As unusually comprehensive survey of the main concerns of Sufism, The Path of God’s Bondsmen from Origin to Return is a summation of the Sufi tradition as it had developed by the seventh/thirteenth century. It first discussed the theoretical bases of Sufism, showing in conclusive detail their grounding in the Qur’an and the exemplary model of the Prophet Muhammad. It then turns to an examination of man’s inner morphology - the soul, the heart, and the spirit - the means of advancement on the Sufi path, and the supra-sensory phenomena that accompany spiritual progress. The work concludes with a section on the wayfaring of different classes, valuable for the light it sheds on the structure of classical Perso-Muslim society.
Abd Allāh ibn Muḥammad Najm al-Dīn Rāzī Born: 1177 Died: 1256 Abū Bakr 'Abdollāh b. Moḥammad b. Šahāvar b. Anūšervān al-Rāzī commonly known by the laqab, or sobriquet, of Najm al-Dīn Dāya, meaning "wetnurse" was a 13th-century Persian Sufi from Khwarezmia.
نجمالدین رازی با نام کاملتر نجمالدین عبدالله بن محمد بن شاهاورالاسدی الرازی همچنین مشهور به نجمالدین دایه یا نجم رازی از چهرههای تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است
پراهمیتترین کتاب نجم رازی به نام مرصادالعباد به تصحیح دکتر محمدامین ریاحی است. با وجود کثرت تالیفات نجم رازی، مرصادالعباد تحقیقاً شاهکار او است. چرا که از نظر نثر یکی از زیباترین و شورانگیزترین نوشتههای عرفانی است که در نیمه نخست قرن هفتم هجری، هنگام هجوم مغول تألیف شده است. این اثر به قدری مهم و پردامنه است که عرفای قدر اول بعد از نجم رازی از جمله مولوی و حافظ همگی به نحوی متأثر از آن هستند
آثار دیگر نجم رازی از جمله رساله عشق و عقل (معیار الصدق فیمصداق العشق، به تصحیح دکتر تقی تفضلی) و نیز مرموزات اسدی در مرموزات داودی (به تصحیح دکتر شفیعی کدکنی) است. نجم رازی چند اثر دیگر دارد به نامهای: تفسیر عربی نجم رازی به نام "بحر الحقایق و المعانی فی تفسیر سبع المثانی، منارات السائرین الی الله و مقامات الطائرین بالله (به عربی)، رسالةالطیور (به تصحیح دکتر محمدامین ریاحی)، سراج القلوب، حسرتالملوک و تحفةالحبیب
خیلی پرگویی دارد در باب دوم میگوید مریدان به اصرار از او "مجموعهای میخواستند قلیل الحجم کثیرالمعنی" ! بعید میدانم در تحصیل این دو هدف عالیه، به خصوص اولی موفق بوده باشد زیبایی خاصی که ندارد، معانی دینی هم که در قرآن و نهج البلاغه فراهم است. لذا خواندنش نه اهل ادبیات را چندان لذتی آورد و نه اهل عرفان را روزنهای بخشد
------------
پن: الآن که سه سال بعدتر و پیرتر از ریویوی اولم کتاب را مرور کردم دیدم باید بگویم به آن بدی هم که گفتم نیست، البته موافق حرف قبلیم هستم تماما ولی بالاخره در مقایسه با متون مشابه روزگاران دیگر و کشورهای دیگر حرفهایی برای گفتن دارد. لذا دوست داشتم به جای دو امتیاز دوونیم امتیاز بدهم.
«... در دیارعراق عراق صبر می کرد وبرامید آن که مگر شب دیجور این فتنه و بلا را صبح عافیت بدمد و خورشید سعادتی طلوع کند ، هرگونه مُقاسات شداید و محَن تحمّل می کرد تا از سرعورات واطفال نباید رفت و مفارقت دوستان و محبّان وترک مقرّ و مسکن نباید گفت . نه روی آن بود که متعلّقان را بجملگی ازآن دیار بیرون آرد ونه دل بار می داد که جمله را درمعرض هلاک وتلف بگذارد . عاقبت چون بلا بغایت رسید و محنت به نهایت و کار به جان و کارد به استخوان ، الضّرورات تبیح المحظورات بر می بایست خواندن ... و ترک جمله ی متعلّقان گفتن ... و عزیزان را به بلا سپردن... بی بلا نازنین شمرد او را چون بلا دید درسپرد اورا تا بدانی که وقت پیچاپیچ هیچکس مر ترا نباشد هیچ»
بارها و بارها در خلال خواندن مبهوت و متحیر شدم از این همه توانایی نجم رازی در عینی کردن امور غیرعینی بارها زیر و رو شدم از پنجره هایی که به رویم گشوده می شد بیهوده نبود که قاسم هاشمی نژاد این کتاب را میوه نیکوی حاصل دویست سال کوشش قلمی عارفان پارسی نویس، آخرین دستاورد مهم، نقطه اوج تالیفات طریقتی و ستاره قدر اول آن آسمان میدانست اما یکی از دریچه ها، در فصل اول باب سیم در بیان حجب روح انسان از تعلق قالب و آفات آن آمده است و بعضی بندگان باشند که حق تعالی حجاب از پیش نظر ایشان برگیرد تا آن جمله مقامات که عبور کرده اند از روحانی و جسمانی باز بینند و گاه بود که در وقت تعلق روح به قالب بعضی را از نسیان محفوظ دارند، اظهار قدرت و اثبات حجت را، چنانک شیخ محمد کوف رحمه الله در نیسابور حکایت کردی که شیخ علی موذن را دریافته بود که او فرمود مرا بر یادست که از عالم قرب حق بدین عالم میامدم روح مرا بر آسمانها میگذرانیدند. بهر آسمان که رسیدم اهل آن آسمان بر من بگریستند گفتند دیگرباره بیچاره ای را از مقام قرب به عالم بعد میفرستند، و از اعلی به اسفل میاورند و از فراخنای حظایر قدس به تنگنای زندان سرای دنیا میرسانند. بران تاسفها میخوردند و بر من می بخشودند. خطاب عزت بدیشان رسید که مپندارید فرستادن او بدان عالم از راه خواری اوست بعز خداوندی ما که در مدت عمر او در آن جهان اگر یک بار بر سر چاهی دلوی آب در سبوی پیرزنی کند او را بهتر از آنک صدهزار سال در حظایر قدسی بسبّوحی و قدّوسی مشغول باشد. شما سر در زیر گلیم "کل حزب بمالدیهم فرحون" بکشید و کار خداوندی من بمن گذارید که "انّی اعلم مالاتعلمون" و صلی الله علی محمد و آله اجمعین
كتاب، بر پنج باب و چهل فصل بنا شده و فهرست فصول، در مقدمهى آن آمده است. نثر كتاب، نثرى است ميانهى سبک و شيوهى خواجه عبدالله انصارى از حيث اسجاع پى در پى و ميانهى عبارات پختهى امام غزالى و نيز نثرى يكدست نيست؛ يعنى گاهى نثرى است مرسل كه به شيوهى نثرهاى سادهى علمى قرن ششم و هفتم تأليف شده و گاهى نثرى است داراى قرينهسازى و موازنه و سجعهاى پى در پى و مكرّر، مانند نثر خواجه عبدالله و قاضى حميدالدين و در خلال نثرها، آيات و احاديث و رباعىهاى لطيف و ديگر انواع شعر از پارسى و تازى كه بيشتر رباعىهاى آن از خود مؤلف است، يافت مىشود. غالباً ً اشعارى هم از سنائى و ديگر استادان قديم شاهد آورده است، ولى بدون ذكر نام شاعر و تنها دو رباعى به اسم و رسم از حكيم عمر خيام دارد.