Jump to ratings and reviews
Rate this book

ققنوس

Rate this book
عنوان: ققنوس- یم نمایشنامه برای خواندن؛ نویسنده: محمود دولت‌ آبادی؛

62 pages, Paperback

First published January 1, 1983

1 person is currently reading
109 people want to read

About the author

محمود دولت‌آبادی

79 books1,384 followers
Mahmoud Dowlatabadi is an Iranian writer and actor, known for his promotion of social and artistic freedom in contemporary Iran and his realist depictions of rural life, drawn from personal experience.

برنده لوح زرین بیست سال داستان‌نویسی بر کلیه آثار، به همراه امین فقیری ۱۳۷۶
دریافت جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی، بدر نخستین دوره جایزه ادبی یلدا به همت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان ۱۳۸۲
برنده جایزه ادبی واو ۱۳۹۰
Award for International Literature at the House of Cultures in Berlin 2009
Nominated Asian Literary Award for the novel Collon Collin 2011
Nominated for Man Booker International prize 2011
برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک عمر فعالیت ۲۰۱۲
English translation of Colonel's novel, translated by Tom Petrodill, nominee for the best translation book in America 2013
Winner of the Literary Prize Ian Millski Switzerland 2013
Knight of the Art and Literature of France 2014

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
16 (14%)
4 stars
20 (17%)
3 stars
42 (36%)
2 stars
28 (24%)
1 star
8 (7%)
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
Profile Image for Saman.
338 reviews169 followers
March 6, 2024
ققنوس نمایشنامه ایست که به قول نویسنده برای خواندن است و نه به صحنه بردن.در این نمایشنامه ما با دو شخصیت اصلی(و ایضا دو سه نفر فرعی) به نام ابراهیم ابراهیمی باغچه سرایی(زندانی) و بازجویی به نام آریا سر و کار داریم.کتاب رو میتونم به دو بخش کلی تقسیم کنم،یکی شرح بازجویی ها و صحبتهای ابراهیم و آریا و البته شکنجه هایی که صورت میگیره.و دیگری واگویه های درونی ابراهیم که به نظرم بسیار خوب و درخشان از آب در آمده.کتاب سال 58 نوشته شده.کتابی مناسب شور و حال انقلابی اون زمان(به ویژه با توجه به نحوه به پایان رسیدن نمایشنامه) و احتمالا حاصل تجربه بازداشت خود دولت آبادی در اوایل دهه پنجاه.به گمانم نویسنده سعی داشت ادای دینی بکنه به کسانی که تحت شکنجه ها قرار گرفتند و دم نزدند.نثر دولت آبادی در این اثر ساده و روان بود و پیچیدگی خاصی نداشت.لحظات تاثیرگذار و دلهره آوری در نمایشنامه بود و شخصا با تاریخ مصرف دار بودن این نمایشنامه و محتوای آن مخالفم
Profile Image for Ali moharamkhani.
43 reviews12 followers
February 7, 2017
داستان تو فضاي خيلي تاريك و خفقاني جريان داره كه حول اعتراف گيري و شكنجه و ساواك ميچرخه، حرفهاي ساواكي خيلي جالبه...!
البته نمايشنامه اي كوتاهه...!
Profile Image for Pooya Kiani.
415 reviews123 followers
January 15, 2017
نمی‌دونم چطور می‌شه این اثر رو کنار سایر آثار دولت‌آبادی قرار داد. معمولی‌تر از حد انتظاره. می‌یییشه به عنوان درامی برشتی خودنش، اما، باز هم حرف زیاد و نه حرفی برای گفتن از نظر ادبی. دوست دارم دراماتورژیش کنم مثلا! شاید هم کردم! حیف از فکر و موقعیت اثر و حیف از کارنامه‌ی محمود دولت‌آبادی.
....
پ‌ن:
خوندن ریویوی بالا حس خوبی بهم داد. بعد از اون بود که طی چند ماه تلاش دراماتورژی و کارگردانیش کردم. یه تجربه‌ی فوق‌العاده.

در صورتی که علاقه داشتید متن داراماتورژی شده رو مطالعه کنید به من پیام بدید.
Profile Image for Ali Archive.
19 reviews1 follower
February 2, 2015
همزمانی اتفاقی خوندن این نمایشنامه با 12 بهمن!
Profile Image for Mojtaba zahedi.
54 reviews5 followers
May 11, 2016
به نظرم یکی از قوی ترین نمایش نامه های ایرانی هست
دولت آبادی نشون داد که همه فن حریف است و در نمایش نامه نویسی هم فوقالعادس
و چقدر مناظره ابراهیم ابراهیمی باغچه سرایی فوقلعادس یک درگیری درونی که خیلی زیبا به تصویر کشیده شده
Profile Image for Ali.
Author 17 books676 followers
May 14, 2008
اگرچه رمان در جامعه ی ما چیزی حدود دویست سال دیر به دنیا آمده، در تاریخ صد ساله ی رمان فارسی، کلیدر هم چیزی حدود پنجاه سال دیر به دنیا آمده است. این رمان به دوران داستان های بلند عیاری تعلق دارد، که در سرتاسر آن نه از کثرت گرایی رمان معاصر جهان خبری هست و نه از روایت های مدرن قصه گویی. یک حکایت دراز از یک سلسله وقایعی وصفی و نقلی که تلاش شده به زبانی زیبا روایت شود که اگر در حجم "جای خالی سلوج" بود، که به گمان من تنها رمان خواندنی دولت آبادی ست، از بسیاری جهات پذیرفتنی تر از حجم فعلی می توانست باشد.
محمود دولت آبادی به طیف چپ نویسندگان معاصر ما تعلق دارد که مفتون "اجتماعی" نویسی و ادبیات "مردمی" بوده اند. از سوی دیگر تقریبن همه ی نویسندگان طیف چپ ما در سال هایی نوشتن را آغاز کرده اند، یا در مراحل اول نویسندگی خود بوده اند که فلسفه ی سارتر در مورد "تعهد ادبیات" در جامعه ی ادبی ما علاقمندان بسیار داشت و کسانی چون آل احمد در هژمونی این عقیده، سخت موثر بودند. از همین رو این نویسندگان همه جا یک چشم به نویسندگان دوران شوروی نظیر "شولوخوف" و "گورکی" داشته اند و با چشمی دیگر به نمونه های غربی نویسنده ی چپ نظیر "رومن رولان" نظر داشته اند. تقریبن تمامی رمان های چند جلدی ما به این طیف نویسندگان نظیر احمد محمود(مدار صفر درجه)، علی اشرف درویشیان(سال های ابری) و محمود دولت آبادی (کلیدر) تعلق دارد که سرمشقشان "دن آرام"، یعنی روایتی حماسی از قهرمانی ملی میهنی بوده است. اما از آنجا که این نویسندگان به طیف چپ تعلق داشته اند و بر خلاف همتایان روسی خود، با نظام حاکم در جامعه هیچ گونه توافق و تعاملی نداشته اند، هم چنین به دلیل سانسور و ممنوعیت و حرمت روایت میهنی، بیشتر به جنبه های مردمی آثارشان پرداخته اند و از سرمشق هایی چون "ژان کریستف" و "جان شیفته" بهره گرفته اند. به احتمالی دولت آبادی پس از نقدهایی که بر کلیدر و برخی آثار دیگرش نوشته شد، تلاش کرد تا در اثر بلند بعدی ش "روزگار سپری شده ..." نیم نگاهی به "زمان از دست رفته"ی "مارسل پروست" داشته باشد و تلاش کند از تکنیک های رمان استفاده کند!
باید گفت که تمامی آثار بلند دولت آبادی از یک پلات خوب، شخصیت های بجا و فکری تازه و بکر بهره مندند، اشکال او و بسیاری از نویسندگان دیگر ما در کمبود و نقص تکنیک رمان است. شاید علت اصلی این باشد که اکثریت قاطع نویسندگان ما از ندانستن یک زبان خارجی در حد مطالعه ی مستقیم رمان ها و داستان ها و نقدها و نظریه ها رنج می برند و اغلب متکی به ترجمه ی این آثار به فارسی اند. عیب بزرگ این مساله سوای کمبود مترجم خوب و ناچیز بودن ترجمه هایی در زمینه ی نقد و نظر ادبی، یکی هم آن است که همان ترجمه ها هم اغلب سه چهار دهه از تالیف اثر اصلی دیرتر به فارسی برگردانده شده اند و این بی خبری از ادبیات روز جهان یکی از علل کمبودهایی ست که در رمان و داستان کوتاه معاصر ما به چشم می خورد.
به گمان من دولت آبادی در آثار کم حجم اولیه اش هم تکنیک بهتری دارد و هم صادق تر است. آنجا که هنوز به شهرت نرسیده و دغدغه اش داستان و خط و ربط و شخصیت و فضای قصه است، اثارش صمیمی و دلنشین تر بنظر می رسند.
Profile Image for AmirHossein Obbohat.
18 reviews6 followers
February 10, 2019
نمایشنامه ای برای خوانش از استاد دولت‌آبادی که می‌توان گفت از ضعیف ترین کارهای استاد است... برعکس مضمون کار فضا دلنشین است و موقعیت و حس فضا را به خوبی منتقل می‌کند. درکل به سختی می‌توان گفت ارزش یک‌بار خواندن دارد!
Profile Image for Roya Shakeri.
118 reviews13 followers
November 27, 2014
ابراهيم: آدم... چطور مي تواند با آدم همچو كاري بكند؟
آريا (بازجو): آدم؟ اتفاقاً فقط آدم مي تواند با آدم همچو كارهايي بكند.
Profile Image for مجیدی‌ام.
216 reviews151 followers
December 24, 2015
خیلی اهل نمایشنامه و فیلمنامه نیستم، ولی خوشم اومد.
کارای دولت آبادی همه خوبن :)
Profile Image for Mohamadjavad Taghipour.
97 reviews5 followers
December 25, 2020
اوهام خلاصه ای از این نمایشنامه است، اوهام آمیخته به خفقان و درد و رنج... اما به سختی میتوان خط درست نمایش و از آن مهمتر پایانی خوب را از آن برداشت.
5.دی ماه.1399
Displaying 1 - 11 of 11 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.