Jump to ratings and reviews
Rate this book

نامه‌های تيرباران شده‌ها

Rate this book
پس از اشغال فرانسه توسط آلمان نازی در زمان جنگ جهانی دوم، حزب کمونیست فرانسه نهضت مقاومت «پارتیزان‌ها و تیراندازهای فرانسه» را تشکیل داد که در آن به غیر از کمونیست‌ها افراد دیگر هم عضو بودند و برای آزادی فرانسه مبارزه می‌کردند. گشتاپو بسیاری از اعضای جبهه مقاومت را طی ۴ سال فعالیت آن دستگیر و اعدام کرد. اعدامی‌ها اجازه داشتند ساعاتی قبل از اجرای حکم برای خانواده خود نامه بنویسند. اولین بار ۸۰ نامه در سال ۱۹۴۶ توسط انتشارات فرانس دابور گردآوری و چاپ شد که این کتاب ترجمه ۷۱ نامه از آن مجموعه است.
چاپ اول ۱۳۳۰
چاپ دوم ۱۳۵۷

210 pages, Paperback

First published January 1, 1946

5 people are currently reading
121 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
13 (23%)
4 stars
20 (35%)
3 stars
14 (25%)
2 stars
8 (14%)
1 star
1 (1%)
Displaying 1 - 22 of 22 reviews
Profile Image for Dream.M.
1,055 reviews670 followers
May 6, 2025
۷۱ نامه از پارتیزان های اعدامی فرانسوی، که درست چند ساعت قبل اعدام نوشته شده.
شبیه وصیت نامه شهدای دفاع مقدسه ، با این تفاوت که کمتر مذهبی و بیشتر شخصیه
راستش برام سواله، این نامه ها چقدر ممکنه سانسور شده باشن و آیا ممکنه مثل وصیت نامه تعدادی از شهدا ، ساختگی و جعلی باشن؟ ممکنه فقط نامه های ایدئولوژیک رو توی کتاب آورده باشه؟ چرا فقط نامه پارتیزان های چپ رو توی کتاب جمع کردن؟
بهرحال خوندن آخرین جملات یک انسان برای خانواده هاشون متاثرکننده بود .
من صوتیش رو از طاقچه شنیدم(^з^)-☆
Author 1 book315 followers
July 13, 2018
بازخوانی دوم بعد از پانزده سال. این کتاب مجموعه‌ ای است از نامه‌های پارتیزان‌های فرانسوی که به دست آلمان ها یا ارتش فرانسه دستگیر و سپس تیرباران شدند.
در میان اعدام شده‌ ها چند نفر سنی بالای سی سال داشتند و اکثرشان بین شانزده تا بیست ساله بودند. و اکثراً دارای فرزند. در میان نامه ها مطالب مشترک زیادی وجود داشت. نگرانی برای سرنوشت فرزندان، خواهش از بازماندگان برای برگراز نکردن مراسم ترحیم، درخواست از همسر برای ازدواج با مردی دیگر و... در آخرسرْ: زنده باد فرانسه! زنده باد آزادی! زنده باد حزب کمونیست!

اما آیا بعد از این کشتارها و مبارزات آسایش بر جهان حاکم شده است؟ مبارزه به خودیِ خود ارزشمند است اما به گمانم بزرگترین فایده‌ی تمدن این بود که به نام انقلاب یا دفاع از میهن، کشتار و شکنجه‌ی انسان‌ها تبدیل به امری جاری و قانونی گردید. و حتا امری شرافتمندانه.
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,183 followers
December 14, 2025
پیشانی از هجوم وقاحت کبود می‌شود
وقتی که بر مزار شهیدان عبور می‌کنند
وقتی که سینهٔ هوا را می‌شکافند
و باد جامه‌هاشان
بر شعار دیوارها
می‌دمد.
اینان که جامه‌های عزا را به‌عاریت
پوشیده‌اند
از قعر چشم خلق
میراث روشنای شهیدان را
بیرون می‌کشند
گـُل در نهیب تند گلوله شکفت
و اکنون کنار سنبله‌ها
اندام‌های کاکتوسی
سر بر کشیده‌اند.
کلپاسه‌های فربه از سوراخ‌های بیم
در هرم انقلاب خلایق
بیرون خزیده‌اند
وز شانه‌های مردم بالا می‌آیند.
و موج می‌زنند
در آفتاب پیروزی.
خورشید در تلآلؤ اندام‌های حمق
سرافکنده می‌رود.

محمد مختاری
Profile Image for محمد یوسفی‌شیرازی.
Author 5 books207 followers
November 1, 2015
عنوان این کتاب، به‌اندازه‌ای جذاب بود که فکر خواندنش از لحظه‌ی مواجهه با نامش به جانم افتاد. اسمش را چند سال پیش در یادداشتی در وب‌لاگی خواندم. نویسنده‌ی آن یادداشت، حسابی تعریف‌وتمجید کرده بود از آن؛ اما راستش من زیاد با آن ارتباط برقرار نکردم. اولین چیزی که پس از خواندن چند صفحه‌ای از کتاب توی ذوق می‌زد، ترجمه‌ی نه‌چندان مطلوب و ناگیرای کتاب بود. نثر آن هیچ تعریفی نداشت و به‌گمانم به‌نحو شایسته‌ای پرداخته نشده بود. از خواندن این اثر، بیش از همه، در پی ارضای حس کنج‌کاوی‌ام بودم درخصوص اینکه ماهیت مرگ چیست و آدمی هنگام رویارویی با آن، چه حس‌وحالی دارد؛ کنج‌کاوی‌ای که دیرزمانی‌است از سرم دست برنمی‌دارد و آزارم می‌دهد. کمابیش از تمام قشرهای جامعه کسانی یافت می‌شوند که یادداشت‌هایشان در این کتاب گرد آورده شده باشد؛ از نوجوان و جوان و میان‌سال. در نامه‌ها بعضی‌هایشان بی‌تابی می‌کنند؛ اما اغلبشان آرام و آسوده‌اند و این برایم شگفت‌آور بود. انتظار عجزولابه و فحش و ناسزا داشتم؛ ولی بیش‌ترِ این اشخاص، سرسپرده و تسلیم‌وار و پرطمأنینه مرگشان را پذیرفته بودند و درکمال‌خون‌سردی و ثبات، آخرین توصیه‌ها را به بازماندگانشان می‌کردند. البته تک‌وتوکی اضطراب و درماندگی نیز لابه‌لای نوشته‌ها به‌چشم می‌خورد؛ اما در مقایسه با شمار بسیارِ نوشته‌های پرامید و غیرمأیوسانه، این بی‌تابی‌ها ناچیز می‌نمود. به‌نظرم، اصلی‌ترین عامل این آسودگیِ دم مرگ، باورمندی و عقیده‌داشتن محکومان بود. تمام این محکومان دست‌کم بخش بزرگی از زندگی‌شان را در راه هدفی صرف کرده بودند که برایشان مقدس بوده و تا پای جانشان در راهش تکاپو کرده بوده‌اند؛ گیرم این عقیده، امروزه عقیده‌ای منسوخ و ردشده باشد مانند کمونیسم. چه‌بسا این عقیده‌مندی در لحظه‌ی جان‌سپردن، اصلی‌ترین خواهش و خواست و نیاز انسان باشد. بی‌عقیده‌مردن به‌گمانم خیلی دردناک باشد.
«خداحافظ تمام کسانی که دوستشان داشته‌ام و تمام کسانی که مرا دوست داشته‌اید.» (۳۱) «آخرین بوسه‌هایم برای شما.» (۳۱)
Profile Image for Roya.
762 reviews166 followers
December 4, 2025
2.5? ⭐️
من این کتاب رو با ترجمه‌ی "سعیده شکوری" از نشر نگر خوندم.
این کتاب مجموعه‌ای از نامه‌های سربازان کمونیست فرانسویه که قبل از تیرباران شدن توسط آلمانی‌ها نوشته شده‌اند.
شاید مورد انتقاد قرار بگیرم ولی هیچ‌وقت نتونستم به درستی این حس وطن‌پرستی تا پای مرگ آدم‌ها رو درک کنم برای همین در مواجهه با چنین موضوعاتی زیاد تحت تأثیر قرار نمی‌گیرم.
در عمده‌ی نامه‌ها سربازان مرگ رو پذیرفته‌اند و از خانواده‌هاشون تقاضا می‌کنند که اون‌ها هم با این حقیقت کنار بیان و بعد از اعدام براشون سوگواری نکنند و به زندگی عادی‌شون ادامه بدن اما در عین حال همواره اون‌ها رو به یاد داشته باشند.
اکثرا نگران اوضاع اقتصادی خانواده‌شون هستند و بهشون توصیه می‌کنند که از دولت به خاطر این جانفشانی و فداکاری طلب مقرری کنند تا امورات‌شون رو بگذرونن.
واقعا امتیاز دادن به نامه‌های انسان‌هایی که چند ساعت قبل از مرگ‌شون اون‌ها رو نوشتند رو درست نمی‌دونم ولی توصیه‌ای به خوندن این کتاب هم نمی‌کنم. تقریبا مثل خوندن وصایای شهداست که توی مدرسه مجبورمون می‌کردند بخونیم‌شون.
Profile Image for Mohammad Ali Shamekhi.
1,096 reviews312 followers
March 11, 2016

طبیعیه که خوندن نامه هایی از انسان های در شرف مرگ کلا چیز جالبی باشه؛ مرگ برای بسیاری یک وضعیت مرزیه که تعارف ها رو کنار می زنه و حقیقت انسان ها را بیرون می ریزه. از طرف دیگر نامه به دلیل کوتاهیش فشردگی ای داره که اونو خواندنی تر می کنه - اینکه نویسنده باید انبوهی خاطره و خواست و محبت و رنج و مهم تر از همه یک خداحافظی برای همیشه رو در چند بند بگنجونه

چند نامه ای که برایم جالب تر بودند اینهایند: نامه ی ژاک بودری، نامه ی ا. ل. شامپیون، نامه ی روژه روکسل، و نامه ی ساسلی

* چرا چندان وجدی در من حاصل نشد با خواندن کلیت نامه ها

در این نامه ها چیزهایی هست که باعث میشه من چندان باهاشون همدلی نکنم و منو غرق خودشون نکنن. مهمترین عامل در این بین سبک واحد خیلی از نامه ها است. انگار یک الگویی وجود دارد برای زندانی محکوم به مرگ - آن هم از نوع کمونیستش - که باید رعایت شود: 1) تأکید به اینکه ما زندگی را دوست داریم و برای زندگی است که مبارزه می کنیم؛ 2) تأکید به اینکه ما شجاعیم اما آنان که می مانند به شجاعت بیشتری نیاز دارند؛ 3) تأکید به اینکه خانواده ی اعدامی نباید اشک بریزد و باید "شایسته" ی شهامتی باشند که فرد مبارز از خود نشان داده است؛ 4) تأکید به اینکه آیندگان باید از ما یاد کنند، هرچند ما تنها مرحله ای از یک روندیم و نباید به امر مرده چسبید و اموری از این دست. خلاصه اینکه فردیت این آدم ها ذیل یک الگوی "قهرمان کمونیست" از بین رفته - البته واقفم که این فردگرایی یک منظره نه معیاری مطلق و خودش جای بحث داره. این سلطه ی نهاد را مثلا در بحث حمایت از بازماندگان می بینیم: در نامه های متعددی اعدامیان به خانواده ی خود تذکر می دهند که از مزایای سربازان کشته شده در جنگ استفاده کنند - یعنی یک سیستم است با باورها و بعد با تضمین های خودش که آدم ها را در خود مضحمل می کند و رضایتشان را هم فراهم می کند تا با کمک آنها به پیش رود

دیگر اینکه در این نامه ها با انسان هایی مواجهیم که هم خدا را می خواهند هم خرما را: هم به انترناسیونالیسم کمونیستی باور دارند، هم به وطن پرستی فرانسوی، هم به خانواده و عشق و محبت، هم بعضا به مسیحیت. منظور اینکه ملقمه ای هستند از اموری که معلوم نیست منطقا با هم جمع شوند

عامل دیگر نچسب بودن خیلی از نامه ها سن کم نویسندگان است. من بشخصه قهرمان بازی آدم حدود بیست ساله را بیشتر از جنس کله خری می دانم تا شجاعت. یک نوجوان یا جوان بیست سال و کمتر، تحت تأثیر تبلیغات است و دارای شوری نیازموده و امیدهای واهی. برای من مرگ چنین فردی ارزش فردی چندانی ندارد مگر از حیث کمی در یک نهضت بزرگتر. دلیلش هم این است که با شناخت همراه نیست

و در نهایت آخرین عامل دید نه چندان مثبت من، نفس گزینش این گونه نامه ها است. این گزینش رنگ و بوی تبلیغات برای حزب کمونیست دارد. چرا صرفا نامه های "قهرمانان" آمده؟ چرا کمونیست ها خیلی برجسته اند؟ و چراهایی از این دست
Profile Image for Amir .
592 reviews38 followers
July 2, 2012
http://vajizeha.blogfa.com/post-150.aspx
اینجا نوشتم در موردش

«پدر و مادر عزیزم! دوستان سلام! پایان کار است! آمده‌اند که ما را برای تیرباران شدن ببرند. به جهنم، مردن در منتهای پیروزی کمی تاسف‌آور است. اما چه اهمیتی دارد! اهمیت فقط در خیال آدمی است.» ته نامه هم امضا شده: «پیه‌روی شما.»
Profile Image for Erfan.
69 reviews5 followers
May 10, 2025
"شهامت، شهامت، شهامت، ما خواهیم مرد اما مبارزه برای شما پایان نیافته است."

این کتاب مجموعه‌ای از هفتاد و یک نامه است که توسط پارتیزان‌های فرانسوی در زمان جنگ جهانی دوم نوشته شده. همه این پارتيزان‌ها بعد از ارسال‌ این نامه‌ها برای خانواده و عزیزان‌شون توسط ارتش آلمان اعدام شدن. این مردان 16 تا 50 سال صرف دفاع از وطن دستگیر و محکوم به اعدام شدند.
این مجموعه توسط لویی آراگون نویسنده و شاعر گردآوری شده تا ادای احترامی به سربازانی باشه که با امید آزادی برای فردا می‌جنگن.

این کتاب برای من خیلی عمیق بود. از همون لحظه‌های اول باعث شکل گرفتن بغضم شد. چون انگار صحنه‌های آشنایی رو می‌دیدم. انسان‌های آزاد و با شرافتی که با وجود سن کم از مرگ نمی‌ترسن، زیر بار زور نمی‌رن و با غرور به استقبال مرگی میرن که براش آماده نبودن اما به اون‌ها تحمیل شده‌.
در بخشی از یکی از نامه‌‌ها نوشته شده:

"اگر من در جوانی میمیرم برای اینست که زندگی را دوست میدارم و می‌خواستم که زندگی زیبا باشد و آنرا برای همه زیبا سازم: فداکاری ما بیهوده نخواهد بود و شما روزهای بهتری را خواهید. آخرین افکار من متوجه شما خواهد بود و عکس هر دوی شما تا آخرین لحظات بر روی قلبم خواهد بود.

پ.ن: روی امضایم را بوسیده‌ام این آخرین بوسه من برای توست، عشق من"

بخش قابل تاملی که درمورد این آدم‌ها وجود داره اینکه تعداد کثیری از اون‌ها توسط پلیس فرانسه دستگیر و به آلمان تحویل داده شدن تا اعدام بشن‌ و دونستن این موضوع افکار زیادی رو توی سرم شناور کرد اما این بیت سعدی از هر افکاری پررنگ‌تر بود که میگه:
"از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟"
با وجود اینکه فرانسه به این آدم‌ها خیانت کرد اون‌ها هرگز دست از عشق نکشیدن و ادامه دادن تا جلوی نسل‌های بعد از خودشون سربلند باشن و امروز آخرین نصيحت، بوسه، عشق، اشک و وداع‌ اون‌ها توی یک کتاب به جا مونده که توصیه می‌کنم بخونیدش، چون بغضی توی کتاب نفهته است که سال‌هاست برای ما آشناست.
Profile Image for Andisheh Mofidi.
17 reviews55 followers
October 19, 2015
نمی دانم آیا کسی هست که بتواند این نامه های تیرباران شده ها را بخواند بی اینکه چشمانش از اشک لبریز شود و بی اینکه ، با اصطلاح حقیر و نارسائی که داریم ، قلبش در هم فشرده شود . اگر چنین کسی هم هست من از او بیزارم . لوئی آراگون ۱۹۴۶
Profile Image for احسان.
120 reviews16 followers
March 17, 2009
مجموعه آخرین نامه های قبل از اعدام 71 نفر از پارتیزان ها و اعضای جبهه مقاومت فرانسه و حزب کمونیست فرانسه که از سال 1940 تا 1944 بوسیله نیروهای گشتاپو اعدام شدند.
آقای پدر در صفحه اول کتاب نوشته: "به یاد کسانی که قبل از اعدام اجازه نیافتند نامه ای بنویسند" .. مهرماه 1364.
Profile Image for Panthea.
106 reviews37 followers
September 20, 2012
بد بود
کتاب نه، کلن بد بود
درد داشت
Profile Image for K1 Beena.
40 reviews6 followers
collections
December 25, 2025
یعنی تابلوئه که سعیده شکوری، مترجم گرامی، هیچ وقت اصل فرانسه این کتاب رو ندیده به جاش ترجمه محمود تفضلی (مال سال ۱۳۳۰) رو برداشته بازنویسی کرده به اسم خودش جا زده.
لویی آراگون هم هیچ ربطی به این نامه‌ها نداره. آراگون یه شعر درباره یه سری اعدامی جنگ گفته که نامه‌هاشون تو این کتاب نیست ولی شعر آراگون هست، نشر نگر هم برای فروش کتاب اسم لویی آراگون رو انداخته پشت کتاب. این شعر رو هم محمود تفضلی پیدا کرده بود و در انتهای ترجمه‌اش، مال ۱۳۳۰، آورده
❗کتاب‌سازی❗
کتاب تفضلی مجانی تو اینترنت پیدا میشه همونو بخونین
Profile Image for Omid.
70 reviews2 followers
March 16, 2018
کتاب جالبی بود. نامه ها با تقریب خوبی محتوی یکسانی داشتند.
همشون اشاره میکردند که شهامت دارند، تقاضا میکردند که شهامت داشته باشید. سوگواری نکنید. من در راه وطن مردم. افتخار کنید به من.
اکثرا از همسرانشون تقاضای تجدید زندگی داشتند و همشون به شدت به دنبال توتون وسیگار بودند.

عملا خوندن یک نامه یا خوندن کل کتاب خیلی فرقی نداشت.

آدم حس میکنه یکم دچار شستشوی مغزی شدند یا ایینکه من آدم بی روحی هستم.
Profile Image for Schahin.
125 reviews
December 8, 2023
پدر و مادر عزیزم ، از لاسنته برایتان نامه می نویسم. ساعت ده دقیقه به یک بامداد است. الان خبر دادند که امشب اعدام خواهیم شد....
پدر و مادر محبوبم، من سر ساعت ۴ اعدام خواهم شد. این خبر را تازه شنیدیم و با دوستانم در کمال آرامش در انتظار آن لحظه ایم...
.توی هیچکدوم از نامه ها عجز و لابه ای برای مردن نبود. تکان دهنده بود که نگارنده این نامه ها چند ساعت بعد مردن،همگی.

نسخه ای که خوندم جمع آوری لویی آراگون بود و چاپ نشر نگر.
10 reviews
September 3, 2023
به نظرم کتاب جالبی بود از چندین جهت:
اول اینکه پایبندی اعضای پارتیزان به هدف و ایدئولوژی، دوم اشتراک دغدغه های انسانی در آخرین لحظات زندگی، سوم آمال و آرزوهای در دل مونده افراد، چهارم درک احساسات یک انسان که در آخرین ثانیه های زندگی و... .
واقعا چقدر زندگی در برابر بعضی اهداف مثل آزادی حقیره🙁
ارادتمند
آرش🫡.
Profile Image for Niloofar Safaei.
3 reviews5 followers
December 15, 2022
آن یک که معتقد به خدا بود
و آن یک که نبود
خونشان جاری‌ست
می‌رود تا خاکی را که همیشه دوست داشت در بر گیرد
تا از گرمی عشق گرمشان در روزهای فصل نو
انگور معطر رسیده شود.

زنده باد مردمی که مبارزه می‌کنند و می‌جنگند...
Profile Image for Dawn.
5 reviews
February 2, 2023
ژان روبرت (در ۲۲ آوریل ۱۹۴۳ با گیوتین اعدام شد): روز درخشانی که در آن مردم انتقام خودرا باز خواهند گرفت خیلی دور نیست و مردم و ملت فرانسهٔ ما آخرین آنها نخواهند بود.به پیروزی اطمینان داشته باشید که خیلی به شما نزدیک است.
Displaying 1 - 22 of 22 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.