زندگی طوفانی (خاطرات سیدحسن تقی زاده)؛ به کوشش: ایرج افشار؛ چاپ دوم بهار 1372؛ بر افزوده شده بر آن بخش پیوست؛ تهران، انتشارات علمی؛ 994 صفحه؛ گنجینه ایران و ایرانیان، زیر نظر ایرج افشار، شماره 8؛ جلد اول این کتاب در سال 1368 توسط انتشارات علمی به چاپ رسید و در پایان آن گفته شده بود جلد دوم (پیوست) که حاوی اسناد و اوراق است بعدا منتشر می شود. در چاپ دوم این کتاب به سال 1372، جلد اول و جلد دوم (پیوست) یکباره به دسترس پژوهندگان گذاشته شد.
TAQIZADEH (Taqizāda), SAYYED ḤASAN (b. Tabriz, 30 Ramażān 1295/27 September 1878; d. Tehran, 8 Bahman 1348/28 January 1970), distinguished statesman, constitutionalist, and scholar.
(Persian: سیدحسن تقیزاده)
He was an influential Iranian politician and diplomat, of Azeri origin, during the Qajar dynasty under the reign of Mohammad Ali Shah, as well as the Pahlavi dynasty under the reign of Reza Shah and Mohammad Reza Shah. Although in the modern political history Taqizadeh is known as a secular politician, who believed that "outwardly and inwardly, in body and in spirit, Iran must become Europeanized", he came from a traditional Islamic Sayyed-family (descendant of Muhammad). His father, Sayyed Taqi, was a clergyman and when Sayyed Hasan became a mullah, it seemed likely that he would follow in his father's footsteps. From an early age Taqizadeh showed interest in enlightened ideas and the Western concept of constitutionalism. This interest can be traced back to the socio-political sphere in which Taqizadeh became an adult. He grew up in Tabriz, the capital city of East Azerbaijan province, which was the gateway to the modern and progressive ideas coming from Russia and especially Western Europe. In the time of World War I, World War II and after, Taqizadeh was the most influential person in Iran who support intress of German Empire against Russia and Britain.
عمده کتاب درباره خاطرات دوره مشروطیت است و بخشی از دوره رضاشاه و بخشی دوره محمدرضا چقدر در دوره زندگی اش کار کرده، آدم میماند. نظراتش درباره مصدق هم جالب است و همچنین درباره کلنل پسیان و خیابانی و میرزاکوچک خان. مجموعا چیزی که به چشم میآید نوعی انصاف درباره عموم اشخاص است که حتی از مخالفان او بوده اند. با این همه از فحش و ناسزا به برخی خودداری نکرده. اجمالا صادقانه به نظر میآید. اینکه در حدود هشتادسالگی این خاطرات را نقل کرده (به صورت ضبط در نوار) و با وجود تکرار چندباره بعضی، اختلافی در نقل حوادث وجود ندارد جالب توجه است. مشخصا حافظه ای قوی داشته و تناقضات درونی در نقل وقایع به چشم نمیخورد.
نکته منفی اینکه درباره فعالیتهای فرهنگی خود تقریبا جز چند استثنا چیزی نقل نکرده و خواننده ای که تنها این کتاب را از او میخواند چندان با اهمیت وجه فرهنگی او برخورد یا آشنایی پیدا نمیکند.
تقیزاده را باید بسیار دقیق دید و شناخت و معرفی کرد. از مردان بزرگ ایران معاصر است. خدایش بیامرزد.
بخشی ازخاطرات حسن تقی زاده است . او شخصیتی است بسیار مطرح دربسیاری از کتابهای تاریخی ایران وعقاید متناقض درباب او بسیاراست . ازمردی صالح و دارای سلامت مالی تا مردی فرصت طلب و..تبریزی است و درخانواده ما ازاوبه نیکی یاد نشده است :). باهوش ، جسور وفعال است وبه نظرم به زیرکی می توانسته روی امواج بلغزد وروی طنابها ی باریک التهابات زمانه خود گام بردارد.کتاب بسیارخوبی است برای داشتن ایده ای ازتحولات تاریخی دوران مشروطه و رضا شاه . البته بهتراست که کتابهای تاریخی درکناریکدیگرمطالعه شود تا شاید بهتر به حقایق نانوشته و برزبان نیامده بین سطورکتابها پی برد چه هرکس واقعیت راازدید خود می بیند ،میگوید ومی نویسد .
فکر کنم 10 سالم بود که کتاب تاریخ مشروطه کسروی رو خوندم و بر خلاف چیزی که ممکنه خیلی ها فکر کنند این کتاب مناسب اون سن نیست ، اتفاقا هنوز هم خیلی جاهاش یادم مونده. یکیش هم این که از همون موقع از تقی زاده خوشم نیومد.برای همین هم چند سالی بود که این کتاب گوشه کتابخونه افتاده بود .ولی این هم به تجربه به من ثابت شده که هر قدر هم از کسی بدتون بیاد ، وقتی خاطراتش رو بخونید و پای حرفها و درددل هاش بشینید ، خواه ناخواه باهاش احساس نزدیکی بیشتری می کنید.اصولا فکر می کنم خیلی از اختلافات دنیا ناشی از این باشه که آدمها طرف مقابلشون رو دقیقا "نمی فهمند" و اگه راهی پیدا میشد که هم رو بفهمند ، دست کم اختلافهاشون اگه هم از بین نمی رفت ، کم تر و قابل تحمل تر می شد.قبل از خوندن این کتاب هم با خودم فکر می کردم آیا ممکنه با تقی زاده هم احساس نزدیکی بیشتری کنم؟ و واقعا همین طور هم شد! خیلی برام جالب بود که توصیفات مرحوم تقی زاده از وقایع تاریخی چقدر زنده و همراه با جزییاتی بود که اون رو مثل صحنه یه فیلم تو ذهن آدم تصویر می کرد
چند مدتی از گزارش نوشتن در مورد مطالب مختلف دور شدم . عید واسه آدم هایی مث من اصلا مثل بقیه نیست . اینکه چطور هست رو دوس ندارم بگم . فقط به هر حال توش وقت بیشتری برای مطالعه دارم . به هر حال دیگه نباید این حرفا رو اینجا زد که جاش اینجا نیست . کتاب زندگی طوفانی ، دست نوشته های سید حسن تقی زاده هست . یه مرد خیلی دو لبه توی تاریخ معاصر ما . یجورایی هم دشمن و هم دوست های خیلی زیادی در زمان خودش و پش از خودش داشت . چیزی که بیشتر میشه از آرائش برداشت کرد طرفداری از یه نوع آزادی طلبی ایبرالی صوصا از نوع فرانسویش و حتی به آوانگاردی ولتر بوده و در عین حال تطبیق این مسئله با رسم و رسوم و امور مذهبی و حتی درباری ایران در زمانی حدودا از مشروطه یعنی دوره ی افول قجر تا دوره ی پهلوی رو در بر می گیره . قصد من کمتر این بود که بخوام خود اون رو مورد مطالعه قرار بدم . چون حس می کنم تقابل با افراد و مکان ها و خیلی چیزهای دیگه ای که سابق بر این فقط در یک سری جای و مکان جدی در موردشون خونده بودم و حالا میشد یه مقدار صمیمانه تر بااشون برخورد داشت رو در من به وجود می آورد . در ادامه هم باید از بزرگی مثل ایرج افشار نام برد که این اثر هم یکی دیگه از آثار مجموعه ی گنجینه ایران و ایرانیان ایشونه و چقدر دریغ هست که کتابداری با این وسعت نظر و دانش شاید هر جنجاه سال یا صد سالی در یک جامعه به وجود بیاد . در آخر می خوام بگم مجموعا برای اصلاع دقیق از جغرافیای تاریخی ایران کتاب خیلی مفیدیه .
به نظرم برای آگاهی از تاریخ معاصر شناسایی دقیق و فهم بی طرف از افراد اولین نکته ی مهم است. طیف گسترده ای از افراد تحت تاثیر و دنباله رو و طرفدار تقی زاده بوده اند، تقی زاده حامی بسیاری از نویسندگان ایران بوده است. در این کتاب با گوشه هایی از زندگی و سیر فعالیتهای تقی زاده از زبان خودش آشنا می شویم. برای من خدمات شایان فکری او به فرهنگ ایران و تلاش او برای اعتلای ایران در جهان قابل تقدیر و تحسین است.
کتاب "زندگی طوفانی"، یکی از کاملترین منابع برای آگاهی از شرح زندگانی دانشمند فقید سیدحسن تقی زاده است. اما بگفته شادروان ایرج افشار در صفحۀ 5 همین کتاب: افسوس گران این است که آقای تقی زاده در این خاطرات نظری و عنایتی به مسائل فرهنگی و فعالیتهای علمی در ایران نداشته. اگر از بستگیها و مذاکرات علمی خود با امثال قزوینی و پورداود و اقبال و مینوی و علل و نحوۀ حمایت از آنان و نیز از مباحثات و روابط خود با مستشرقان مشهوری چون مارکوارت و اسکارمان و هنینگ و بیلی و مینورسکی و چهل پنجاه تن دیگر سخنی گفته بود جامعیت خاطرات بیشتر می بود و چهره ای دیگر از فعالیت ذهنی و علمی و ذوقی او هویدا شده بود. برای آگاهی از زندگی و آثار سیدحسن تقی زاده، به صفحه ایشان در دانشنامۀ ایرانیکا نگاه کنید: http://www.iranicaonline.org/articles...
خوب این هم از آن کتابهاست که نمیشود نخواند. برای من آن قسمت نزدیکی به آلمان خیلی جالب بود. این آدم از اول جوانی درگیر مقدرات ایران بوده است و چیزی که مرا تحت تاثیر قرار داد این بود که به دنبال جمع کردن مال دنیا هم نبوده است. علاقهاش به دانستن و به تاثیرگذاری بر سرنوشت میهن بوده است. از این آدمها کم داشتهایم.
کتاب نثر قوی ندارد و تعداد زیادی از خاطرات مدام تکرار میـشوند. در کل برایم سیر زندگی تقی زاده سیر جالبیست. تبدیل شدن از یک مبارز پرشور مشروطه به مهره ای در نظام دیکتاتوری پهلوی و پشت کردن به آرمانهای دوران جوانیش مرا به فکر فرو برد. نمیـشود گفت صرف منفعت طلبی این سیر را به وجود آورده. شاید ترس از تجزیه ایران. یک نکته دیگر هم که در خاطراتش جالب بود و البته قضاوت شخصی من است این بود که به مصدق حسادت میورزیده و حتی حاضر نشده که کودتا را شرح دهد. خواندن کتاب را هم برای آشنایی با وقایع و شخصیتهای آن زمان و هم برای رویارویی با شخصیت تقی زاده به عنوان یکی از موثرترین شخصیتهای تاریخ معاصر پیشنهاد میکنم
قبلتر در بیپولی و نایابیِ کتاب از روی PDF در لپتاپ ایسوس قدیمی خوانده بودم و حالا در خلوتیِ کرونایی نسخهی چاپی تمیزی دستیاب شد چند روزی همسفر جناب تقیزاده بودیم. هنوز جای بیوگرافی درست درمان این موجود وحشتناک خالیست. حیف که خاطرات روزنوشت ندارد تقیزاده. اگر از ابتدای دورهی وکالت مجلس مشروطه مینوشتتا دم مرگ کتاب تاریخی بینظیری میشد.