش داد. به‌عقیده‌ی نویسنده‌ی این کتاب، اگر در نوشته، نحو گفتار رعایت شده باشد، خواننده به‌سادگی می‌تواند نوشته را در ذهن خود، به‌صورت شکسته بخواند؛ مثلاً این جمله کاملاً مطابق نحو گفتار نوشته شده:
«اگر تا دو ساعت دیگر نیاید، راه می‌افتم می‌روم خانه‌اش.» (همان، ۱۰).
و در ذهن خواننده به صورت شکسته‌ی زیر خوانده می‌شود:
«اگه تا دو ساعت دیگه نیاد، راه می‌افتم می‌رم خونش.» (همان).
ایرادی بنیادی که به این اصل می‌شود گرفت، این است که اولاً در عمل، چنین چیزی شدنی نیست. رعایت‌شدن این اصل مستلزم آموزش‌هایی پیشین است و ابداً نمی‌توان اجرایی‌بودن آن را تضمین کرد. صرف‌نظر از عملی‌نبودن آن، به‌نظر نمی‌رسد استدلالی که دراین‌باره شده، چندان درست باشد. چه‌طور می‌شود شکسته ننوشت و شکسته خواند؟ چه‌طور می‌شود نوشت: «نان»، «جان»، «میدان»، «آمدم»، «می‌خوابد»، «بخوابند»، و خواند: «نون»، «جون»، «میدون»، «اومدم»، «می‌خوابه»، «بخوابن»؟! این نکته فرضیه‌ای بیش به‌نظر نمی‌رسد و اثبات آن چندان آسان نیست. در همین زمینه، صلح‌جو توصیه‌ای عجیب به نویسندگان می‌کند که منجر به دوباره‌کاری و تلاش بیهوده است: «یکی از مطمئن‌ترین روش‌ها برای نویسندگانی که می‌خواهند در بخش‌های گفت‌وگویی نوشته‌شان، بدون شکستن کلمات، نحو گفتاری به‌کار ببرند، آن است که ابتدا گفت‌وگوها را شکسته، عیناً همان‌گونه که تلفظ می‌شوند، بنویسند و سپس کلمات آن را از شکسته به ناشکسته تبدیل کنند.» (همان). کدام عقل سلیمی این را می‌پذیرد که ابتدا نوشته را به حالت شکسته باید نوشت و سپس به حالت ناشکسته درآورد و پس از آن، در هنگام خواندن، متن ناشکسته را به‌صورت شکسته خواند؟! این دوباره‌کاری و لقمه را دورِ سرِ خود چرخاندن برای چیست؟
سنجه‌ای که صلح‌جو برای شکسته‌نویسی یا شکسته‌ننویسی عرضه می‌کند، هجاهای واژه‌ها است. به‌نظر او، «فقط واژه‌هایی را می‌توان در گفت‌وگوهای داستانی شکسته نوشت که صورت گفتاری‌شان درمقایسه‌با صورت نوشتاری، هجای کم‌تری داشته باشد؛ مثلاً واژه‌های "ران"، "لانه"، "میدان"، چه در نوشتار و چه در گفتار، تعداد بخش‌هایشان تغییر نمی‌کند. بنابراین، "ران/ رون"، "لانه/ لونه"، "میدان/ میدون" ازنظر تعداد بخش، باهم فرقی ندارند؛ اما واژه‌ی "هندوانه" با واژه‌های بالا فرق دارد. صورت نوشتاری آن دارای چهار بخش است و صورت گفتاری آن دارای سه بخش: "هندونه".» (همان، ۸). وی درباره‌ی علت این شیوه‌ی برخورد با واژه‌ها در شکسته‌نویسی نیز چنین توضیح می‌دهد: «فرض نگارنده در شکسته‌نویسی واژه‌هایی که در گفتار یک هجا از آن‌ها کاسته می‌شود، آن است که ما در شکسته‌خوانی، واژه‌هایی را آسان‌تر می‌توانیم شکسته بخوانیم که صورت نوشتاری و گفتاری‌شان ازنظر تعداد هجا یک‌سان باشد؛ مثلاً خواندن "نان"، "جان"، "میدان" به‌صورت "نون"، "جون" و "میدون" مشکل نیست؛ زیرا تعداد هجاهاشان در گفتار و نوشتار یکی است. برعکس، خواندن "می‌گذارم" به‌صورت "می‌ذارم" درمقایسه‌با واژه‌های قبلی مشکل‌تر است؛ زیرا اولی چهار هجا و دومی سه هجا دارد.» (همان، ۱۵).
ظاهراً این قاعده، قاعده‌ای نسبتاً حساب‌شده و سنجیده است و از نظرگاه زبان‌شناختی، دست‌کم برای کسانی که می‌خواهند شکسته‌نویسی را با احتیاط، در برخی واژه‌ها روا بشمارند، بسیار مستدل است و مشکل‌هایی را حل می‌کند؛ اما ازطرفی، اشکال‌هایی را نیز پدید می‌آورد. نخستین اشکال، نایک‌دستی‌هایی است که با اِعمال این شیوه روی می‌دهد. قاعده‌ی شکسته‌نویسی‌ای که صلح‌جو مطرح می‌کند، حکم می‌کند که برخی چیزها را شکسته بنویسیم و برخی را شکسته ننویسیم. این کار خودبه‌خود متن را آمیخته‌ای از واژه‌های شکسته و ناشکسته می‌کند؛ متنی که نه این است و نه آن. به این سطرها که از متن کتاب بیرون کشیده شده، دقت کنید. این‌ها نمونه‌ی متنی است که صلح‌جو آن‌ها را درست و مطابق اصول پیش‌نهادشده‌ی خود می‌داند.
«ـ بچه‌ها کجاند؟
ـ خارج‌اند.
ـ به‌اش کمک می‌کنند؟
ـ کمک نمی‌کنند که هیچ، پولش را هم از چنگش درمی‌آرند.
ـ حالا می‌خواید چکار کنید؟
ـ شاید ببریمش خانه‌ی سالمندان. البته خودش نمی‌خواد.» (همان، ۴۰).
فعل «کجاند» نه کتابی است، نه محاوره‌ای. در محاوره می‌گوییم «کجان» و در نوشتار می‌نویسیم «کجایند». این مطلب درباره‌ی «درمی‌آرند» نیز صادق است. این فعل در محاوره «درمی‌آرن» و در نوشتار «درمی‌آورند» است. در این چند سطر، کلمه‌هایی مانند «بهش»، «می‌خواید»، «ببریمش» و «نمی‌خواد» به‌شکل محاوره‌ای و شکسته آورده شده و درمقابل، «خارج‌اند»، «می‌کنند»، «نمي‌کنند»، «را» و «خانه» به‌شکل ناشکسته و معیار آورده شده است. به‌باور من، این هم‌نشینی ناهم‌گون واژه‌های شکسته و ناشکسته مطلقاً پسندیده و زیبا نیست.
هم‌چنین نکته‌ای که در این به‌اصطلاح شیوه‌نامه به آن توجه نشده، یا دست‌کم به آن کم‌توجهی شده، مسئله‌ی لحن در داستان است. البته صلح‌جو برای این موضوع راه‌کاری در نظر گرفته و دراین‌باب این‌گونه توضیح داده است: «نوع حرف‌زدن مکانیک‌ها، راننده‌ها، قصاب‌ها با حرف‌زدن استادان دانش‌گاه، روحانیان و مدیران سازمان‌های فرهنگی متفاوت است. این موضوع نیز ربطی به شکسته‌نویسی ندارد. واژه‌ها و عبارت‌هایی چون "چُخلصیم"، "تو رگ" و "کَرِتیم" مقوله‌ای غیر از شکستگی است. برای نشان‌دادن این‌گونه شخصیت‌ها، نویسندگان از این گونه‌های زبانی استفاده می‌کنند.» (همان، ۳۱). بااین‌همه، چنین می‌نماید که مسئله‌ی «تکیه‌کلام‌ها» تنها بخشی از لحن شخصیت‌های داستانی را می‌سازد. چگونگی به‌کارگیری واژه‌ها و گاه دستور زبان خاصی که تیپ‌های مختلف شخصیتی به‌کار می‌گیرند، بخش بزرگ‌تری از لحن آن‌ها را تشکیل می‌دهد. برای روشن‌کردن این نکته، نقل‌قولی را که در همین کتاب از یکی از داستان‌های صادق چوبک آمده، عیناً بازگو می‌کنم تا نشان دهم لحن گفتار چه اهمیتی در بافت کلام پیدا می‌کند. در بخشی که در ادامه می‌آید، لحن شخصیتی عامی و کوچه‌بازی به‌خوبی بازتاب داده شده است. این بخش را از آن رو برگزیدم که هیچ تکیه‌کلامی در آن نیست و درعین‌حال، شکسته‌نویسی‌هایی که در آن شده، چندوچون ویژگی‌های زبانی شخصیت را برای مخاطب به‌زیبایی آشکار می‌سازد.
«یکی از سپورها گفت: "من دمبشو می‌گیرم و شما هرکدومتون یه پاشو بگیرین و یهو از زمین بلندش می‌کنیم. اونوخت نه اینه که حیوون طاقت نداره و نمی‌تونه دسّاشو رو زمین بذاره، یهو خیز ورمی‌داره..."» (همان، ۴۸).
برای درک بهتر مسئله، در ادامه، این بخش را با شیوه‌ای که صلح‌جو پیش‌نهاد کرده است، ویرایش می‌کنم و بررسی تفاوت‌های آن را ازحیث چگونگی لحن شخصیت، به خواننده وامی‌گذارم:
یکی از سپورها گفت: «من دمبش را می‌گیرم و شما هرکدامتان یک پاش را بگیرید و یکهو از زمین بلندش می‌کنیم. آن‌وقت نه اینه که حیوان طاقت ندارد و نمی‌تونه دستاش را رو زمین بذاره، یکهو خیز ورمی‌دارد...»
نویسنده در جایی به این نکته اشاره کرده است که «ساختار هجایی برخی از واژه‌های تک‌هجایی فارسی، مانند ماست ، راست، ساخت، بافت، سوخت و گفت، تشکیل شده است از یک صامت، یک مصوت و دو صامت. مثلاً ماست (māst) دارای یک صامت (m)، یک مصوت (ā) و دو صامت (st) است. نکته‌ی مهم درباره‌ی این‌گونه واژه‌ها این است که صامت آخر آن‌ها بسیار ضعیف تلفظ می‌شود. به‌همین‌دلیل، هیچ لزومی به شکسته‌نویسی آن‌ها نیست. به‌عبارت دیگر، هیچ خواننده‌ی متعارفی حرف "ت" را در جمله‌ی "من هر روز ماست می‌خورم." غلیظ تلفظ نمی‌کند. بنابراین، نوشتن این جمله به‌صورت "من هر روز ماس می‌خورم."، نه فقط هیچ کمکی به خواننده نمی‌کند، بل‌که او را با نماد جدیدی (ماس) روبه‌رو می‌کند که برای نمادگردانی آن به‌صورت متعارف (ماست) باید انرژی اضافه‌ای صرف کند.» (همان، ۹). اشکالی که به این موضوع می‌توان گرفت، این است که صلح‌جو در بسیاری جاها، واج آخر هجاهای کشیده را در عمل غیرملفوظ و محذوف پنداشته؛ درصورتی‌که واج آخر این کلمات غالباً ضعیف تلفظ می‌شود، اما همیشه حذف نمی‌شود. وی معتقد است که این واژه‌ها را باید همیشه کامل نوشت و ناقص خواند. در این‌جا نیز مسئله‌ی لحن شخصیت‌ها و اشکال به‌کارگیری این قاعده مجدداً پیش می‌آید. گاهی حضور شخصیت‌هایی عامی و لات‌مآب در داستان ایجاب می‌کند که اتفاقاً کلمه‌هایی چون «ماست» و «دست» را به‌صورت «ماس» و «دس» نوشت. این مسئله به‌ویژه زمانی ضرورت تام پیدا می‌کند که علاوه‌بر آن شخصیت لات و عامی، شخصیتی دیگر در داستان باشد که لفظ‌قلم و عصاقورت‌داده صحبت کند. آیا نباید چگونگی تلفظ «ماست» و «دست» از زبان فردی لات با چگونگی تلفظ آن از زبان فردی تحصیل‌کرده و باسواد از یک‌دیگر متمایز باشد؟
‌ازسوی دیگر، ایراد عمده‌ی این شیوه، همان‌گونه که پیش‌ازاین گفتم، ناهم‌خوانی نوشتار و گفتار است. چگونه باید انتظار داشت که نویسنده «ماست» بنویسد و خواننده «ماس» بخواند؟ به‌طور کلی، این‌که نویسنده جوری بنویسد و خواننده جور دیگری بخواند، اصلاً منطقی و درست نمی‌نماید و اشکال بنیادی این کتاب نیز همین است.
هرچند قواعد مطرح‌شده در این کتاب می‌تواند گفت‌وگو را در متن‌های داستانی و نمایش‌نامه‌ای و فیلم‌نامه‌ای، کمی نظام‌مند کند، در مجموع، به‌نظر می‌رسد صددرصد اجراشدنی نباشد. به‌باور من، لااقل در گفت‌وگوها نمی‌شود همیشه آن‌ها را رعایت کرد. گمان می‌کنم این دو اصل، بیش از آن‌که برای گفت‌وگوها مناسب باشد، برای خودمانی‌ترکردن متن روایت داستان‌هایی که شکسته نوشته نشده است، سودمند باشد.
نکته‌ای نهایی که دراین‌باب باید بدان اشاره کرد، این است که دیدگاه صلح‌جو درباره‌ی دشوارخوان‌شدن شکسته‌نویسی‌ها تا حدودی به او و هم‌نسلانش نیز برمی‌گردد. نسل‌های پیشین غالباً با متن‌های معیار بیش‌تر دم‌خور بوده‌اند تا با متن‌های شکسته و محاوره‌ای و باتوجه‌به اشاره‌ی خود صلح‌جو، شکسته‌نویسی در فارسی چندان سابقه‌ی دوروُدرازی ندارد. امروزه با گسترش رسانه‌های گوناگون و فراگیرشدن وسیله‌های ارتباطی ازقبیل موبایل و اینترنت، مردم با شکسته‌نویسی‌ها، هرچند غیراصولی و نانظام‌مند، خو گرفته‌اند و دیگر مانند دوره‌های پیشین، شکسته‌نویسی‌ها غرابت و ناآشنایی ندارد. هم‌چنین در کشور ما، میزان سروکارداشتن مردم با این وسیله‌ها نسبت‌به میزان سروکارداشتنشان با کتاب و متن‌های علمی و معیار، به‌مراتب بیش‌تر است و این خود دلیلی دیگر است که تااندازه‌ای دیدگاه صلح‌جو را دراین‌باره رد می‌کند. ازهمین‌رو، گمان می‌کنم غرابتی که شکسته‌نویسی‌ها در گذشته برای خوانندگان داشته است، امروزه بسیار کم‌رنگ شده و احتمالاً با آسان‌گیری بیش‌تری می‌توان با این مقوله رویارو شد.
منبع: صلح‌جو، علی. (۱۳۹۱). اصول شکسته‌نویسی. تهران: نشر مرکز.
Profile Image for Niloo.
66 reviews25 followers
Read
June 28, 2024
این کتاب در واقع یک مقاله‌ست که از چهار بخش تشکیل شده:
طرح مسئله و یافتن قاعده
چه واژه‌هایی را باید شکست؟
تثبیت شکستگی
نمونه‌های گفت و گو

آقای صلح‌جو میگه باید توجه بیشتری به مسئله شکسته‌نویسی در زبان فارسی بشه تا همه نویسندگان و مترجمان از یک قاعده کلی پیروی کنند. دغدغه‌ی من برای رفتن سراغ این کتاب هم دقیقا همین بود. راهکاری که ایشان برای شکسته‌نویسی ارائه می‌دهند به این صورته که بیاییم تعداد هجاهای کلمات در گفتار و نوشتار رو مقایسه کنیم. کلماتی که تعداد هجاهاشون در گفتار کمتر از نوشتار بود رو بشکنیم و بقیه رو دست نزنیم. مثلا، فعل می‌روند در نوشتار از سه هجا و در گفتار از دو هجا (میرم) تشکیل شده، پس موقع شکسته‌نویسی باید به شکل می‌رم بنویسیمش. اما در مقابل، فعل می‌دانند هم در نوشتار و هم در گفتار (می‌دونند) از سه هجا تشکیل شده، پس نشکنیمش و به صورت می‌دانند بنویسیمش.

این راهکار بنظرم جالب میاد، هرچند که نمیدونم تا چه حد می‌تونه کاربردی باشه. یکی از کتاب‌هایی که آقای صلح‌جو به عنوان منبع نام برده، نگارش و ویرایش دکتر سمیعی گیلانی فقیده که همیشه روی میزم هست و هرجا که گیر می‌کنم، میرم سراغش. نیازه یک مرتبه بخش‌های مربوط به شکسته‌نویسی در این کتاب را هم مرور کنم.
Profile Image for Nariman.
166 reviews87 followers
July 6, 2019
به‌نظرم نحو شکسته مهم‌ترین بحث کتاب بود و سرنخی داده که کجا می‌تونیم بیشتر درباره‌ش یاد بگیریم. کاش نمونه‌هایی که در قسمت آخر کتاب آورده بود رو از این دید بیشتر تشریح می‌کرد. شاید با خواندن اینها، به مرور در ذهن خواننده قواعدی پایین‌به‌بالا صورت‌بندی می‌شدند

وقتی تز حالت حدی باشه، آنتی‌تز هم حدی از آب در میاد. شاید اگر به‌عوض نقد کتاب احترامی، اثر دیگری برای نقد انتخاب می‌شد، اینقدر موضع‌گیری‌های ابتدای کتاب هم تند نمی‌بود.

تعجب من از «تحقیقات نشان داده که ...» و بعد بیان اساسی‌ترین گزارهٔ کتاب است، بدون اینکه ارجاعی به این تحقیقات داده بشه! بعید بود چنین کاری
Profile Image for ELNAZIOR ( Realm.Of.Ella).
221 reviews
September 8, 2022
لطفا اگه نویسنده هستید یا مترجم، این کتاب رو بخونید و ما خواننده ها رو با نوشته‌هایی که به بهانه‌ی محاوره نوشتن، سخت تر خونده میشن اذیت نکنید😁❤
دقیقا موقع خوندن این کتاب بود که فهمیدم چرا با قلم بعضی نویسنده ها یا مترجم ها ارتباط بیشتری میگیرم، و با اینکه زبان نوشتاری کلمات رو حفظ کردن ولی من روان میخونمشون
Profile Image for Mohsen Rajabi.
248 reviews
November 21, 2013
مسلما با جمله های پایانی نویسنده موافقم: "به هر حال، من نظر خودم را در این اثر داده ام، و معتقدم، اولا، شکسته نویسی افراطی راه به جایی نمی برد؛ ثانیا شکسته نویسی را می توان قاعده مند کرد."

این دو مساله، که در کتاب هم به مراتب بحث شده بود، خیلی خوب است. همان طور که گفتم، من هم موافقم. اما یک چیزهایی هم هست که از کتاب نپسندیدم:

اول از همه قاعده کاهش هجایی، که نویسنده به صورت جهان شمول (با یک یا دو استثنا) به کار برده، که به نظر من اینطور نیست. البته این قاعده، قاعده خوبی است، برای اکثر کلمات هم می توان آن را به کار برد، اما مثلا در مورد واژه میدان که صورت گفتاریش میدون است، باید دست به عصا از این قاعده استفاده کرد، چون بسیار به موقعیت بستگی دارد. به نظرم گاهی می توان به هر دو صورت میدان/میدون نوشت (یا ترجمه کرد)، گاهی بهتر است به صورت میدون نوشت و گاهی فقط باید به شکل میدان نوشت... در واقع چیزی نیست که حکم کلی بدهیم. در مورد فعل ها البته این قاعده بیشتر صادق است و جهان شمول تر، اما همان طور که گفتم در اسامی بحث زیاد است.

دو اشکال دیگر هم به نظرم کتاب دارد:
یک اینکه استفاده از جملات امر و نهی، آن هم خیلی زیاد و پی در پی. جملاتی از قبیل "جایز نیست". خب این کتاب، یک پیشنهاد است، که یک علاقه مند به زبان ادبیات به نویسندگان/مترجمان جوان ارائه می کند. البته این نویسنده باسواد است (که باید باشد) اما دلیل نمی شوداز لحن زننده دستور فارسی دبیرستان استفاده کند. (دستور زبانی که فقط امر و نهی می کرد. و تازه بخش زیادی از آن سلیقه ای بود.) خب، نویسنده این کتاب نیز به این درد دچار شده. ظاهرا نویسندگان ما نمی توانند وارد قلمرو دستورزبان شوند، اما لحن معلمینی که تظاهر می کنند همه چیز را می دانند، به خود نگیرند.

دو، تکرار بی وقفه مطالب. انگار نویسنده می ترسیده که کتاب را تو در تو و لابه لا بخوانیم و تا توانسته یک حرف را چندین بار تکرار کرده تا بفهماند "آقا این جور ننویس." به نظرم همین کتاب را می توان بدون از دست رفتن حتی یکی از حرف های اساسی نویسنده به بیش از نصف کاهش داد.


البته، در نهایت باز هم می گویم که وجود این چنین کتاب هایی و با این موضوع، نه تنها بد نیست بلکه احتمالا خیلی هم مفید خواهند بود، به این شرط که افراد دیگری هم نظراتشان را بیان کنند، آثار ایرانی و ترجمه به معرض قضاوت خرد جمعی اهل زبان که همان خواننده های معمولی هستند، گذاشته شود (و این کاری بس عظیم و دشوار است) و چیزی از قبیل راهنمای درست نویسی و پیشنهاداتی به نویسنده/مترجمی که می خواهد اصولی کار کند ارائه شود. وگرنه، تنها یک کتاب مانند این، همانند نسخه ای تجویزی برای بیماری ای خاص به مریضی خاص، می ماند، نه قاعده مند شدن نظام شکسته نویسی.
Profile Image for Amin Dorosti.
139 reviews107 followers
October 2, 2019
این کتاب هم همچون سایر آثار جناب صلح‌جو مفید و موثر و آراسته و خواندنی بود. او در این کتاب هم کوشیده که برای یکی دیگر از مشکلات زبان فارسی راه حلی پیشنهاد دهد و در واقع، برای شکسته‌نویسی در زبان فارسی یک چهارچوب و راهنما ارائه کند. گذشته از این‌که پیشنهاد و روش او به کار می‌آید یا نه و چقدر به کار می‌آید (که قطعا به کار می‌آید)، اینکه او به‌دنبال این است که برای شکسته‌نویسی «اصل» و «چارچوب» بیابد بسیار پسندیده و نیکوست. به هر روی من معتقدم که پیشنهاد او تا حد بسیار زیادی قابل قبول و سودمند است و اگر کمی بیشتر بر روی آن کار شود و بیشتر پرورده شود، می‌تواند به عنوان یک راهنمای دقیق و کامل و مرجع برای همه‌ی فارسی‌نویسان تبدیل شود.
پاینده باشی استاد صلح‌جو
Profile Image for Susan.
271 reviews75 followers
May 21, 2019
کتاب درباره‌ی شکسته نویسی یا نشکسته ��ویسی است و پیشنهاد می‌کند تنها کلماتی شکسته نوشته شوند که هجای گفتاریشان کمتر از هجای نوشتاری است.
دلیل این امر را حافظه‌ی تصویری خواننده بیان می‌کند که در صورت مواجهه با واژگان کاملا جدید سرعت کمتری در خواندن خواهد داشت.
نویسنده ادعا می‌کند این امر باعث سهولت خواندن می‌شود اما به زعم من چندمشکل در این امر وجود دارد.
یکی این که از بین مثال هایی که در خود کتاب آمده هم خواندن بعضی ها مشکل است. مثلا "می‌گند" به جای "می‌گویند" نقض حرف خود نویسنده است قاعدتا "می‌گند" واژه‌ی "گند"را با سرعت بیشتری به ذهن متبادر می‌کند تا فعل گفتن.
یا "می‌خواند" به جای "می‌خوان"! گمان نکنم هیچ خواننده ای بار اول با دیدن این فعل سراغ معنای خواستن برود.
و دوم این که شکسته نویسی در خیلی از موارد نشان دهنده‌ی رسم الخط نویسنده است و اساسا ادبیات فرد بدون سبک نگارشش ناقص است. که صلح جو از اساس این را نادیده می‌گیرد.
بحثی که برایم جالب بود نظر نویسنده درباره‌ی عدم شکسته نویسی برای کودکان بود. به این علت که تنها فایده‌ی شکسته نویسی بالابردن سرعت خوانش است، پس شکسته نویسی برای کودکانی که سواد ندارند و کتاب برایشان خوانده می‌شود سودی ندارد.
Profile Image for Negar Khalili.
217 reviews81 followers
May 7, 2019
برای من که همیشه در مورد شکسته نویسی در داستان‌ها یا ترجمه‌ها شک و شبهه داشتم، و به نوعی دغدغه‌ی همیشگیم بود، بسیار مفیدو آموزنده بود و کلی کمکم کرد.
حجم کتاب کمه و پر از مثاله.
و خوشبختانه آقای صلح‌جو در هیچ موردی رویکرد رادیکالی و خیلی اگزجره نداره و دست نویسنده یا مولف رو باز می‌ذاره.
خلاصه که کتاب خوبی بود.
Profile Image for پگاه.
127 reviews190 followers
January 1, 2016
متشکرم از فرجه‌ي عزیز :))
که با نُه تا کتاب در کرنتلی ریدینگ هام بالاخره موفق شدم یکی‌شون رو به آخر برسونم!

واقعا خوب بود و واقعا توصیه می‌شه.
Profile Image for مجید اسطیری.
Author 8 books549 followers
November 30, 2020
کتاب خیلی خوبی که برای همه اهالی ادبیات داستانی خواندنش واجب است. نه برای پایان دادن به بلبشوی شکسته نویسی، که فقط برای سامان دادن به آن
البته بنده با یک فرض مهم این کتاب مخالف هستم. این که مخاطب متن دیالوگ های داستان را در ذهنش شکسته می‌خواند. به نظرم اصلا این طور نیست. نمونه اش هم آن دیالوگ نویسی پایان فصل سوم است که آقای صلح جو خودش به روش مورد قبول خودش نوشته ولی اصلا نمی‌شود راحت آن را خواند و به نظر من که اصلا نمی‌شد اسمش را شکسته نویسی گذاشت
اما این کتاب برای مخاطبی که نویسنده نیست هم مفید تواند بود. برای جلوگیری از همان بلبشوی شکسته نویسی که گفتم و در شبکه های اجتماعی مدام اوضاع آن بدتر می‌شود
Profile Image for Hoda.
44 reviews22 followers
March 12, 2019
یک سری اصولی مطرح کردن که بد نیست
ولی من باهاش موافق نیستم
مثلاً از منوچهر احترامی مثالی آوردن که در واقع توی خود دزده و مرغ فلفلی همچین چیزی نیست (نوشتار متن اصلی چیز دیگه‌ست)
اما انتهای کتاب که شیوه‌ی محاوره‌نویسی مترجمان و نویسندگان معروف رو آوردن خیلی خوب و بجاست
Profile Image for Taha Rabbani.
164 reviews214 followers
May 20, 2014
نمی‌دونم چقدر این قاعده‌ای که توی این کتاب مطرح می‌شه مناسبه. بعضی جاهاش به نظرم رسید که یه کم اذیت می‌کنه. بعضی جاهاش هم احساس کردم زیادی سخت‌گیرانه است. البته باید به این نکته هم توجه کرد که ما نسل توئیتر و شبکه‌های مجازی هستیم و برای همین کلمات شکسته را خیلی بیشتر به کار می‌بریم و شاید همین، علت سخت‌گیرانه به نظر رسیدن این کتاب باشه.

با این حال، مهم‌ترین نکته‌ای که از این کتاب به دست می‌آید اینه که هنگام نوشتن متن، برای این که جملات به گفتار نزدیک باشند، باید نحو جمله را به نحو گفتار نزدیک کرد.

در مورد مثال‌های کتاب، که از بعضی نویسنده‌ها و مترجم‌ها آورده، باید بگم که ترجمه‌ی مهدی سحابی از کتاب لوئی فردینان سلین به نظرم خیلی بد رسید. سحابی، هیچ، کلمات را نشکسته، و نحو کلمات را هم -آن طوری که توی همین کتاب، علی صلح‌جو توضیح می‌دهد- به نحو گفتار نزدیک نکرده، بعد میان این نحو کتابی و کلمات ناشکسته، یکهو، فحش چارواداری گذاشته، که خیلی توی ذوق می‌زنه.
Profile Image for Kimia Sattari.
13 reviews16 followers
September 5, 2024
پیش از هر چیز باید بگویم خوشحالم کتابی خواندم که در آن به «شکسته نویسی» ـکه شاید یکی از مصائب اهل قلم باشدـ می پردازد. با این همه، آقای صلح جو با مطرح کردن «نحو گفتار» و «حافظه بصیری»ِ ما از کلمات، ما را در برزخی قرار می دهند که دست کمی از ابهام ما پیش از خواندن مطالب این کتاب ندارد. با این همه؛ نگاه رادیکالی ایشان جالب است و شاید خود این کتاب گواه بر این باشد که شکسته نویسی چندان قاعده پذیر نیست.
Profile Image for Sina Shahbaba.
106 reviews9 followers
November 5, 2019
هرچند می‌تواند درمان خوبی برای درد شکسته‌نویسی بی‌قاعده و بی‌رویه‌‌ی این روزهای زبان فارسی باشد، اما در جاهایی کار را سخت و پیچیده می‌کند. به نظرم اگر اندازه‌ی شکسته‌نویسی رو رعایت می‌کنید، به راندن با فرمون خودتون ادامه بدید. اما اگر سردرگمید و فکر می‌کنید زیاد شکسته می‌نویسید، حتماً کتاب راهگشاییه.
Profile Image for Elyas.
132 reviews15 followers
Read
April 8, 2022
من تخصصی در این زمینه ندارم که نقدی بر کتاب وارد کنم یا حتی توضیح زیادی بدم. صرفاً برای داستان‌هام نیاز داشتم بخونمش.
صلح‌جو می‌گه توی دیالوگ‌های داستان نباید کاملاً شکسته بنویسیم ولی تا «حدی» که درک سخت نشه اوکیه. قاعده‌ای کلی برای تشخیص این «حدی» به‌مون می‌ده و می‌آد این قاعده رو با مثال نشون‌مون می‌ده.
Profile Image for Zahra.
117 reviews3 followers
May 2, 2024
نظر قابل تأملی دربارهٔ شکسته نویسی ارائه کرده بود اما نهایتا در پنج صفحه می‌تونست نوشته بشه!
انگار نگارنده برای تبدیل کردن مقاله اش به کتاب هر مطلبی رو سه بار تکرار کرده و صفحات آخر هم از کتاب های فارسی نمونه متن گذاشته تنگش تا بشه روش اسم کتاب گذاشت و با قیمت زیادی نسبت به صفحات به فروش برسونه!
256 reviews12 followers
Read
March 9, 2019
در این بازار آشفته اشتباه نویسی جای تامل دارد.
Profile Image for Nili.
73 reviews1 follower
August 5, 2019
خیلی کتاب کمک کننده‌ایه برای نوشتن یا ترجمه یک متن گفت و گویی.البته چیزهایی که توش نوشته شده همیشه هم صدق نمیکنه و استثناهایی هم وجود داره ولی در کل کتاب خیلی مفیدیه.
Profile Image for MohammaDReza.
13 reviews1 follower
August 6, 2024
آقای صلح‌جو نکات جالبی رو در این کتاب مطرح کردند که می‌توان به حافظه‌ی‌صوتی و حافظه‌ی‌تصویری فرد اشاره کرد، اما باید گفت که در برابر چنین مسائلی نباید رویکرد تجویزی را پیش‌گرفت. چنانچه در تاریخ داستان‌نویسی ایران، نویسنده‌های مختلفی بوده‌اند که بنابر سلیقه‌ی خود گاه شکسته‌نویسی کرده‌اند و گاه خیر. به عبارت دیگر نمی‌شود برای چنین مسائل پویایی که همواره درحال تغییر و دگرگونی هستند، یک نسخه‌ی واحد نوشت.
Profile Image for Roshanak Haghighi.
5 reviews3 followers
December 5, 2024
من با قاعده‌ی کاهش هجایی که نویسنده گفته موافق هستم اما همینطور که خودش هم گفته، جامع و کامل نیست و به نظرم جاهایی بهش ایراد وارده؛ مثلا در مورد <<چه>> که می‌توان <<چی>> به کار برد. در اکثر شهرها به غیر تهران از کلمه چه استفاده می‌شود. نویسنده در کتاب برای رد کلمه‌ای چون <<نون>> به جای <<نان>> از این استدلال استفاده کرده است که بخاطر تفاوت بین تصاویر این کلمات باعث کند خوانی آنها می‌شود در حالی که <<چه>> هم می‌تواند شامل این استدلال شده و <<چی>> نوشته نشود و تعدادی مسئله دیگر که باید با مطالعه بیشتر در مورد آنها صحبت کن��.
Profile Image for Hamed.
68 reviews30 followers
October 27, 2015
نکته منفی این کتاب، قیمت بالای آن است (۶۰ صفحه، ۸۰۰۰ تومان!). ضمنا به دلیل حجم پایین کتاب، چاپ شدن آن به صورت مقاله معقول‌تر بود. نکته مثبت آن قاعده‌ای است که برای شکسته‌نویسی پیشنهاد کرده که جالب و کاربردی است
2 reviews
December 4, 2025
کلیات قواعدی که آقای صلح‌جو خواسته ذکر کند را یادداشت کرده‌ام. لازم به ذکر است که با بعضی‌های‌شان زاویه دارم.

توجه داشته باشید که خواندن این نکات جای خواندن کتاب را نمی‌گیرد. داخل کتاب مثال‌های بیشتر و متنوع‌تری آمده است. موضوعات هم به‌نحو احسن توضیح داده شده‌اند.

شرح نکات مهم:
۱) آوردن واژه‌های شکسته به مدیریت نیاز دارد. هرچه تعداد شکسته‌ها بیشتر شود فشار بیشتری به خواننده می‌آید.
کتاب بنویسید نه کتیبه.

۲) شکسته‌نویسی در متن‌های خاص مانند آثار کلاسیک جایز نیست. مخاطب می‌پسندد که این متن‌ها لفظ قلم باشند. این کار فاصلهٔ زمانی و فرهنگی را برجسته می‌کند.

۳) از کلمات فارسی حافظهٔ بصری داریم، به همین دلیل شکسته‌نویسی باعث دشوارخواندن می‌شود. تطابق دادن حافظه با صورت شکسته زمان‌بر و انرژی‌بر است.

۴) مهم‌تر از اینکه واژه‌‌ها را شکسته بنویسیم این است که نحو جمله در دیالوگ‌ها شکسته باشد.

۵) اگر واژهٔ شکسته در نگاه اول شناسایی نشود، شکسته‌نویسی نادرست انجام شده است. مگر اینکه برای القای مفهومی جدید از واژه آشنایی‌زدایی شده باشد. مشابه کلمه «فیلمفارسی».

۶) مصوت‌های پایانی واژه‌ها تلفظ ضعیفی دارند پس هیچ نیازی نیست که در شکسته‌نویسی آنها را حذف کرد. چرا که در حالت عادی هم به شکل شکسته خوانده می‌شوند. برای مثال: ماست به جای ماس. فروخت به‌جای فروخ. رفت به‌جای رف.

۷) کلماتی را باید شکست که در گفتار هجای کمتری نسبت به نوشتار دارند.
برای مثال: هندونه به‌جای هندوانه. می‌گم به‌جای می‌گویم. می‌رم به‌جای می‌روم. می‌آم به‌جای می‌آیم و ...

۸) کلماتی که هجای‌شان ثابت بماند شکسته نشده و به فرم صحیح نوشتاری نوشته می‌شوند.
برای مثال: نان به‌جای نون. آن به‌جای اون. سوهان به‌جای سوهون. جوان به‌جای جوون. ماست به‌جای ماس. روان به‌جای روون. کردند به‌جای کردن. نادان به‌جای نادون و ...
فعل‌هایی مانند می‌خوابم و می‌خورم هم تغییر نمی‌کنند.

۹) در شکسته‌نویسی باید هویت و استقلال حرف اضافهٔ «به» را حفظ کرد. برای مثال: به‌ات به‌جای بهت.
به‌ام به‌جای بهم.
به‌اش به‌جای بهش.

۱۰) بهتر است در دیالوگ‌ها به‌جای علامت جمع «ان» از «ها» استفاده شود چرا که شکسته‌خوانی آن ساده است. برای مثال:
«درختان باغ» را نمی‌شود شکسته خواند.
«درخت‌های باغ» را می‌توان درختای باغ خواند.

۱۱) «را» به رو یا به ئو تبدیل نمی‌شود. برای مثال:
«کفش‌ها را» به‌جای کفشا رو.
«زبانت را» به جای زبانتو.

۱۲) «است» به کسره تبدیل نمی‌شود و به همین شکل استفاده می‌شود.

۱۳) «هم» به‌شکل کامل می‌آید و م نوشته نمی‌شود.
«هنوز هم» به‌جای هنوزم.

۱۴) «مرا» بهتر است به‌شکل من‌ را نوشته شود. «من را» در ذهن خواننده به «منو» تبدیل می‌شود
Profile Image for Ali zand.
98 reviews3 followers
November 30, 2024
صلح‌جو معتقد است که آدمی افزون‌ بر حافظهٔ صوتی که شکل ملفوظ واژه‌ها را در خود نگه می‌دارد، حافظهٔ بصری (تصویری) نیز دارد. این بخش از حافظه، به‌محض دیده‌شدن واژه‌های آشنا، در شناسایی سریع آن‌ها یاری‌رسانی می‌کند.
شکسته‌نویسی افراطی و بی‌حدومرز، فرایند خواندن متن را با اخلال مواجه می‌کند؛ به این معنا که وقتی انسان با صورت نوشتاری ناآشنایی از کلمات برای بار نخست روبه‌رو می‌شود، ذهن او در بازشناسی آن با کمی تأخیر عمل می‌کند و خواندن متن به‌کندی صورت می‌گیرد. از همین‌ رو، ضروری است برای شکسته‌نویسی محدودیت‌هایی قائل شد. از سوی‌ دیگر، شکسته‌نویسی در متن داستانی امری اجتناب‌ناپذیر است و در شخصیت‌پردازی و لحن‌پردازی شخصیت‌ها بسیار حائز اهمیت.

به‌عقیدهٔ نویسندهٔ این کتاب، اگر در نوشته، نحو گفتار رعایت شده باشد، خواننده به‌سادگی می‌تواند نوشته را در ذهن خود، به‌صورت شکسته بخواند؛ مثلاً این جمله کاملاً مطابق نحو گفتار نوشته شده:

اگر تا دو ساعت دیگر نیاید، راه می‌افتم می‌روم خانه‌اش (صلح‌جو، ۱۳۹۱: ۱۰).

و در ذهن خواننده به صورت شکستهٔ زیر خوانده می‌شود:

اگه تا دو ساعت دیگه نیاد، راه می‌افتم می‌رم خونش (صلح‌جو، ۱۳۹۱: ۱۰).

قاعدهٔ شکسته‌نویسی صلح‌جو، حکم می‌کند که برخی چیزها را شکسته بنویسیم و برخی را شکسته ننویسیم. این کار خودبه‌خود متن را آمیخته‌ای از واژه‌های شکسته و ناشکسته می‌کند، متنی که نه این است و نه آن.
به این سطرها که از متن کتاب بیرون کشیده شده، دقت کنید. این‌ها نمونهٔ متنی است که نویسندهٔ کتاب آن‌ها را درست و مطابق اصول پیشنهادی خود می‌داند.

ـ بچه‌ها کجاند؟
ـ خارج‌اند.
ـ به‌اش کمک می‌کنند؟
ـ کمک نمی‌کنند که هیچ، پولش را هم از چنگش درمی‌آرند.
ـ حالا می‌خواید چکار کنید؟
ـ شاید ببریمش خانهٔ سالمندان. البته خودش نمی‌خواد

فعل «کجاند» نه کتابی است، نه محاوره‌ای. در محاوره می‌گوییم «کجان» و در نوشتار می‌نویسیم «کجایند». این مطلب دربارهٔ «درمی‌آرند» نیز صادق است. این فعل در محاوره «درمی‌آرن» و در نوشتار «درمی‌آورند» است.

در این چند سطر، کلمه‌هایی مانند «بهش»، «می‌خواید»، «ببریمش» و «نمی‌خواد» به‌شکل محاوره‌ای و شکسته آورده شده و در مقابل، «خارج‌اند»، «می‌کنند»، «نمي‌کنند»، «را» و «خانه» به‌شکل ناشکسته و معیار آورده شده است.
Profile Image for Ali Khomāmi P..
23 reviews8 followers
April 9, 2022
نویسنده پیِ این بود که قاعده و قانونی برای شکسته‌نویسی پیشنهاد بده بلکه این آشفتگی‌ها سامانی بگیرند.

اگر بخوایم در یک جمله کتاب رو خلاصه کنیم این‌طور می‌شه:
اگر واژه یا عبارتی در گفتار و نوشتار دقیقاً به یک تعداد هجا داشتند، حالتِ نوشتاری و معیار رو حفظ می‌کنیم و شکسته‌نویسی نمی‌کنیم:
مثلاً نان تبدیل به نون نمی‌شه.
اما اگر حالتِ گفتاری کوتاه‌تر و کم‌هجاتر بود، آن‌گاه شکسته‌نویسی می‌کنیم:
می‌روم (می-رَ-وَم) ← می‌رَم (می-رَم)
البته که بی‌استثنا هم نیست:
چه←چی
چه‌گونه←چه‌طوری، چه‌جوری

•واژگانی که ریختِ (ص‌م‌ص‌ص) دارند —مثلاً ماسْتْ— هرچند چیزی شبیهِ «ماس» تلفظ می‌شند، نباید شکسته بشند.

• نویسنده درباره‌ی این حرف نمی‌زند که وقتی برای بازیگر یا صداپیشه متنِ محاوره می‌نویسیم باید چه کنیم.

• هرچند دلیلِ زبانی یا ادبیِ درستی براش ندارم، اما با حرفِ ایشان که «را» تبدیل به «رو» نشه چندان موافق نیستم و دقیقاً نمی‌دانم چرا :)

• یک ترفندِ جالب هم که در کتاب بهش اشاره شده بود این بود: اول جمله رو به‌صورتِ گفتاری و کاملاً شکسته بنویسید، بعد تک‌تکِ واژگان رو تبدیل به معیار کنید (با توجه به قواعدِ یادشده)، با این کار نحوِ جمله هم گفتاری می‌شه.

• همه‌ی این داستان‌ها و قواعد برای این بود که حافظه‌ی بصریِ فارسی‌زبان از واژگان تا جایی که می‌شه به‌هم نریزه.

من که دوست‌اش داشتم و باید روی شکسته‌نویسیِ خودم کار کنم.

شنبه، ۲۰ فروردینِ ۱۴۰۱، سحرِ روزِ هفتمِ رمضان
Profile Image for Kourosh Ghaniyoun.
80 reviews2 followers
July 2, 2023
نویسنده کتاب معتقده که شکسته‌نویسی حدی داره و فقط باید واژگانی رو شکست که صورت گفتاری‌شون تعداد هجاهای کمتری نسبت به صورت نوشتاری‌شون داره (مثلاً مجازه که «می‌روم» بشه «می‌رم»، ولی نباید «چمدان» رو «چمدون» یا «رفتند» رو «رفتن» نوشت). نویسنده در تکمیل عقیده‌اش ادعا می‌کنه که خواننده ایرانی طبق عادت شکسته‌خوانی می‌کنه و لازم نیست نویسنده تمام کلمات رو به‌صورت محاوره دربیاره و لقمه جویده در دهان مخاطب بذاره. چه‌بسا افراط در شکسته‌نویسی باعث بشه که خواننده، به‌دلیل عدم آشناییِ بصری با صورت نوشتاری کلمات شکسته‌شده، نتونه متن رو سریع مطالعه کنه.
برای منی که دنبال راهی صحیح برای شکسته‌نویسی در ترجمه‌ام، صفحات اول کتاب جذاب بودن و حتی فکر کردم الگوی مورد نیازم رو پیدا کردم. اما در مطالعه کتاب پیش‌تر رفتم و فهمیدم که این الگو چندان کاربردی نیست. وقتی با متنی که خود نویسنده با روش پیشنهادیش شکسته‌نویسی کرده مواجه شدم، حس خواننده سردرگمی رو داشتم که مدام وسط متن سکته می‌زنه و به تردید میفته که با یک متن رسمی روبروئه یا یک متن محاوره‌ای.
آقای صلح‌جو درست می‌گن که فرهنگستان باید الگوی معیاری برای شکسته‌نویسی ارائه بده اما فکر نمی‌کنم الگوی پیشنهادی ایشون بتونه چنین نیازی رو مرتفع کنه. حس شخصیم اینه که در روزگار فعلی، خوانندگان جدید (و همینطور نویسندگان و مترجمان جوان) تمایل ندارن به ادبیات خشک کتب قدیمی پایبند بمونن و گه‌گاه شکسته‌نویسی افراطی واکنشی به سنت جاافتاده ادبیاته.
Profile Image for FATEMEH.
159 reviews13 followers
May 14, 2024
این کتاب بر اساس مقالهٔ «بشکنیم یا نشکنیم» از همین نویسنده در پاسخ به مطلبی که منوچهر انور در باب «شکسته‌نویسی» در مقدمهٔ ترجمهٔ کتاب «عروسکخانه» از هنریک ایب��ن نوشته، تألیف شده است.
به نظر من بسط آن مقاله به این حد، کمی زیاده است. گرچه مقاله بسیار مفید و شیرین است، کتاب مطالبی را مطرح می‌کند که خالی از اضافات نیست.
ضمن اینکه شخصا با این نوع تعیین قواعد برای شکسته‌نویسی (به صورتی که در کتاب آمده) موافق نیستم.
در کل، خواندنش مفید است و خالی از لطف نیست.
برای اطلاعات کامل‌تر کتاب «فارسی شکسته» به کوشش امید طبیب‌زاده بسیار راهگشاست.
Profile Image for Ara.
50 reviews
August 17, 2020
برعکس تمام کتاب های طویلی که توی دبیرستان موقع درس زبان فارسی و در دانشگاه به خوردمان داده بودند که هم اعصاب پولادین می خواست واسه تمام کردنش و هم یک سلیقه کج که حرفها و نظراتشان همه به دلت بنشینه، کتاب آقای صلح جو فقط توی 60 صفحه تکلیفت را مشخص می کند و 95 درصد حرفها و نظراتشان هم با عقل جور درمی آد.
اگر به دنبال فعالیت در زمینه نویسندگی یا مترجمی هستید این کتاب به شدت پیشنهاد می شه.
Profile Image for Ali Rad.
3 reviews
December 26, 2022
درود بر دوستان گرامی،

از نظراتِ خیلی مفیدی که دوستان در این‌جا داده‌اند بسیار استفاده کردم. به‌ویژه نظرِ جناب محمد یوسفی‌شیرازی عالی است! سپاس از ایشان و همهٔ عزیزان.
کتاب رو هنوز نخونده‌ام ولی با خوندنِ این نظرات، ازَش یک درکِ عالی پیدا کردم.

با احترام،
علی
Profile Image for Reza.
11 reviews
May 14, 2019
کتاب آموزنده‌ای بود... 5/5
تصمیم گرفتم کتاب‌های دیگر اقای صلح‌جو را بخونم.
Displaying 1 - 30 of 32 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.