Jump to ratings and reviews
Rate this book

اینک شوکران ۳: ایوب بلندی به روایت همسر شهید

Rate this book
می گویند درد و رنج همراه ازلی تمام آدم هاست. درست از لحظه ای که متولد می شوند تا دم مرگ. اما انگار بیش تر آدم ها در برابر این همراه، اختیار و اراده شان را از دست می دهند و ادامه ی زندگی برایشان ناممکن می شود. وقتی درد ها یکی دوتا نباشد و همه بی درمان. وقتی جسم دیگر توان این همه درد را نداشته باشد، روح بلند و صبر ایوب می طلبد که هنوز زندگی کنی و به دردهایت لبخند بزنی.

Paperback

First published April 1, 2014

1 person is currently reading
48 people want to read

About the author

زینب عزیزمحمدی

2 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
49 (61%)
4 stars
12 (15%)
3 stars
11 (13%)
2 stars
8 (10%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 19 of 19 reviews
Profile Image for Sara Pahlevani.
157 reviews33 followers
August 4, 2020
تازه فهمیدم مجموعه ی "اینک شوکران" مال جانبازهاییه که بعد از اتمام جنگ شهید شدن!

هیچی راجع به این کتاب ندارم بگم. فقط خیلی خیلی متفاوت بود. و من این تفاوتو دوست داشتم. موقع خوندن کتابای این مجموعه همش ناراحت میشم که چرا این آدما اینقدر به خودشون و به خونواده ش زیادی و الکی سخت گرفتن؟! میدونم شاید این حرف بی انصافی باشه، اما حقیقتا ناراحت میشدم وقتی میخوندم که پسر چندماهه ی شهید طالبی از شدت عفونت گوش امکان کر شدنش بوده و ایشون حتا نیومده که ببردش دکتر. یعنی حداقل کاری که یه پدر برای فرزندش میکنه.

و این کتاب متفاوت بود. یه جور خوبی متفاوت بود! مث همون جایی که واسه دختر 7 ساله ش لاک و نوار آهنگ میخره و بهش میگه فقط وقتی میری بیرون پاکشون کن :)

Profile Image for Sara MostaghaC.
191 reviews80 followers
July 11, 2015
فوق العاده بود. از همان اول که برای خواستگاری آمدند با لباس های خیس و بعد هم آن پیژامه و پیراهن آقاجون...تا آن جایی که پرستار برگشت به شهلا گفت همسر شما فوت کرد...
فوق العاده بود ولی خیلی درد داشت...

آخر کی اسم تو را گذاشت ایوب؟
می دانی؟ تقصیر همان است که تو این قدر سختی کشیدی...


خیلی کم پیش می آید با کتابی اشک بریزم ولی با این کتاب خیلی گریه کردم. انتظار نداشتم این طور شهید شوند...انتظار نداشتم این طور زندگی کرده باشند...

روح بلند و صبر ایوب می طلبد که هنوز زندگی کنی و به دردهایت لبخند بزنی.
Profile Image for Susan.
271 reviews75 followers
November 2, 2015
من که فقط زندگی شهید را خواندم،یک دنیا درد کشیدم با کتاب.خود شهید چه کشیده....
دردناکترین قسمتش جایی بود که یکی از بچه ها بعد از شهادت پدر مدرسه نمی رفت و به مادرش می گفت:بابا که رفت،اگه برم مدرسه ببینم تو هم رفتی بعد چی کار کنم؟
شادی روح شهید صلوات.
Profile Image for Batul.
169 reviews83 followers
May 14, 2014
شرح درد
شرح صبر
شرح عشق
.
.
.
Profile Image for Elahe Molae.
63 reviews56 followers
May 24, 2015
براي شادي روحشون صلوات...
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم..
Profile Image for ZahRaa Kyl.
82 reviews6 followers
September 27, 2017
این آدم متفاوت بود...این آدمها فرق داشتند....فضای خانه شان پر بود از مهر و لبخند...با لبخند همراهی میکنی اوایل کتاب را...این آدم متفاوت و بی پروا را انگار جایی دیده ای...یک جایی به بعد دردی هست که نمیدانی باهاش چ کنی...به شدت پیشنهادش میکنم...به شدت حالم را متحول کرد...:)
223 reviews50 followers
February 7, 2015
"قاب عکس ایوب را از روی تاقچه برداشتم و روی سینه م فشار دادم. آه کشیدم: آخر کی اسم تو را گذاشت ایوب؟"
Profile Image for Marmolia marmol poor.
7 reviews44 followers
May 17, 2013
جنگ تمام شد و مرد به شهر برگشت. با تنی خسته و زخم های که در آن ، که آرام آرام خود را نشان می داد. زخم های که می خواست سالهای سخت ماندن را کوتاه کند، اما زندگی در کار دیگری بود؛ لحظه لحظه اش او را به خود پیوند می زد و ماندن بهانه ای شده بود برای این که این پیوند ردی بر زمین بگذارد...
Profile Image for حسین دهلوی.
64 reviews18 followers
May 10, 2019
فوق العاده جذاب و بانمک. البته پایان تمامی اینک شوکران‌ها دل‌گیر است...
Profile Image for masoud hassanlou.
8 reviews3 followers
November 7, 2015
یک جاهایی آدم چون مطمئن است ایوب شهید میشود و از این درد و رنج رها، به خواندن ادامه می دهد، وگرنه توانی برایت نمی ماند که خط به خط درد های ایوب را بخوانی و گذر کنی....
5 reviews1 follower
January 25, 2015
فقط میتونم بگم از آخرای حکایت ازی جایی ب بعدش دیگ انگارخودت نیستی شهلامیشی باچشمای بی رمقو روحی ک انگاربا جسم ایوب پر کشیده هدی میشی با اصرارش برای اینک باباش کنارخودش توشهرخودش بخوابه حتی محمدحسینی میشی ک رفتن باباشو تو بغلش باور نمیکرد..میخکوب میشی مسحور میشی باآخرحکایت ایوب بلندنظرمحنت کش..گ
426 reviews6 followers
March 29, 2023
یه دختر فداکار که اصرار داره با یک جانباز ازدواج کنه تا تونسته باشه قدمتی به اسلام و انقلاب کنه. ایشون جانباز اعصاب و روان هم بودن و سختی های زیادی رو گذروندن. اول کتاب عاشقانه و بامزه و آخرش تلخ و دلخراش..‌

«ایوب بلندی؛ به روایت شهلا غیاثوند همسر شهید (جلد سوم)» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/53739
41 reviews2 followers
March 29, 2023
جز معدود کتاب هایی هست که داستان زندگی کنار یک جانباز اعصاب و روان رو به خوبی روایت کرده! قصه ی عشق و سختی ها و شیرینی های زندگی دو نفر و تلاش اون ها برای فهمیدن دنیای هم! ریتم و روایت داستان اونقدر قشنگ هست که دلتون بخواد اون رو چندین بار بخونید.
_____
لینک کتاب در طاقچه:

https://taaghche.com/book/53739
Profile Image for Leyla Abedinzade.
111 reviews6 followers
March 24, 2023
شخصیت شهید بلندی با شخصیت‌های دیگه ای از شهدا که تا قبل از خواندن این کتاب شناخته بودم فرق داشت. تفاوت عجیب و غریبی نبود اما سخت عاشقانه بود.

«ایوب بلندی؛ به روایت شهلا غیاثوند همسر شهید (جلد سوم)» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/53739
58 reviews1 follower
February 10, 2024
[از دو طرف تخت ملحفه آویزان بود و کسـی مـن را نمی‌دیـد. وقتی پرزهـای تِی می‌خـورد توی صورتم، می‌فهمیدم صبح شـده و نظافتچی دارد اتاق را تمیز می‌کند.]

اینقدر که با خوندنش منقلب شدم اصلا نمیدونم در حال حاضر چه حسی دارم
Profile Image for Masoud.
133 reviews
Read
December 17, 2025
بعد از خوندن جلد دوم اینک شوکران، تصمیم گرفتم دیگه هیچ کتابی از این مجموعه رو نخونم. چون خیلی اذیت شدم. روایت این کتاب‌ها در عین زیبایی، نابودکننده هم هستند. این کتاب نسبت دو کتاب قبلی کمتر قلب آدم ��و می‌فشرد و از این لحاظ بهتر بود.

در مورد محتوای کتاب هم چیزی نمی‌تونم بگم. زبان آدم از توصیفِ این‌همه فداکاری و ایثار قاصره.
حتماً بخونید. پیشنهاد میشه.
Displaying 1 - 19 of 19 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.