مهرانگیز دولتشاهی دربارهی خیلی چیزها تو این مصاحبه صحبت میکنه. خانوادهاش قجریان و به همین دلیل کمی دربارهی قجرها و وضعیتشون صحبت میکنه. داییش هم که خب صادق هدایته و داستانای بامزهای ازش تعریف میکنه. اوایل جوانیش مصادف بوده با کشف حجاب و چیزهای جالبی داره برای تعریفکردن. سر جنگ جهانی دوم با همسرش گیر میکنن تو آلمان و واقعا تجربههای شنیدنیای رو نقل میکنه. بعدش که میاد ایران، هم فعالیتهاش تو جمعیت زنان جالبه و هم داستانهایی که سر حق رای و نمایندگی مجلس و سفارت داشته. واقعا متانت و در عین حال قدرت این زن رو در امور سیاسی پسندیدم. رابطهی نزدیکی هم با دربار پهلوی داشته و برام جالب بود از زبون اون توصیف دربار پهلوی رو بشنوم. هرچند که خیلی همراستا نیستم در ستایشی که نسبت به خاندان پهلوی داره.