در دامگه حادثه که به شیوه تاریخ شفاهی تهیه شده، حاصل گفت و گوی عرفان قانعی فرد، محقق و مترجم است با پرویز ثابتی مدیر امنیت داخلی ساواک.
پرویز ثابتی که در زمان سه رئیس ساواک، از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۷ به عنوان فرد دوم ساواک و مسئول اداره بررسی های سیاسی، و مدیر امنیت داخلی کشور بوده است، پس از سی و سه سال سکوت سرانجام در این کتاب، از این غار اسرار پرده برداشته است.
کتاب خوبی بود و اطلاعات خوبی هم داشت برای قضاوت من خیلی زود و مطالعه ی بیشتری تاریخ معاصر این ممکلت لازم داره تا بشه بهتر نتیجه گیری کرد. حرفهایی که چون راز سر به مهر نگفته ماندند و آدمهایی که این رازها را با خود دفن کردند نتیجه گیری و شناخت بهتر تاریخ معاصر این مملکت را سخت تر و پیچیده تر کرده. پ.ن:پاورقی های خیلی خوبی داره پر از اطلاعات کامل که خودش میتونست کتاب مجزایی باشه. به تاریخ 98/3/4
وقتی این کتاب را می خوانی با خود می گویی: واااای چه کتاب جالبی چه اتفاقات عجیبی من نمی دونستم فلانی تریاکی بوده یا اون یکی خودش عامل ساواک بوده یا شریعتی چرا یهو مرده یا چه نقشه های جالبی ساواک طرح کرده خوب شد این کتاب را خوندم و به وقایع پشت پرده تاریخ معاصر ایران پی بردم اگه نخونده بودم در حالت جاهلیت می مردم و ... اما واقعاً چقدر میشه به اطلاعات و اتهامات آمده در این متن اعتماد و اعتنا کرد؟ بسیاری از اتفاقات ذکر شده در این کتاب منبعی به غیر از خود ثابتی ندارند در مورد بعضی دیگر حتی مستندات به خلاف آن شهادت می دهند البته بعضی هم پذیرفتنی یا قابل پی گیری هستند به هر حال این کتاب با همه جذابیتش نمی تواند متنی برای نگارش یا تصحیح تاریخ ایران باشد می شود آن را خواند و گزینه های احتمالی غیررسمی را در کنار گزینه های تاریخ رسمی در گوشه ذهن قرار داد همین
ثابتى به شيوه معهود يك افسر اطلاعاتى بيان خاطرات را به واپسين سالهاى پس از انقلاب اسلامى وانهاد. با دروغهايى روشنفكر نمايانه كه البته رگه هاى تلخى از حقايق در آن به چشم ميخورد و عامدانه از فساد اخلاقى و مالى آنان در ميگذرد و رندانه عرفان قانعى فرد را انتخاب كرده كه هم از لحاظ سنى و هم شرايط فكرى چونان هوادارى اين گفتگو را ترتيب داده است. گفتگوهاى تاريخ شفاهى لاجوردى در هاروارد صد مرتبه به اين مصاحبه برترى دارد.
مصاحبه با پرویز ثابتی قطعا کار بزرگی بوده اما مصاحبه کننده جناب عرفان قانعی فرد چنان ناشی و ذوب در ولایت پهلوی ست که ارزش این کتاب رو پایین اورده قانعی فرد سرشار از عقده و کینه ست و این عقده و کینه خودش رو نسبت به مصدق نمیتونه پنهان کنه .درین کتاب میشه گفت ثابتی متکلم وحده ست و قانعی فرد دستمال کش. البته از کسی که جعل شخصیت میکنه ،به دروغ مدعی داشتن مدرک دکترای زبانشناسی از کمبریج رو داره درحالیکه اسمی از ایشون در آرشیو فارغ التحصیلان کمبریج نیس و از همه بدتر کتاب خاطرات جلال طالبانی رو بر اساس تراوشات ذهنی خودش مینویسه و اون رو به جلال طالبانی منتسب میکنه انتظار شرافت نیست ولی کتاب رو باید خوند برای خوده ثابتی و حرفهاش و بخاطر پفیوزی به اسم قانعی فرد نباید از خیر کتاب گذشت
نفس اینکه شخصیتی مثل پرویز ثابتی راضی به بازگو کردن خاطراتش شده باشه اهمیت این کتاب رو روشن میکنه اطلاع از نگاه یکی از بالاترین مقامات ساواک که مسلما نقش مهمی قبل از انقلاب در اداره جامعه داشته و از نزدیکترین زاویه ممکن ناظر روی دیگری از انقلاب بوده کمک زیادی به فهم مسیر انقلاب ۵۷ میکند خاطرات ارزشمند پرویز ثابتی در تحلیل علل رخدادهای سالهای ۴۲ تا۵۷ کمک کننده به هر تاریخ دوستی است
برای کسی که به مطالعه تاریخ انقلاب علاقمند است, خواندن روایت های شخصیت های وابسته به گروههای مختلف و بررسی تفاوت فراوان این روایت ها از لذت خاصی برخوردار است. علاوه بر خواندن روایت مخالفان شاه, از روایت پرویز ثابتی هم که از مغزهای اطلاعاتی رژیم گذشته و زمانی فرد شماره دو ساواک بود, نباید چشم پوشید. او در این کتاب که حاصل گفتگوی عرفان قانعی فرد با اوست, به بازگویی مطالب زیادی از جمله علت و ریشه های سرنگونی رژیم شاه, بیان درگیری های ساواک با گروههای مسلح مانند مجاهدین خلق و چریک های فدایی خلق (در این میان او به چگونگی کشته شدن حمید اشرف و لیاقت و ورزیدگی او اشاره می کند که بسیار خواندنی است), روش های ساواک برای آتو گرفتن از بعضی آخوندها و روشنفکران و در نتیجه ساکت کردن آنها, سابقه برخی مقامات دوره پهلوی و جمهوری اسلامی, رابطه قدرتهای خارجی با شاه و مخالفان او و بسیاری نکات دیگر اشاره می کند. البته پرسش های مصاحبه کننده می توانست روشن تر, چالشی تر و متنوع تر باشد.
بخش جالبی از کتاب (بی هیچ اظهار نظری درباره درستی یا نادرستی آن!):
"در اینجا باید به مطلبی اشاره کنم که برای خود من هم معمای حل نشده است. در همان سال 1977, CIA یک سرلشگر چک که به آمریکا پناهنده شده بود را به ایران آورد تا تجارب و اطلاعات خود را در ارتباط با شوروی ها با ما در میان بگذارد. او که قبل از فرار مدتی رییس دستگاه اطلاعاتی ارتش چکسلواکی بود, درباره تماس شوروی ها با گروههای چریکی در ایران, اطلاعاتی داد و ضمنا خیلی صریح و قاطعانه گفت: "شوروی ها یک برنامه 10 ساله برای سقوط رژیم شاه در ایران دارند که باید در سال 1979(1357) به نتیجه برسد!" شما می توانید نام این سرلشگر را در اینترنت پیدا کنید."
3.8 stars مصاحبه با پرویز ثابتی رییس اداره سوم( امنیت داخلی) ساواک که از دهه ۲۰ شمسی تا انقلاب ۵۷ به شرح وقایع سیاسی و امنیتی آن دوران می پردازد مصاحبه کننده در بسیاری از مواقع با ذکر پی نوشت های طولانی اقدام به معرفی و شرح تکمیلی حوادثی که در مصاحبه مختصرا به آن اشاره می شود ، می کند که برای علاقه مندان تاریخ معاصر مفید و قابل بهره برداری است
ثابتی به عنوان یکی از افراد مهم و شناخته شده که به سبب شغلش دارای اطلاعات زیادی است عوامل مهم در انقلاب ایران را این چنین عنوان می کند اول: نرمش شاه در برابر درخواست های آمریکاییان خصوصا کارتر که با شعار حقوق بشر وارد کاخ سفید شده بود دوم حمایت جدی آمریکاییان خصوصا وزارت خارجه ( سایروس ونس) و سفیر امریکا ( سولیوان) از جبهه ملی و نهضت آزادی و معرفی آنها به عنوان آلترناتیو در حالیکه مشاور امنیت ملی کارتر ( برژنسکی) موافق حفظ شاه در قدرت بود سوم اقدامات تسهیل کننده سپهبد مقدم آخرین رییس ساواک در آزاد کردن زندانیان سیاسی و اعضای جبهه ملی و نهصت آزادی در حوالی خرداد و تیر ماه سال ۵۷ که البته با وجود این خدمات برجسته، وی در سال ۵۸ اعدام شد
در مجموع این اثر به نحو کامل و جامع خواننده را با شخصیت های سیاسی آن دوران و گروه های مبارز نظیر حزب توده، چریک های فدایی خلق، جبهه ملی، نهصت آزادی، فداییان اسلام و... آشنا می کند
ایدهی متواتری که خوانش این کتاب به شما خواهد داد، این هست که بعد از "انقلاب" تغییرات چندانی در ساختار و هویت قدرتمندان (که جای مدیران و سیاستمداران رو اشغال کردن) صورت نگرفته و تفاوت چندانی تو مدل حاکمیتی ایران اتفاق نیفتاده. تو این کتاب بارها به شخصیت متزلزل محمدرضا پهلوی و نقش این تزلزل در فروپاشی نهاد سیاسی و پادشاهی ایران اشاره شده. با توجه به این که هم مصاحبه کننده (عرفان قانعی فرد) و هم مصاحبه شونده (پرویز ثابتی) از طرفداران پر و پا قرص نظام پهلوی هستن، خوندن این شبه اعترافات از زبان این افراد جای تفکر و شگفتی بسیاری داره. کتاب 900 صفحهاس و حجم بالایی داره ولی با توجه به حالت گفتوگویی که در کتاب هست، چندان خسته کننده نیست.
کتابی خوبی ست راجع به تاریخ معاصر از زبان یکی از مقامات امنیتی رده بالا پهلوی به جز به بیراه رفتن مولف و پاورقی های زیاد و استناد به اسناد جعلی مانند خاطرات فردوست که در زندان و توسط وزارت اطلاعات چاپ شده و هر عقل سلیمی در غرضش شک نمیکنه در صحت حرفهای ثابتی من تا وسطهای کتاب شک نکردم چون راحت در کنار تمجید درباری فساد اطرافیان دربار و مقامات میگه حتی اشرف و از تزلزلهای شخص شاه .باری برای من که تاریخ معاصر رو دنبال میکنم تناقضی آنچنانی ندیدم و حرفهاشو بقیه اسناد تایید میکنن در ضمن بعد از حدود چهل سال از پایان پهلوی و مرگ خیلی از آدمهای اون موقع و چندین دهه سکوت آخر عمری چه انگیزی برا دروغ داره . .اگه منفی هم نگاه بکنی حداقل راجع به نگاه و موضع و سیستم ساواک یه اطلاعات خوبی میده
بهترین کتابی که به جرات میتونم بگم بخش قابل توجهی از وقایع انقلاب و شخصیتهای اون رو به خواننده میشناسونه خصوصا کسانی که علاقه مند به شناخت تاریخ معاصر هستند. گنجینه تاریخ معاصر به تعبیری. باید منتظر ماند تا کتاب دیگر ایشون هم به انتشار برسه
در مجموع کتاب خوبی بود ولی جناب قانعی فرد کاملا تحت مدیریت و تاثیر پرویز ثابتی بود؛ هیچ نگاه انتقادی و یا چالشی با ایشان نداشت. همچنین جناب ثابتی خیلی خیلی زیرکانه در بسیاری جاها از پاسخگویی طفره میرفت و خیلی از ناگفتههایش را نگفت.
قاعدتا انتظار اینکه هر شخصی حتی من و شما،به عملکرد خود انتقاد کنیم،خیلی سخت و دور از انتظاره.اقای ثابتی هم در اینجا کاملا از عملکرد خودش دفاع کرده و حتی یه نقطه ضعف یا اشتباه از سمت خودش را بیان نکرده. با این حال کتاب حاوی اطلاعات مفید از پشت پرده انقلاب است که بعضی هایشان برای من تازگی داشت
مطالعه ی آن چه رئیس اداره کل سوم ساواک (اداره کل سرکوب) درباره انقلاب و مردم و حکومت شاه می گوید قطعاً جالب است اما چشم را هم نباید بر بی انصافی های پرویز ثابتی بست.
واقعاً نمیدونم چرا این کتاب رو اینقدر دیر خوندم. در دامگه حادثه فقط یه گفتوگو با پرویز ثابتی نیست؛ یه سند زنده و بیواسطه از تاریخ معاصر ایرانه، اون هم از زاویهای که سالها در سایهی سانسور، تحریف، و روایتهای ایدئولوژیک دفن شده بود.
عرفان قانعیفرد با صبر، دقت و هوش، موفق شده یکی از حساسترین چهرههای دستگاه امنیتی پهلوی رو به صحبت بنشونه؛ و حاصلش کتابیست که لحنش نه دفاعیهی بیچونوچراست، نه محاکمهی کور. بلکه روایت یک نسل از داخل سیستم است؛ نسلی که با همهی ضعفها و خطاها، دغدغهی ایران داشت، امنیت ملی میفهمید، و تا لحظهی سقوط ایستاد.
پرویز ثابتی در این گفتوگوها، بدون شعار و اغراق، پشتپردهی بسیاری از وقایع مهم مثل ظهور گروههای چپ، تعاملات با روحانیت، تهدیدات شوروی، نقش آمریکا، و حتی ماجرای ۵۷ را تشریح میکند. چیزی که از دل این روایت بیرون میاد، تصویریست از یک ایران گرفتار توطئه، ندانمکاری، و فریب ایدئولوژیها — و یک حکومت که در عین ساختن، درگیر سایههای خودش هم بود.
این کتاب برای من یادآور این حقیقت تلخ بود که چقدر تاریخنگاری ما یکسویه بوده؛ چقدر صدای کسانی که در سیستم پهلوی کار کردند، سانسور شده؛ و چقدر نسل ما نیاز به روایتهایی مثل این داره تا بفهمه اون دوران چی بود و چی نبود.
در دامگه حادثه فقط یک کتاب نیست؛ یه ضرورت تاریخیـه برای هر کسی که میخواد به دور از کلیشهها و افسانهسازیهای چپ و راست، به تاریخ نزدیکتر بشه.
به هر حال مصاحبه با ثابتي كه سال ها در ساواك پست بالايي داشته اتفاق مهمي هست. اما صحت تمام حرف هايي كه در مصاحبه گفته را نميشود پذيرفت. از دوستانش تعريف كرده و از هر كس بدش مي آمده هم اطلاعات فساد مالي و اخلاقي رو كرده. در كل خوب بود اما كاش صادقانه تر صحبت كرده بود.
unconventional review of history by Iran's notorious SAVAK agent, Parviz Sabeti. surprisingly, he comes across as moderate in temperament, immensely resourceful, admirably intelligent and unexpectedly outspoken. His unquestionable loyalty to the fallen Shah is understandable, if not acceptable, but one finds it difficult to brush over his crass misogynistic language. he seems at peace with what ensued and ready to accept the tragic fate of his revered Shah and the regime he so dutifully tried to guard against elements of communism and Islamism. it is unclear however, how much more he has or is willing to say about a history much distorted by allies and enemies alike.
من کتا را نخوانده ام اگر میشد که بخوانم خوب بود ونظرم را هم اعلام میکردم. اما اینکه یک جوان تهیه کرده ونویسنده سن کمی دارد بنظر کم لطفی است زیرا قرار نیست که فهم افراد جوان به ... ونادیده انگاری شود. زحمت کشیده شده ومن تحسین میکنم.آقای قانعی فر را