Khodam699 reviews29 followersFollowFollowApril 18, 2021صبح ِطلوع ِ شعر وغزل ، ناشتای تویعنی سلام ، زنده شدم با دعای تویعنی دوباره... باتو من از خواب می پرمبا موج های ملتهب خنده های توحس می کنم که جنبش قلب و رگان منتنظیم می شوند به آهنگ پای تویعنی که رگ رگ تن من شوق می شودیعنی که تنگ می شود این دل برای تواحساس می کنم که تو من می شوی و منیک لحظه خواستم که بیایم به جای تویک لحظه خواستم ...به خوبی تو باشم و دلمیک لحظه ! یک دقیقه! ... شود آشنای تو... تازه سلام اول این قصه می رسدپر می شود تمام من از ماجرای توگنجشک می شوی و قناری نغمه خواندر گوش من ترنم نرم صدای توتو خوبی آنقدر که هوا خوب می شوداصلا هوای من شده خوب از هوای توخورشید هم به قدرتو زیبا و خوب نیستگل ، سعی می کند که در آرد ادای تواصلا خودت بگو که چه کردی که ساختتاین سان لطیف و ناز و معطر ، خدای تو ؟خوابم گرفته با تغزل آرام در صداتآرام می شود دوباره دل از لای لای توصبحانه حاضرست ،بفرما غزل بنوشطعم بهشت می دهد امروز چای تو!!!برنامه چیست ؟ زل زدن محض در نگاتاکران ماندگار تو و سینمای توحالا منم و لطف تو هر لحظه بیشترهی سوء استفاده می شود از این حیای تومن چیزهای خوب زیادی نداشتم!می فهمم آخر ارزش و قدر و بهای تومی فهمم اینکه نوری و آب و درخت و ...آهمی دانم اینکه توی جهان نیست تای ِ تو...می دانم اینكه جهان ، تلخ و شور و سردسنگ و سیاه و سخت تمامش؟! ، سوای تو!من سی و شش سالخودم را نوشته اممی ریزم این تمام خودم را به پای تواصلا برای چیست مناینقدر حرف ... حرف ...اصلا تمام زندگی من فدای ِ توتو خوبی انقدر که هوا خوب می شوداصلا هوای من شده خوب از هوای تو